نامه گذار به ترامپ و نکاتی در مورد تکنولوژی

چندی پیش، محمدرضا سندی به نام Transition Letter در وبلاگش معرفی کرد که در آن ۴۰ شرکت آمریکایی که مشخصا در حوزه اینترنت فعال هستند -یا به اصطلاح تجارت الکترونیک کسب و کارهای pure play نامیده می شوند- به ترامپ نامه ای ارسال کرده اند.

آنجا محمدرضا اشاره کرده بود که نکاتی در این نامه وجود دارد که می تواند مسیر میان مدت شرکت های تکنولوژی را مشخص کند. چند وقتی بود که این سند را می خواندم. در ادامه این نوشته سعی می کنم بخش هایی که برای مهم بودند و همچنین برداشت ها و توضیحات شخصی خودم را مخلوط با آن ذکر کنم.

به نظرم چالش هایی که امروز شرکت های خارجی با آن درگیر هستند گذرگاهی است که خواسته یا ناخواسته اکوسیستم دیجیتال داخلی ما روزی به آنجا خواهد رسید.

۱- سهم اینترنت در کیک اقتصاد: در سال ۲۰۱۴ بخش اینترنت حدود ۶ درصد از اقتصاد آمریکا یعنی در حدود ۱ تریلیون دلار (۴۰۰ تریلیون تومان) را تشکیل داده. در کل دنیا تقریبا هر سال ۸ تریلیون دلار در قالب تجارت اکترونیک جابجا می شود. از این که ایران چه سهمی دارد و چه سهمی می تواند داشته باشد اطلاعاتی وجود ندارد.

۲- مسئولیت قانونی واسطه ها یا Intermediary Liability: شرکت ها درمورد محتوایی که کاربران بارگذاری می کنند چه مسئولیتی دارد؟ یک سایت اشتراک ویدیو یا پلفترم پیام رسان مسئول تخلفی که توسط کاربران آن اتفاق افتاده، هست یا نه؟

در این نامه شرکت ها به دنبال چارچوبی هستند که مسئولیتی کمتری در قبال محتوی ارائه شده توسط مشتری بر عهده بگیرند. شاید همین دعوایی که بین نهادهای دولتی خودمان و وب سایت های اجتماعی مثل آپارات یا تلگرام پیش آمد نتیجه یکی دانستن مسئولیت ارائه کننده محتوی با بستر ارائه دانست. فکر کنم در ایران عملاً قانون مشخصی برای مشخص کردن این مرز وجود ندارد.

۳- کپی رایت: که من به آن نمی پردازم. در یکی از بندها به مسئله پلتفرم های دیجیتال موسیقی و قوانین کپی رایت موسیقی اشاره شده.

به نظرم با این حجم گسترده تقاضای شرکت های آمریکایی از دولتشان که اهمیت کپی رایت در صنعت اینترنت را می رساند در کشور ما که هیچ کپی رایتی وجود ندارد مشخص نیست چه کسی باید قوانین مرتبط با کپی رایت را تدوین و بازنگری کند؟ آیا رشد و پیشرفت شرکت های ایتنرنتی در آینده بدون قانون کپی رایت امکان پذیر است؟

۴- امنیت اطلاعات و حریم خصوصی: بخشی که به نقش Big Data و اقتصاد داده محور اشاره شده. مواردی که استفاده هوشمندانه از داده توانسته به شرکت یاری دهد:

– شرکت هایی که از تحلیل داده ها در حد بسیارمناسب استفاده کرده اند در مقایسه با شرکت های مشابه خود ۷ الی ۱۰ درصد بهره وری آنها افزایش پیدا کرده است.

-شرکت هایی که در لیست مصرف کنندگان تحلیل داده جزو ۳۰ درصد ابتدایی بودند نسبت به سایر رقبا ۶ درصد سودآوری بیشتری را کسب کرده اند.

-داده، پتانسیل خلق ارزشی در حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای بخش سلامت آمریکا را دارد.

مردم به عنوان برنده اصلی نوآوری های مبتنی بر داده یا Data Driven از مزایای زیر بهره مند می شوند:

-به خاطر داده های ترافیکی که از محل تجمع انسان ها جمع آوری می شود همه می توانند سروقت به محل کار خود برسند.

-با استفاده از داده هایی که از بیماران قبلی به صورت ناشناس جمع آوری شده و در معرض عموم قرار دارد سرویس هایی توسعه پیدا می کند که باعث بهبودی سریعتر بیماران فعلی خواهد شد.

– قیمت محصولات و خدمات به خاطر افزایش شفافیت و امکان مقایسه با دیگران کاهش پیدا می کند.

در نامه به دولت توصیه شده بجای محدویت کردن دسترسی به داده ها روی امنیت اطلاعات و خصوصا مبارزه با identity theft یا سرقت هویت وقت و انرژی لازم را اختصاص دهد. سرقت هویت به مدت ۱۵ سال مهمترین مساله ای بوده که مشتریان از آن شکایت داشته اند.

در این لینک توضیح داده شده: “ایده (سرقت هویت) بسیار ساده است و آن استفاده یک فرد از هویت یک شخص دیگر، نظیر اطلاعات حساس و یا شخصی او برای سوء استفاده مالی و یا سایر اهداف مخرب است. به طوری که مهاجم می‌تواند با به‌کارگیری روش‌های متعدد به اطلاعات شخصی فرد قربانی، نظیر شماره کارت اعتباری، شماره تلفن، آدرس و… دسترسی پیدا نموده و از آن برای کلاه‌برداری‌های مالی از قربانی، فرار از مالیات، دریافت گواهینامه رانندگی و یا حتی دریافت یک وام دانشجویی استفاده کند.”

به نظرم جامعه ما که تازه امروز در حال “ورود” به فضای سایبر است در آینده نزدیک با این نوع مشکل امنیتی درگیر خواهد شد.

در پایان این بخش از دولت خواسته شده طوری برنامه ریزی شود که معلمان مدارس از تکنولوژی های آنلاین برای افزایش یادگیری دانش آموزان استفاده کنند.

۵-رمزنگاری: رمزنگاری قوی یکی از موارد حیاتی برای امنیت کشور و تک تک افراد جامعه آمریکا است. رمزنگاری در کنار نقش پدافندی ملی از سیستم مالی و زیرساخت استراتژیک کشور محافظت می کند.

دقیق یادم نمی آید ولی زمانی شنیدم که اریک اشمیت گفته بود تا ۱۰ سال آینده خبری از شیلترینگ نخواهد بود. به نظرم شرکت هایی مثل گوگل به دنبال ایجاد یک سیستم رمزنگاری بروی سرویس خود هستند طوری که تا چند سال آینده هیچ کس و هیچ دولتی نتواند مانعی برای تبادل اطلاعات بین این شرکت ها و مشتریانشان شود. یعنی عملاً سیستم های شیلترینگ از کار خواهند افتاد. در نامه اشاره شده که دولت از وضع قوانینی که رمزنگاری را تضعیف می کند خودداری کند.

۶- اقتصاد مشارکتی و مبتنی بر تقاضا on demand and sharing economy: با قدرتی که اینترنت و تکنولوژی های ابری در اختیار ما قرار داده پلتفرمهای اشتراکی این امکان را به هر انسانی داده اند تا از زمان آزاد و منابع اضافی خود برای درآمد افزون بر درآمد اصلی خود استفاده کنند. این قابلیت برای مردم ایجاد شده که در هرجایی و هر وقتی و هر طوری که خودشان می خواهند کار کرده و برخلاف روش های سنتی پول قابل توجهی را کسب کنند.

اگر چه امروز این صنعت مراحل ابتدایی خود را می گذارند ولی پیش بینی می شود درآمد این بخش از ۱۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ به ۳۳۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ برسد.

بهترین مثال از پلتفرم های اشتراکی که امروز اسم آن را همه جا می شنویم اوبر یا اسنپ است شما می توانید در هر ساعت از شبانه روز برای این شرکت ها کار کنید بدون اینکه محدویتی برای مکان و زمان فعالیت شما وجود داشته باشد. هروقت خواستید می توانید گوشی خود را خاموش و از سرویس خارج شوید.

همین طور کسی که امروز از طریق تلگرام محصولی را می فروشد را می توان نمونه از این کسب و کارهای فارغ از زمان و مکان دانست.

در این بخش نامه در مورد قوانین مختلف و ریز و درشت منظقه ای و ملی که رشد اقتصاد مشارکتی را کم می کند صحبت می کند و توضیح می دهد که این وجود موانع قانونی باعث افزایش هزینه این بخش و آسیب دیدن کارکنان و مشتریان این شرکت ها شده است.

همچنین در مورد قوانین کار صحبت شده و گفته شده به خاطر ماهیت سیال این کسب و کارها و اینکه افراد آزادی بی نظیر-که در گذشته سابقه نداشته- برای انتخاب محل و زمان کار دارند فشار برای اعمال قوانین صلب محیط کار سنتی ممکن است روح کارآفرینانه و لطیف این شرکت ها را جریحه دار کند. فکر کنم دعوای که اخیرا در انگلیس و وکشورهای اروپایی با شرکت اوبر اتفاق افتاده به همین خاطر است رانندگان خواستار حقوق یکسان یا کارگران سنتی هستند که همانطور که گفته شد این نوع شرکت ها تعهدی در این زمینه برای خود قایل نیستند.

۷- تکنولوژی های جدید: ورود تکنولوژی های نوظهور مثل پلتفرم های اشتراکی، اینترنت اشیا، خودران ها و هوش مصنوعی سوالال جدیدی را ایجاد کرده و قوانین جدیدی را طلب می کند. شرکت ها به دولت توصیه کردند که تغییرات بنیادی در قوانین قبلی ایجاد نکند.

۸- حمایت از مدل های کسب وکار جدید: از دولت خواسته شده که از مدل های کسب و کار جدید مثل Zero-rating حکایت کند. چون گویا این نوع ارائه خدمت با مفهوم بی طرفی اینترنت در تضاد است. Zero-rating مدل کسب و کار است که یک مشتری بابت داده‌هایی که از طریق برنامه‌ها یا وب‌گاه‌های خاص مصرف نموده‌، هزینه‌ای را پرداخت نخواهند کرد.

مثلاً فیس بوک در حال انجام یک پروژه به نام interent.org است که به مناطق محروم جهان دسترسی اینترنت در قالب بالن یا پهباد یا لیرز فراهم کند ولی اشتباه نکنید نه اینترنت کامل بلکه ایتنرنتی که فقط می توانید به فیس بوک دسترسی داشته باشید. این نوعی از مدل zero-rating است.

از مثال های وطنی هم می توان به ISP هایی مثل شاتل و آسیاتک اشاره کرد که مشتریان آنها از یکسری وبسایت های خاص می توانند به طور رایگان استفاده کرده یا فیلم و نرم افزار دانلود کنند.

در بخش های آخر به دولت پیشنهاد شده تسهیلاتی را برای جذب و نگهداری مغزهای فعال خارجی در حوزه تکنولوژی فراهم کند همچنین در کنار نیروهای خارجی بروی آموزش STEM و علوم کامپیوتر مدارس سرمایه گذاری کند تا در آینده به پوزیشن های شغلی فروانی که نیاز خوهد بود از نیروهای بومی آمریکا هم استفاده شود

مواردی  دیگری هم در نامه وجود داشت که به خاطر وقت و انرژی از آن خودداری کردم شما می توانید به اصل متن مراجعه کنید.

دانلود نسخه PDF نامه انجمن اینترنت (انگلیسی – ۱۲ صفحه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.