ما از تکنولوژی استفاده می‌کنیم یا تکنولوژی از ما؟

کتاب “اینترنت با مغز ما چه می‌کند” را برای دومین بار می‌خوانم ولی این سری یا ترجمه دیگری از نشر گمان. ترجمه قبلی که مربوط به نشر مازیار بود اصلاً خوب نبود. نمی‌دانم در این مملکت چه عادتی بدی است تا یک کتاب در دنیا معروف شده و مطرح می‌شود هر کسی که فرق a و an انگلیسی را می‌داند آستین بالا زده و نه برای ترجمه بلکه برای “تمرین” ترجمه آن کتاب را چنان سلاخی می‌کند که اگر ناشر و نویسنده اصلی کتاب آنرا را بخواند درجا خودکشی می‌کند. هدف ما ارائه یک ترجمه معقول برای علاقه‌مند کردن جامعه گریزان ار کتاب نیست هدف این است که خدای نکرده دیر نشود و ما “اولین” کسی باشیم که این کتاب را ترجمه می‌کند. از این‌ها بگذریم خواستم بگم ترجمه این کتاب که توسط محمود حبیبی صورت گرفته قابل قبول است.

کتاب نه صرفاً درباره تاثیر اینترنت بر مغز بلکه به طور عام درباره تاریخچه و فلسفه تکنولوژی صحبت می‌کند. پیش خود فکر می‌کردم نویسنده کتاب نیکلاس کار سعی کرده تاثیر یک سیستم پیچیده به نام اینترنت را بر سیستم که در همسایگی خودش قرار دارد -یعنی مغز- را توضیح دهد. کتاب فوق العاده‌ای است که به نظرم باید ده‌ها بار خواند. هر صفحه از آن بسیار آدمی را به فکر فرو می‌برد. 

در بخشی از کتاب نقل قولی از مارشال مک لوهان از کتاب Understanding Media آورده شده:

مارشال مک لوهان در فصل شیفته ابزار مکانیکی (Gadget Lover) در همان کتاب شناخت رسانه  می‌نویسد، در رادیکال‌ترین تعریف از جبرگرایی، بشر چیزی بیش از اندام تناسلی جهانی ماشینی نیست. در این تعریف نقش اصلی ما تولید ابزارهای پیشرفته‌تر است. نقشمان این است که ماشین‌ها را بارور کنیم. درست همان طور که زنبورها گیاهان را بارور می‌کنند و این کار را آنقدر ادامه دهیم تا فناوری به مرحله‌ای برسد که خودش بتواند تولید مثل کند و تکثیر شود. آن زمان ما دیگر به درد هیچ کاری نمی‌خوریم.

وقتی آن را خواندم اصلا احساس خوبی نداشتم. یعنی انگار آب یخی بر سر انسان بریزند. ما در این دنیا هیچ کاره‌ایم. ما توهمِ آزادی داریم. ما برای ارباب پنهانی بنام دنیا و مشخصاً تکنولوژی کار می‌کنیم. روزی هم اگر بخواهیم خود را از زنجیر آن آزاد کنیم از بین خواهیم رفت. مانند پرنده خانگی که از قفس فرار می‌کند.

اگر چه مک لوهان این حرف‌ها را زمانی گفته که تکنولوژی به اندازه امروز پیشرفت نکرده ولی اگر این روزها به اطرافمان نگاه کنیم تا حدی که تکنولوژی در حال پوشیده شدن برماست و گوگل به ما می‌گوید روی چه چیزی کلیک کنیم یا موبایل، نقشه و مسیر رفت و آمد ما را تعیین می‌کند، حرف های او نه در حد نظر بلکه انگار واقعیت است.

به نظرم حرف‌هایی که از سخنرانی susan blackmore در tedهم گوش دادم از این جنس است. اینکه مغز ما انسان  بستری است برای رشد و تکثیر ایده‌ها یا meme.

این تصویر را از همین اخیراً در webmindset دیدم. به نظرم هر چقدر بیشتر جستجوی کنیم شاید شواهد بیشتری بر این طرز تفکر جبرگرایه در بین صحبت‌ها و نوشته‌های نویسندگان و متفکران پیدا کنیم. دم‌دسترس‌ترین آنها هم محمدرضا خودمان است. 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.