این مردم بی‌سیاست اموراتشان نمی‌گذرد

[بعد از صرف شام] اولینا می‌گفت: “این خوراک ماست، عادت داریم با هر وعده [غذا]، قدری سیاست بیندازیم بالا. با صبحانه، انتخابات، با نهار، یک بحث پارلمانی، و با شام، اخباری شبانگاهی، که یا به آن می‌خندیم یا از شنیدن دروغ‌های حزب کمونیست علی‌رقم همه اتفاقاتی که افتاده و می‌خواهد به خوردمان بدهد حرص می‌خوریم”

شاید این مردم بتوانند بی‌غذا یک جورهایی سرکنند-چون خیلی گران است، یا چون چیزی گیر نمی‌آید که آدم بخورد، یا به هر دو دلیل- شاید بتوانند بدون کتاب و اطلاعات سرکنند، اما بی‌سیاست اموراتشان نمی‌گذرد.

از کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم

پی‌نوشت بی‌ربط: یک تصویر از سایت‌های خبری مشهور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.