آیا ظاهر مهم است؟

چند وقت پیش داشتم کتاب کوچکِ شازده کوچولو را می‌خواندم به داستان منجم ترک رسیدم. به یاد یکی از سوال‌های تکراری و بی‌پاسخم افتادم: آیا ظاهر مهم است؟ آیا ظاهر آدم‌ مهم است؟ اگر اجازه بدهید در اینجا بخشی از متن کتاب را با ترجمه محمد قاضی ذکر کنم:

هر که عیب دگران پیش تو آورد و بگفت

قدیم‌ها که خیلی مذهبی بودم و رعایت دستورات اسلام را در حد مرگ و زندگی می‌دانستم برای اینکه جلوی غیبت و سخن‌چینی اعضای خانواده و فامیل را بگیرم به آن‌ها می‌گفتم: ببینید کسی که جلوی شما غیبت کسی دیگر را می‌کند یا بدی‌های او را افشا و رسوایش می‌کند حتماً اسرار و بدی‌های شما را هم به دیگران خواهد گفت. بعد این بیت را می‌خواندم: هر که عیب دگران پیش تو آورد و بِگفت، بی‌گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد.

درباره چرخه عمر شرکت‌ها

چرخه عمر از درس‌های متمم است که خیلی دوستش دارم طوری که حل تمرین آن یک هفته‌ای از من وقت گرفت. نکته درس این است که همه چیز، آدم‌ها برندها شرکت‌ها نظریه‌ها مدل‌ها و به طور کلی هر چیزی روزی از بین خواهد رفت. اگرچه ما اکثراً به نابودی اعتقاد نداریم و اگر هم اعتقاد داشته باشیم براساس آن عمل نکرده و تصمیم نمی‌گیریم. چیزی که مرحوم گریس آگریس هم در قالب “نظریه مورد حمایت در مقابل نظریه‌ مورد استفاده” بیان می‌کند. یکی از جملات متمم این است که:

فریب تعداد بازدیدکننده

پیش‌نوشت: چند وقت پیش با خواندن کامنت‌های مطلب صدرا در مورد تهران وسوسه شدم که فیلم فروشنده را ببینم به همین خاطر با خانواده قرار گذاشتم که برای دیدن آن به تنها سینمای استان برویم. بعد از پایان فیلم خوب اصغر فرهادی حین خروج از سینما فهمیدم خواهرم که روبروی من نشسته بود بین تماشای فیلم، نیم ساعتی بیرون رفته و از بازار خرید کرده است. در فکر فرو رفتم که چقدر زیاد حواس‌ام یا بهتر بگم توجه‌ام به فیلم بوده (گویا تمرین‌های مدیریت توجه جواب داده 🙂 و در ثانی در چه روزگار عجیبی هستیم که محیط تاریک و بسته و عاری از امواج تلفن همراه هم مانع این نمی‌شود که تماشاگری تمام و کمال پای پرده سینما بنشیند. حال از خانه و سینمای خانگی بگذریم که عوامل حواس‌پرتی در آن بی‌نهایت است.