بحران بلاگفا، نسیم طالب و backup گرفتن از اطلاعات

در سال ۹۴ بحران عجیبی برای بلاگفا اتفاق افتاد. تمام آرشیو این سرویس دهنده از بین رفت. طوری که مطالب بعضی وبلاگ ها برای همیشه از بین رفتند و از صحنه روزگار محو شدند. آن حادثه بدترین اتفاقی بود که می توانست برای یک شرکت بیافتد و هیچ نویسنده ای هم انتظار نداشت نوشته ها و کامنت های بازدیدگنندگانش برای همیشه نیست و نابود شوند. چرا که همه به بلاگفا اطمینان داشتند که وظیفه پشتیبانی از اطلاعات را به نیابت آنها انجام خواهد داد. خود شرکت هم حتماً چنین اتفاقی را انتظار نداشت چون با محاسبات آنها بدترین اتفاقی که در گذشته برای یک سایت یا شرکت ایرانی اتفاق افتاده بود بسیار ضعیف تر و خفیفتر از این خرابی بود. و خوب در این مواقع فکر کردن و دغدغه داشتن برای حفظ و نگهداری از اطلاعات نوعی اضافی کاری و وسواس بیش از حد است. 

مدتی پیش که درس ظرفیت آزاد و ظرفیت مازاد را در متمم می خواندم با خودم می گفتم این درس واقعا ً به درد کسانی می خورد که مسئول database هستند و وظیفه شان نگهداری از یکسری اطلاعات هستند. در انتهای درس جمله ی آموزنده ی بود:

  • هر بار که با یک بحران و سختی مواجه می‌شوید، فقط به رفع آن بحران مشغول نشوید. بلکه راهکارهایی را انتخاب کنید که شما را برای مواجهه با بحرانی بزرگ‌تر آماده کنند

با خودم گفتم حتما پیام این درس باید کاربردی در زندگی روزمره ما داشته باشد و اینطور نباشد که پای صحبت های نسیم طالب بنشینم و بخوانیم و به به بگویم و بلند شویم و برویم و به همان زندگی که قبلا انجام می دادیم ادامه دهیم باید این درس ها خروجی عملی در زندگی ما داشته باشد. با خودم فکر کردم و موضوع بلاگفا و پاک شدن وبلاگم به یادم آمد:

امروز که من اینجا در این وبلاگ می نویسم هیچ وقت به ذهن من خطور نمی کند که فردا روزی از خواب بیدار شوم و ببینیم همه آنچه نوشته ام و بسیار مهمتر از آن همه آنچه دیگران برایم نوشته اند نابود شده و از بین رفته. یا دوست ندارم روزی بفهمم هارد لپ تاپم طوری سوخته و طوری از بین رفته که به هیچ شکل ممکن قابل بازیابی و ریکاوری نیست و باید قید تمام فایل های و تصاویری که در حد مرگ و زندگی برایم ارزش داشتند را بزنم. چرا اینقدر منفی نگری؟ دلیلش همان چیزی است که بر سر بلاگفا افتاد. امروز برای همه ما بدترین بحرانی که برای یک وبلاک پیش آمده بحران بلاگفا است ولی ما باید یک قدم جلوتر فکر کنیم ما باید به بحرانی فکر کنیم و خود را آماده کنیم که صدرصد اطلاعات ما بروی سرورها از بین برود خود را برای روزی آماده کنیم که صددرصد اطلاعات ما بروی هارد از بین برود و به هیچ نحو ممکن قابل برگرداندن نباشد. به نظرم این چیزی است که نسیم طالب سعی دارد به ما بیاموزد خودمان را برای بدترین بحران هایی که اصلا فکرش را هم نمی کنیم آماده کنیم. 

خوب تمام این استدلال ها را آوردم که از خودم قول بگیرم که برای نگهداری اطلاعات دقت مضاعف داشته باشم. برای همین یک میکرو اکشن هفتگی تعریف کردم. یک کاغذ یادداشت کوچک آماده کرده و لیست هفته ها را بروی آن نوشته ام. هر هفته خودم را ملزم می دانم که از وبلاگ یا هارد لپ تاپم خود پشتیبان تهیه کرده و آنرا در یک فلش ذخیره کنم و یک تیک در آنجا بزنم. البته ممکن است شما این کار را کار اضافی بدانید و مسئولیت آنرا بر عهده کسی دیگری بدانید که اساساً پول می گیرد که این کار را انجام دهد ولی با توجه به تجربه خودم این کار را نه کار اضافی بلکه کار آزاد می دانم. مثل ظرفیت آزاد در برابر ظرفیت مازاد.

نامه گذار به ترامپ و نکاتی در مورد تکنولوژی

چندی پیش، محمدرضا سندی به نام Transition Letter در وبلاگش معرفی کرد که در آن ۴۰ شرکت آمریکایی که مشخصا در حوزه اینترنت فعال هستند -یا به اصطلاح تجارت الکترونیک کسب و کارهای pure play نامیده می شوند- به ترامپ نامه ای ارسال کرده اند.

آنجا محمدرضا اشاره کرده بود که نکاتی در این نامه وجود دارد که می تواند مسیر میان مدت شرکت های تکنولوژی را مشخص کند. چند وقتی بود که این سند را می خواندم. در ادامه این نوشته سعی می کنم بخش هایی که برای مهم بودند و همچنین برداشت ها و توضیحات شخصی خودم را مخلوط با آن ذکر کنم.

به نظرم چالش هایی که امروز شرکت های خارجی با آن درگیر هستند گذرگاهی است که خواسته یا ناخواسته اکوسیستم دیجیتال داخلی ما روزی به آنجا خواهد رسید.

۱- سهم اینترنت در کیک اقتصاد: در سال ۲۰۱۴ بخش اینترنت حدود ۶ درصد از اقتصاد آمریکا یعنی در حدود ۱ تریلیون دلار (۴۰۰ تریلیون تومان) را تشکیل داده. در کل دنیا تقریبا هر سال ۸ تریلیون دلار در قالب تجارت اکترونیک جابجا می شود. از این که ایران چه سهمی دارد و چه سهمی می تواند داشته باشد اطلاعاتی وجود ندارد.

۲- مسئولیت قانونی واسطه ها یا Intermediary Liability: شرکت ها درمورد محتوایی که کاربران بارگذاری می کنند چه مسئولیتی دارد؟ یک سایت اشتراک ویدیو یا پلفترم پیام رسان مسئول تخلفی که توسط کاربران آن اتفاق افتاده، هست یا نه؟

در این نامه شرکت ها به دنبال چارچوبی هستند که مسئولیتی کمتری در قبال محتوی ارائه شده توسط مشتری بر عهده بگیرند. شاید همین دعوایی که بین نهادهای دولتی خودمان و وب سایت های اجتماعی مثل آپارات یا تلگرام پیش آمد نتیجه یکی دانستن مسئولیت ارائه کننده محتوی با بستر ارائه دانست. فکر کنم در ایران عملاً قانون مشخصی برای مشخص کردن این مرز وجود ندارد.

۳- کپی رایت: که من به آن نمی پردازم. در یکی از بندها به مسئله پلتفرم های دیجیتال موسیقی و قوانین کپی رایت موسیقی اشاره شده.

به نظرم با این حجم گسترده تقاضای شرکت های آمریکایی از دولتشان که اهمیت کپی رایت در صنعت اینترنت را می رساند در کشور ما که هیچ کپی رایتی وجود ندارد مشخص نیست چه کسی باید قوانین مرتبط با کپی رایت را تدوین و بازنگری کند؟ آیا رشد و پیشرفت شرکت های ایتنرنتی در آینده بدون قانون کپی رایت امکان پذیر است؟

۴- امنیت اطلاعات و حریم خصوصی: بخشی که به نقش Big Data و اقتصاد داده محور اشاره شده. مواردی که استفاده هوشمندانه از داده توانسته به شرکت یاری دهد:

– شرکت هایی که از تحلیل داده ها در حد بسیارمناسب استفاده کرده اند در مقایسه با شرکت های مشابه خود ۷ الی ۱۰ درصد بهره وری آنها افزایش پیدا کرده است.

-شرکت هایی که در لیست مصرف کنندگان تحلیل داده جزو ۳۰ درصد ابتدایی بودند نسبت به سایر رقبا ۶ درصد سودآوری بیشتری را کسب کرده اند.

-داده، پتانسیل خلق ارزشی در حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای بخش سلامت آمریکا را دارد.

مردم به عنوان برنده اصلی نوآوری های مبتنی بر داده یا Data Driven از مزایای زیر بهره مند می شوند:

-به خاطر داده های ترافیکی که از محل تجمع انسان ها جمع آوری می شود همه می توانند سروقت به محل کار خود برسند.

-با استفاده از داده هایی که از بیماران قبلی به صورت ناشناس جمع آوری شده و در معرض عموم قرار دارد سرویس هایی توسعه پیدا می کند که باعث بهبودی سریعتر بیماران فعلی خواهد شد.

– قیمت محصولات و خدمات به خاطر افزایش شفافیت و امکان مقایسه با دیگران کاهش پیدا می کند.

در نامه به دولت توصیه شده بجای محدویت کردن دسترسی به داده ها روی امنیت اطلاعات و خصوصا مبارزه با identity theft یا سرقت هویت وقت و انرژی لازم را اختصاص دهد. سرقت هویت به مدت ۱۵ سال مهمترین مساله ای بوده که مشتریان از آن شکایت داشته اند.

در این لینک توضیح داده شده: “ایده (سرقت هویت) بسیار ساده است و آن استفاده یک فرد از هویت یک شخص دیگر، نظیر اطلاعات حساس و یا شخصی او برای سوء استفاده مالی و یا سایر اهداف مخرب است. به طوری که مهاجم می‌تواند با به‌کارگیری روش‌های متعدد به اطلاعات شخصی فرد قربانی، نظیر شماره کارت اعتباری، شماره تلفن، آدرس و… دسترسی پیدا نموده و از آن برای کلاه‌برداری‌های مالی از قربانی، فرار از مالیات، دریافت گواهینامه رانندگی و یا حتی دریافت یک وام دانشجویی استفاده کند.”

به نظرم جامعه ما که تازه امروز در حال “ورود” به فضای سایبر است در آینده نزدیک با این نوع مشکل امنیتی درگیر خواهد شد.

در پایان این بخش از دولت خواسته شده طوری برنامه ریزی شود که معلمان مدارس از تکنولوژی های آنلاین برای افزایش یادگیری دانش آموزان استفاده کنند.

۵-رمزنگاری: رمزنگاری قوی یکی از موارد حیاتی برای امنیت کشور و تک تک افراد جامعه آمریکا است. رمزنگاری در کنار نقش پدافندی ملی از سیستم مالی و زیرساخت استراتژیک کشور محافظت می کند.

دقیق یادم نمی آید ولی زمانی شنیدم که اریک اشمیت گفته بود تا ۱۰ سال آینده خبری از شیلترینگ نخواهد بود. به نظرم شرکت هایی مثل گوگل به دنبال ایجاد یک سیستم رمزنگاری بروی سرویس خود هستند طوری که تا چند سال آینده هیچ کس و هیچ دولتی نتواند مانعی برای تبادل اطلاعات بین این شرکت ها و مشتریانشان شود. یعنی عملاً سیستم های شیلترینگ از کار خواهند افتاد. در نامه اشاره شده که دولت از وضع قوانینی که رمزنگاری را تضعیف می کند خودداری کند.

۶- اقتصاد مشارکتی و مبتنی بر تقاضا on demand and sharing economy: با قدرتی که اینترنت و تکنولوژی های ابری در اختیار ما قرار داده پلتفرمهای اشتراکی این امکان را به هر انسانی داده اند تا از زمان آزاد و منابع اضافی خود برای درآمد افزون بر درآمد اصلی خود استفاده کنند. این قابلیت برای مردم ایجاد شده که در هرجایی و هر وقتی و هر طوری که خودشان می خواهند کار کرده و برخلاف روش های سنتی پول قابل توجهی را کسب کنند.

اگر چه امروز این صنعت مراحل ابتدایی خود را می گذارند ولی پیش بینی می شود درآمد این بخش از ۱۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ به ۳۳۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ برسد.

بهترین مثال از پلتفرم های اشتراکی که امروز اسم آن را همه جا می شنویم اوبر یا اسنپ است شما می توانید در هر ساعت از شبانه روز برای این شرکت ها کار کنید بدون اینکه محدویتی برای مکان و زمان فعالیت شما وجود داشته باشد. هروقت خواستید می توانید گوشی خود را خاموش و از سرویس خارج شوید.

همین طور کسی که امروز از طریق تلگرام محصولی را می فروشد را می توان نمونه از این کسب و کارهای فارغ از زمان و مکان دانست.

در این بخش نامه در مورد قوانین مختلف و ریز و درشت منظقه ای و ملی که رشد اقتصاد مشارکتی را کم می کند صحبت می کند و توضیح می دهد که این وجود موانع قانونی باعث افزایش هزینه این بخش و آسیب دیدن کارکنان و مشتریان این شرکت ها شده است.

همچنین در مورد قوانین کار صحبت شده و گفته شده به خاطر ماهیت سیال این کسب و کارها و اینکه افراد آزادی بی نظیر-که در گذشته سابقه نداشته- برای انتخاب محل و زمان کار دارند فشار برای اعمال قوانین صلب محیط کار سنتی ممکن است روح کارآفرینانه و لطیف این شرکت ها را جریحه دار کند. فکر کنم دعوای که اخیرا در انگلیس و وکشورهای اروپایی با شرکت اوبر اتفاق افتاده به همین خاطر است رانندگان خواستار حقوق یکسان یا کارگران سنتی هستند که همانطور که گفته شد این نوع شرکت ها تعهدی در این زمینه برای خود قایل نیستند.

۷- تکنولوژی های جدید: ورود تکنولوژی های نوظهور مثل پلتفرم های اشتراکی، اینترنت اشیا، خودران ها و هوش مصنوعی سوالال جدیدی را ایجاد کرده و قوانین جدیدی را طلب می کند. شرکت ها به دولت توصیه کردند که تغییرات بنیادی در قوانین قبلی ایجاد نکند.

۸- حمایت از مدل های کسب وکار جدید: از دولت خواسته شده که از مدل های کسب و کار جدید مثل Zero-rating حکایت کند. چون گویا این نوع ارائه خدمت با مفهوم بی طرفی اینترنت در تضاد است. Zero-rating مدل کسب و کار است که یک مشتری بابت داده‌هایی که از طریق برنامه‌ها یا وب‌گاه‌های خاص مصرف نموده‌، هزینه‌ای را پرداخت نخواهند کرد.

مثلاً فیس بوک در حال انجام یک پروژه به نام interent.org است که به مناطق محروم جهان دسترسی اینترنت در قالب بالن یا پهباد یا لیرز فراهم کند ولی اشتباه نکنید نه اینترنت کامل بلکه ایتنرنتی که فقط می توانید به فیس بوک دسترسی داشته باشید. این نوعی از مدل zero-rating است.

از مثال های وطنی هم می توان به ISP هایی مثل شاتل و آسیاتک اشاره کرد که مشتریان آنها از یکسری وبسایت های خاص می توانند به طور رایگان استفاده کرده یا فیلم و نرم افزار دانلود کنند.

در بخش های آخر به دولت پیشنهاد شده تسهیلاتی را برای جذب و نگهداری مغزهای فعال خارجی در حوزه تکنولوژی فراهم کند همچنین در کنار نیروهای خارجی بروی آموزش STEM و علوم کامپیوتر مدارس سرمایه گذاری کند تا در آینده به پوزیشن های شغلی فروانی که نیاز خوهد بود از نیروهای بومی آمریکا هم استفاده شود

مواردی  دیگری هم در نامه وجود داشت که به خاطر وقت و انرژی از آن خودداری کردم شما می توانید به اصل متن مراجعه کنید.

دانلود نسخه PDF نامه انجمن اینترنت (انگلیسی – ۱۲ صفحه)

درباره حریم شخصی در فضای دیجیتال

حسین در پست قبلی در قالب کامنت از من تلویحاً سوالی پرسید و چون در بخش کامنت پرشین بلاگ محدودیت نگارش وجود دارد در این پست به ان پرداختم. حسین نوشته:

“من عضو لینکدین نیستم / البته چندین سال قبل شدم ولی چیزی یادم نیست در موردش اما احساس می کنم حتی اطلاعاتی که نمایش داده میشه هم نباید از محدوده ای خارج باشه ، مثلا فکر می کنم اطلاعاتی منتشر میشه که اتفاقا همه عامدا در این شبکه منتشر میکنن تا شناخته تر بشن و بعید میدونم اطلاعات شخصی کسی نمایش داده بشه و ناقض حریم شخصی باشه”

حسین منظور من از کل حریم شخصی اطلاعاتی نیست که “نباید” منتشر بشن بلکه اطلاعاتی که است که تاکنون هیچ قانونی و چارچوبی برای انتشار اونها وجود نداشته مثل اطلاعات رفتاری.

تو همون لینکی که هم در متن اشاره شده – از سایت webmindset–  هم اشاره شده که دو نوع اطلاعات داریم explicit information و  implicit information اولی اون چیزهایی که انتشار اون ممنوعه مثل محتوی ایمیل یا پیام های تلگرامی. ولی دومی اطلاعاتی که از رفتارهای دیجیتال من و تو استخراج میشه. تو الان ممکنه فامیلی تو ننویسی شاید به خاطر اینکه احساس کردی حریم شخصی توئه پس من نمی تونم اونو انتشار بدم.

ولی کسی می تونه از سرعت کامنت گذاشتن و لایک کردن چند پست وبلاگ به تیپ شخصیتی تو را پی ببره. برای دومی هم نه از تو اجازه خواسته میشه و نه اصلاً به عقل من و تو خطور می کنه. این تصویر پاوپوینت همیشه از سمینار رفتارشناسی در محیط کسب و کار یادم مونده: اگر تو ۳۰۰ بار تو فیسبوک چیزی را لایک کنی شناختی که فیس بوک از تو پیدا میکنه بیشتر از همسرت خواهد بود.

به نظرت وقتی داری مفت و مجانی از شبکه های اجتماعی استفاده می کنیم هزینه هارو کی می ده؟ تبلیغ که وجود نداره، فقط حساب کن هزینه این پهنای باند وحشتناکی که دارن استفاده می کنن را کی می ده؟ من تو همین وبلاگ که بازدیدکننده خاصی نداره باید همیشه یک تبلیغ جلو چشمم رژه بره وگرنه باید هزینه نگهداری این وبلاگ را خودم از جیبم بدم که کم نیست پس چطور تلگرام که چند ده درصد ترافیک کل ممکلت مربوط به اون است مفت و مجانی به من سرویس بده؟ به نظرت حرف یا دروغ پاول دوروف درسته که از پول های خیریه استفاده می کنند؟ محمدرضا همیشه می گه هیچ نهار مجانی در دنیا وجود ندارد there is no free lunch وقتی داری از یک سرویس یا محصول رایگان استفاده می کنی بدون تو خودت محصول هستی دارن تو را می فروشن دارن اطلاعاتی که تو داری تولید می کنی را به کسی یا شرکتی دیگر می فروشن  جمله معروفی که وجود داره

If you’re not paying for something, you’re not the customer; you’re the product being sold

ضمناً توصیه می کنم این پست محمدرضا را بخون که یک جایی گفته:

“حالا میشه بهتر فهمید که یکی از کاربردهای شبکه های اجتماعی به عنوان یک سیستم پیچیده چیه.

ما با هر بار لایک زدن یا نزدن یا فالو کردن یا نکردن، داریم اطلاعات “تولید” می‌کنیم و از سوی دیگه، انتروپی اطلاعاتی جامعه رو کاهش می‌دیم.

چیزی که ذی‌نفعان زیادی داره و خیلی‌ها حاضرن براش پول بدن و ظاهراً همین کار رو هم کرده‌اند. چون ما داریم مجانی از این سیستم‌ها استفاده می‌کنیم!”

مطلب مرتبط: نوشته دوست متممی ام محمدرضا زمانی با عنوان “عکسی جدید بریم بفرست! 

توافق دوطرفه افشای اطلاعات (MIDA) و مصداقی از Linkedin

حتماً بارها وقتی در وب می چرخید تصویر زیر به چشم تان خورده است وقتی بیش از چند پروفایل را در لینکدین باز کنید با این صفحه مواجه خواهید شد. چرا این اتفاق می افتد و چرا کسی که عضو این شبکه نیستند نمی تواند اطلاعات دیگران را ببیند؟ اطلاعاتی که کاربران دیگر به رایگان در اختیار این شبکه گذاشته اند.

به نظرم این جا هم با نوعی از Mutual Information Disclosure Agreement یا “توافق دوجانبه افشای اطلاعات” روبرو هستیم. لینکدین می گوید: اگر اطلاعات پروفایل X را می خواهی اشکالی ندارد اول اطلاعات خودت را بده بعد. یک توافق ظاهراً منطقی. من به لینکدین یا هر شبکه اجتماعی اطلاعات می دهم او هم اطلاعات دیگران را به من می دهد.

ولی سوالی که باید پرسید این است که آیا هر توافق دوجانبه ای منصفانه است؟ همان سوالی که در Webmindset هم پرسیده شده: آیا دوئل به عنوان یک توافق دوجانبه منصفانه است؟ حتماً جواب ما برای دوئل منفی است ولی چرا با این نوع توافق در شبکه های اجتماعی مخالفتی نمی شود .

شبکه های اجتماعی چیزی از بیرون برای ما به ارمغان نمی آورندبلکه با مبادله اطلاعات و فروش اطلاعات X به Y و Y به X به کسب و کارهای ثروتمند تبدیل شده اند. آنها حریم خصوصی و  اطلاعات شخصی مارا را آتش زده اند و از گرمای آن لذت می برند.

Iranian Water Crisis’s Stakeholders and Need of Holistic View

A few days ago I watched a shocking video, it was screening a man who try to suicide, but not by gun BALKE by throwing himself in the CHAHE AB. I think at the city he lives the governmental organization -who protects water resource regionally –has forced him to shouted down his CHAH, VAGARNE his workers were going to stop his usage of underground water. You can watch this clip from here.

This days water shortage become a big issue for Iranian government and all other people. sometimes I see some mistakes and bugs in decision making process that have gotten by government.

I have a question: The organization that his responsibility is protecting and managing water resources BE HESAB MIavarad farms as a stakeholderThere are many stakeholders for this problem such as people and companies and governmental organizations but I think we have ignored the main stakeholder: the farmer.

Water resources has been located within their territory and farms and no one can force them to decrease or cut BARDASHT AB. We need to hear their voice and give them a chair. Today in iran they have not any powerful representative between other negotiators.

If we take a look at the definition of stakeholder, we can find out:

Andrew L. Friedman says: stakeholders are crucial for the achievement of corporate objective.

What is the objective of any plan that try to solve water crisis in iran? Yes, lowering the consumption of water. AMMA Vagti the main portion of consumption take place by farms why we have put their name at the end of stakeholders list? We need to take a holistic approach for solving complex problem. If we focus on just a few players, we miss the big picture and in near future the problem come back again. Let’s think holistically.

عادت

ما اسیر و بنده عادت‌های خوب و بدمان هستیم.

عادت

ما اسیر و بنده عادت‌های خوب و بدمان هستیم.