دستی از غیب برون آید و کاری بکند

میگن یکی از دلایلی که معجزه بعد از حضرت محمد از نشانه‌های پیامبری حذف شده این بوده که عقل شعور مردم دیگر چنان رشد کرده بود که خداوند نیازی نمی‌دید که مردم را با معجزه و خرق عادت به اسلام دعوت کنه. یعنی معجزه و انتظار معجزه داشتن ناشی از کوتاهی عقل و شعور انسان‌ها گذشته بوده.

اگر چه مردم نادان هزاران سال پیش از بین رفتن ولی مدل ذهنی مبتنی بر نادانی همیشه درون انسان‌ها و در همه عصرها جاری و ساری است و امروز هم به نوعی دیگر خودش را نشون می‌ده. در این مدل ذهنی فرد منتظر معجزه است یعنی:

“حالا نمی‌کنم نمی‌کنم بعد یک روز اساسی معجزه می‌کنم یا معجزه میشه”

بعضی از مردم که کلاً انتظار معجزه در زندگی دارن. اینکه ناگهان آسمان شکافته بشه یا درب خانه‌شان زده شده و آنچیزی که در قلب‌شان آرزو می کردند دودستی به آنها هدیه بشه. نه عزیزم از این خبری‌ها نیست طبیعت و رشد طبیعی کاملاً متضاد با مفهوم معجزه است.

طرف نشسته تا یک روزی نویسنده بزرگی بشه خوب عزیزم پاشو هر روز یک چیزی بنویس وگرنه قرار نیست ناگهان ایده‌ای در درون تو شعله‌ور بشه و دست به قلم برداری و شاهکاری بسازی در حد مثنوی و فلان و فلان. مسیر نویسنده شدن از همین کارهای کوچک می‌گذره.

یا کسی که می‌خواد یک کسب و کار باز کنه منتظره و اونطوری عمل می‌کنه که انگار ناگهان از زیرزمین یا اتاق خوابش به چنان شرکتی خواهد رسید در حد گوگل و اپل. آخر عاقبت این طرز تفکر هم می‌شه استارت آپ و استارت‌آپ ویکند که می‌خواهیم دو ماهه و چند ساعته اپلیکیشنی بسازیم که ستون‌های اقتصاد را به لرزه در بیاد.

طرف از دانشگاه فارع التحصیل شده انگار نه انگار دیگه از هرچی یادگیری و مهارت اندوزی هم فارغ و رها شده خانه نشسته و دست در جیبش کرده که ناگهان دست از غیب در آید و کاری بکند آخه نمیشه باید آنقدر این و اون بزنی که اگر پایین‌ترین رده شغلی را هم بهت بدن خدا را شکر کنی نمی تونی انتظار داشته باشی که ناگهان به یک پست کارشناسی و مدیریت با چند نفر زیر دست پرتاپ بشی.

اصلاً ما فکر می‌کنیم زندگی هم مثل امتحان‌های مدرسه و دانشگاه است که هیچ کاری نکنیم به امید اینکه شب امتحان همه تکالیف تلنبار شده را یکباره انجام دهیم. هی نخوانیم و نخوانیم و نکنیم و نکنیم بعد بیاییم یک روزه انتظار موفقیت داشته باشیم.

درست است که قوی سیاه در زندگی وجود دارد و ممکن اتفاقاتی بیافتد که اثر عظیم و وحشتناکی داشته باشد ولی قانون حتمی که نیست باید ذره ذره کار کردن و موفق شدن را یک اصل و امر قابل پیپش بینی بدانیم نه قوی سیاه و اتفاقات معجزه وار که قابل پیش بینی نیستند.

عقاید مذهبی ما هم مزید بر علت شده آنقدر ما بر دعا کردن تاکید داریم که دیگر هر کسی بهانه پیدا کرده که هیچ کاری نکند و بنیشیند و استراحت کند و هر طور هم انتقاد کنی ‌بگوید اگر خدا بخواهد آنی اتفاق می‌افتد آره در این بیابان می‌شود به باران خدا امیدوار بود ولی باید حداقل یک کاسه برای خودت بسازی که باران هم اگر آمد چند قطره جمع کنی. آن کاسه همه تلاش‌های کوچک ماست که هر روز در توان خود انجام می‌دهیم و ظرفیتی در خودمان ایجاد کردیم که اگر معجزه ای هم افتاد منفعتی از آن ببریم.

دارم زیر اطلاعات له می‌شوم

به لطف اینترنت هر روز دارم با منابع بیشتر، کتاب‌های بیشتر، درس‌های جدید، وبلاگ‌های تازه، دوستان جدید، حرف‌های تازه و نویسندگان جدید آشنا می‌شوم. من خودم شاهد هستم هر روز دارم نام یک کتاب جدید را می‌شونم. ولی با خودم فکر می‌کنم واقعاً من چقدر وقت دارم؟ تا آخر عمر هم بخواهم این کتاب‌ها و حرف‌ها را “فقط” بخوانم عمرم کفاف نمی‌دهد. نتیجه هم آن شده که هی دارم می‌خوانم و می‌خوانم و رد می‌شوم. نمی‌دانم باید چه کار کرد؟ چه چیزهایی را حذف کنم؟ دنبال یک روش برای فیلتر کردن هستم. 

یادم هست چند ماه پیش زمانی که چنین وضعی را فقط “درون” متمم پیدا کردم. یعنی دیدم که نمی‌رسم درس‌ها و کامنت‌ها را بخوانم. کار دردناکی کردم و دوستانم را حذف کردم و خیلی از رفت‌ و آمدها خانوادگی را کاهش دادم و کلاً از فامیل و جمع دوستان غیب شدم. ولی الان دیگر هر چه قدر فکر می‌کنم دیگر چیزی برای حذف کردن نمانده. 

آخرین راه‌حل برای هک نشدن وای فای

چند وقت پیش به خاطر اینکه ترافیک اینترنتم زود تموم می‌شد و برام عجیب بود که چرا این اتفاق می‌افته به همسایه‌های عزیز مشکوک شدم که  نکند وای فای بنده را هک کرده باشن. سعی کردم پسوردم را عوض کنم و چندتا تغییر در تنظیمات مودم ایجاد کنم. در همین حین با نرم افزارهایی آشنا شدم که برای هک کردن Wifi استفاده می‌شن. وقتی یکی از آنها را روی اینترنت خودم امتحان کردم دیدم متاسفانه هیچ کاری نمی‌شود برای برای مقابله با این ابزارها کرد و در هر صورت وایرلس شما هک خواهد شد. آخرین راه حلی که به ذهنم رسید این بود که نام وایرلسم را به police-fata-region1 تغییر دادم گفتم شاید هکر محترم بترسد و از وصل شدن به این اسم خودداری کند.

بعداً نوشته‌ای در یک پزشک خواندم مربوط به مسافر هواپیمایی که با انتخاب نام نامناسب برای وای فای خود باعث تاخیر پرواز شده بود. این مسافر نام وای فای خود را به Galaxy note 7 تغییر داده بود و چون ورود این گوشی به خاطر آتش گرفتن برای پروازهای آمریکا ممنوع بوده ماموران هواپیما پرواز را کنسل کرده‌اند.

نکته تکمیلی ۱: الان که به انگلیسی سرچ کردم دیدم سایت lifehacker (+) هم این پیشنهاد داده اسم وایرلس را c:\virus.exe بزارید.

نکته تکمیلی ۲: فواد انصاری عزیز ۵ تنظیم کوچک برای افزایش ایمنی مودم وایرلس البته از نوع TPlink در وبلاگ شرکت‌شون پیشنهاد داده که بسیار ضروری است.

زنگ تفریح

نتیجه گیری یک: دوستان متممی مشکل مو دارد؟لبخند

نتیجه گیری دوم: جناب شعبانعلی مشکل مو دارد؟ لبخند

پی نوشت: در حوادث چند ماه اخیر بسیار شاهد بودیم که اکانت ها با سرقت بردن هشتگ ها ترند شده قصد داشتند محصولات و کالاهای خود را تبلیغ کنند. این شیوه مصداقی از اسپم در شبکه های اجتماعی و خلاف نتیکت است.

بیکارترین استان کشور کدام است؟

همیشه در کشور ما در مورد آمارها رسمی شک و شبه وجود داشته. مثلاً هر وقت آمار تورم اعلام می‌شود سریعاً عده‌ای انتقاد می‌کنند که: نه دروغ است ما خودمان گرانی را با پوست و استخوان درک می‌کنیم. از طرفی بین آمارهای سازمان مختلف هم تفاوت چشمگیری وجود دارد مرکز آمار یک چیز اعلام می‌کند و بانک مرکزی چیز دیگر. ظاهراً هم هیچ راهی برای پی بردن به آمار واقعی وجود ندارد. ولی فکر کنم روزگار ما مقداری تغییر کرده و می‌توانیم از روش‌های جدید، آسان و بادقت برای آمارگیری استفاده کنیم که اصلاً در کذشته امکان پذیر نبود. یکی از این ابزارها Google Trends است. کسانی که با این ابزار آشنایی ندارند می‌توانند برای اطلاع تکمیلی به مقاله متمم مراجعه کنند ولی در حد خلاصه :گوگل ترند تعداد جستجوهایی که برای یک کلمه در گوگل انجام می‌دهیم را براساس زمان و منطقه نشان می‌دهد مثلا به ما می‌گوید که کلمه کتاب در ماه گذشته چقدر جستجو شده و  مردم کدام استان از کشور بیشتر آنرا جستجو کرده اند.

اگر به مساله بیکاری برگردیم به نظرم هر کس که در جستجو کار باشد (از باسواد بی‌سواد گرفته تا روستایی شهری) حتما و حتما یکبار هم که شده به گوگل سر زده. و حداقل یکبار در عمرش هم شده کلمه استخدام را در میان کوئری‌هایی که در داخل کادر جستجو گوگل وارد کرده قرار داده. به همین خاطر فکر کنم می‌توان بین “تعداد جستجوی کلمه استخدام” و “تعداد بیکاران آن منطقه” یک رابطه همبستگی در نظر گرفت یعنی با زیاد شدن بیکاری در یک استان مقدار جستجوی برای این کلمه هم افزایش می‌یاد. و این دو را می‌توان به جای هم استفاده کرد. پس می‌توانیم بجای اندازه گیری متغیر دشوار “نرخ بیکاری”، متغیر آسان “تعداد جستجو” آنرا اندازه‌گیری کنیم. البته این حرفی که می‌زنم بی منطق نیست اگر به این ارائه و صفحه ۷ آن نگاهی کنید یکی از مدیران ارشد گوگل و متخصص آمار هم می‌گوید می توان از تعداد جستجوهایی که در آمریکا از کلمه search job شده به آمار سرانگشتی بیکاری پی برد. اگر باز قانع نشدید و فکر می‌کنید این نوع ربط دادن ها مضحک است و اساساً چیزهای بی‌ربط به هم ربط ندارند لبخند می‌توانید به این مطلب متمم مراجعه کنید که می‌گوید زمانی در آمریکا شاخص رشد اقتصادی و خروج از رکود را از روی فروش شرت مردانه برآورد می‌کردند. این متغیر ما که از شرت باکلاس‌تر است.لبخند

جدول زیر تعداد جستجوی کلمه “استخدام” را در پنج سال اخیر در گوگل نشان می‌دهد که می‌توان برآوردی از مقدار بیکاری آن استان باشد. (لینک منبع اصلی)

این هم نقشه بیکاری کشور

با توجه به این نتایج به نظر می‌رسد آماری که استانداری‌ها و مرکز آمار ایران اعلام می‌کنند بعضاً اختلاف فاحش با واقعیت دارند. تصویر زیر آمار بیکاری در بهار ۹۵ را نشان می‌دهد (+) که تعدادی از استان‌هایی مثل زنجان، مرکزی و همدان دقیقاً برعکس جدول اول که اوضاعشان خراب است در اینجا وضعیتی خوبی داند.

فقط جهت اطلاع:

لینک اول: کهکیلویه و بویراحمد بیکارترین استان کشور شد

لینک دوم: قم شهر بدون بیکار کشور!

پلتفرم‌ های دیجیتال شهرها را ناپدید می‌کند

قبلاً در متمم تغییر و تحول میزکار را مشاهده کردیم. اینکه در ۳۰ سال اخیر چطور با  گسترش کامپیوتر بسیاری از وسایل و ابزارها میزکارمان ناپدید شدند. امروز هم موبایل همین تغییر را شهرهایمان ایجاد می‌کند. هر یک از اماکن و المان‌های شهری در حال تبدیل شدن به یک اپلیکیشین هستند. فیلمیو یا netflix جای سینما را می‌گیرد، با Airbnd هتل و خانه اجاره می‌کنیم. به جای چسباندن آگهی روی دیوارهای شهر آنرا در craigslist یا  دیوار منتشر می‌کنیم. آمازون و دیجیکالا هم جای فروشگاه‌ها و پاساژها را گرفته.


سایت BestReviews که قبلا ویدیو Evaluation of Desk را تهیه کرده بود اخیراً ویدیویی یک دقیقه‌ای با موضوع تغییر و تحول شهر یا Evaluation of City منتشر کرده که وایرال شده. آنرا می‌توانید در آپارات مشاهده کنید یا از اینجا با حجم ۱۵ مگ دانلود کنید.

منبع (+)

نوشتن و لذت خالق بودن

نوشتن چیز عجیبیه. هر کلمه شبیه آجریه که به تنهایی معنی خاصی نداره. ولی وقتی در کنار هم قرار می‌گیرن بنایی می‌سازن که زیباست و معنی و مفهوم مشخصی را به ذهن بیننده متباتر می‌کنه. یک خاطره و یک نظریه و چند تجربه شخصی، که هر کدوم عنصری هستند رها شده در ذهن در کنار هم قرار می‌گیرد و یک تحلیل زیبای سیاسی یا اجتماعی می‌سازن.

همون طور که خانه تشکیل شده از سیمان و آجر و آهن و شیشه که روز‌های قبل از ساخته شدن روی هم تلنبار می‌شن و توجه هیچ رهگذاری را به خودشون جلب نمی‌کنن ولی نهایتاً با دقت و هوش و ذکاوت و تلاش تعدادی مهندس و کارگر و معمار تبدیل می‌شن به ساختمانی فاخر که همه از دیدنش لذت می‌برند، یک نویسنده هم مقاله‌ها و ایده‌ها و مثال‌ها و برداشت خودش از محیط را که به تنهایی بی‌معنی‌اند در کنار هم قرار میده و بنایی شکفت انگیز می‌سازه به نام متن.

کتاب یا متنی را می‌نویسه که خوانندگان ساعت‌ها درون دالان‌ها و اتاق‌ها و راهرورهاش می‌گردن و از این معماری زیبا از کلمات و مفاهیم احساس شگفتی می‌کنن.

لذت نوشتن از جنس خلق کردن است. همون هیجانی که خدا پس از خلق انسان تجربه کرد همون هیجانی که یک مهندس از ساختن یک خودرو به دست آورد همون لذتی که یک برنامه نویس از اجرای کدها کسب کرد هر نویسنده‌ای بعد از نوشتن به دست می‌یاره ولی فرق اون اینه که این آفرینش و خلاقیت نیاز به زمان و هزینه و انرژی بسیار زیاد نداره لوازمش یک خودکار و کاغذ و چند دقیقه است. هر روز می‌شه نشست و مجموعه از کلمات را همچون دانه‌های تسبیح به نخ کرد و  لذت وافر خالق بودن را به تنهایی تجربه کرد.