افزونه‌ای برای افزودن سرعت استفاده از گوگل

وقتی روی لینکی از نتایج جستجو کلیک می‌کنیم مستقیماً به سایت مورد نظر منتقل نمی‌شویم بلکه توسط گوگل اصطلاحاً redirect می‌شویم. مثلا وقتی کوئری وبلاگ مشیرفر را جستجو می‌کنم اگر روی لینک اول کلیک راست کرده و جایی paste کنم با این چنین آدرسی مواجه خواهم شد:

این کار سرعت استفاده از گوگل را کاهش می‌داد. با استفاده از افزونه Don’t track me Google می‌توانید این مساله را حل کرده و مستقیماً به آدرس مورد نظر روانه شوید.

لینک دانلود برای مرورگر کروم

لینک دانلود برای مرورگر فایرفاکس

پی‌نوشت: اگر تعداد زیادی افزونه بر روی مرورگر خود دارید و فضای زیادی را اشغال کرده یا حواستان را پرت می‌کند می‌توانید از افزونه Extensity برای مدیریت افزونه‌ها و Extensionهای خود استفاده کنید.

مشکل یا تغییر سبک زندگی؟

داشتم کامنت‌های درس “زنبورهایی که ناپدید می‌شدند” متمم را نگاه می‌کردم. در متن پرسیده شده بود: لطفا یکی از مشکلات جامعه را نام ببرید و آن را تحلیل کنید. در بین دهها مشکلی که مطرح شده بود موارد زیر برای من کمی متفاوت به نظر رسید:

– افزایش طلاق

– بالارفتن سن ازدواج و ازدواج نکردن جوانان

– فرزند سالاری، شکاف بین نسل جوان و قدیم و کم شدن محبت بین اعضای خانواده

– کمرنگ شدن اعتقادات دینی در میان مردم

– استفاده بیش از حد از شبکه‌های اجتماعی

– کاهش جمعیت

– تک فرزندی

– بدحجابی

همه این عناوین مشکلاتی است که هر روزه از رسانه‌ها می‌شنویم. چه حنجره‌هایی که از فریاد کشیدن این معضلات خسته شد و چه تربیون‌هایی که ساعت‌ها در آن به سخن راندن از چرایی و چگونگی حل آنها گذشته. چقدر وقت و انرژی و جلسه برای رفع این مشکلات هر روز در این مملکت صرف شده و چقدر بروشور و کتاب و مقاله برای ریشه‌یابی این آفات و خطرات و بدبختی‌ها چاپ و منتشر گردیده.

فقط سوالی که برای من ایجاد شد این است که تعریف مشکل چیست؟ یعنی آیا تعریف مشکل به ناظر آن بستگی دارد یا نه؟ یا تعریف مشکل با تغییر زمان و مکان تغییر می‌کند؟

مثلا تعداد فرزندان یک خانواده را در نظر بگیرید. الان اگر از کسی بپرسیم که آیا بی‌رغبتی زوج‌ها برای بچه‌دار شدن را مشکل می‌داند؟ خواهد گفت بله و همچنین بپرسیم آیا کسی تصمیم بگیرد در امروز جامعه ما ۱۰ فرزند داشته باشد ناهنجاری است؟ پاسخ خواهد داد بله. حالا سومین سوال را می‌پرسیم: اگر او خانواده‌های پرجمعیت را ناهنجاری و داشتن ۲ فرزند را حد مناسب برای خانواده ها می‌داند چرا ۳ یا ۴ دهه پیش دقیقاً برعکس این نگرش در جامعه حاکم بود؟ زمانی که فرزند بسیار داشتن ارزش و داشتن فرزندان کم به عنوان ناهنجاری به حساب می‌آمده؟ همین مثال را در مورد سن ازدواج هم می‌شود بیان کرد. در گذشته همین سن متعارف امروز هم فاجعه محسوب می‌شده.

آیا مشکلاتی که در ابتدای متن اشاره شد در کشوری دیگری مثل آمریکا هم معضل و مشکل ملت و دولت قلمداد می‌شود؟

این موارد نشان می‌دهد که تعریف مشکل کاملاً به زمان و مکان و ناظر آن بستگی دارد. به نظرم بعضی از مشکلات مشکل نیستند تنها تغییر سبک زندگی هستند. اینکه خانواده‌ها علاقه به فرزندآوری ندارند مشکل نیست تغییر سبک زندگی جوان امروزی است. اینکه کسی ازدواج نمی‌کند مشکل نیست تغییر سبک زندگی اوست. اگر این را بپذیریم دیگر به ضرب و زور و تهدید و تشویق و آیین‌نامه و بخش‌نامه و وام سعی نمی‌کنیم سبک زندگی مردم را تغییر داده و آنها را به راه راست هدایت کنیم.

از طرفی اگر سیستمی هم نگاه کنیم بعضی مواقع سیستم‌های انسانی تصمیم می‌گیرند رشد خود را تند یا کند کنند. تصمیم اعضای کوچکتر کاملاً به تصمیم سیستم بستگی دارد. مثلا کل جامعه انسانی را در نظر بگیرید این سیستم تصمیم گرفته است در سال‌های اخیر رشد خود را کم کند و این تصمیم بر تک تک اعضای سیستم دیکته می شود از جمله خانواده‌ها. این ما هستیم که آنرا به اراده خانواده منتسب می‌کنیم. چند سال پیش ویدیویی در سایت تد دیدم که یکی از کارشناسانی که با سازمان ملل متحد در مورد رشد جمعیت در کشورهای توسعه نیافته همکاری می‌کند توضیح می‌داد که برخلاف باور عموم مردم کاهش زادولد مربوط به یک کشور خاص یا یک دین خاص نیست و با نمودار نشان می داد که در همه جای دنیا این کاهش اتفاق افتاده و آن را به خود سیستم ربط می‌داد که بعد از افزایش ناگهانی جمعیت در صد سال اخیر به خاطر بالارفتن بهداشت تصمیم گرفته زمانی توقف کند و این رشد را با افت جبران کند. برای اطلاعات دقیقتر می توانید به این ارائه و این ارائه مراجعه کنید.

سلول سرطانی و انسان سرطانی

توجه: منظورم از انسان سرطانی  در این متن کسی نیست که خدانکرده سرطان دارد بلکه کسی است که به تقدیر و خواست خدا یا طبیعت راضی نیست و نقشی مانند یک سلول سرطانی بازی می‌کند.

سلول سرطانی چیست؟

سولی سرطانی سلولی است که می خواهد زنده بماند در حالی که نباید زنده بماند

سلول سرطانی سولی است که عمرش تمام شده ولی می‌خواهد بیشتر زندگی کند.

سلول سرطانی سلولی است که سیستم بدن انسان تصمیم گرفته او را حذف کند ولی او نمی‌خواهد حذف شود.

سلول سرطانی یعنی هیچ کسی در این دنیا موافق نیست که او  بیشتر بماند و رشد کند ولی برعکس او می‌خواهد بماند و رشد کند.

سلول سرطانی نمی خواهد تسلیم محیط و دیگر سلول‌ها شود با آنها می‌جنگد ولی نمی‌خواهد بمیرد.

چه کسی تصمیم گرفته که این سلول از بین برود؟ چه کسی دستور داده او بیشتر عمر نکند؟ چه کسی؟ جواب سیستم بزرگتر یا بدن انسان است ولی او این را نمی‌فهمد او می‌خواهد باشد.

او خود را بسیار عزیز و روشن می‌داند ولی نمی‌داند که از دید سیستم بزرگتر بسی زشت و تیره است.

سلول سرطانی شاخ و دم ندارد سلول سرطانی سلولی است که نمی‌خواهد بمیرد.

انسان سرطانی چیست؟

 انسان سرطانی انسانی است که می خواهد زنده بماند در حالی که نباید زنده یماند

 انسان سرطانی انسانی است که عمرش تمام شده ولی می‌خواهد بیشتر زندگی کند

 انسان سرطانی انسانی است که سیستم بزرگتر یعنی طبیعت تصمیم گرفته او را حذف کند ولی او نمی‌خواهد حذف شود.

 انسان سرطانی یعنی هیچ کسی در این دنیا موافق نیست که او  بیشتر بماند و رشد کند ولی برعکس او می‌خواهد بماند و رشد کند.

 انسان سرطانی نمی خواهد تسلیم محیط و دیگر انسان ها شود با آنها می‌جنگد ولی نمی‌خواهد بمیرد.

 چه کسی تصمیم گرفته که این انسان از بین برود؟ چه کسی دستور داده او بیشتر عمر نکند؟ چه کسی؟ جواب سیستم بزرگتر یا  طبیعت است ولی او این را نمی فهمد او می‌خواهد باشد.

او خود را بسیار عزیز و روشن می داند ولی نمی داند که از دید طبیعت زشت و تیره است. 

انسان سرطانی شاخ و دم ندارد انسان سرطانی انسانی است که نمی‌خواهد بمیرد.

چرا سلول سرطانی که به هر نحوی تلاش می‌کند زنده بماند بد است ولی انسانی که سر تسلیم در برابر اراده طبیعت فرود نمی‌آورد بد نیست؟

هر دو سرکش‌اند ولی به انسان کسی اشکال نمی‌گیرد.

هر انسانی که بیشتر از حد و بیش از گلیم خود پایش را دراز کند بداند هیچ فرقی با سلول سرطانی نمی‌کند.

وقتی مرگ آمد سر فرود آر و تسلیم شو و با طبیعت نجنگ. و بدان اگر به نحو و دوز و کلک عمر بیشتری از طبیعت گرفتی همیشه ننگ سرطانی بودن بر پیشانی تو نقش خواهد بست.

پی نوشت: به نظرم انسان در حال موت و سلول در حال مرگ باید این بیت را زمزمه کنند: از روزنوشته های علیرضا داداشی