در آینده هر شرکتی یک شرکت تبلیغاتی خواهد بود

پولی که ما به عنوان شرکت یا کسب و کار به دست می‌آوریم از سه راه زیر است. یعنی پول ما را سه قشر زیر تامین می‌کنند:

خریدار: پولمان را مستقیماً از خریدار می‌گیریم. مثل اکثر کسب و کارها. مثل سوپرمارکت یا پیمانکار پروژه‌های عمرانی یا فروشگاه اینترنتی

فروشنده: به جای اینکه از خریدار پول بگیریم از طرف مقابل یعنی تامین‌کننده و فروشنده این مبلغ را دریافت می‌کنیم. مثل اسنپ که پولش را به جای مسافر از راننده دریافت می‌کند. به صورت یک پورسانت از جیب راننده.

شخص ثالث: این شخص ثالث واژه مبهمی است. منظورم هر کسی غیر از خریدار و فروشنده. مثل سایت‌های خبری که هزینه آن‌ها از تبلیغات دهندگان آن می‌دهند. ما به عنوان مصرف کننده محتوا و یا نویسندگان سایت معمولاً هزینه‌ی پرداخت نمی‌کنیم.

بیشتر تمرکز ما روی دریافت هزینه‌ها از مشتری است.

اگر مقداری تیزهوش‌تر و باهوش‌تر باشیم فکر می‌کنیم که بهتر است به جای مشتری از فروشنده یا ارائه کننده خدمت پورسانت یا هزینه‌ دریافت کنیم ولی معمولاً کم پیش می‌آید که فکر کنیم می‌شود به جای اینکه از خریدار یا فروشنده پولی دریافت کرد شخص دیگری پیدا کنیم که او هزینه‌های ما را متقبل شود. او را وارد بازی کرده و همه هزینه‌ها را از او دریافت کنم.

اینجاست که کسب و کار ما از یک سیستم بسته و مکانیکی به یک اکوسیستم تبدیل می‌شود. اکوسیستمی که بازیگران بیشتری در آن حضور دارند و فقط محدود به گونه خریدار و فروشنده نیست.

در این اکوسیستم جانوران بیشتری مثل تبیلغات‌چی‌ها  یا دلالان داده یا خریداران اطلاعات هم وجود دارند که نقش بسیار پررنگتری هم برعهده دارند.

همین جاست که مدل‌های کسب و کار از نوع پلتفرم رشد و توسعه پیدا می‌کنند و مثل بمب می‌ترکند و کل دنیای تجارت و اقتصاد را فتح می‌کنند.

حال در این فضا هر کسب و کاری از هر نوعی قابلیت تبدیل شدن به یک شرکت تبلیغاتی را دارد. چطور؟ توضیح می‌دهم.

همانطور که گفتم ما پول کسب و کارمان را یا از خریدار می‌گیریم یا فروشنده

ولی اگر قصد کنیم مدل کسب و کارمان را به نحوی تغییر دهیم که این هزینه‌ها از طریق شخص ثالثی تامین شود چه خواهد شد؟

این شخص ثالث می‌تواند یک تولیدکننده باشد که قصد دارد کالایش را درون حوزه مشتریان ما تبلیغ کند.

مثلاً اسنپ یا اوبر را در نظر بگیرید. این شرکت هزینه‌هایش را از رانندگان و به صورت درصدی از درآمد رانندگان دریافت می‌کند حال اگر این شرکت تصمیم بگیرید مدل کسب و کارش را به نحوی تغییر دهد که این هزینه را از یک فرد دیگری غیر از مسافر و راننده دریافت کند چه خواهد شد؟

اوبر یا اسنپ بسیاری از اطلاعات مسافران خود را دارد. اینکه کجا می‌روند؟ چه مشخصاتی دارند؟ کجا زندگی می‌کنند؟ و حتی می‌توانند با تحلیل بیشتر اطلاعات به داده های محرمانه و شخصی مسافران دسترسی پیدا کنند.

منظورم این است که من به عنوان مشتری اطلاعاتم را در اختیار شرکت قرار می‌دهم و شرکت از زیر و بم من خبر دارد. اینکه کجا می‌روم و چکار می‌کنم.

حالا فرض کنید این شرکت تصمیم می‌گیرد از این اطلاعات استفاده کرده و برای مسافران تبلیغات مرتبط بفرستد. یا در خودرو و در زمانی که مسافر در اختیار شرکت هست به او تبلیغات یا آفرهایی پیشنهاد کند.

یا نه این اطلاعات را در اختیار یک شرکت تبلیغاتی دیگر قرار دهد.

و از این راه درآمد کسب کند به نحوی که نیاز نداشته باشد هزینه‌ یا پورسانتی از راننده یا مسافر دریافت کند.

این یک مثال بود و منظورم این است که ما به عنوان دارنده یک کسب و کار می‌توانیم به نحوی از اطلاعات مستقیم و غیرمستقیم مشتریان استفاده کنیم که اصلاً نیازی به دریافت پول از آن‌ها نباشد.

مثل همین گوگل. سالهاست این کار را انجام می‌دهد.

ما به جای اینکه پولی به گوگل پولی بدهیم اطلاعات مان را در اختیار او قرار می‌دهیم.

داده های شخصی و غیرشخصی و محرمانه و غیرمحرمانه خود را به او می‌فروشیم و به جای آن از سرویس های رایگان گوگل مثل ایمیل یا سرچ آن استفاده می‌کنیم.

گوگل هم اطلاعات ما را به شرکت‌های دیگر می‌فروشد و از این طریق کسب در آمد می‌کند.

در آخر می‌خواستم بگم در آینده همه کسب و کار های این پتانسیل را دارند که به یک شرکت تبلیغاتی تبدیل شوند.

 

کاهش حجم ویدیو تا ۱۰ برابر بدون افت کیفیت

اگر قصد کاهش حجم یک ویدیو را دارید به نظرم بهترین نرم‌افزار موجود براساس تجربه من Handbrake است.

 می‌توانید بدون کاهش کیفیت تا بیش از ۱۰ برابر حجم فایل‌های ویدیویی را کاهش دهید.

 نرم‌افزار را می‌توانید به حجم ۱۰ مگابایت از اینجا دانلود کنید

بعد از نصب نرم‌افزار مراحل زیر را به ترتیب تصاویر دنبال کنید.

 

۱- بازکردن فایل اصلی

 

۲- تعیین فایل مقصد و نام آن

 

۳- تیک زدن web optimized

 

۴- شروع پروسه کاهش حجم

 

منبع (+)

اگر در ۳۵ سالگی باز فقیر هستی

“اگر در ۳۵ سالگی هنوز هم فقیری، مقصر خودت هستی”

جک ما. موسس علی‌بابا.

تفسیر خودم: تا ۳۵ سالگی اگر کسی شدی، شدی. وگرنه بعد از آن به درد نمی‌خورد.

چطور (به هر قیمتی) دیگران را جذب کنیم؟

چیزهایی که اینجا می‌نویسم تجربیاتی شخصی هست که طی چند سال اخیر پیدا کردم.

یعنی مواقعی بوده که خودم جذب افراد مختلفی شدم ولی بعدا گند همه‌ی آن‌ها درآمده و آن‌ها را آدم‌های دروغ‌گو و جاعل پیدا کردم.

البته بیشتر شبیه متن طنز هست ولی نوشتم که نوشته‌ باشم.

برای اینکه انسان‌ها را به خود جذب کنیم چه کارهایی باید انجام داد؟

۱- قطعی صحبت کنید:

سعی کنید تمام حرف‌هایی که می‌زنید در آن قطعیت مطلق وجود داشته باشد.

مردم از عدم قطعیت متنفر هستند.

گفتن کلماتی مانند شاید، احتمالاً، نمی‌دانم، اصلاً خوب نیست و باعث می‌شود افراد از شما دور شوند. ولی گفتن حتماً، من مطمئن هستم، صددرصد و عبارات قطعی سبب جذب افراد و شلوغ شدن اطراف شما خواهد شد.

۲- از خود تعریف کنید:

یکی از اشتباهاتی که ما انجام می‌دهیم این است که از خود تعریف نمی‌کنیم. باید تواضع را کنار بگذارید.

مثلاً بگویید که دوستان و آشنایان ثروتمند و قدرتمندی دارید.

یا مشاور فلان شرکت عظیم هستید و فلان پروژه را انجام داده‌اید.

یا آقای یا خانم فلان دوست شماست. سعی کنید عکس‌های متعددی از خود در کنار سلبریتی و افراد مشهور منتشر کنید

دم به دم بگویید که هر سال ۲۰۰۰ کتاب می‌خوانم یا نصف سال را در خارج کشور در حال مسافرت و کسب و کار هستم.

۳-  دروغ بگویید:

سعی کنید بعضی مواقع دروغ بگویید.

مردم آماده شنیدن دروغ هستند.

بگویید دو دکتری از خارج کشور دارید.

یا در نوشته‌هایتان حرف‌های دیگران را به اسم خودتان منتشر کنید.

نترسید.  انقدر سر مردم شلوغ است که کسی دنبال اعتبارسنجی حرف‌های شما نخواهد رفت.

۴- شیک پوش باشید:

به جای اینکه ۱ میلیون تومان روی مغز و سوادتان هزینه کنید همان را روی پوست و ظاهرتان هزینه کنید.

شما نمی‌دانید که یک ژل مو ده هزارتومانی یا کت و شلوار  چند میلیونی آنقدر شما را جذاب می‌کند که صد ساعت کتاب خواندن این کار را انجام نمی‌دهد.

نگاه مردم بیشتر برروی ظاهر شماست.

اگر کنار ظاهر زیبا چند مدرک تحصیلی داشته باشید و مدیر یک شرکت باشید دیگر عمراً کسی بتواند در بی‌خاصیت بودن شما شک کند.

۵- دیگران را تحقیر یا از آن‌ها انتقاد کنید:

شاید این توصیه مسخره به نظر بیاید ولی بعضی انسان‌ها به محض اینکه مورد نقد قرار گیرند خلع سلاح می‌شوند و به طرف شما جذب می‌شوند.

سعی کنید نقاط ضعف دیگران را پیدا کرده و به طور مستقیم به آن‌ها گوشزد کنید این کار آن‌ها را در ابتدا ناراحت می‌کند ولی بعدا به بخشی از هواداران شما تبدیل خواهند شد.

۶- دائما به دیگران توصیه و راهنمایی کنید:

کلاً مثل یک پدر یا ناظم دائما به دیگران توصیه کنید.

طوری وانمود کنید که آن‌ها هیچ چیز نمی‌فهمند و احمقی بیش نیستند و شما در نقطه‌ی‌ بلندی از درک و شعور قرار گرفته‌اید.

هر وقت اطرافیانتان را می‌بینید به آن‌ها چیزی توصیه کنید از نحوه بستن شیر آب تا نحوه سرچ کردن در گوگل.

این کار باعث می‌شود دیگران احساس کنند شما پدر یا مادر دلسوز آن‌ها هستید و حس رابطه‌ی فرزندی کنند و در کنار شما قرار بگیرند.

 

آپارات، یوتیوب و تحلیل اطلاعات

امروز شنیدم که مدیر آپارات گفته است:

“ما یک ویدیو تولید می‌کنیم و آن را روی آپارات بارگذاری می‌کنیم تعداد بازدیدهای آن کمتری از زمانی است که همان را روی یوتیوب قرار می‌دهیم”

و نتیجه می‌گیرند که اقبال مردم از یوتیوب بیشتر از آپارت است. یا مسئولان به مشکلات آپارات توجهی ندارند.

من یک پاسخ به مدیر آپارات داشتم:

عزیزم علت اینکه یک ویدیوی روی یوتیوب بیشتر از آپارات دیده می‌شود، علاقه مردم به یوتیوب نیست.

به خاطر این نیست که بازدیدکننده شما کمتر از یوتیوب است.

شما دومین سایت پربیینده ایران هستید.

همان جایگاهی که یوتیوب در کشور ترکیه دارد

شما دقیقاً در جایگاه یوتیوب قرار گرفته‌اید و نمی‌توانید ادعا کنید بازدید کننده ما کم است.

شاید علت این مشکل:

ضعف نگاه داده محور و نداشتن موتور تحلیل اطلاعات روی آپارات هست.

یعنی به زبان ساده: کاربری که به پلتفرم‌ شما مراجعه می‌کند نمی‌تواند چیزی که دنبال آن هست را پیدا کند.

ولی موتور تحلیلی که در پشت یوتیوب هست وقتی ویدیوی A را می‌بینی فوری ویدیو B و C و D را هم به تو نشان می‌دهد که مرتبط هست.

هدف یوتیوب این است که تو از پشت کامپیوتر یا موبایلت بلند نشوی

و هر چه فیلم و ویدیوی که فکر می‌کند به دردت می‌خورد را به خورد تو دهد.

ولی آپارات این ویژگی را ندارد.

به خاطر اینکه موتور تحلیل اطلاعات دارد.

به خاطر اینکه نمی‌تواند ویدیوهای مشابه نشان دهد.

به طور نمونه من سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد را در هم در آپارات و هم در یوتیوب مثال می‌زنم.

 

 

از دو ویدیوی اول بگذریم که تبلیغات است بقیه‌ی ویدیوهایی که به عنوان مشابه نشان داده شده همه کپی همان فایل در یک کانال دیگر هستند.

ولی مقایسه کنید با یوتیوب که ویدیوهای مرتبط را نشان داده طوری که احتمال کلیک شدن و دیده شدن آن‌ها بیشتر است.

 

به همین خاطر است که یوتیوب می‌تواند یک ویدیو را بارها و بارها به خلق‌الله نشان دهد تا آن را مشاهده کنند

ولی در آپارت محتوا دفن می‌شود یا به کاربران بی‌ربط نشان داده می‌شود.

مهم نیست آپارات یا یوتیوب باشیم و یا هر پلتفرمی دیگر.

باید از اطلاعات و داده در سیستم خود استفاده کنیم.