آشتی کسب و کارها با عدد

داشتم یک سایت را وراندازی می‌کردم به تصویر زیر رسیدم. صاحب کسب و کار توضیح داده اگر به ما ایمیل بزنید در ۲۴ ساعت جواب می‌دهیم. اینکه به صورت قطعی یک عدد را مشخص کرده ‌بودند برایم جالب آمد. کاش از اعداد در زندگی و کسب و کار بیشتر استفاده کنیم

 

 

مثلاً وقتی مدیر از ما یک گزارش می‌خواهد از او بپرسیم: تا کی و چه ساعتی باید تحویل بدهم؟

وقتی کاری از ما می‌خواهند بگوییم آن را نهایتاً تا ساعت ۱۲ روز دوشنبه انجام می‌دهیم

به ارباب رجوع بگوییم پرونده تا ۳ روز دیگر آماده است به جای اینکه: بروید خبر می‌کنیم.

به جای اینکه بگوییم “مشتری گرامی اگر سوالی داشتید بپرسید حتماً به آن پاسخ داده خواهد شد” بگوییم “سوال شما  تا ۲۴ ساعت پاسخ داده خواهد شد”

هر چه قدر از  عدد استفاده کنیم حرفه‌ای تر به نظر خواهیم رسید

 

بهترین کلاس‌های آموزشی آنلاین در سال ۲۰۱۷

مجله MIT Technology Review از پلتفرم‌های بزرگ آموزشی ( Codecademy, Coursera, edX, Udacity) خواسته که پرطرفدارترین دوره‌های خود را اعلام کنند. نتیجه به صورت جدول زیر است.

Nikhil Sinha مدیر محتوا سایت کورسرا می‌گوید بیشتر افراد برای افزایش توانمندی‌های شغلی خود در این دوره‌ها ثبت نام می کنند. براساس آمار، دوره بیت کوین و تکنولوژی‌های رمزنگاری شده به عنوان ۱۵ کلاس پرطرفدار بین کاربران کورسرا انتخاب شده است. انتظار می‌رود این روند برای سال ۲۰۱۸ هم ادامه پیدا کند.

Codecademy  و edX پیش بینی می‌کنند دوره‌های مرتبط با علم داده و علوم کامپیتر بیشتر تقاضا را برای سال آینده داشته باشند. مدیر محتوا کورسرا می‌گوید: هوش مصنوعی، بلاکچین و هر چیزی تلاقی بیزینس و علم داده است  (anything at the intersection of business and data analytics) انتظار می‌رود مورد استقبال قرار گیرد.

پی‌نوشت: به نظرم خوبی این گزارش‌ها اینه که آدم بفهمه گرایش اکثریت مردم به چه سمتی است. بعضی موقع‌ها با خودم می‌گم رمز موفقیت اینکه که هر چیزی مردم انجام دادن تو برعکس را انجام بدی. حرکت کردن خلاف جهت اکثریت. پس شاید برای داشتن مزیت رقابتی در آینده بهتر باشه سمت این دوره‌ها و مهارت‌ها نریم. من که بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا را انتخاب کردم.

 

پرطرفدارترین دوره‌های آنلاین براساس تعداد ثبت نام در سال ۲۰۱۷
CodecademyCourseraedXUdacity
۱Learn HTMLMachine LearningIntroduction to Computer ScienceMachine Learning Engineer Nanodegree
۲Learn CSSNeural Networks and Deep LearningAnalyzing and Visualizing Data with ExcelFull Stack Web Developer Nanodegree
۳Learn PythonLearning How to LearnIntroduction to Computer Science and Programming Using PythonIntro to Programming Nanodegree
۴Introduction to JavaScriptIntroduction to Mathematical ThinkingIELTS Academic Test PreparationData Analyst Nanodegree
۵Learn JavaBitcoin and Cryptocurrency TechnologiesEnglish Grammar and StyleDeep Learning Foundation Nanodegree

 

بهترین تبلیغ ممکن برای شرکت تویوتا

به نظرم بهترین تبلیغ از جنسی است که در آن اصلاً تبلیغ اتفاق نیافتد.

تعریف و تمجید کلیشه‌ی از محصول نباشد.

نگوییم مردم بیایید از ما خرید کنید، ما خیلی خوب هستیم. ما خیلی ناز هستیم. ما خیلی باهوش هستیم. ما خیلی توپ هستیم.

به جای تعریف از خودمان، کاری کنیم دیگران از ما تعریف کنند.

جو پالیتزی موسس انستیتوی بازاریابی محتوا (CMI) می‌گوید برای تولید محتوا، یا مشتری را سرگرم کنید یا آموزش دهید (educate or entertain)

کلیپ زیر از برنامه Top Gear بی بی سی به نظرم بهترین نوع تبلیغات ممکن برای شرکت خودروسازی تویوتا که می‌توانست باشد. یک محتوای بسیار سرگرم کننده و در عین حال بدون وجود تبلیغ مستقیم.

این قسمت از تاپ گیر، از نظر سایت Digital Trends به عنوان بهترین قسمت Top Gear در طول ۱۵ سال ساخت آن انتخاب شده است.

در این قسمت مجریان برنامه‌ی هر بلایی را که فکر بکنید را سر تویوتا هایلوکس می‌آورند: از کوبیدن به درخت، به دریا انداختن، آتش زدن، پرت کردن از ساختمان بلند ولی نهایتاً باز خودرو با تعمیر اندک روشن می‌شود و حرکت می‌کند.

کلیپ سوم را حتماً ببینید

دانلود کلیپ اول ۴۰ مگابایت – زمان ۸ دقیقه

دانلود کلیپ دوم  ۱۴ مگابایت – زمان ۳ دقیقه

دانلود کلیپ سوم ۲۲ مگابایت – زمان ۴ دقیقه

در مورد تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی

من به شخصه مخالف تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی هستم و دلایل شخصی خودم را دارم. البته نمی‌توان حکم کلی داد ولی فکر می‌کنم اگر همان وقت و انرژی برای تولید محتوا در سایت یا وبلاگ شخصی صرف شود اثربخشی و ماندگاری بیشتری خواهد شد.  قبلاً هم به مطلبی از حسام الدین مطهری اشاره کردم با عنوان رسانه استیجاری یا رسانه ملکی؟ که به زیبایی به این مساله اشاره کرده است.

در نوشته‌ی چرا استفاده از تلگرام برای تولید محتوا اشتباه است؟ حسن سیدی، وبلاگ نویس عزیز، توضیحات مستدل خودش را  درباره معایب تولید محتوا در تلگرام توضیح داده که مطالعه آن خالی از لطف نیست. تیترهای نوشته او:

– تلگرام و اینستاگرام برای تولید محتوا ساخته نشده‌‌اند

– موتورهای جستجو مثل گوگل به محتوای منتشر شده در این شبکه‌ها دسترسی ندارند

– تلگرام روی لبه تیغ راه می‌رود (و هر لحظه ممکن است ف.یلتر شود)

 

داستان علاقه من به مدیریت

از نوجوانی علاقه‌مند به کارهای اجرایی و مدیریتی بودم. یادم می‌آید در دوران دبیرستان از همکلاسی‌های خودم پول جمع می‌کردم تا دسته جمعی مینی بوس کرایه کنیم و به دشت و بیابان بزنیم. وقتی هم وارد دانشگاه شدم چند سالی در انجمن‌ علمی فعالیت می‌کردم و از جارو زدن زمین تا برگزاری دوره‌های آموزشی را به تنهایی انجام می‌دادم. همزمان مسئول خوابگاه هم بودم و یک برنامه‌ریزی فوق‌العاده جالب برای نظافت خوابگاه و تغذیه و زمان خواب ریخته بودم. این علاقه باعث شد فکر کنم با تغییر رشته از ریاضی به مهندسی صنایع آینده من به سمت و سوی مدیریت و تجارت نزدیکتر شود.

سال ۸۶ آگهی دیدم که یک دوره کارآفرینی از طرف دانشگاه برگزار می‌شود با چند نفر از دوستان در آن شرکت کردیم و برای ما که به کل از دنیای مدیریت و توسعه فردی دور بودیم بسیار عجیب و جذاب بود. استاد دوره در مورد کسب و کار خودش صحبت می‌کرد و برای من این حرف‌ها همچون پیراهن یوسفی بود که سال‌ها انتظار آن را می‌کشیدم. وقتی مدرس در مورد استراتژی و بازاریابی صحبت می‌کرد مجذوب حرف‌های او بودم.

من همچنان در سودای دوره های مدیریتی و مباحث بازرگانی و تجارت و بیزینس بودم. هر چیزی که به دستم می‌آمد می‌خواندم تقریباً هر وبلاگی در اینترنت که در مورد مدیریت و بازرگانی بود را سرک کشیده بودم.

همیشه وقتی کلمه استراتژی را می‌شنیدم با خودم می‌گفتم این کلمه یعنی چه؟ پورتر کیست که اینقدر نامش گفته می‌شود؟ چطور می‌توان مدیریت عملیات یا مدیریت پروژه یاد گرفت؟ سیستم اطلاعاتی مدیریت یا MIS‌ چی هست و به چه دردی می‌خورد؟ نرم افزار CRM چطور کار می‌کنند؟ چطور می‌شود واردات انجام داد؟ زبان تخصصی بازرگانی را چطور باید  یاد گرفت؟ زنجیره عرضه چیست؟ تعریف اثربخشی و کارایی چیست؟ GDP یا تولید ناخالص ملی چه چیزی را نشان می‌دهد؟ و ده‌ها سوال مثل این. مثلاً یک سال همه ویدیوهای یوتیوب را درباره مدیریت زنجیره تامین نگاه کردم. علاقه‌ام به مدیریت آن هم از نوع عملیاتی بیش از اندازه بود. کتاب‌های قطور مدیریت پروژه را می‌خواندم چیزی  نمی‌فهمیدم مثلا با خودم می‌گفتم این WBS‌ چیست؟

این و آور رفتن و چرخیدن در اینترنت و رفتن به کنفرانس‌های علمی و ادامه تحصیل در دکتری همه برای نوعی ابزار بود که  بفهمم آخر این مدیریت و بیزینس چیست و چطور کار می‌کند؟ اینقدر مطالب و واژگان متنوع چیست و چه معنی می‌دهند؟ مدیریت زمان، برنامه‌ریزی، رهبری، کارآفرینی، مدیریت منابع انسانی، ایزو، EFQM، چارت سازمانی همه و همه دنیایی از واژه‌ها و کلمات بود که نمی‌توانستم آن‌ها را بفهمم.

بالاخره اتوبوس ما به ایستگاه جدیدی رسید. خوشحالم که آشنایی با محمدرضا شعبانعلی و متمم باعث شد جواب خیلی از این سوالاتم را پیدا کنم. با اینکه همیشه به دنیای دیجیتال و وب علاقه افراطی داشتم ولی مدیریت  و استراتژی برایم به همان اندازه جذاب بوده. باید بگویم علاقه من در دو کلمه زیر خلاصه می‌شود:

 

Business + Digital

 

علاقه‌ی عجیب ما ایرانی‌ها به فضای دیجیتال بابت چیست؟

توجه: مطلبی که در ادامه می‌آید همانند تمام نوشته‌های این وبلاگ صرفاً یک تحلیل از زاویه دید یک علاقه‌مند دنیای مجازی است تا یک کارشناس یا کارآفرین متخصص و آگاه به مسائل. به همین خاطر اصراری به درست بودن آن‌ها ندارم و ممکن است برداشت‌های غیرواقعی و استدلال‌ بی‌منطق، فراوان، در آن  به چشم بخورد. لطفاً این مساله را حین خواندن متن و سایر مطالب وبلاگ مدنظر محترم داشته باشید.

چند روز  پیش داشتم وب‌گردی می‌کردم به مطلبی از علیرضا حسینی‌زاده رسیدم با عنوان سونامی استارتاپی ایران. (اگر علاقه مند به حوزه استارت‌اپ هستید سایر مطالب ایشون هم خواندنی است)

وبلاگ نویس عزیز توضیح داده که بیشترین بازدیدکننده از سایت‌های تکنولوژی و برنامه نویسی دنیا از بین ایرانی‌هاست. مثل laravel  php   html  wordpress.

باز یاد سوال همیشگی افتادم: علت گرایش ما ایرانی‌ها به حضور در فضای آنلاین و اینترنت چیست؟ مخصوصاً برای درآمد زایی؟ چون به نظرم در ایران بیشتر افراد به خاطر کسب  و کار و تجارت  به دنبال راه‌اندازی سایت و استفاده از تکنولوژی جدید می‌روند تا برای موارد غیرانتفاعی.

مثلاً در گزارش وب ایران که توسط گروه متمم منتشر شده سایت GTMetrix بین ۴۰۰ سایت اول ایران قرار دارد. کار این سایت چیست؟ با این سایت می‌توانید سرعت بارگذاری سایت خود را اندازه گیری کنید که چند ثانیه است و معمولاً سئوکارها یا وب‌مسترها به این مساله توجه می‌کنند که احتمالاً بیشتر برای سایت‌های تجاری و شرکتی است تا شخصی. این نشان می‌دهد که ما چقدر در ایران سایت داریم. مخصوصاً فروشگاه اینترنتی. یعنی الان بچه‌ی که از شکم مادر بیرون آمده را به حرف درآورید اولین جمله‌ی که از دهانش خارج خواهد شد این است: می‌خوام یک فروشگاه اینترنتی راه بندازم. البته می‌دانیم درصد زیادی از سایت‌ها شکست می‌خورند و احتمال موفقیت آن‌ها از احتمال سالم ماندن پس از پریدن از ساختمان n طبقه کمتر است، ولی مهم نیست همچنان استقبال از این مساله زیاد است.

ولی سوال کلی این است که چرا ما ایرانی‌ها علاقه‌ خاصی به دنیای دیجیتال پیدا کردیم. دلایلی زیادی می‌تواند وجود داشته باشد که قصد دارم در ادامه به ۴ مورد آن اشاره کنم

آماری ندارم ولی احساس می‌کنم حجم حضور کشورهای توسعه نیافته در فضای آنلاین خیلی بیشتر از سایر نقاط جهان است. مثلاً حوزه بازاریابی دیجیتال را در نظر بگیرید افراد خیلی زیادی از چین و هند و اروپای شرقی و آمریکای جنوبی در حوزه‌های وب، سئو و برنامه‌نویسی فعالیت می‌کنند. البته منظورم از حضور، بیشتر درآمدزایی از طریق اینترنت است که ظاهراً در کشورهای عقب مانده یک ممر درآمد محسوب می‌شود.

وقتی داشتم در مطلب قبلی در مورد مزرعه کلیک (click farm) تحقیق می‌کردم خواندم خرید لایک و فالوور برای فیس بوک یکی از منابع درآمد جوانان بنگلادشی است:

“مزرعه کلیک نوعی کلاهبرداری است که در آن فرد تعدادی زیادی کارمند با مزد کم استخدام می‌کند تا برروی بنرهای تبلیغاتی کلیک کنند. آنها کارهایی مثل چرخیدن در وبسایت هدف، عضویت در خبرنامه یا لایک زدن را انجام می‌دهند.”

بیشتر افرادی که در این صنعت کار می‌کنند متعلق به کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا است هستند در مستندی که سایت vice از بنگلادش تهیه کرده نشان می‌دهد این کشور و پایتخت آن داکا مهد این نوع کلاهبرداری است و حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد کلیک های قلابی از این کشور می‌آید. شما می‌توانید با ۱۵ دلار ۱۰۰۰ لایک با فالوور جذب کنید. در سال حدود ۲۰۰ میلیون دلار گردش مالی این صنعت است.

جوانی که طرف مصاحبه در مستند است می‌گوید چون در کشورشان نرخ بیکاری زیاد است و تنها بخش محدودی از جامعه می‌توانند شغل‌ مناسب پیدا کنند چاره‌ی ندارد که از راه‌های غیرقانونی مثل این و کار کردن برای آن سوی مرزها درآمد کسب کنند.

 به نظرم همین الگو در ایران هم وجود دارد قشر زیادی از مردم خصوصاً جوانان در سال‌های اخیر به فضای دیجیتال هجوم آورده‌اند. بخشی در قالب استارت‌آپ و بخشی در قالب برنامه‌نویسی و کدنویس و بخشی در قالب طراحی سایت و سئو و بخشی هم تولید محتوا. دلایل این استقبال چه می‌تواند باشد؟ دلایلی که به ذهنم می‌رسد:

۱- رشد نفجاری فضای مجازی و حضور بی سابقه مردم در دنیای دیجیتال: منطقی است وقتی مشتریان در جایی جضور داشته باشند کسب و کارها هم وارد آن فضا شوند. اینترنت هم از این قاعده مسثتنی نیست. مثل طبیعت که وقتی یک گونه زیاد می‌شود و در عین حال خوراکی لذیذی برای سایرگونه‌ها است باید انتظار داشته باشیم بعد از مدتی تعداد شکارچی هم افزایش پیدا کند. وقتی پاول درورف به صورت رسمی اعلام می‌کند ۴۰ میلیون نفر ایرانی در تلگرام حضور دارند یعنی از دو ایرانی یک نفر اکانت تلگرام دارد.  پس موقعیت عالی و استثنایی برای شرکت‌ها و کارآفرین‌ها است که با حضور خود درآمد زایی کنند. پس بخشی از این افزایش حضور مربوط به رشد حیرت انگیز فضای مجازی در سال‌های اخیر است که به طبع خود تعداد مشتریان و هم تعداد کسب و کارها را به دنباله خود افزایش می‌دهد.

۲- رکورد، ورشکستگی و کسادی سایر صنایع: در سال‌های اخیر به علل مختلف مثل کاهش قیمت نفت، واردات بی‌رویه، فرسودگی صنایع  بسیاری از بخش‌های صنعتی و پروژه‌های عمرانی دچار مشکل شده و متوقف شده‌اند و شاغلان آن بخش کار و در آمد خود را از دست داده‌اند. همین افراد برای جستجو درآمد به فضای دیجیتال پناه آورده‌اند تا در قالب استارت‌‌آپ یا سایت یا فروشگاه اینترنتی وضعیت اقتصادی خود را بازیابی کنند. پس ترافیک حضور در صنعت آی‌تی بیشتر از صنایع دیگر است.

۳- دشواری کسب و کار در فضای فیزیکی: کشور ما برای ایجاد کسب و کار و کارآفرینی، بوروکراتیک است. براساس اعلام بانک جهانی  کشور ما در سهولت کسب و کار در رتبه ۱۲۰ بین ۱۹۰ کشور دنیاست. برای ایجاد یک کسب و کار فیزیکی باید هفت خوانی را طی کرد تا سیستم اجازه دهد شما فعالیت‌ خود را آغاز کنید. از طرفی چون فعالیت در فضای دیجیتال و اینترنت نیاز به مجوز و بورکراسی کمتری نسبت به کسب و کار فیزیکی دارد طبیعتاً مورد اقبال بیشتری قرار خواهد گرفت. از طرفی چون بسیاری از اطلاعات مانند درآمد، تعداد مشتریان و مالیات یک کسب و کار دیجیتال پوشیده‌تر است برای مدیر و صاحب کارآفرین انتخاب بهتری خواهد بود.

۴- حمایت دولت از استارت‌اپ‌ها و کارآفرینی: در سال‌های اخیر کشور با معضل بیکاری مواجه شده دولتمران راه‌کارهای موقت و مسکن برای رفع این مشکل به کار بسته آند. یکی از آن ها افزایش دانشگاه‌ها بود به این امید این که بخشی از جوانان وارد آن شده و چند سال به نحوی سرشان مشغول شود.  راهکار دیگری حمایت از بحث کارآفرینی و حمایت از استارت‌آپ‌ها است. به نظرم بخشی از بودجه‌هایی که در زمینه استارآپ در قالب دانشگاه ها و مراکز رشد و پارک فناوری و شتاب دهنده‌ها خرج می‌شود متعلق به دولت است و تبلیغات زیادی که در این زمینه انجام می‌گیرد از سمت خود دولت است تا ورود جوانان بیکار به بازار کار، در قالب فعالیت در استارت‌اپ، به تاخیر بیافتد. به همین خاطر نقش دولت را در تشویق جوانان به سوی مباحث استارت‌اپی و فضای مجازی نباید بی‌اثر دانست.

 

واقعاً ارتباط با آدم‌ها به چه دردی می‌خورد؟

بعضی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنمٰ، با این پیشرفت عظیم تکنولوژی، اصولاً نفس ارتباط با انسان‌های دیگر چه موضوعیتی دارد؟ آن‌ها به چه دردی می‌خورند؟

– وقتی می‌توانم از طریق گوگل هزاران مشتری داشته باشم چه نیازی است منت انسان‌ها را بکشم؟

– چرا برای یادگرفتن فلان مهارت در شرکت x و زیردست مدیر y کار کنم وقتی می‌توانم آنرا در متمم یاد بگیریم؟

– چرا باید در زمینه x به دردل‌ها و تجربه‌های شخصی آقای یا خانم z گوش کنم وقتی می‌توانم در آن حوزه به کتاب‌های درجه یک دنیا مراجعه کنم؟

– چرا به جای صحبت‌های مشروح، کتبی و مفصل یک نویسنده که ساعت‌ها برای آن وقت گذاشته گوش و مغزم را در اختیار حرف‌های منقطع، تکه تکه و شفاهی آدم‌هایی بکنم که چند ثانیه هم برای آن فکر نکردند؟

– چرا باید در کلاس‌ها و دوره‌های بهترین استاد ایران شرکت کنم وقتی‌ می‌توانم در coursera و udemy سرکلاس بهترین استاد جهان بنشینم؟

– چرا باید برای یافتن سوال‌های زندگی بجای علم و یافته‌های علمی سراغ تجربیات شخصی افراد بروم؟

– چرا وقتی قادرم جواب سوال‌هایم را از گوگل پیدا کنم دست به دامن دیگران شوم؟

در این دنیای جدید اساساً انسان‌ها به چه دردی می‌خورد؟ وقتی رقبای قوی‌تر و بهتر مثل کتاب، مقالات علمی و گوگل و نرم‌افزارها وجود دارند؟

چرا انسان‌ها بهتر از کتاب‌ها هستند؟

چرا انسان‌ها بهتر از مقالات علمی هستند؟

چرا انسان‌ها بهتر از گوگل هستند؟

چرا ….