میکرواکشنی برای تبلیغ کتاب

معمولاً سعی می‌کنم بعد از خرید چیزی، نایلون یا پاکت پلاستیکی نگیرم و همراه خودم کیف یا سبد خرید ببرم. امروز که برای خرید به کتابفروشی رفتم، بعد از انتخاب دو کتاب هفت عادت مردمان موثر و تصمیم گیری یونا لرر، کیف دستی‌ام را باز کردم که کتاب‌ها را داخلش بزارم ولی کتابفروش اجازه نداد. گفت باید بهت نایلون بدهم که کتاب‌ها را توش بزاری. گفتم آخه من اصطلاحاً طرفدار محیط زیست هستم و از گرفتن کیسه پلاستیکی حذر می‌کنم، گفت: نه این کار برای تبلیغ کتابه. باید مردم کوچه خیابون ببین تو کتاب گرفتی. باید برای کتاب تبلیغ بشه. اینکه بدونن چاره کارشون کتاب‌خوندنه.

من هم گزینه سوم را انتخاب کردم و دو تا کتاب را دستم گرفتم تا خونه باهاشون رفتم. طی راه داشتم ذکاوت و تلاش آقای تقدسی را تحسین می‌کردم که سال‌هاست چراغ تنها کتابفروشی درست و درمان شهر را روشن نگه داشته. بعد از این تصمیم گرفتم تا می‌تونم دستم کتاب باشه که همه ببینن. نباید کتاب‌ها را قایم کرد.

 

۳ اشتباه متدوال در تولید محتوا (در سطح وب)

از یک طرف به تولید محتوا علاقه دارم و از طرف دیگر احساس می‌کنم در فضای وب به حدی محتوا تولید کردم که مجاز باشم این  مطلب را با این تیتر بنویسم. چند اشتباه ممکن است در فرایند تولید محتوا اتفاق بیافتد که در ادامه توضیح و تشریح می‌کنم:

 

۱- تولید محتوا فقط بخاطر تولید محتوا (content creation for the sake of content creation ): بعضاً شاهد هستیم که مطالبی در سطح وب منتشر می‌کند که هیچ خاصیتی ندارد. نه کسی دنبال آن مطلب هست و نه بودن یا نبودن آن ترافیکی برای سایت ایجاد می‌کند. البته اگر جایی دلنوشته یا خاطرات شخصی را منتشر می‌کنیم این مساله مهم نیست ولی اگر به صورت جدی و برای مقاصد تجاری محتوا منتشر می‌کنیم دقت کنیم این مطلب قرار است چه نیازی از مشتری رفع کند؟ آیا سول مخاطب را پاسخ می‌دهد؟ آیا باعث می‌شود دست پر از وب سایت ما بیرون رود؟ آیا بعد از اینکه از وب‌سایت ما خارج شد به سایت‌های دیگر سرخواهد زد؟ یا ما آنچنان نیاز او را تامین کردیم که بلند شده و پی کار خود برود؟

شاید اصطلاح آموزش برای فقط آموزش را شنیده باشید بعضاً ما کارهایی انجام می‌دهیم که فقط انجام داده باشیم. مثل آموزش برای آموزش. تولید محتوا هم از این قاعده مستثنی نیست. بعضی صاحبان سایت فقط محتوا تولید می‌کنند که کرده باشند. این هیچ خاصیتی ندارد جز اتلاف منابع. خوب ببینم مخاطب چه می‌خواهد آن را تولید کنیم. نه اینکه به زور آن‌چیزی که تولید کردیم را بهخورد مخاطب بدهیم.

۲- تولید محتوا برای موضوعات رقابتی: به نظرم ده‌ها بار در مدیریت به انواع و اقسام مختلف توصیه شده که بهترین راه موفقیت در عرصه تجارت شروع از یک بازار گوشه‌ی (niche market) است. عبارت‌هایی مثل اقیانوس آبی، گاو بنفش و دم بلند همه و همه به این اشاره دارند که روی موضوعات کم طرفدار وقت و انرژی بگذاریم.

همین مساله در تولید محتوا هم صدق می‌کند. کسانی که برای اولین بار شروع به تولید محتوا می‌کنند علاقه زیادی دارند مقالاتی منتشر کنند که طرفدار زیادی دارد به امید اینکه موفقیت سریعتری را تجربه کنند ولی همه ما می‌دانیم که رقابت برای کلمات دم کوتاه یا short term خیلی سخت است. هزاران رقیب سال‌ها روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند، هزاران بک لینک و رپورتاژ آگهی برای آن  خریده‌اند، تعداد رقبا هم زیاد است. خوب چه علتی دارد ما وارد این فضا شویم؟

بیش از نیمی از جستجوهای گوگل مربوط به کلمات long tail‌ است که ناشران محتوا آن را نادیده می‌گیرند. اکثراً سراغ یک سری کلمات کوتاه، رقابتی و نامفهوم می‌روند. مثلاً وقتی می‌خواهیم در مورد بازاریابی دیجیتال مطلب بنویسیم خوب کار اشتباهی است که صرفاً روی کلمه “بازاریابی دیجیتال” سرمایه گذاری کنم در این زمینه ده‌ها رقیب وجود دارد ولی به کلمات زیر نگاه کنید در کنار رقابت کم منظور مخاطب هم بهتر فهمیده می‌شود:

تاریخچه بازاریابی دیجیتال

بازاریابی دیجیتال در صنعت بانکداری

رفتار مصرف کننده در بازاریابی دیجیتال

 

۳- عکس با کیفیت کم: شاید در نگاه اول مساله کیفیت تصاویری که استفاده می‌کنیم مهم به نظر نرسد ولی تصاویری که برای نوشته‌های خود استفاده می‌کنیم شبیه ویترین مغازه هست و چه بهتر که ظاهر مطلب هم مثل محتوای آن غنی و باکیفیت باشد. به همین خاطر سعی کنیم هنگام بهینه سازی تصویر برای وب سایت کیفیت تصاویر را خیلی زیاد پایین نیاوریم.

 

 

کهنه‌پرستی در استراتژی محتوا

همیشه رسم بر ان بوده  که هر وقت ابزار یا شبکه اجتماعی جدید وارد بازار می‌شود کسب و کارها دوست دارند زود و سریع در آن حضور داشته باشند. مثلاً اگر به برندها نگاه کنیم تصویر زیر برای ما آشنا است. برندی که تلاش کرده در همه‌ی کانال‌های ممکن حضور و فعالیت داشته باشد:

 

 

ولی سوال این است که آیا جدید بودن و نو بودن یک روش یا ابزار دیجیتال به معنی اثربخش بودن آن است؟ آیا اثربخشی شبکه‌های اجتماعی مثل تلگرام بیشتر است یا وبلاگ نویسی؟ آیا محتوای تصویری که در اینستاگرام منتشر می‌کنیم روی فروش تاثیر دارد یا کتابچه‌ Pdfی که در مورد مزایای محصول تهیه می‌کنیم؟

درست است که تکنولوژی سایت و کتاب خیلی قدیمی‌تر از اینستاگرام یا تلگرام است ولی نباید فکر کنیم ابزار کهنه به معنای اثرگذاری کمتر است. شاید وبلاگ نویسی از تمام فعالیت‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی می‌کنیم بهتر و اثربخش تر باشد.

شاید محتوایی که در سایت قرار می‌دهیم خیلی بیشتر مشتری از گوگل جذب کند تا انواع و اقسام محتوایی که در تلگرام یا اینستاگرام می‌گذاریم. در بازاریابی محتوا شاید کهنه‌پرستی و کهنه‌گرایی برخلاف جاهای دیگر تصمیمی منطقی و قابل دفاع باشد

تحلیل سایت ویرگول، نسخه ایرانی Medium (بخش اول)

در شهرها معمولا وقتی یک فروشگاه یا رستوران جدید باز می‌شود جمعیت کثیری از مردم ناگهان به سمت آن هجوم می‌برند و گاهاً صف‌های طولانی تشکیل می‌شود ولی پس از مدتی آب‌ها که از آسیاب افتاد همه سرکار خود باز می‌گردند طوری که انگار آب از آب تکان نخورده و زندگی همچنان به رول خود ادامه می‌دهد. این استقبال شامل محصولاتی مثل خوراکی‌ها، نرم افزارها یا حتی یک نشریه یا سایت جدید هم می‌شود.

در روزگاری که به اندازه موهای سر آدم سایت های عجیب غریب و شبکه‌های اجتماعی رنگاوارنگ و اپلکیشن جورواجور تولید می‌شود معلوم نیست که چه کسی قرار است این محصولات را تست کند، تا چه رسد به اینکه از آن استفاده کند. به خاطر علاقه شخصی به حوزه محتوا و وبلاگ نویسی سایت زیر به عنوان یکی از تازه واردها نظر من را به خود جلب کرد:

 

سایت ویرگول

 

این سایت که عیناً کپی سایت مدیوم Medium است یکی دیگر از کپی بردای ناقص ما ایرانی‌هاست. موسس مدیوم در ویکی پدیا اعلام کرده که این سایت یک شبکه اجتماعی است که بر محور محتوای بلند می‌چرخد و سعی کرده جانشین مناسبی برای توتیئر ایجاد کند.

چند نکته به ذهنم رسید که اصلاً پایه و اساس محکم و متقنی ندارد و هیچ تحقیقی هم انجام ندادم و صرفاً حرف‌هایی است که جایی برای گفتن آن غیر از این وبلاگ پیدا نکردم.

 

نکته یک:‌ تجربه سایت روال

سایت روال مشابه ویرگول که تازه شروع به کار کرده بود این روزها در وضعیت شادت دون است. پس منطق ایجاد یک سرویس جدید مشخص نیست زمانی که مشابه آن همین امروز یک کسب و کار شکست خورده است.

 

نکته دو: کمبود نویسنده برای محتوای بلند

ایده اولیه که ویرگول یا روال از آن گرفته شده سایت مدیوم medium.com است ولی سازندگان ایرانی توجه نکردند که سایت مدیوم در چه فضا و چه محیطی رشد کرده و توسط چه کسی تاسیس شده. Evan Williams که مدیرعامل سابق تویئتر بوده خواسته چیزی کاملتر و تکامل یافته تر از تویئتر بسازد ولی آیا کاربران تویئتر در ایران با کاربران تئویتر در آمریکا یکی هستند؟ به نظرم اکثراً کاربران توییتر قشر خاصی هستند که بیشتر به نظر می‌رسند برنامه نویس و دولوپر باشند که شاید خیلی با دنیای کلمات و تولید محتوا رابطه‌ی خوبی نداشته باشند. در حالی که در آمریکا قشرهای مختلف مردم از تویئتر استفاده می‌کنند و یک رسانه همگانی است.

در نگاه کلان‌تر و خارج از کابران توئیتر اصلاً در فضای محتوای فارسی کسی هست که محتوا (آنهم از نوع بلند) تولید کند؟ وضعیت وبلاگستان فارسی که مستحضر هستید در حالت اغما قرار گرفته. حال قرار است چه افرادی برای این نوع کسب و کارها محتوا تولید کند؟ پس در آینده قابل پیش بینی است که ویرگول به خاطر فقر محتوا و کم شدن نویسندگان از کار بیافتد.

 

نکته سه: رسانه آماتور یا حرفه‌ای؟ 

واقعاً فلسفه مدیوم یا ویرگول چیست؟ آیا قرار است یک زیرساخت تولید محتوا مثل وردپرس باشد؟ ساده‌تر و با پیچیدگی کمتر؟ یا یک پلتفرم یا شبکه اجتماعی مثل اینستاگرام یا توییتر؟ یا یک چیزی مثل ناشران بزرگ مثل گاردین یا نیویورک تایمز؟ آیا مدیوم یا ویرگول یک رسانه حرفه‌ای خواهند بود یا آماتور؟

الان متمم را در نظر بگیرید یک ناشر حرفه ای است که خود محتوا تولید می‌کند یا اصطلاحا in house است. از طرفی آپارات مثالی از تولید محتوای آماتور است که جز معدودی کسی یا نهادی به صورت حرفه ای در آن محتوا تولید نمی‌کند نتیجه اینکه کیفیت محتوا آن به شدت ضعیف است. هر دو استراتژی مناسب و کاربر مخصوص خود را دارد ولی سوال این است که مدیوم و نسخه ایرانی آن ویرگول قرار است به کدام سر طیف نزدیکتر باشد؟

 

نکته چهار: مدل درآمدی نامشخص

مدل درآمدی مدیوم چیست؟ چطور قرار است درآمد کسب کند؟ اگر فرض کنیم نسخه ایرانی آن ویرگول موفق به جذب خوانندگان و نویسندگان زیاد شود هزینه های پنهای باند و نگهداری آن از کجا تامین خواهد شود؟ آیا موسسان آن از همین حالا فکری به حال درآمد آن کرده‌اند؟  اگر قرار است محتوا حرفه ای توسط نویسندگان حرفه ای تولید شود آیا قادرند دستمزد بالای آن‌ها را پرداخت کنند؟ یا اگر وبلاگ نویسانی تصمیم بگیرند به صورت مداوم و مستمر در آن محتوا منتشر کنند دخل و خرج زندگی آن‌ها را چه کسی تامین خواهد کرد؟ خود شرکت؟ یا تبلیغات و آگهی های بنری؟ اگر به مدل درآمد زایی سایت فکر نشود اگر سرویس هزاران نفر طرفدار آتشین داشته باشد مجبور است که دیر یا زود به فعالیت خود پایان دهد و با  دوستداران خود خداحافظی کند.

 

 

معرفی سرویس Quill و گزارش‌گیری آسان‌تر از گوگل آنالیتیک

 Narrative Science یک شرکت در شیگاکو آمریکاست که در زمینه هوش مصنوعی فعالیت می‌کند حوزه تمرکز این شرکت تولید ماشینی محتوا یا content AI  است

 

 

مهمترین محصول این شرکت Quill است که برای تولید خودکار خبر، گزارشهای تجاری و تیتر اخبار استفاده می‌شود. موسساتی مثل فوربس و گروپون و کردیت سوییس از Quill برای تولید محتوا استفاده می‌کنند. یکی از کاربردهای سرویس Quill تبدیل آمار به گزارش است از جمله آمار و داده‌های سرویس گوگل آنالیتیک.

ما معمولاً برای آنالیز سایت یا وبلاگ خود از سرویس گوگل آنالیتیک استفاده می‌کنیم و مشکل این جاست که استفاده از این سرویس برای همه آسان نیست و پیچیدگی‌های خود را دارد. دانستن همه شاخص‌ها و تفسیر نمودارها به تخصص خاصی نیازمند است که از عهده هر کس برنمی‌آید. اگر چه امکاناتی مثل داشبورد برای گوگل آنالیتیک وجود دارد که شما می‌توانید آن‌ها از اینجا دانلود کنید ولی باز سختی ماجرا کمتر نمی‌شود.

سرویس Quill Engage که توسط Narrative Science ارائه شده به شما این امکان را می‌دهد که گزارشات گوگل آنالیتیک را به صورت ساده‌تر و قابل فهم‌تر استخراج کنید. Quill نمودارها و آمارهای سایت شما را به متن (Text) تبدیل می‌کند که خوانایی آن بیشتر شود. این سایت نسخه رایگان و پولی دارد که شما می‌توانید نسخه رایگان آن را بدون محدویت زمانی استفاده کنید. البته این سرویس مثل هر سرویس دیگر کامل نیست ولی ارزش آن را دارد که چند وقت یکبار آمارهای سایت خود را با آن چک کنیم.

برای اینکار کافی است به سایت quillengage.com مراجعه کنید و روی Sign Up کلیک کنید.

 

بعد از شما اکانت جیمیل شما را می‌خواهد و شما باید فلان را بزنید

 

بعد از بین اکانت‌های گوگل آنالیتیک آن گزینه‌ی که دوست دارید را انتخاب کنید

 

 

سایت شروع به تهیه گزارش از گوگل آنالیتیک شما می‌کند چند دقیقه باید منتظر بمانید بعد دو گزارش هفتگی و ماهانه آماده می‌شود

 

توجه: عددهایی که در ادامه می‌آید دستکاری شده اند

 

حال دو گزارش ماهانه و هفتگی تهیه شده که من روی گزارش ماهانه کلیک می‌کنم. صفحه زیر ظاهر می‌شود.

در اینجا سه شاخص بانس ریت، تعداد pageview ها و session ها برای ماه نوامبر نشان داده شده است.
همانطور که می‌بنیم این شاخص‌ها به ترتیب ۱۵۳، ۱۵۳ و ۸ درصد نسبت به ماه قبل افزایش پیدا کرده است.

 

در بخش بعدی آمار با تفضیل بیشتر توضیح داده شده :
Session افزایش پیدا کرده و از میانگین خود فراتر رفته است. میگوید: سایت یک رکورد جدید ثبت کرده و با افزایش ۱۵۳ درصدی به ۳.۷۴۰ session افزایش پیدا کرده است. جستجوی ارگانیک باعث افزایش ترافیک شد و با ۱۶۴ درصد افزایش به ۳.۱۴۷ session رسیده.

 

تغییرات در ماه‌های اخیر

 

ترافیک ورودی

 

 

ترافیک ارجاعی

 

کاربران جدید و تکراری

 

 

منطقه جغرافیایی

 

ترافیک پولی

 

در‌آخر می‌توانید گزارش را به ایمیل خود ارسال کنید

 

PDF کامل گزارش‌های Qeill را می‌توانید از اینجا دریافت کنید.

البته بدی ماجرا این است که همه گزارش‌ها به زبان انگلیسی است و کسانی که مهارت زبان آن‌ها قوی نیست خود خواندن گزارش های متنی سختر از نمودار است. به همین خاطر جای برای یک ایده جدید است که کسی همین شکل نرم افزارها را برای زبان فارسی ایجاد کند تا گزارش‌ها به زبان فارسی را به صورت اتوماتیک و ماشینی تولید کند.

 

 

بررسی تکنولوژی‌های سایت: چطور بفهمیم دیگران چه ابزارهایی روی سایت خود نصب کرد‌ه‌اند؟

به نظرم بخشی از تحلیل رقبا در بازاریابی دیجیتال و سئو این نکته است که سایت‌های رقیب چه تکنولوژی‌هایی روی وب سایت خود پیاده سازی کرده‌اند؟ از چه افزونه‌ها و ابزارهایی برای توسعه سایت خود استفاده می‌کنند؟ و به طور خلاصه چه چیزهایی روی وب سایت خود نصب کرده‌اند؟

امروز صبح که حسن کشاورز سوالی از من پرسید یادم افتاد که قرار بود یک چنین مطلبی در وبلاگ منتشر کنم به همین خاطر تلنگر حسن محرک من برای نوشتن این مطلب شد.

توجه کنیم که به صورت دستی و با بررسی کدهای صفحه می‌توانیم به قالب‌ها، ابزارها، پلتفرم‌ها و تکنولوژی‌هایی که سایت استفاده می‌کند پی ببریم. مثلاً می‌توانیم بفهمیم سیستم مدیریت محتوا آن چیست؟ یا گوگل آنالیتیک نصب کرده یا نه؟ ولی به عنوان بازاریاب نیازی نیست وارد جزئیات فنی شد و به بررسی خط به خط کدهای صفحه پرداخت بلکه برای این مورد افزونه‌هایی زیادی برای کروم و فایرفاکس نوشته شده است و می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم.

 

افزونه Whatruns

با افزونه Whatruns می‌توانید سیستم مدیریت محتوا (وردپرس بودن یا نه)، قالب و تم مورد استفاده توسط سایت (theme) ، افزونه‌ها (plugin)، فونت‌ و نام سیستم تحلیل محتوا (آنالیتیک دارد یا نه) و سایر تکنولوژی‌ها را بررسی کنید. این افزونه را می‌توانید از اینجا برای کروم و فایرفاکس نصب کنید. مثلا این خروجی افزونه برای وبلاگ من است که نشان می‌دهد من از چه قالب، افزونه و فونتی استفاده می‌کنم.

 

 

افزونه BuiltWith

با افزونه BuiltWith می‌توانید تکنولوژی‌های زیر را برای یک وب سایت بررسی کنید:

– افزونه و ویجت‌ها

– آنالیزورها (Google, Nielsen)

– فریم ورک ها (NET, Java)

– سیستم انتشار محتوا (WordPress, Blogger)

– پلتفرم های تبلیغاتی (DoubleClick, AdSense)

– CDNها (Amazon S3, Limelight)

-استانداردها (XHTML, RSS)

– نرم افزار هاست(Apache, IIS, CentOS, Debian)

مثلا برای سایت دیجی کالا افزونه، ترکرها و نرم افزارهای آنالیز زیر را نشان می‌دهد:

 

 

همچنان که می‌ببینم دیجی کالا از تکنولوژی های زیر استفاده می‌کند:

– Scarab Research برای سیستم ریکامندر و یادگیری ماشین

OmniConvert برای تست A/B  و تحلیل ترافیک

Emarsys نرم افزار بازاریابی

Snowplow آنالیزو مشابه گوگل آنالیتیک

– Convert برای تست A/B و شخصی سازی محتوا

 

در سایت builtwith.com می‌توانید اطلاعات بیشتری پیدا کنید. مثلا نمودار زیر نشان می‌دهد که به صورت میانگین ۵۰ درصد سایت ها از گوگل آنالتیک استفاده می‌کنند رتبه دوم مربوط به Facebook Domain Insights است (+)

 

 

و برای کشور ایران

 

البته این آمار دقیق نیست و فکر کنم فقط برای سایت ها با دامنه ir محاسبه شده است

البته به جز این دو، افزونه‌ها (extension) های دیگری هم در مخزن کروم هست که می‌توانید خودتان امتحان کنید:

۱- Wappalyzer

۲- SiteStacks 

۳- HG Focus

۴- SimilarTech

۵- Datanyze 

 

پیدا کردن پلاگین های سایت وردپرسی  به صورت دستی

برای پیدا کردن افزونه های یک سایت وردپرسی بدون نیاز به افزونه می‌توانید از روش زیر استفاده کرد. فرض کنید ما یک افزونه یا فیوچر در سایت وردپرسی می‌بینم و دوست داریم بدانیم این چه افزونه‌ی است. مثلا در وبلاگ من یک افزونه برای رتبه بندی کامنت گذاران وجود دارد می‌خواهیم از بیرون و به عنوان کاربر اسم این افزونه را پیدا کنیم و روی سایت خود نصب کنیم.

 

 

برای این کار روی قسمتی از افزونه رفته و روی آن کلیک راست می‌کنیم و inspect را بزنیم و کمی بالاتر از آن دنبال class بگردیم. کافی است نام class را در گوگل همراه با واژه wordpress جستجو کنیم تا افزونه مورد نظر پیدا شود. به صورت ویدیو زیر: