شناسایی محتوای یتیم در وردپرس با نسخه جدید افزونه Yoast

منبع عکس yoast.com

 

شما یک پست جدید در وبلاگ خود منتشر می‌کنید، کاربران و گوگل چطور به محتوای شما پی‌برند؟

– احتمالاً پست جدید در صفحه اول سایت نشان داده می‌شود

– یا در خروجی RSS‌ سایت قرار می‌گیرد

– یا اینکه توسط تگ (tag) یا دسته‌بندی (category) که به آن اضافه می‌شود قابل شناسایی توسط کاربران و ربات‌های گوگل می‌گردد.

ولی یک روش دیگر این است که به محتوای خود از سایر نقاط سایت لینک متنی بدهیم.

معمولاً برای بالارفتن کاربری و سئو سایت بهتر است بین صفحات قدیمی جستجو کرده و مطالب مرتبط را پیدا کنیم. و از درون آن‌ها به مطلب جدید لینک داخلی دهیم.

مثلاً فرض کنید من امروز مطلبی با عنوان “انتخاب اتوماتیک نام دامنه برای وبلاگ یا سایت” نوشتم بعد از انتشار این پست در مطالب قدیمی می‌گردم و می‌بینم بهتر است لینک مطلب جدید را به “تجربه راه اندازی سایت با ۲۰ هزارتومان”  اضافه کنم.

 

 

حال وقتی به مطلبی هیچ لینکی داده نمی‌شود اصطلاحاً به آن صفحه یا نوشته، محتوای یتیم یا orphaned content می‌گویند. وقتی انتشار مطالب سایت بیش از اندازه می‌شود ممکن است تعداد این محتواهای یتیم بیش از حد شود و کار شناسایی آن‌ها دشوار شود.

افزونه یوآست Yoast اخیرا امکانی به نسخه premium خود اضافه کرده که شناسایی محتوای یتیم را آسان می‌کند.  کافی است به لیست پست‌های خود در ورپرس مراجعه کنید.

(برای دانلود افزونه یواست نسخه پریمیوم به این مطلب مراجعه کنید.)

 

در این بخش با کلیک کردن روی  Orphaned content می‌توانم لیست صفحات یتیم را ببینم. من الان حدود ۱۹ مطلب دارم که هیچ لینک داخلی به آن‌ها نداده‌ام پس باید وقت بگذارم و از صفحات دیگر سایت به آن‌ها لینک  بدهم.

 

منبع

کوتاه‌نوشته

بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم چقدر ما وبلاگ‌نویس‌ها (از جمله خودم) حال‌به‌هم زن می‌نویسیم. چنان نقل می‌کنیم که انگار عالم‌دهر هستیم از همه بیشتر می‌دانیم و در کل “چقدر ما خوبیم”. حتی عیبامون را چنان تشریح می‌کنیم که هر کسی هم می‌خواند برداشت حسن می‌کند تا عیب. تا کی اینقدر پاستوریزه و تر و تمیز نوشتن؟ تا کی اینقدر مغرورانه نوشتن؟ یعنی تو زندگی‌ت واقعاً همین طور هستی؟ تو که اینقدر خودت را وزین و باوقار و همه‌چیز فهم نشان می‌دهی بین خانواده و نزدیکان هم اینقدر خوب هستی؟ یا دیگران از دست تو زله و کلافه شدند؟ آیا تو خیابان هم مثل آدم رانندگی می‌کنی؟ یا هر ده متر یک قانون‌شکنی می‌کنی؟ وبلاگ هم  شده برای یک عده جعبه تلویزیون که وقتی می‌خوان برن توش لباس‌های پاره و کثیفشون را در می‌آورند و چهره‌ی نازیباشون را گریم می‌کنند.

من عمداً نوشته‌های خیلی خوب بعضی وبلاگ‌ها را نمی‌خوانم. چون خواندن و یاد گرفتن از یک نویسنده‌، ما را به نوعی اسیر و برده‌ او می‌کند. چون دوست ندارم برده و بنده او شوم نوشته‌هایش را سرسری می‌خوانم.

شاید یکی از دلایلی که کتاب خوانی را دوست نداریم این است که می‌ترسیم عقاید فعلی‌مان به چالش  کشیده شود.  خواندن هر کتاب یعنی باورها و جایگاه فعلی‌مان را رها کنیم و این برای انسان دردآور است.

یک جمله در کتاب “ای کاش وقتی ۲۰ سالم بود می‌دانستم” خواندم از گای کاواساکی. که خیلی به فکر فرو رفتم. “در زندگی به آدم‌هایی کمک کنید که هیچ وقت انتظار ندارید آن‌ها روزی به شما کمک کنند”. مثل کمک به یک غریبه یا اهدای کمک نقدی به صورت ناشناس.

من یک عادتی دارم در زندگی که وقتی می‌بینم کاری یا چیزی را دیگران انجام می‌دهند به هیچ عنوان سمتش نمی‌روم یا اگر در حال انجام آن باشم آن را رها می‌کنم. این باعث شده که خیلی موقعیت‌های مالی و اقتصادی را از دست بدم. فقط به خاطر اینکه می‌خواهم کاری انجام بدم که هیچ کس مشابه‌اش را انجام نداده.

بخشی از مردم نه هدفی تو زندگی دارند و نه می‌دونند عمر و وقت و مالشون را کجا خرج کنند. معمولاً دو تا راه را انتخاب می‌کنند، یا دنبال یک مرشد و استاد و معلم و پدر معنوی هستند که بهشون بگه دقیقاً چی‌کار کنن و یا اینکه نگاه می‌کنند دیگران چی‌کار می‌کنند اون‌ها هم همون کار را تقلید می‌کنند. مثل  ادامه تحصیل یا زدن کسب و کارهای تکراری.

نادانی یک انتخاب هست. کسی که نادان هست خودش نادانی و نفهمیدن را انتخاب کرده چون می‌دونه دانایی هزینه دارد. دانایی مثل یک سهام با ریسک بالاست ممکنه سود زیاد و ممکنه زیان وحشتناک بده. ولی نادانی یک سهام کم خطر با سود خیلی خیلی خیلی کم است.

چرا انسان‌ها از زندان خوششون می‌یاد؟ اون زندان می‌تونه اتاق خوابشون باشه یا اتاق کار یا یک جمع دوستی قدیمی. چرا ما دوست داریم خودمون را حبس کنیم؟ مثل یک زندانی زندگی کنیم؟ هر روز مثل یک زندانی حسرت چیزهای نخورده و و تجربه‌های نکرده و جاهای نرفته و رابطه‌های شکل نگرفته را بخوریم؟

با فانوس دریایی گوگل سایت‌تان را از نظر سئو چک کنید

اخیراً گوگل قابلیت چک کردن سئو صفحات را به افزونه Lighthouse یا فانوس دریایی اضافه کرده است. بدین صورت که پس از نصب افزونه lighthouse بر روی مرورگر خود می‌توانید با تیک زدن SEO آنالیز صفحه‌ی را انجام دهید.

بهترین ویژگی این افزونه چک کردن فونت سایت برای حالت موبایل هست که اگر اندازه آن برای کاربران موبایل مناسب نباشد را اعلام می‌کند. در نهایت یک امتیاز از ۱۰۰ به صفحه مورد نظر داده می‌شود. گوگل اعلام کرده ویژگی‌هایی که این افزونه چک می‌کند فعلاً بسیار محدود و ابتدایی هستند و در آینده است امکانات بیشتر و پیشرفته‌تری به آن اضافه شود.

 

 

مواردی که توسط افزونه فانوس دریایی چک می‌شوند:

  • Descriptive anchor text
  • Titles, meta description
  • Page crawlability by Google
  • HTTP status code
  • Valid hreflang and rel=canonical tags
  • UX — legible font sizes, plugins
  •  Additional reports

منبع

 

کوتاه‌نوشته‌ها

پیدا کردن دوست تو شبکه‌های اجتماعی مثل پیدا کردن همسر تو کوچه و خیابان و سرچهارراه هست. بالاخره پیدا می‌شه ولی به کیفیت اون رابطه‌ها نباید خیلی امیدوار بود.

 در روزگار ما نیاز نیست کسی را زندان بفرستیم همین که اینترنت شخص را قطع کنیم خانه او تبدیل به سلول انفرادی می‌شود.

تاوان کتاب خواندن و دانستن بیشتر، تنهایی است ولی آدم‌ تنهای نادان هم کم نداریم.

اگر روزی پول بادآورده زیادی داشته باشم اولین کاری که می‌کردم کل کتاب‌های یک کتابفروشی را می‌خریدم و می‌بردم همه را آتش می‌زدم. فکر می‌کنم این تنها راه کمک به صنعت  نشر کاغذی است.

از نشانه‌های کم سوادی، استفاده از یک واژه بدون دانستن تعریف آن است.

به قول شعبانعلی این روزها حضور نداشتن در شبکه‌های اجتماعی خود نشان لوکس بودن است.

  از جیمیل، تلگرام و اینستاگرام بدم میاید دوست دارم حضوری بشنیم با آدم‌ها گپ بزنم. راضی‌ام چند صد کیلومتر برم تا یک دوست را ملاقات کنم.

  من عاشق عدد و رقم و اندازه‌گیری هستم. شاید یکی از دلایلی که ادبیات را دوست ندارم همین کلی گویی و غیرکمی حرف زدن هست. مثلاً چند روز پیش یک جمله خوندم که: کسی که دوستان زیادی دارد، دوستی ندارد. بعد چند روز با خودم فکر می‌کنم منظور  از زیاد یعنی چند تا؟ ۱۰ تا؟ ۱۰۰تا؟ ۱۰۰۰تا؟

دوره ادبیات و فلسفه‌ و شعر تموم شده. دوره دوره علم و تحلیل داده است. آنقدر داده داریم که می‌تونیم زمان و مکان عطسه‌کردن یک نفر را هم پیش‌بینی کنیم. چند دهه‌ دیگر مطمئن هستم مساله مرگ حل میشه انسان می‌تونه تا ابد زندگی کنه.

بعضی موقع‌ها از دانشمندا بدم میاد. آخه چرا حرفاشون هیچ کاربردی تو زندگی نداره؟ چرا نتایج علمی رنج ما انسان‌ها را کاهش نمی‌ده؟ چرا استاد دانشگاه‌ها فقیرند؟ چرا درآمد معلم‌ها اینقدر کمه؟ چرا دانشجوها اینقدر ناتوانند؟ چرا دانشگاه پول ندارن؟ چرا صاحبان علم ثروتمند نیستند؟ چرا؟ چرا؟ چرا نمی‌تونیم کشفیات علمی را به پول و ثروت تبدیل کنیم؟ چرا کتاب‌های علمی گنگ نوشته‌ شده‌اند؟ چرا علم برای مردم جذاب نیست؟ دوست دارم روزی با به کار بستن علم آنقدر موفق بشم و فریاد بزنم مردم علم که می‌گفتن اینه

کلاس آشنایی با پلتفرم در دانشگاه علوم پزشکی ایران

به دعوت و زحمت دوست متممی‌ عزیزم، متین خسروی، قرار است در مرکز رشد دانشگاه علوم پزشکی ایران در مورد پلتفرم‌ صحبت کنیم.

البته من همه آنچیزی که از پلتفرم می‌دانستم را در این وبلاگ نوشتم ولی به خاطر اینکه فرصت‌های بین‌نظیر تجاری در کاربرد پلتفرم در صنعت پزشکی می‌بینم فوراً دعوت او را برای شرکت در مراسم قبول کردم.

چون اعتقاد دارم دانشجویان پزشکی یکی از بهترین گزینه‌ها برای کارآفرینی در زمینه پلتفرم‌های پزشکی و تولید محتوای تخصصی هستند.

این اتفاق روز سه شنبه این هفته ۱۵ اسفند از ساعت ۱۲.۳۰ تا ۱۴.۱۵ خواهد بود.

اگر قصد شرکت در این مراسم را دارید لطف کنید این فرم را پر کنید تا هماهنگی مورد نظر صورت گیرد. درب ورودی دانشگاه هم اعلام بفرمایید برای شرکت در نشست مرکز رشد حضور پیدا کردید.

این لینک هم لوکیشن محل برگزاری رویداد.

مسیر دسترسی با اتوبوس و مترو