خود-مرکز-جهان-پنداری

با دیوید فاستر والاس در پیام اختصاصی متمم آشنا شدم.

با این جمله کوتاه:

بر طبق سنت یادگیری کریستالی  کمی خواستم در مورد نویسنده سرچ کنم.اول فکر کردم متخصص حوزه بازاریابی است.

کمی که جستجو کردم فهمیدم نه. نویسنده‌ بسیار مشهوری است ولی نویسنده حوزه کسب و کار نیست. در حین جستجو به یک سخنرانی از او رسیدم که خیلی به دلم نشست.

الان چند روزی است به حرف‌های او فکر می‌کنم. خیلی عجیب است دقیقاً انگار وضعیت من را این‌روزها توصیف می‌کند.

این متن از سایت ترجمان است. مقاله‌ای با عنوان «این آب است» تکرار کن. ترجمه دوم و سوم هم دارد.

من بخش‌هایی از آن را نقل می‌کنم:

دیوید فاستر والاس، که بسیاری او را بزرگ‌ترین نویسندۀ دو دهۀ اخیر در آمریکا می‌دانند، در تمام طولِ عمر خود، فقط یک سخنرانی عمومی ایراد کرد. این سخنرانی به مناسبتِ فارغ‌التحصیلی دانشجویانِ کالج کنیون در اوهایو برگزار شد و بعدها آن را «یکی از تأثیرگذارترین سخنرانی‌های فارغ‌التحصیلیِ طول تاریخ» نامیدند:

 

یک روز معمولی را در نظر بگیرید که صبحش از خواب بیدار می‌شوید، به سمت محل کار پرسروصدای خود می‌روید، به‌مدت نه یا ده ساعت سخت کار می‌کنید و در پایان روز خسته و کوفته و کلافه می‌شوید.

این آخر، تنها کاری که می‌خواهید بکنید این است که برگردید خانه و شامی دلپذیر بخورید و احتمالاً چندساعتی خوش بگذرانید و بعد هم بخوابید، چون باید فردا زود بیدار شوید و دوباره روز از نو و روزی از نو.

اما ناگهان یادتان می‌افتد که در خانه غذا ندارید؛

این هفته به‌خاطر شغلِ پردردسرتان وقت نکرده‌اید خرید کنید، بنابراین مجبورید بعد از کار، سوار ماشینتان شوید و رانندگی کنید تا سوپرمارکت.

ساعت کار تمام شده و در ترافیک سنگین گیر کرده‌اید، بنابراین خیلی دیرتر از معمول به سوپرمارکت می‌رسید و وقتی که درنهایت می‌رسید آنجا، می‌بینید سوپرمارکت خیلی شلوغ است، چون در آن ساعتِ روز همۀ شاغلان سعی می‌کنند خودشان را برسانند فروشگاه و خرید کنند.

نور فلورسنتِ حال‌به‌هم‌زنی سوپرمارکت را روشن کرده است و موسیقی ملایم یا پاپ ملال‌آوری توی گوشتان می‌رود؛

احتمالاً چنین فروشگاهی آخرین جایی است که لازم است بروید،

اما نمی‌توانید به این راحتی واردش شوید، یا سریع از آن خارج شوید: مجبورید سراسر این فروشگاه عظیم و پر زرق و برق را بگردید و از راهروهای شلوغِ آن رد شوید تا اجناسی که می‌خواهید پیدا کنید.

مجبورید چرخ‌دستی‌تان را وسطِ جمعیتی خسته و شتاب‌زده که آن‌ها هم چرخ‌دستی دارند با هزار ترفند رد کنید.

پیرمرد پیرزن‌هایی که مثل لاک‌پشت راه می‌روند

و آدم‌های گیج ومنگ و بچه‌ها قوز بالای قوزند، چون نمی‌گذارند راحت از راهروها عبور کنید.

اما مجبورید دندان روی جگر بگذارید و مؤدبانه ازشان خواهش کنید تا راهتان را باز کنند.

در نهایت همۀ اجناسی که نیاز دارید را برمی‌دارید، اما متوجه می‌شوید با اینکه ساعتِ شلوغیِ آخرِ روز است، تعداد صندوق‌های پرداختی که باز هستند کافی نیست. به همین‌خاطر صفِ صندوق هم بسیار طولانی و عذاب‌آور است،

اما نمی‌توانید خشم خود را بر سر دخترِ دست‌پاچه‌ای که پشت صندوق کار می‌کند خالی کنید.

به‌هرحال جلوی صندوق می‌رسید و پول مواد غذایی را پرداخت می‌کنید و منتظر می‌مانید تا دستگاه، اعتبار چک یا کارتتان را تأیید کند و بعد هم با آن صدایِ خشک و بی‌روح بهتان بگوید «روز خوبی داشته باشید».

بعد از آن، باید کیسه پلاستیک‌های زپرتی و یک‌بارمصرف را توی چرخ‌دستی از میان پارکینگ شلوغ و پر از کثافت رد کنید و کیسه‌ها را طوری توی ماشین بچینید که آت‌وآشغال‌هایش بینِ راه نریزد بیرون و توی صندوق عقب هم پخش‌وپلا نشود.

تازه بعدش هم مجبورید تمام مسیر برگشت به خانه را پشتِ سر شاسی‌بلندهای نکبتی، توی ترافیک سنگین آن ساعت رانندگی کنید.

مسئله اینجاست که معضلی چنین ملال‌آور، دقیقاً به بحث انتخاب مربوط می‌شود.

ترافیک‌های سنگین و راهروهای شلوغ فروشگاه‌ها و صف‌های طولانیِ صندوق پرداخت فرصتِ خوبی برای فکرکردن به من می‌دهند.

اگر دربارۀ اینکه چگونه فکر کنم و به چه چیزی توجه کنم تصمیمی هشیارانه نگیرم،

آنگاه هر بار که مجبور شوم به خرید مواد غذایی بروم افسرده و ملول خواهم شد،

چون تنظیمات پیش‌فرض و طبیعی‌ام به من اطمینان داده است که موقعیت‌هایی از این دست درواقع به‌خاطر من پدید آمده‌اند، همچنین به‌خاطر گرسنگی‌ام، به‌خاطر خستگی‌ام و به‌خاطر تمایلم به رسیدن به خانه.

اما به نظر می‌رسد که همۀ دنیا و مردم آن سد راهم شده‌اند و از خود می‌پرسم که این‌ها دیگر کی‌اند که سد راهم شده‌اند؟

در صف صندوق با خودم می‌گویم که نگاه کن! چقدر این آدم‌ها منزجرکننده، احمق، بی‌احساس و حیوان‌اند.

یا وقتی وسط صف با صدای بلند با گوشیِ تلفنِ همراهشان حرف می‌زنند، چقدر آزاردهنده و بی‌ادب می‌شوند و این عین بی‌انصافی است: من تمام روز را سخت کار کرده‌ام و گرسنه و خسته‌ام، اما به‌خاطر این مردم لعنتی و احمق حتی نمی‌توانم خودم را به خانه برسانم و شام بخورم و استراحت کنم. 

اگر تنظیمات پیش‌فرضم اجتماعی‌تر باشد، ممکن است وقتم را در ترافیک پایان روز با عصبانیت و تنفر از ماشین‌های گنده‌بکِ شاسی‌بلند و هامرها و وانت‌های ۱۲ سیلندر سر کنم؛

ماشین‌هایی که باک‌های ۱۸۰ لیتریِ پر از بنزینشان را اسراف‌کارانه و با خودخواهی دود می‌کنند و می‌فرستند توی هوا.

فکر می‌کنم به آن برچسب‌های وطن‌پرستانه‌ای که روی سپر بزرگ‌ترین و خودنماترینِ این دست ماشین‌ها می‌چسبانند؛

فکر می‌کنم به اینکه کریه‌ترین و بی‌ملاحظه‌ترین و قانون‌شکن‌ترین رانندگان، آن‌ها را می‌رانند، راننده‌هایی که با تلفن حرف می‌زنند و برای اینکه چهار متر جلوتر بروند، راه مردم را می‌بندند.

به این فکر می‌کنم که بچه‌های ما چقدر از ما بیزار خواهند شد به‌خاطر هدر دادن سوختی که برایِ آن‌ها هم بوده. چقدر حالشان از ما به هم می‌خورد به خاطرِ برهم زدن اقلیم جهان؛ که چقدر گستاخ و احمق و منزجرکننده‌ایم.

اگر به‌انتخاب خودم این‌گونه فکر کنم، مشکلی نیست،

خیلی‌ها این‌طور فکر می‌کنند – جز اینکه این‌گونه فکر کردن آن‌قدر آسان و غیرارادی است که لازم نیست چندان هم انتخابش کنیم.

درواقع این طرز فکر ناشی از تنظیمات پیش‌فرض و طبیعی من است.

به طرز غیرارادی و ناخودآگاه طوری عمل می‌کنم که گویی من محور جهانم

و اولویت‌های جهان را نیازها و احساسات بلاواسطۀ من تعیین می‌کنند و با همین طرز فکر غیرارادی و ناخودآگاهم است که ملالت‌ها، خستگی‌ها و ازدحام زندگی بزرگسالی را تجربه می‌کنم.

موضوع این است که روش‌های مختلفی برای فکرکردن دربارۀ چنین موقعیت‌هایی وجود دارند.

در این ترافیک، همۀ این خودروها جلو راه من را گرفته‌اند:

ممکن است برخی از آدم‌هایی که توی این ماشین‌های شاسی‌بلند نشسته‌اند، در گذشته دچار سانحه‌های مهیب رانندگی شده باشند و اکنون رانندگی آنقدر برایشان سخت است که دکترشان توصیه کرده یک ماشینِ بزرگ شاسی‌بلند بخرند تا در رانندگی احساس امنیت کنند؛

یا هامری که جلوی راهم را گرفته، ممکن است داخلش پدری باشد که سعی می‌کند کودک بیمار یا زخمی‌اش را با عجله به بیمارستان برساند و به همین دلیل، عجلۀ او بیشتر و برحق‌تر از عجلۀ من است،

چه بسا حقیقت آن باشد که این منم که سد راهش شده‌ام.

بازهم خواهش می‌کنم فکر نکنید می‌خواهم نصیحت‌های اخلاقی برایتان بخوانم یا منظورم این است که «باید» اینگونه فکر کنید و یا کسی از شما انتظار دارد که به شکلی غیرارادی اینگونه بیاندیشید، چراکه این کار بسیار دشوار است و اراده و کوشش ذهنی می‌طلبد،

و اگر مثل من باشید، بعضی روزها نمی‌توانید یا نمی‌خواهید این کار را بکنید.

اما در بیشتر مواقع، اگر به‌اندازه‌ای هشیارید که می‌توانید به خود فرصت انتخاب دهید،

خواهید توانست آن پیرزن چاق و بی‌احساس را که با آن آرایش غلیظ در صف صندوق پرداخت سر بچۀ کوچکش داد می‌زد جور دیگری ببینید؛

شاید همیشه این‌طور نباشد؛

شاید سه شب متوالی نخوابیده و بالای سرِ شوهرش که سرطان استخوان دارد و رو به مرگ است نشسته، ‌

شاید این پیرزن، همان کارمند کم‌درآمدِ ادارۀ راهنمایی و رانندگی باشد که دیروز با راهنمایی‌ای کوچک به همسرتان کمک کرد تا مشکل بغرنج اداری‌اش را حل کند.

البته ممکن است هیچ‌یک از این‌ها نباشد، اما ناممکن هم نیست؛ همه‌چیز بستگی به این دارد که می‌خواهید چطوری به ماجرا نگاه کنید.

اگر به‌طور غیرارادی مطمئیند که واقعیت چیست و چه کسی یا چه چیزی واقعاً مهم است، اینطور بگویم:

اگر می‌خواهید طبق تنظیمات پیش‌فرضتان عمل کنید، آنگاه شما نیز مثل من احتمالات بعید و رنج‌آور را در نظر نخواهید گرفت.

اما اگر واقعاً نحوۀ فکرکردن و توجه‌کردن را یاد گرفته‌اید، آنگاه خواهید فهمید که گزینه‌های دیگری نیز وجود دارند.

پی‌نوشت: تیتر این نوشته را اولین بار از زبان شاهین کلانتری شنیدم.

چرا سایت باربری را برای تولید محتوا انتخاب کردم؟

توجه: ببخشید اگر لحن نوشته کمی دستوری و از بالا به پایین است.

شاید سوال باشد برای بعضی‌ها که این علی کریمی که اینقدر حرف‌های قلمبه و سلمبه درباره کارآفرینی و کسب و کار  و فلسفه‌ی محتوا زد و (می‌زند) آخرو عاقبت وقتی به اجرا رسید رفت سراغ ایده‌های بازاری و چیپ مثل باربری و حمل بار.

گویا از امثال ماها انتظار یک سایت آموزشی مثل متمم یا تاسیس یک آژانس دیجیتال مارکتینگ یا مشاور اتوکشیده کسب و کار می‌ره.

البته بگم بیشتر این‌ها تخیلات خودم است و از کسی چیزی نشنیدم. فقط خواستم در مورد انتخاب ایده باربری توضیح دهم.

چرا سایت باربری را برای تولید محتوا انتخاب کردم؟

 

۱- علاقه و عشق:

 به شخصه به حوزه حمل و نقل دارم. یعنی به هر چیزی که از نقطه‌ی A به نقطه‌ی B بره علاقه دارم. حالا این چیز سواری باشد یا تریلی باشد یا دیتا باشد یا سیگنال. عشقِ من استارت‌آپ‌هایی مثل اوبر و اسنپ است.

زمان دانشجویی هم مثل خیلی‌ها، ساعت‌های زیادی هم در اتوبوس و قطار گذراندم. یا شایدم زندگی کردم.

کلاً از حوزه ارتباطات خوشم می‌آید. حال از جنس فناوری ارتباطات یا جابجایی کالا یا انسان. از دبیرستان هم عاشق مساله‌هایی مثل فروشنده دوره گرد بودم. در دانشگاه آرزوم این بود که بروم تو شرکت پست آمریکا UPS، تحویل بسته‌های پستی‌ را بهینه  کنم. یعنی من کشته مرده  بهینه‌سازی و حل مساله‌ام. حمل و نقل پر است از مسائل جالب و ناکارآمدی زیاد.

این باعث شد روزی که تصمیم گرفتم سایت باربری بزنم تمامِ سایت‌های باربری و حمل و نقل و اکانت‌های اینستاگرام و تلگرام مرتبط را خواندم و یادداشت برداری کردم. یعنی این حوزه را به معنایِ واقعیِ کلمه خوردم.

به نظرم حوزه‌ی را انتخاب کنید که بهش علاقه دارید. عاشقشش هستید. تولید محتوا یک کار سنگین، طولانی‌مدت، فرسایشی و خسته‌کننده است. اگر علاقه نداشته باشید این مسیر را نمی‌تونید طی کنید.

اگر عشق باشه، عشق از سئو هم بالاتره. مطمئن باشید اگر با عشق و علاقه و تمام وجود یک محتوا تهیه کنید چنان رتبه‌ی در گوگل می‌گیره که هیچ سئوکاری با یک میلیون بک‌لینک هم نمی‌تونه جایگاه شما را تصاحب کنه.

وقتی خواستید در یک زمینه سایت بزنید و تولید محتوا کنید بنشینید و تمام سایت‌ها و مطالب آن حوزه را بخوانید. حتی کامنت مردم پای پست‌ها و کامنت‌های اینستاگرام را هم بخوانید. ببینید مردم چه مشکلی دارند؟ از چه چیزی می‌نالند.

مثلاً من هشتگ #اسباب-کشی را در اینستاگرام سرچ کردم و حرف‌های مردم را خواندم. اینکه مردم خیلی بابت این مورد اذیت می‌شوند و یا اینکه اگر چک لیست اسباب کشی داشته باشند برایشان مفید است.

نمی‌گویم دقیقاً هر چیزی که خواندید بعداً به دردتان خواهد خورد ولی خوبی این روش این است که با فضای آن کار آشنا می‌شوید.

ما معمولاً در اون زمینه‌ای که می‌خواهیم تولید محتوا کنیم تخصص نداریم پس باید زیاد مطالعه کنیم که جبران بی‌تجربگی ما در اون حوزه را بکند.

 

محتوای کم 

اشتباه بعضی از ما این است که بعضاً روی حوزه‌ی دست می‌گذاریم که برای به نتیجه رسیدن آن به محتوای بسیار زیاد نیاز دارد.

مثلاً وقتی می‌خواهید یک سایت راه‌اندازی کنید باید از خودتان بپرسید چند مطلب باید تولید کنید تا اولین مشتری به شما زنگ بزند؟

برای سایت باربری ما این مساله در حد ۳۰ تا ۴۰ مطلب بود. یعنی ما توانستیم تنها با تولید ۳۰ مطلب روزانه ده‌ها مشتری جذب کنیم.

آیا در زمینه‌ی که شما کار می‌کنید می‌شود با ۵۰ تا پست به اصطلاح بلند شد؟ با باید ۵۰۰ تا مطلب منتشر کنید؟ یا ۵۰۰۰ تا مطلب؟

مثلاً کسی که قصد دارد در حوزه بازاریابی دیجیتال و سئو سایت راه‌اندازی کند بعید می دانم با ۵۰ تا مطلب بتواند به هدفش برسد.

 

نیاز بازار

آیا به محتوایی که تولید می‌کنیم مردم نیاز دارند یا همینطور بی‌هدف و نیازسنجی محتوا تولید می‌کنیم. نیاز هم با حدس و گمان نمی‌شود باید ریز اطلاعات را درآورد. از ابزارهایی مانند گوگل‌ترند و خود نتایج گوگل و CPC و Keyword Planner و امثالم باید استفاده کرد وگرنه زحمتی که می‌کشیم به هدر می‌رود. من وقتی کلمه باربری را گوگل ترند سرچ کردم دیدم هر سال جستجوی‌آن رشد دارد  و حتی تعداد جستجوی آن از جراحی بینی هست. پس رفتم و تولید محتوا را شروع کردم.

 

رقبای ضعیف

کلاً مشکل ما این است که در راه‌اندازی سایت و تولید محتوا به رقیب فکر نمی‌کنیم.

بابا جان دو حالت وجود دارد:

یا جایی که ما می‌رویم پول هست پس حتماً قبل از ما یک عده آنجا زنبیل گذاشته‌اند. ما ایرانی‌ها هم که کلاً خوی فرصت طلبی‌ داریم. اگر بگوید زیر فلان سنگ یک هزاری افتاده، هزار نفر برای برداشتن آن صف می‌کشند.

یا حوزه‌ی که ما می‌خواهیم تولید محتوا کنیم پول نیست که در این حالت دیگر کسب و کار نیست  و اگر  تولید محتوا کرده باشیم بیشتر برای علاقه شخصی است.

رقبا ما در حوزه باربری افراد به کل پرت از دنیای تکنولوژی بودند. میانگین سنی آ‌نها بالای ۴۰سال بود و اصلاً از سایت و سئو و بازاریابی خبر ندارند. تنها کار آن‌ها هم این است که به یک سری شرکت از خدا بی‌خبر پول بدهند تا برایشان تبلیغ گوگل ادوردز بدهند. البته نمی‌گویم همه درب و داغون هستند آن‌هایی هم که سئوکار هستند خودشان قبلاً باربری داشتند یا پسرعمو یا پسردایی‌شان باربری داشته و به آنها گفته که بیا یک سایت هم برای ما بزن.

یک توصیه می‌کنم در حوزه‌هایی که به نوعی با تکنولوژی و مهندسی ارتباط دارند بهتر است تولید محتوا نکنید. ببینید اکثراً آدم‌های باهوش در ایران با سراغ مهندسی رفته‌اند یا پزشکی. از طرفی چون در رشته خودشان کاری پیدا نکرده‌اند، سراغ طراحی سایت و سئو و بازاریابی دیجیتال رفته‌اند پس بدانید رقیب شما ممکن است رتبه ۲ کنکور باشد و مسلط به زبان انگلیسی و …. و خیلی باهوش و همه تکنیک‌هایی که شما می‌دانید را می‌تواند بخواند و یاد بگیرید.

من می‌دانم کسانی که باربری دارند میانگین سوادشان، سوم راهنمایی هست و ۹۹ درصدشان هم زبان انگلیسی بند نیستند چه رسد که بروند و مقاله‌های سئو و بازاریابی را بخوانند. پس من که سوادم بیشتر است  و زبان و سئو بلدم از آن‌ها جلوتر هستم.

 

اول شدن

آقا یا خانم اگر یک احتمال می‌دهید در یک حوزه نمی‌توانید سایت اول ایران شوید لطفاً‌ وارد نشوید. یا حوزه را محدود کنید و یک  یک زیرمجموعه‌ از آن حوزه را انتخاب کنید که بتوانید در کوتاه مدت سایت اول ایران بشوید.

ببنید واقعیت این است که کلاً ۸۰ درصد درآمد، سود و مشتری، کیف و حال متعلق به یک درصد اول جامعه است.

سایت هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر با خودتان می‌گوید یک سایت می‌زنم حالا رتبه ۳ یا چهار هم بشود خوب است چند تا مشتری می گیرم یک پولی در می‌آورم لطفاً لطفاً سایت نزنید چون ۷۰ تا ۸۰ درصد کلیک‌های گوگل مال رتبه یک و دو است و بقیه سایت‌ها برای خالی نبود عریضه در گوگل فعالیت می‌کنند.

حداقل اگر سایت شما در حوزه خودتان لینک یک نیست چند صفحه آن که می‌تواند لینک یک  گوگل شود؟  سعی کنید چند صفحه قوی در سایت داشته باشید که  رتبه یک گوگل باشند

ولی اگر تمام صفحات شما در صفحه دوم به بعد باشد اصلاً انگار سایت نزدید.

 

تولید محتوای موقت و پروژه‌ای در مقابل تولید محتوای دائمی

شیوه تولید محتوا در باربری به این صورت است که یک باربری به یک شرکت سئوکار پول می‌دهد تا یک سایت برای او راه‌اندازی کند و سرماه یک پول به شرکت می‌دهد تا با روش‌های سیاه رتبه سایت را بالا بیاورد وقتی هم پول نمی‌دهد رتبه سایت سقوط می‌کند

بعضی چند ماه پول می‌دهد بعد نتیجه‌ای نمی‌گیرد و رها می‌کنند چون کسب و کار فیزیکی خود را دارند و از طریق پایانه یا تلگرام یا دوست آشنا مشتری پیدا می‌کند و روزگارشان را می‌گذارند.

یعنی تولید محتوا و رسیدگی به سایت دائمی نیست. این یک فرصت خوب است برای کسانی که می‌خواهد به طور دائمی و بلند مدت روی سایت خود کار کنند و تولید محتوا کنند. این گروه برنده‌اند چون گوگل به این نوع سایت‌ها اهمیت زیادی می‌گذارد و لینک آن‌ها را در گوگل افزایش می‌دهد.

منظورم این است که به رقبا نگاه کنید آیا آن‌ها تولید محتوا را یک پروژه و کار موقت می‌بیند یا یک کار دائمی؟ اگر رقبا شما فقط چند ماه روی سایت خود کار می‌کنند و بعد می‌روند به امان خدا این موقعیت برای شما هست که با یک فعالیت دائمی و اصطلاحاً خوابیدن روی سایت آنها را شکست دهید و برنده شوید.

در ایران، بیشتر پروژه‌های سئو موقت است. چون مشتریان از شرکت‌ها نتیجه‌یِ سریع می‌خواهند  و چون سئو و تولید محتوا کار زمان‌بری است و دیر جواب می‌دهد شرکت‌ها مجبور هستند سراغ روش‌های سیاه و سریع بروند طوری که سر ماه هم بتوانند پول خودشان را بگیرد نه سال بعد.

حالا در این وضعیت کسی که به صورت بلند مدت تولید محتوا میکند و از روش‌های سفید استفاده می‌کند برنده میدان است.

 

نیروی تولید محتوا

تولید محتوا سخت است. ما فعلاً در ایران تولید کننده محتوای حرفه‌ای و نویسنده صنعتی خیلی نداریم. آن کس هم که بلد باشد دیوانه است که برای دیگران مطلب بنویسد خوب خودش سایت می‌زند و برای خودش کسب درآمد می‌کند. احمق نیست که برای چندرغاز پول بیاید و تولید محتوا کند.

بیشتر کسانی هم که در ایران وارد تولید محتوا شده‌اند از دنیای ادبیات آمده‌اند و کلاً یک تیپ خاصی می‌نویسند که به درد سئو نمی‌خورد.

یعنی مطالب سئو شده بیشتر حالت گزارش نویسی و تحقیقی دارد. اینها بیشترشان زبان انگلیسی هم نمی‌دانند. در حالی که برای تولید محتوا بعضاً نیاز است که چند مقاله خارجی را بخوانیم و خلاصه کنیم.

این دوستان حوزه ادبیات یک مقدار هم چارچوب ناپذیر هستند و خوی طغیان‌گری هنر در آنها تاثیر گذاشته، زیربار قواعد سئو و چارچوب‌های گوگل نمی‌روند.

خیلی سخت است این برادران و خواهران را راضی کرد که یک کلمه را ده بار در متن تکرار کنند. حالشان ممکن است به هم بخورد. توهین به زبان  و ادب فارسی است.

بعضی مطالب که سئو می‌شوند خیلی ماشینی و بی‌مفهوم می‌شوند و اصلاً نمی‌شود فهمید چی نوشته شده. چون آنقدر سایت‌های ایرانی کثافت کاری کرده و Keyword Injection‌ کرده‌اند و آنقدر کاربران ایرانی مطالب را سرسری خوانده‌اند که گوگل بیچاره فکر می‌کند متن خوب یعنی همین متن‌های سئو شده بدغواره و زشت و نامفهموم

بگذریم یخش دیگری هم از تولید کنندگان محتوا هم از دنیای مهندسی و تکنولوژی آمده اند که اینها هم خیلی نوشتن بلند نیست و اگر هم متنی بنویسند خیلی ماشینی است. الان خود من مهندس هستم ولی متن‌‌هایم روان نیست.

پس فکر کنید با این وضع آیا کسی هست که برای موضوعات خفن شما محتوا تولید کند؟

اگر امروز نیروی شما رفت آیا می‌توانید جایگزینی برای آن پیدا کنید؟

ایا وقتی نیروی جدید می ‌گیرید می‌توانید در زمان کم به او آموزش تخصصی بدهید؟

مثلاً حوزه باربری نهایتاً ۲۰ تا نکته است که هر کس بیاید می‌تواند در یک ماه یاد بگیرید و راه بیافتد ولی وقتی شما می‌خواهید مقالات تخصصی سئو و بازاریابی محتوا تولید کنید:

آیا یک روزه می‌توانید فرد با لغات و متن‌های تخصصی آشنا کنید؟

آیا کسی می‌توانید پیدا کنید که موضوع به شدت به روز بازاریابی دیجیتال مسلط باشد و تازه پا فراتر بگذارد و مطلب تهیه کند؟

 

تولید محتوای تیمی

شما باید ببینید کسانی که رقیب شما هستند آیا یک نفر هست یا یک تیم سازمان یافته؟

وقتی رقیب شما یک تیم اختصاصی و قوی برای تولید محتوا دارد فاتحه شما که یک نفره و پاره وقت روی سایت وقت می‌گذارید احتمالاً خوانده است.

مثلاً سایت چطور که در زمینه توسعه فردی مطلب تولید می‌کند یک  خطِ تولید محتوا دارد که شامل تولید کننده محتوا و ویراستار و سئوکار و گرافیست و … دارد که به صورت فله‌ی و روزانه مطلب تولید می‌کنند.

حالا فرض کنید اگر سایت چطور بخواهد در زمینه باربری مطلب تولید کند من می‌توانم رقابت کنم؟ نه

 

ساکن و ثابت بودن حوزه حمل و نقل

بعضی حوزه‌ها خیلی تغییر می‌کنند مثلاً من امروز یک آموزش در مورد فلان نرم افزار تولید می‌کنم فردا یک نسخه جدید با قیافه جدید می‌آید من باید بنشینم و تمام عکس و نوشته‌ها را عوض کنم.

مثلاً طرف در مورد Yahoo Messenger یا Viber مطلب نوشته. وقت زیادی هم گذاشته. هزینه هم کرده ولی الان به چه دردی می‌خورد؟

مثلا حوزه تکنولوژی خیلی متغیر است و هر چند ماه یک بار عوض می شود. مثلاً من در مطلب پیدا کردن بک لینک به گوگل کنسول اشاره کردم  و آموزش پیدا کردن بک لینک توسط گوگل کنسول را شرح دادم.

چند هفته پیش گوگل گفت که نسخه جدید کنسول آمده و نسخه قدیمی را از رده خارج کرده حالا من باید بشیم و تمام عکس‌ها را عوض کنم.

ولی در حوزه باربری این طور نیست کلاً حوزه باربری ۴ تا نکته است و ۴ جور ماشین. تا ده سال بعد هم این صنعت هیچ تغییر نمی‌کند.

پس من هر محتوایی که تولید می‌کنم برای چند سال خواننده دارد. فوقش شما لازم است که قیمت‌ها را عوض کنید وگرنه در مورد نیسان آبی و خاور ۸۰۸ مطلب تولید کنید تا ده سال آینده هم این دو ماشین از صنعت حمل و نقل ایران خارج نمی‌شود.

در کل موضوعاتی که با فضای آفلاین یا فیزیکی ارتباط دارند دیر به دیر تغییر می‌کند چون خود دنیای فیزیکی دیر به دیر تغییر می‌کند ولی موضوعاتی که با دنیای آنلاین ارتباط دارد مثل تکنولوژی و بازاریابی به شدت تغییر می‌کند و مطالبی که شما تولید می‌کند ممکن طی چند روز یا چند هفته بیات و کهنه شود.

 

مناسب برای یک فرد یا دو نفر

بعضی حوزه‌ها را نمی‌شود یک نفری و دونفری تولید محتوا کرد. هزینه می‌خواهد. تیم می‌خواهد. باید چند نفر بود. باید هر روز مطلب تولید کرد.

ولی بعضی حوزه‌ها این طور نیست یک نفره هم می‌شود کار کرد و موفق شد. مثل باربری که یک نفر شش ماه وقت بگذراند نفر اول ایران می‌شود.

ولی شما یک سایت خبری یا تکنولوژی یا آموزشی را در نظر بگیرید با یک نفر نمی‌شود گرداند دفتر و تیم و پول می‌خواهد. نگاه کنید سایتِ چطور دو میلیارد و متمم بالای ۳۰ میلیارد هزینه کرده شما دارید این پول‌ها را؟ اگر ندارید وارد این حوزه‌ها نشوید

 

فرکانسِ استفادهِ کم

در سمینار پارسال هم اشاره کردم اگر یک نفر هستید، یک تیم کوچکی دارید، وارد خدمات دائم المصرف نشوید.

دائم مصرف چیست؟ ببیند هر خدمتی که هر روز توسط مردم استفاده می‌شود دائم المصرف نامیده می شود مثلاً‌ همین تاکسی‌های اینترنتی را نگاه کنید تقریباً مردم هر روز یک بار از آنها استفاده می‌کنند ولی حمل بار را شاید ۵ سال یک بار هم استفاده نکنند.

یعنی باربری و حمل بار دائم مصرف و دائم نیاز نیست پس سرمایه گذارها وارد این حوزه نمی‌شوند و حتی نمی‌شود در این زمینه برندسازی کرد

مطئمن باشید یا این جو کارافرینی و استارت‌آپ که ایجاد شده قول می‌دهم هر حوز‌ه‌ی که نیاز روزانه مردم باشد سریعاً توسط سرمایه‌گذارها و سرمایه‌دارها اشغال و فتح خواهد شد. با پول و تبلیغات سنگین سعی می‌کنند آن حوزه را بگیرند و یا برند بسازند.

مثلاً اپ های سفارش غذا را ببیند چقدر پول‌پاشی می کنند برای تبلیغ و عادت دادن مردم. شما وارد این حوزه شوید یک نفری صدایتان به جایی نمی‌رسد.

توصیه من این است اگر پول ندارید وتنها هستدٰ سراغ خدمات و محصولاتی بروید که مردم چند سال یک بار از آن استفاده می‌کنند.

 

فهمیدن مشتری

یک اصل مهم تو کسب و کار وجود دارد و اون درک مشتری است. دانستنِ مدلِ ذهنیِ مشتری و درک Pain Point‌های مشتری.

هر چه قدر شناخت ما از مشتری و کسی که قرار سرویس از ما بگیرید بیشتر باشد موفقیت کسب و کار ما زیاد می‌شود.

تو تولید محتوا هم همین است. وقتی شما مشتری و دغدغه‌ها و سوالات مشتری را بدونید خیلی بهتر می‌تونید محتوا تولید کنید. در این صورت محتوایی که تولید میکنید مخاطب را درگیر می‌کنه و حتی همین باعث میشه رتبه شما در موتورهای جستجو بیشتر بشه

واقعیت سخت اینه ما نمی ‌تونیم یک مشتری را درک کنیم. مثلاً فکر کنید من بخوام برای مدیر بخش خصوصی  مطلب تولید کنم خودهم یک دانشجو هستم که حتی سابقه کار هم ندارم من نمی‌تونم محتوای خوبی تولید کنم چون من یک مدیر و مدل ذهنی اون را درک نمی‌کنم

بهترین فرد برای تولید محتوا برای یک مدیر بخش خصوصی یک مدیر بخش خصوصی دیگه است

چون اون مدل ذهنی‌ش و حتی کلماتش متعلق به یک مدیر است

وقتی منی که دنیام با اون فرد فرسنگها فاصله داره می یام و براش محتوا تولید می‌کنم این مطلب من نمی‌تونه اون آدم را جذب کنه

شاید اون آدم اصلاً به خوندم متن‌های بلند علاقه نداره و من هر چی تولید کردم پست‌های بلند وبلاگی باشه

این گفتم که بگم من یک مزیت در کسب و کار باربری داشتم چون مشتری این کسب و کار خود من بودم.

من همون جوانی کسی هستم که نیاز به اسباب کشی دارم و به این سایت زنگ می زنم پس دقیقاً می‌دونم چی بنویسم که خوانده بشه

یعنی تولیده کننده محتوا خودش مشتری همان کسب کار است

من خودم از کسب و کارهای B2B خوشم نمیاد

یعنی فکر می‌کنم تو این زمینه تولید محتوای خوبی نمی‌تونم داشته باشم چون علت این که وقتی من در زمینه B2B مطلب تولید می‌کنم مخاطب من مردم عادی نیستند بلکه یک مدیر یا مسئول یک سازمان هست و چون خودم تجربه مدیریت و کار در سازمان های بزرگ را نداشتم و با دغدغه مدیران زیاد آشنا نیستم پس نمی‌توتم محتوای عالی تولید کنم

ولی برای کسب و کارهای B2C  خودم همون C یا Consumer هستم و راحت می‌توت بگم دغدغه یک مشتری یا یک فرد عادی در جامعه چیه. چون خودم یک فرد عادی در جامعه هستم

چطور یک پلاگین در وردپرس نصب کنم؟

با جستجویی که کردم  پنج روش برای نصب پلاگین در وردپرس وجود دارد:

پست بعدی: پلاگین وردپرس چیست؟

 

-روش اول: استفاده از بخش Plugins در داشبوردِ وردپرس

-روش دوم: نصب فایل Zip پلاگین

-روش سوم: استفاده از کنترل پنل هاست

-روش چهارم: استفاده از FTP

-روش پنجم: استفاده از WP-CLI

 

 این روش‌ها را از ساده به سخت عبارت‌ند از:

 

روش اول: نصب پلاگین از بخش Plugins

ابتدا به داشبورد وردپرس مراجعه کنید و روی Plugins و Add new کلیک کنید:

پست بعدی: معرفیِ داشبورد وردپرس

.

 

سپس نام پلاگین مربوطه را جستجو کنید. مثلاً من به دنبال پلاگین سئو Yoast‌  هستم به همین خاطر Yoast‌ را جستجو می‌کنم.

برای بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید

 

 

بعد دکمه Install Now را می‌زنم.

اگر افزونه مورد نظر را پیدا نکردم به جای جستجو با Keyword سعی می‌کنم با Author یا Tag جستجو کنم:

.

 

در اصل وقتی دکمه Install now‌ را می‌زنم پلاگین نصب نمی‌شود بلکه دانلود می‌شود. برای اینکه پلاگین فعال شود دکمه Active را می‌زنم

.

 

بعد از نصب شدن پلاگین پیام Plugin Activated ظاهر می‌شود. یعنی کار تمام است:

.

 

حالا می‌توانم به دنبال پلاگین برگردم. در مقابل هر پلاگین توضیحات آن آمده است. می‌خواهم صفحه کمی تمیزتر باشد. می‌توانم این بخش را حذف کنم.

.

 

برای این کار به بخش بالایی صفحه می‌روم و روی Screen Option  کلیک می‌کنم.

و تیک Description را برمی‌دارم:

.

ادامه دارد …

سه ترفند در گوگل آنالیتیک، یوتیوب و Inoreader

احتمالاً با میانبرهایِ صفحهِ کلید یا keyboard shortcuts آشنا هستید. ترکیبی از دکمه‌های کیبورد که کارها را آسان‌تر می‌کند. مثلاً همه ما از  Ctrl + C برای کپی کردن متن استفاده می‌کنیم.

قبلاً چند میانبر برای وردپرس، مرورگر کروم و فایرفاکس و ویندوز۷ معرفی کردم.

 

۱- کلیدِ میانبر در گوگل آنالیتیک

گوگل آنالیتیک هم شورت‌کات مخصوص خود را دارد:

از جمله:

D + 7

D + 3 + 0

یعنی اگر گوگل آنالیتیک باز باشد و دکمه D و بعد عدد ۷ را فشار دهید گزارش هفت روز اخیر نشان داده می‌شود

و اگر دکمه D‌ و سپس عدد ۳ و سپس ۰ را کلیک کنید گزارش سی‌روز اخیر نشان داده می‌شود.

پست بعدی: keyboard shortcuts در گوگل آنالیتیک

 

۲- تکرار مجدد یک ویدیو در یوتیوب

فرض کنیم در حال گوش دادن به یک آهنگ در یوتیوب هستیم و دوست داریم بعد از تمام شدن، موسیقی باز دوباره از اول پخش شود.

برای این کار کافی است روی صفحه کلیک راست کنید و گزینه loop‌ را فعال کنید. بعد از تمام شدن فایل، ویدیو مجدداً پخش خواهد شد.

 

۳- پیدا کردن RSS یک سایت با استفاده از Inreader

ما معمولاً وقتی از یک سایت خوشمان می‌آید دوست داریم فید آن را در Inoreader‌ وارد کنیم.

یا شاید برای سایت‌هایی که فید ندارند، خودمان فید درست می‌کنیم. مثلاً خودم twitter آدم‌های مشهور را به صورت فید درآوردم و دنبال می‌کنم.

به همین دلیل تمام گوشه‌های سایت را می‌گردیم تا آیکون RSS را پیدا کنیم

یا اینکه آدرس سایت را در Inoreader را وارد می‌کنیم. در بیشتر مواقع از پیدا کردن آدرس فید عاجز می‌شویم.

اتفاقاً اشتباه این است که معمولاً فرمت سایت را بدون www و http یا https وارد کادر جستجو inoreader  می‌کنیم که در نتیجه نمی‌تواند فید را پیدا کند.

بلکه باید آدرس سایت را دقیقاً همانطور که دقیقاً در آدرس‌بار مروگر هست، کپی و در Inoreader پیست کنم.

مثلاً می‌خواهم فید سایت lunametrics.com را وارد اینوریدر کنم. همانطور که می‌بینید آدرس سایت را وارد کردم ولی هیچ فیدی برای سایت پیدا نشد.

lunametrics.com

 

 

ولی درست این است که آدرس کامل سایت را همانطور که در مرورگر است است کپی کنم و وارد Inoreader کنم

 

و همچین یک اسلش / آخر آدرس اضافه کنم. می‌بنیم که چندین فید از سایت نمایان می‌شود.

https://www.lunametrics.com/

 

 

چطور از نتایج گوگل، خروجیِ اکسل بگیریم؟

شاید به هر دلیلی نیاز داشته باشیم از نتایج گوگل یا SERP خروجی بگیریم.

روش‌های مختلفی وجود دارد. من با جستجویی که کردم دو ابزار پیدا کردم که می‌تواند مفید باشد:

– روش اول: استفاده از Google SERP Scraper

– روش دوم: استفاده از افزونه SEOquake

 

روش اول:

در این روش تمام نتایج (ارگانیک + تبلیغ + لیست گوگل مپ) خروجی گرفته می‌شود

از یک Bookmarklet‌ استفاده می‌شود. بوکمارک‌ لِت یک دکمه است که شما لازم است آنجا را کشیده و در بخش بوکمارک رها کنید

 

اول از همه Bookmark‌ مرورگر را فعال کنید. مثلاً برای مرورگر کروم داریم:

.

 

حالا Bookmarklet   را بگیرید و در بوک‌مارک رها کنید

.

 

حالا آماده باشید و دکمه زیر را بکشید و در Bookmark رها کنید.

 

Google SERP Scraper – drag this to your toolbar

 

برای شروع کار یک کلمه در گوگل جستجو کنید مثلا مشاور کسب و کار

.

 

روی دکمه Google SERP Scraper در بخش بوکمارک کلیک کنید.

.

 

با جدول زیر مواجه هستید به جز دو لینک اول (youtube و blogger) همه نتایج وجود دارد.

.

 

می‌توانید  از بخش Link کپی کنید و در اکسل paste‌ کنید.

.

 

گرفتن خروجی از ۱۰۰ نتیجه اول گوگل

اگر به صفحه اول قانع نیستید و بخواهید مثلاً ۱۰۰ نتیجه اول گوگل را استخراج کنید. کافی است به بخش Search Setting بروید

.

 

و Result per page را روی ۱۰۰ یا هر عددی که می‌خواهید قرار دهید.

.

 

روش دوم:

در این روش فقط ۱۰ نتیجه ارگانیک خروجی گرفته می‌شود.

ابتدا افزونه SEOquake را روی کروم و فایرفاکس نصب کنید.

.

 

یک کلمه (مثل باربری) را در گوگل سرچ کنید.

روی دکمه Export CVS کلیک کنید. فایل اکسل آماده است.

 

برای اینکه خروجی اکسل بهتر شود می‌توانید مراحل زیر را طی کنید.

ستون  اول را انتخاب کنید:

.

 

 

در تولبار بالایی اکسل به Data و Text to Columns‌ بروید:

.

 

گزینه Delimited را تیک بزنید:

.

 

در پنچره باز شده روی Others‌ کلیک کنید:

.

 

در پنجره جدید روی Finish کلیک کنید:

.

 

حالا می‌توانید ستون اول را پاک کنید:

.

 

اگر نخواهید ستون اول را پاک کنید و فقط سیمی‌کالن را حذف کنید. کافی است ستون را انتخاب کرده و دکمه Ctrl +F را کلیک کنید. در پنجره باز شده روی Replace کلیک کنید و در کادر اول سیمی کالن را وارد کنید و کار در دوم را خالی نگه دارید

.

 

روی Replace All کلیک کنید:

.

.

خروجی شما آماده است:

.

لیست مطالب وبلاگ را چگونه تهیه کنیم؟ (خروجی اکسل)

چند وقت پیش فهرست مطالب وبلاگ را تهیه کردم.

نیاز داشتم برای مرتب کردن مطالب، لیستی تهیه کنم. از تمام آنچه منتشر کردم. مثلاً یک جدول اکسل که در ستون اول “عنوان مطلب” و در ستون دوم “دسته‌بندی” آمده باشد. و داخل اکسل بتوانم به راحتی دسته‌بندی مطالب را عوض کنم.

 

.شاید دوست داشته باشیم اینجنین جدولی از مطالب وبلاگ تهیه کنیم.

 

بعضی مواقع (به هر دلیلی) نیاز داریم که لیستِ مطالبِ وبلاگ را تهیه کنیم. مثلاً می‌خواهیم دسته‌بندی (Category) یا تگ (Tag) مطالب را عوض کنیم.

پست بعدی: Category در وردپرس چیست؟

پست بعدی:  Tag در وردپرس چیست؟

و از لیست پست‌ها، خروجی اکسل تهیه کنیم.

برای این کار روش‌های زیادی  وجود دارد: استفاده از پلاگین، استفاده از دیتابیس و phpMyAdmin و نوشتن کد PHP

نشستم و اکثر این روش‌ها را تست کردم.

ساده‌ترین و بی‌دردسرترین روش استفاده از پلاگین Export to Text است.

چون بقیه یا پیچیده‌اند یا خروجی CSV و بهم ریخته می‌دهند که دردسر دارد.

پلاگین‌ها و روش‌هایی که من تست کردم:

– پلاگین WP CSV Exporter

– پلاگین Advanced Export

– پلاگین Export All Post Meta

– پلاگین Export All URLs بد نیست

– پلاگین Export Post Info بدک نیست. فایل نهایی با دکمه Text to Column تو اکسل باید تفکیک بشه.

– پلاگین Export to Excel خوبه

– پلاگین Export to Text خوبه

– پلاگین Simple CSV/XLS Exporter کار نکرد

– پلاگین WP All Export (این خیلی خیلی حرفه‌ای ولی کمی پیچیده است و خروجی‌ش هم CSV و بهم‌ریخته است باید بشینی یک ساعت تو اکسل درستش کنی)

– پلاگین WP Awesome Import & Export این امکاناتش زیاده ولی خوشم نیومد

– پلاگین WP Ultimate Exporter اینم کار نکرد

– استفاده از phpMyAdmin برای گرفتن خروجی عنوان مطالب و Permalink: منبع

– استفاده از phpMyAdmin برای گرفتن خروجی عنوان مطالب همراه با دسته‌بندی و تگ: منبع

– استفاده از کد PHP: منبع و منبع و منبع و منبع و منبع

(قبل از از استفاده از سه روش آخر حتماً از وردپرس بک‌آپ بگیرید)

 

برای استفاده از پلاگین Export to Text کافی است ابتدا آن را نصب  کنید. و فعال کنید.

.

 

سپس به قسمت Tools در وردپرس بروید. و بعد Export to Text

.

 

با صفحه زیر مواجه می‌شوید. توضیحات کامل در عکس آمده است. برای دیدن سایز بزرگتر روی آن کلیک کنید.

.

 

فرض کنید ما می‌خواهیم لیست مطالب وبلاگ همراه با دسته‌بندی هر مطلب را تهیه کنیم. کافی است در جدول نهایی تیک Category و Page Title را فعال کنیم. بقیه تنظمیات نیازی نیست تغییر کند.

 

 

حال برای مشاهده پیش نمایش روی دکمه Generete preview کلیک می‌کنیم.

.

 

در نهایت روی دکمه Download As Text کلیک می‌کنیم.

 

حال یک فایل متنی داریم. کافی است آن را در اکسل کپی کنیم. خروجی مطالب وبلاگ آمده است.

 

فقط بدی که دارد Url خروجی را به صورت زیر می‌دهد:

cylog.ir/?post_type=post&p=4466

که اگر پلاگینی دیگری بخواهید که لینک‌ها را درست نشان دهد Export to Excel را پیشنهاد می‌کنم ولی بدی این پلاگین این است که تمام مطالب (منتشر شده و درفت و …) را با هم خروجی می‌دهد و نمی‌شود تفکیک کرد ولی با فارسی خوب است و مستقیم خروجی اکسل می‌دهد. بقیه پلاگین‌ها خروجی CSV می‌دهند که معمولاً زبان فارسی‌شان به هم ریخته است و یک بار باید به فارسی تبدیل کنید و یکبار به فایل اکسل که دردسر است.

در نهایت

فکر کنم با نرم افزارهایی مثل screaming frog و deepcrawl‌ که مال سئو هست هم بشود خروجی گرفت ولی امتحان نکردم. با گوگل آنالیتیک هم می‌شود خروجی پست‌ها را گرفت ولی آنالیتیک به جای Title، تایتل سئو می‌دهد. بعداً فرق تایتل و سئو تایتل را می‌گویم.

برای دیگران وبلاگ‌نویسی نکنیم

اگر نمی‌خواهیم روزی وبلاگ نویسی را رها کنیم

اگر نمی‌خواهیم روزی برای نوشتن در وبلاگ بی‌انگیزه شویم

و اگر می‌خواهیم همراه با وبلاگ نویسی رشد درونی و توسعه فردی را تجربه کنیم

برای دیگران ننویسیم

برای خودمان بنویسم.

فرض کنیم وبلاگمان یک خواننده دارد

می‌دانیم یک وبلاگ با یک خواننده دائمی همچنان وبلاگ هست

فرض کنیم آن یک نفر خودمانیم

حال برای خودمان چه چیزی منتشر می‌کنیم؟

خودمان چه مطلبی دوست داریم و از آن لذت می‌بریم؟

چه نوشته‌ای خودمان را هیجان زده می‌کند؟

چه مطلبی برای ما مفید است و به در خود “ما” می‌خورد؟

.

بیاید برای شهرت و برند شخصی ننویسیم

برای گرفتن کامنت و تحسین و به و به و چه چه از خوانندگان، وبلاگ ننویسیم

وبلاگ، کسب و کار نیست که برای رضایت مشتری فعالیت کنیم.

فقط برای خودمان بنویسیم

خودخواه باشیم.

برای خودمان بنویسیم.

وبلاگ نویسی یعنی خودخواهی هوشمندانه

نوشتن

برای دل خودمان، برای خالی کردن ذهنمان، برای تمرین نوشتن، حتی برای فحش دادن

برای یادگیری خودمان بنویسم.

حتی اگر مطلب ما بسیار تخصصی یا سطحی یا ضدمخاطب باشد

یادگیری بهترین انگیزه برای وبلاگ نویسی است

وبلاگ خانه ماست. نگذاریم این خانه هم توسط دیگران تصاحب شود.

در خانه، پدر و مادر خود را برما تحمیل کردند

در دوستی، دوستانمان خود را بر ما تحمیل کردند

در جامعه، حاکمان خود را بر ما تحمیل کردند

در کار، مدیرمان خود را بر ما تحمیل می‌کند

نگذاریم نظر و سلیقه‌یِ دیگران اینجا را فتح کند.

وبلاگ آخرین سنگر است

.