وضع خرابه

تو سایت بی بی سی یک گزارش از برلین تهیه شده بود. اینکه شهر برلین پایتخت آلمان سعی می‌کنه startupهای مستقر در لندن را تشویق و وسوسه کنه که به شهرشون بیان. به عبارت دیگه بگاپه. به لندن می‌گن پایتخت فناوری اروپا.

براساس گفته‌ها و شنیده‌ها، انگار رقابتی جدیدی تو دنیا شکل گرفته و داریم به سمتی می‌ریم که هر کشوری فقط فقط به خودش فکر کنه.

چند وقت پیش هم یک سخنرانی از دکتر سریع القلم خوندم در مورد رشد ناسیونالیسم در دنیا و اینکه همه ملت ها به سمت خودخواهی می‌رن:

استاد دانشگاه شهید بهشتی گفت: یکی از دگرگونی‌های بنیادین جهان امروز با دنیای ۳۰-۴۰ سال پیش که مشهود است دگرگونی در رفتار و اندیشه سیاستمداران کشورهای جهان به ویژه کشورهای قدرتمند است. ۳۰-۴۰ سال پیش اگر در یک نقطه از دنیا آشوبی می‌شد یا رخدادی فراتر از رخدادهای سرزمینی اتفاق می‌افتاد، سران کشورها دور هم می‌نشستند و با تصمیم‌گیری جمعی آن آشوب یا ناسازگاری را به سرانجام مطلوب می‌رساندند. اما امروز در دنیا ناسیونالیسم اقتصادی و ناسیونالیسم سیاسی آنقدر رشد کرده است که حتی کشورهای بزرگ نیز پیش از اینکه به فکر حل مسایل سایر کشورها باشند به آینده جامعه خویش فکر می‌کنند و می‌خواهند بدانند در دنیای پیچیده امروز چگونه باید مسایل ملی – میهنی خویش را حل کنند و کمتر به این فکرند که مساله کشور دیگر را حل کنند.

به طور مثال در حالی که جنگ سوریه منجر به آواره شدن میلیون‌ها انسان شده است و با وجودی که اکنون ۸۰ درصد خاک سوریه در نبردهای سنگین می‌سوزد اما رهبران کشورها به این فکرند که برای کشورشان از این مساله چگونه باید بهره‌برداری کنند. یک مقام ارشد اتحادیه اروپا گفته است که بازسازی سوریه ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه می‌خواهد که در کشورهای همسایه وجود ندارد و اروپا نیز این پول را ندارد و به همین دلیل پیش‌بینی می‌شود سوریه پس از عادی شدن شرایط فعلی سال‌های طولانی در تهیدستی باقی بماند.

در دنیای امروز کشوری مثل امریکا هم به فکر این است که از هر رخدادی فقط منافع خود را لحاظ کند. همین مساله موجب شده است که اوباما از اقدام و عمل به روش سابق در سوریه اجتناب کند.

اگر به آقای سریع القلم علاقه مندید و گزارش بالا را نخوانده‌اید نگاهی بیاندازید چون فقط در یک ماهنامه چاپ شده و در  در اینترنت هم یکجا بود.

اگر کشورها به سمت خودنگری می‌رن، به آدم‌ها هم نگاه می‌کنی مثل گذشته دیگه اون حس فداکاری و دگرخواهی توشون کم‌رنگ شده. همه خودشون را محدود به خود و خانواده یا جمع‌های کوچیک کردن. شاید روزی برسه برای ماندگاری در این دنیای پیچیده فقط و فقط به خودمو فکر کنیم. اینهم از روی ناچاری باشه نه یک رفتار غیرانسانی. دنیا به سمت منطقی شدن میره و هر روز احساسات از بین میره. خیلی ها می گن عشق و زیبایی و خیلی چیزها فقط یک برچسبن اساسا وجود ندارن. بالاخره باید بپذیریم دنیای آینده دنیای آدم‌های تنها و منطقی خواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.