عزت نفس

این را به عنوان کامنت زیر یکی از مطلب عزت نفس متمم نوشتم: 

آیا اعتقاد به مذهب هم می‌تواند عزت نفس را کاهش دهد؟ مثلاً از نظر دینی سیگار کشیدن حرام است. یا خیلی از امور، که از نظر غیرمذهبی‌ها یک نیاز طبیعی محسوب می شوند، در چارچوب دینی حرام و نتایجی مانند عقوبت و آتش جهنم را در پی دارد. حال ترسی عمیق وجود یک جوان یا نوجوان را گرفته. با کوچکترین خطا شخصیت خود را تخریب خواهد کرد. به خودش می گوید: ببین این چه کاری بود کردی تو آدم بدی هستی. تو بیخودی. اگر الان بمیری جایت ته جهنم است.

من زمانی خط قرمزها بسیار شدیدی داشتم یعنی اکثر اعمال یک فرد عادی از دید من مکروه و گناه تلقی می‌شد. بعدها فهمیدم این خط قرمزها نیازهای طبیعی انسان هستند. زمانی از دید من ارتباط با جنس مخالف حتی در محیط دانشگاه حتی برای فعالیت‌های انجمن علمی یک خط قرمز بود. یا گوش دادن به موسیقی پاپ مشکل‌دار بود. آهنگ گوش می‌دادیم ولی با عذاب وجدان. آیا امروز کسی به این محدودیت‌ها نمی‌خندد؟ من نمی‌دانم مقصر من بودم که این باورها را قبول کرده بودم و یا پدر و مادری و آنهایی که ما را تربیت کردند. ولی آنچه به یاد می‌آورم روزهایی بود که چقدر گریه می‌کردم و دعا که خدا این گناهان مرا ببخشد و بر خودم لعنت می‌فرستادم. آیا اثار این تخریب‌ها و خودزنی‌ها در باقی عمر از بین می‌رود؟

پی نوشت: چند دقیقه چراغ تفکر سیستمی و مرکز کنترل بیرونی را خاموش کردم تا در تاریکی دردلی کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.