خدا و خرما

با یکی از آشنایان، که جوانی حدود ۲۵ ساله است، چند روز پیش صحبت می‌کردیم. ایشان به واسطه من در کارگاه تراشکاری یکی از دوستانم مشغول بکار شده بود. آن هم نه به خاطر توانمندی‌اش بلکه به واسطه دوستی و ریش و سبیل.

دوستم هم تازه شرکت خود را، راه انداخته بود و وضعیت مشخصی نداشت. خبری هم از سفارش قطعه نبود. 

فامیل جوان ما از روز اول ساز مخالف با دوستم می‌زد. و از ماه اول انتظار حقوق مصوب قانون کار و بیمه را داشت. با توجه به اینکه یک روز هم در عمرش کار نکرده بود. و نیاز بود حداقل چند ماه به صورت رایگان کار آموزی کند.

بعد از کشمکش‌های روزانه و توقعات بیش از انتظار نهایتاً دوستمان تصمیم گرفت ایشان را اخراج کند.

حال چند روز پیش که با هم صحبت می‌کردیم شکایت می‌کرد:

اونا دنبال بیگاری کشیدن از من بودند و زیر بار قانون نمی‌رفتند. من انتظار یک قرارداد بلند مدت و حقوق ثابت و مشخص آخر ماه داشتم ولی آنها آدم‌های متقلبی بودند.

من هم برای دفاع از آدم غایب هم شده استدلال کردم که:

ببین تو الان تو چند ماه اخیر ۳ بار اپراتور ADSL خودتو عوض کردی. چرا؟

جواب داد شرکت جدید کیفیت بالایی ارائه می‌داد.

گفتم فرض کن تو کارمند همان شرکت بی‌کیفیت قبلی هستی و ناگهان همه مشتریان تصمیم می‌گیرند به ارائه کننده جدید مثل شاتل مهاجرت کنند.

همه می‌دونیم در این صورت شرکتی وجود نخواهد داشت و همه بیکار می‌شوند.

آنجا هم طبیعتاً همه کارمندان، مثل تو، مدیران را بازخواست می‌کنند که چرا حق و حقوشان به موقع پرداخت نمی‌شود و چرا تضمین کاری و قرارداد بلندمدت وجود ندارد.

دوست من هم وضعیت‌اش مشابه بود. اون هم اول کارش بود و نمی‌دانست که اصلاً چند ماه بعد خودش هم هست تا به تو حقوق بدهد یا نه.

پس خدا و خرما با هم نمی‌شود.

به عنوان مشتری دوست نداریم هیچ تعهد بلندملت با یک شرکت ببندیم ولی دوست داریم در نقش کارمند همان مجموعه با ما قرارداد ۱۰ ساله بسته شود.

دوست داریم هر ماه یک رستوران جدید را تجربه کنیم ولی خبری از کارکنان و آشپزان رستوران قبلی نداریم که به واسطه مهاجرت ما بیکار شده‌اند.

شاهد امر هم رستوران‌هایی که چند ماه با شدت زیاد کار می‌کنند و بعد ناگهان تعطیل می‌شوند.

امروز دیگر مثل گذشته نیست که فردی ۳۰ سال در جایی کار کند و بعد از آن هم ۳۰ سال حقوق بازنشستگی دریافت کند.

دیگر مثل گذشته نیست که یک کارخانه یا شرکت تا سال‌ها سفارش داشته باشد و دغدغه‌ای از باب رقابت با سایر شرکت نداشته باشد.

فکر می‌کنم در دنیای امروز باید دور تضمین و قرارداد و تعهدهای بلندمدت، چه در شغل و چه زندگی، را خط کشید.

دنیای امروز برای همه ما به عنوان کارفرما و کارگر یا کارمند به یک اندازه مبهم و مه آلود است.

فقط می‌توانیم به قدم‌های کوتاه امیدوار باشیم.

پس بجای درگیری می‌توانیم همدیگر را در طی این مسیر دشوار یاری کنیم.

پی نوشت: چند روز پیش فهمیدم دوستم کسب و کارش تعطیل شده و کارگاهش را جمع کرده است.ناراحت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.