تعریفِ پولدار در عصر دیجیتال: کسی که تلفن ندارد

توجه: این نوشته علمی نیست و نظرات شخصی و بعضاً مغرضانه است.

فکر می‌کنم در ۵ سال گذشته دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم بسیار تغییر یافته و بهتر است معانی بعضی واژه‌ها از نو تعریف شوند.

از جمله این کلمات ثروت و ثروتمندی است.

احساس می‌کنم در دوران جدید ثروتمند واقعی دیگر کسی نیست که مال و املاک فراوان دارد یا حساب بانکی‌ او پر از پول است. تعریف ثروت و ثروتمندی در دوران دیجیتال دچار تغییر شده است. من تعریف خودم را ارائه می‌کنم:

ثروتمند واقعی در عصر دیجیتال کسی هست که بدون اینکه خسارتی به او وارد شود هر لحظه‌ “اراده کرد” بتواند گوشی تلفن خود را خاموش کرده و چندماه‌ به آن پاسخ ندهد.

 

 

فقیر کسی است که به تلفن وابسته است. به تلگرام وابسته است. به اینستاگرام وابسته لست.

اگر کسی مدیرعامل بزرگترین شرکت جهان باشد ولی نتواند یک لحظه‌ی هم شده تلفن خود را کنار بگذارد در نظر من او یک کارگر است. بهتر بگویم کارگرِ تلفنِ خویش. کارگرِ فرعونان عصر جدید.

کسی که مجبور است هر لحظه تلفن یا شبکه‌های اجتماعی خود را چک کند تهی‌دست است اگر ثروت قارون را داشته باشد.

چرا این تعریف را ارائه می‌کنم؟

هر کس برای رسیدن به قله موفقیت و هدف‌های مالی داشته‌هایی از دست می‌دهد. ممکن است خانواده باشد ممکن است سلامتی باشد. ممکن است جوانی‌اش باشد. بالاخره این دنیا محل معامله است. برای اینکه پول به دست بیاوری باید چیزی از دست بدهی. حال هر چیزی که باشد.

آدم باهوش کسی است که با کمترین خسارت پولدار شود و بی‌ارزشترین منبع خود را بدهد تا ثروتمند شود. مثلاً کسی تمام عمر و سلامتی را بدهد تا ۳۰۰ میلیون دربیاورد مثلا ثروتمند شده (در دهات ما و البته قبل از گران‌شدن دلار 🙂 ) ولی از نگاه یک ناظر بیرونی یک آدم احمق محسوب می‌شود چون معامله‌ی خوبی انجام نداده. از طرف دیگر کسی که یک دامنه اینترنتی که مایملک اوست را به ۸۰ میلیون بفروشد انصافاً باید به او معامله‌گر موفق گفت.

این روزها دیگر نه وقت، زمان و انرژی و جوانی و زور بازو مثل سابق ارزشمند نیست. ارزشمندترین منبع ما توجه است.

توجه از گرانترین منابع دنیا است. اگر وابستگی مطلق به تلفن وجود دارد احتمالاً در حال از دست دادن گرانترین، نایاب ترین و مهمترین منبع جهان یعنی توجه هستیم.

هر بار که یک نوتیفیکشن را چک می‌کند یا از یک کانال به کانال دیگر می‌رود در حال خرج کردن سکه‌های توجه‌ است و مبتلا شدن به ویروس‌های سیاه

نمی‌داند چه منبع بسیار بسیار بسیار ارزشمندی از کف می‌دهد.

فقدان توجه با چشمان ظاهری قابل مشاهده نیست بلکه اثر از آن چنان موریانه‌وار بینان زندگی را می‌پوساند که نمی‌داند از کجا خورده و علت عدم پیشرفت و درجا زدن او چیست و چرا با اینکه صبح تا شب می‌دود ولی به موفقیت نمی‌رسد.

 

مطالب مرتبط با مدیریت توجه:

از دو پنجره به دنیای اینترنت نگاه کنیم

کش دادن زمان با تکنولوژی؟

میکرواکشنی برای مدیریت توجه

 

مطالب مرتبط با مدیریت منابع:

زمان مساوی پول است؟

یادگیری از منظر مدیریت منابع

 

چرا شرکت‌های نرم‌افزاری دکمه خروج را پنهان می‌کنند؟

عادت دارم بعد از استفاده از اینستاگرام از Sign out کنم ولی برای خارج شدن باید چند کلیک کنم.

سوال: چرا دکمه خروج در صفحه اصلی برنامه قرار ندارد؟

اگر به بعضی نرم‌افزارها دقت کنیم طوری طراحی شده‌اند که ورود آسان ولی خروج از آن بسیار سخت باشد.

همان اینستاگرام را در نظر داشته باشیم. من الان در صفحه اصلی آن در نسخه تحت وب هستم. قصد دارم از آن خارج شوم.

  ۵ بار باید کلیک کنم و به ۳ صفحه جدید منتقل بروم تا در نهایت از نرم افزار بیرون بیایم.

ولی برعکس برای ورود ۲ کلیک کافی است و به هیچ صفحه‌ای جدیدی وارد نمی‌شوم

 

 

یا نرم افزار Dropbox را در نظر بگیریم. اگر روی آیکن Dropbox کلیک کنیم دکمه خروج یا Exit وجود ندارد. باید دو بار کلیک کنید تا دکمه Exit ظاهر شود و با سه کلیک از نرم افزار خارج می‌شوید.

 

 

یا  تلگرام، اگر آن را ببندید همچنان روی کامپیوتر در حال اجراست و آیکن آن تسک بار فعال است.

در تلگرام نسخه موبایل به طور متوسط باید ۵ بار کلیک کنید تا از نرم افزار خارج شوید.

 

 

یاد نرخ پرش در سایت افتادم. همانطور که هر بازاریابی دوست دارند وقتی کاربران به صفحه اصلی می‌رسند کلیک‌های بیشتر انجام دهند و صفحات عمیق‌تری را مشاهده کنند طراحان نرم‌افزارها هم علاقه‌مندند کاربران قبل از رسیدن به دکمه خروج چند صفحه و کلیک اضافی انجام دهند.

 

تعداد مراحل برای خروج از نرم‌افزارهای مختلف

تعداد کلیک (یا اسکرول) برای خارج شدن کامل از نرم افزارتعداد صفحات جدیدی که ظاهر می‌شود تا خارج شوید. (غیر از صفحه اصلی)
تلگرام نسخه ویندوز۵۳
تلگرام نسخه موبایل۵۴
دراب باکس نسخه ویندوز۳۱
اینستاگرام نسخه  وب۳۲
اینستاگرام نسخه موبایل۴۳
گوگل پلیامکان خروج نیست
توئیتر نسخه وب۲۲
یوتیوب نسخه وب۲۱

 

آنقدر از کتاب قلاب یادم هست یکی از ترفندهای طراحی نرم افزار و طراحی سایتٰ، سهل و آسان کردن ورود کاربر است.

مثلاً استفاده از دکمه ثبت نام با گوگل یا ثبت نام با فیس‌بوک که در صفحه ورود بسیاری از سایت‌ها نمایش داده می‌شود. تا کاربر با یک یا دو کلیک وارد سایت شود.

 

 

شاید به نظر برسد که آسان کردن مراحل ورود برای راحتی کاربران است ولی اگر واقعاً نیت خیر وجود دارد چرا خروج آسان نیست؟ این مساله نشان می‌دهد شرکت‌های مثل فیس‌بوک تمام تلاش خود را می‌کنند که کاربر از محیط آن‌ها خارج نشوند.

 

مطالب مرتبط با نقد شبکه‌های اجتماعی:

شبکه‌های اجتماعی بهشتی با دیوارهای بلند

shadow work و فلافلی‌های دره سیلیکون ولی

زاکربرگ‌ها  سیستروم‌ها و لری پیج‌ها  فرعونان عصر جدید

عطش شرکت‌های تکنولوژی برای جمع آوری اطلاعات

 

مطالب مرتبط با طراحی رفتار:

از دو پنجره به دنیای اینترنت نگاه کنیم

اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی؟ چند راه حل من درآوردی برای مقابله با آن

 

قیمت‌گذاری خدمات با استفاده از هوش مصنوعی

شاید برای شما اتفاق افتاده باشد (یا شاهد باشید) بعضی از مردم کرایه‌ی مسیر را، قبل از سوار شدن به مسافرکش شخصی با اسنپ یا تپ‌سی چک می‌کنند؟

 

 

با آمدن تاکسی‌های اینترنتی اتفاق جالبی افتاد: نرخ جابجایی یک مسافر از نقطه A به نقطه B مشخص شد. قیمتی که قبلاً مشخص نبود یا مردم عادی خبرنداشتند.

چون داده‌های زیادی روی پلتفرم‌های دیجیتال جمع می‌شود می‌توان از این‌ داده‌های حجیم یا Big Data استفاده کرد و قیمت خدمات ارائه شده توسط پلتفرم را تخمین زد. فکر کنید چقدر داده‌های حمل و نقل شهری روی دیتابیس شرکت‌های مثل تپ‌سی یا اسنپ  ذخیره می‌شود و از این حجم اطلاعات چه استفاده‌های زیادی می‌شود کرد. یک نمونه اینکه این شرکت‌ها می‌توانند مرجع قیمت‌‌گذاری برای نرخ خدمات حمل و نقل مسافر درون‌شهری باشند.

قبلاً در مطلبی جداگانه درباره قیمت‌گذاری مسکن با استفاده از هوش مصنوعی توضیح دادم. اینک می‌توانیم از داده‌های عمومی (Public Data)  مثل آگهی‌های سایت دیوار  استفاده کنیم و قیمت مسکن در مناطق مختلف شهر را حدس بزنیم. مسکن بیشتر چیزی از جنس کالا هست ولی می‌خواستم اینجا در مورد کشف قیمت خدمات صحبت کنم.

قیمت‌گذاری در کل یک مساله سخت و پیچیده است به خصوص قیمت‌گذاری خدمات.

مثلاً فرض کنید من یک طراح سایت هستم برای راه اندازی یک سایت چقدر باید دریافت کنم؟ آیا نرخ دقیقی وجود دارد؟ یا یک تعمیرکار لوازم خانگی هستم چقدر باید برای تعمیر یک ماشین لباس‌شویی دریافت کنم؟ یا راننده‌‌ام، برای حمل بار از شهر الف به شهر ب چقدر کرایه از مشتری مطالبه کنم؟

اگر کالاها را در نظر بگیریم در خیلی از موارد یک قیمت مشخص وجود دارد که در سراسر کشور یکسان هست. مثلاً قیمت یک پفک در همه جای کشور ۲ هزارتومان هست. ولی برای خدمات نمی‌توان یک قیمت ثابت و واحد پیشنهاد داد. خدمت نسبت به کالا پیچیدگی بیشتری دارد. پارامتر‌های زیادی در آن دخیل هستند. هر خدمت خود یک پروژه هست و از یک مشتری به مشتری دیگر فرق می‌کند. مثلاً برای یک نقاش ساختمان هر ساختمانی که رنگ می‌کند با ملک قبلی فرق می‌کند و نمی‌توان نرخ ثابت تعیین کرد.

عصر ما عصر داده هست و با ورود تکنولوژی جدید مثل GPS و اینترنت اشیا  و گوشی‌های هوشمند بسیاری از اطلاعات مشتریان  قابل دریافت و ذخیره سازی.

اصلاً شاید یکی از دلایلی که پلتفرم‌های دیجیتال پدید آمدند به این خاطر بود که داده‌های دنیای فیزیکی را یکجا جمع‌آوری کنند. اطلاعاتی که قبلاً ذخیره نمی‌شد یا امکان ذخیره نبود.

مثلاً پلتفرم نیروی انسانی مثل پونیشا یا Fiverr را در نظر بگیرید الان مترجمی که روی این پلتفرم کسب درآمد می‌کند می‌تواند قابل ردیابی و اندازه‌گیری باشد. اینکه چند پروژه انجام داده، یا دیگران چقدر از کار او راضی هستند و چند ستاره به او داده‌اند یا زمان تحویل و تاخیر آن چقدر بوده. اینها همه داده‌های و اطلاعاتی هستند که قبلاً جایی ذخیره نمی‌شد ولی با آمدن تکنولوژی و پلتفرم‌های دیجیتال امکان ذخیره هر نوع اطلاعاتی وجود دارد.

حال نوبت این می‌رسد که یک مدل هوش مصنوعی تعریف کنیم و این داده‌های را به آن بدهیم و خروجی‌ِ قیمت خدمات بگیریم.

مثلاً در پلتفرم دیجیتال ما ثبت شده که حسن اقا، نقاش ساختمان، برای یک متر نقاشی، یکبار ۵۰ هزارتومان بار دوم ۶۰ هزارتومان و بار nام ۴۵ هزارتومان دریافت کرده که میانگین می‌شود ۵۵ هزارتومان. حال اگر میانگین تمام نقاشان ساختمان را حساب کنیم می‌توانیم با تقریب خوبی بگوییم نرخ یک متر نقاشی ساختمان در ایران فلان قدر است.

به نظرم بخشی از مدل‌های هوش مصنوعی نهایتاً کارشان دادن یک عدد به عنوان خروجی هست. مثلاً گوگل را در نظر بگیرید. یک مدل هوش مصنوعی است که یک URL را می‌گیرد و یک عدد به آن تخصیص می‌دهد. هر URL که عدد بیشتری داشت رتبه‌ بهتری می‌گیرد. پس اینجا هم با یک عدد  که همان قیمت است مواجه هستیم.

 

سایر مطالب مرتبط با هوش مصنوعی و بیگ‌دیتا:

کاربرد اینترنت اشیا در بهبود رانندگی مردم

کاربرد هوش مصنوعی در شناسایی مزاحمان پیامکی

گوکل چطور مکان شما را تشخیص می‌دهد؟

عطش شرکت‌های تکنولوژی برای جمع آوری اطلاعات

 

استخراج جدول از صفحات وب با اکسل

در مطلب قبلی از تحلیل داده با اکسل نشان دادیم که چطور جدول‌های زیبا با اکسل طراحی کنیم تا خوانایی آنها افزایش پیدا کند.

در این مطلب هم قصد داریم در مورد جدول و نحوه ورود یک جدول از صفحه وب به اکسل صحبت کنیم

فرض کنید برای انجام یک پروژه‌ مجبور هستید اطلاعات یک جدول یا Table را از روی صفحه وب webpage استخراج کنید. و آن را وارد اکسل کنید.

احتمالاً اولین راهی که به ذهن می‌رسد  استفاده از موس است. جدول مورد نظر را انتخاب کنیم و با دکمه‌های کپی و پیست آنرا داخل اکسل کپی کنیم.

ولی با این کار فرمت صفحه وب داخل اکسل کپی شده و ظاهر جدول به هم می‌خورد. هم اینکه اگر طول و عرض جدول زیاد باشد کپی کردن دستی با موس روش کارسازی نیست.

به همین خاطر شاید بهتر باشد از خود نرم افزار Excel استفاده کنیم.

اکسل یک ویژگی دارد که می‌توانید محتویات صفحه وب مثل جدول را وارد نرم‌افزار کنید.

مثلاً من در مطلب قبلی که در مورد شبکه‌ های اجتماعی نوشته‌ بودم یک جدول از لیست شبکه‌ های اجتماعی تهیه کرده بودم. می‌خواهم با استفاده از امکانات داخلی این جدول را وارد اکسل کنم:

جدولی که قصد داریم آنرا وارد اکسل کنیم

 

برای این کار یک صفحه یا sheet جدید باز کرده و به قسمت Data می‌روم:

 

حال روی From Web کلیک کرده و در کادر جدیدی که باز می‌شود روی Options و سپس روی Full html Formating  کلیک می‌کنم.

بعد آدرس صفحه‌ی را که قرار است وارد اکسل کنم را در کادر مرورگر کوچک وارد و روی Go کلیک می‌کنم.

در این مرحله ممکن است اکسل شما قفل شود ولی نگران نباشید و اجازه دهید زمان بگذرد.

پس از ظاهر شدن صفحه مورد نظر روی دکمه  گوشه سمت چپ بالا کلیک می‌کنیم تا به  تبدیل شود. و در قسمت پایین import را می‌زنیم.

روی علامت فلش دوم کلیک کنید

مدت صبر کرده و پس از ظاهر شدن پنجره زیر روی Ok کلیک می‌کنیم تا اطلاعات در sheet فعلی ذخیره شود.

 

پس از ورود کامل اطلاعات سطرها و ستون‌های اضافی را delete کرده و جدول خودمان را مرتب می‌کنیم. خروجی نهایی آماده است.

 

 

روش دوم استفاده از افزونه‌ی table capture برای کروم است.

 

مطلب مرتبط: یک نکته در office