ایده هایی برای کسب و کار آنلاین

بعد از خواندم مطلب لوله بازکنی در روزنوشته ها خیلی در این فکر بودم که ایده کسب و  کار یا درآمدزایی پیدا کنم و بربستر دیجیتال بتونم محصولات یا خدماتی را بفروشم. چند بار هم با دوستان مختلف صحبت کردم مثل حمید طهماسبی که اتفاقاً خودش هم دنبال این موضوع بود و در دوتا از […]

ماجرای قاشق

با خودم فکر می‌کردم چقدر زیاد (و شاید بیش از چیزی که حدس می‌زنیم) محیط روی انتخاب‌ها و تصمیم‌ها و رفتارهای ما تاثیر دارد. اگر چه این تاثیر را احساس نکنیم یا منکر آن شویم. یک مثل بزنم، قبل عید به شوخی و جدی به خانواده گفتم اگر می‌خواهید آجیل سرسفره سریع تمام نشود، به […]

خود انتقادی

من خیلی زیاد از خودم انتقاد می‌کنم و این باعث می‌شود بعضی موقع‌ها عزت نفسم را به کل نابود کنم. یعنی روزهایی شده خوش و خرم از خوب بیدار شدم ولی آنقدر گفتم ببین این چه کاری کردی؟ چرا این کار نکردی؟ این چه فکری زشتی و پلیدی است که تو ذهنت داری؟ چرا به […]

میکرواکشنی برای مدیریت توجه

Tristan Harris برای مدیریت توجه پیشنهاد می‌کنه که میانبرها یا shortcut نرم‌افزارها و آپ‌ها را از دسکتاپ حذف کنید و برای دسترسی، تنها نام آن‌ها را در بخش search جستجو کنید. هدف و آرزوی هر برنامه‌ای این است که آیکن آن جلوی چشمان ما باشد. این کار احتمال استفاده مجدد از نرم‌افزار را افزایش می‌دهد […]

در این مرز و بوم، انگار همه با همدیگر مشکل دارند

برادر با برادر مشکل دارد پدر با فرزند اختلاف دارد فامیل با فامیل مشکل دارد همسایه با همسایه مشکل دارد همکار با همکار مشکل دارد کارمند با مدیر مشکل دارد روزنامه الف با سایت ب مشکل دارد این نهاد با آن سازمان مشکل دارد وزیر با رئیس جمهور مشکل دارد وزیر الف با وزیر ب […]

همین که او، تو را می‌شناسدت کافی است

اینکه همه تو را بشناسند، شاید، بزرگترین سعادت زندگی نباشد. شاید بزرگترین سعادت زندگی این باشد که فقط “او” تو را بشناسد. شاید، روزها و ساعت‌هایی که تو، با دیگران صحبت می‌کنی مهم و با ارزش نباشند به اندازه‌یِ تک ثانیه‌ای که، “او” با تو صحبت می‌کند. شاید اینکه در ذهن میلیاردها انسان نقش بسته […]

حال این روزها

این روزها درگیرم، با خودم درگیرم به گذشه نگاه می کنم تصمیم های زندگی را با علاقه و آرزو نگرفته ام، برای فرار از ترسم هام بوده موقعیت و انتخاب هایی که به خاطر یک ترس کوچیک از دست دادم منافع بزرگی که به خاطر یک ترس مسخره رها کردم. ترس تحقیر شدن ترس مورد […]

دموکراسی و دکتر سریع القلم

  وقتی سخنان و نوشته‌های دکتر سریع القلم را در باب مسائل کشورم می‌خوانم، از ناآگاهی خودم و نقطه ضعفِ بسیار بزرگِ سیستم دموکراسی تعجب می‌کنم. این چه دموکراسی است که دکتر سریع القلم به اندازه یک رای حق اعمال نظر دارد  و من بی‌سواد هم یک رای؟ آیا منطقی است؟ رایِ من رایِ ارزشمند […]

چرا پای سیستم آموزشی گیر نیست؟

منظورم از سیستم آموزشی در اینجا خیلی گسترده است و از  یک معلم خصوصی و مدرسه گرفته تا یک آموزشگاه آزاد کوچک تا یک دانشگاه بزرگ را شامل می‌شود به طور کلی هرجایی که به قصد آموختن وارد آن می‌شویم. حتی می‌توان یک سیمنار یک روزه را هم یک فرایند کوچک آموزشی در نظر گرفت. […]

چرا این قدر می‌خوانیم ولی تغییر نمی‌کنیم؟

بعد از مرور دوباره کانال تلگرام مدل ذهنی (که با تلاش زیاد و وسواس سجاد سلیمانی عزیز روی کاغذ پیاده شده بود) و  گوش دادن به فایل صوتی هنر شاگردی کردن چند نتیجه گیری انجام دادم که به نظرم حرفی جدیدی در آنها نیست و شاید آنها را بارها و بارها در سخنان محمدرضا و […]