معضل نشتی در پلتفرم‌‌ها

یکی از مشکلات و معضلات مهم در مدیریت پلتفرم‌ چالش دور زدن یا نشتی پلتفرم است. کار اصلی یک پلتفرم متصل کردن مشتری به تامین‌کننده است ولی اگر خود مشتری و تامین‌کننده مستقیماً و بدون دخالت پلتفرم با هم رابطه داشته باشند سر پلتفرم کلاه می‌رود.

مثلاً همین پلتفرم‌های فریلنسری  مثل پونیشا را در نظر بگیرید اینها تمام تلاش خود را می‌کنند که بهترین تولیدکنندگان محتوا یا مترجم یا برنامه نویس را روی سایتشان بیارند و فعالیت دهند ولی یک مشکل وجود دارد:

وقتی از کسی سرویس ترجمه یا تولید محتوا دریافت می‌کنیم (اگر کارش خیلی خوب باشد) بعداً دیگر نیازی نبینیم روی پلتفرم درخواست بدهیم مستقیماً شماره طرف را برگیریم و با خود او قرار داد می‌بندیم.

 

 

اصلاً یکی از چالش‌های پلتفرم های نیروی انسانی همین است شما دو نفر را ما هم آشنا می‌کنی و آن‌ها می‌روند و دیگر برنمیگردند.

چند ماه پیش که یک خانم نظافتی از طرف یک شرکت خدماتی به منزل ما آمده بود که نظافت منزل را انجام دهد بعد از پایان کارش از ما خواست که بعد از این اگر نیازی به نیروی خدماتی داشتیم به شرکت زنگ نزنیم و مستقیماً به او تماس بگیریم چون  پورسانت شرکت زیاد است و این به نفع دو طرف است.

یا چند روز پیش وقتی یا مدیر یک وانت تلفنی صحبت می‌کردم می‌گفت که کار وانت بار را رها کرده و مشغول کار دیگری شده علت را پرسیدم گفت که آنقدر در صنف وانت بار دور زدن مرسوم است که از آن خسته شده بودم. وقتی ما راننده‌ای را به مشتری می‌فرستادیم اگر کار راننده خوب بود مشتری شماره راننده را می‌گرفت و بعد از آن مستقیم به او زنگ می‌زد اگر هم کار راننده بد بود که دیگر اصلاً به ما هم زنگ نمی‌زد.

این مشکل در همه‌ی پلتفرم ها کم و بیش وجود دارد و همه‌ی پلتفرم‌ها سعی می‌کنند به هر حقه و کلک و ترفند هم شده کاری کنند که مشتریان و تامین‌کنندگان روی پلتفرم بیایند و تراکنش خود را آنجا انجام دهند.

مثلاً همین گوگل را در نظر بگیرید هیچ وقت دوست ندارد ما مستقیماً به سایت‌ها مراجعه کنیم بلکه می‌پسند که نام سایت را در گوگل جستجو کنیم. به عبارت دیگر ما به عنوان مصرف کننده محتوا با واسطه گوگل به تولید کننده محتوا متصل شویم.

در پلتفرم‌هایی که مشتری به صورت مداوم از یک تامین‌کننده (یا تامین‌کننده‌های)  مشخص خدمات دریافت می‌کند این خطر وجود دارد که مشتری دیگر به پلتفرم مراجعه نکند و مستقیماً و بدون واسطه خدمات را از تامین‌‌کننده دریافت کند.

برای رفع مشکل مواردی به ذهن من می‌رسد که به ترتیب بیان می‌کنم:

 

۱- سعی کنیم تعداد مشتریان و تامین‌کنندگان  زیاد شود: قبلاً هم گفتم کم بودن طرفین ماجرا آسیب‌پذیری پلتفرم را زیاد می‌کند. وقتی ما فقط چند تامین‌کننده و مشتری محدود داشته باشیم هر چه قدر هم تلاش کنیم بالاخره روزی این این دو گروه همدیگر را می‌شناسند و ما را دور خواهند زد. تنها کاری که ما کردیم این بوده که تامین‌کنندگان را پیدا کرده و دو دستی تقدیم مشتریان کردیم. پس اگر به نحوی بتوانیم تعداد مشتریان را زیاد کنیم در صورت خارج شده بخشی از مشتریان باز افرادی دیگری هستند که از پلتفرم ما استفاده کنند.

 

۲- رتبه بندی تامین کنندگان: اگر ما مکانیزمی ایجاد کنیم که تامین‌کنندگان بهتر مشخص و امتیازدهی شوند این رغبت را در مشتری ایجاد می‌کنیم که “باز بهتر از این تامین‌کننده هم در پلتفرم است بیا و آن‌ها را هم امتحان کن”.

آخر ما انسا‌ن‌ها به کمال‌گرایی علاقه داریم و تلاش می‌کنیم گزینه بهتر را پیدا کنیم و امتحان کنیم. بهتر یا بدتر بودن یک تامین‌کننده در یک پلتفرم زمانی معنی دارد که یک رده‌بندی و رتبه‌بندی مثل نتایج کنکور در سیستم تعبیه شده باشد وگرنه چطور مشتری می‌خواهد گزینه‌های بهتر را امتحان کند؟

مثلاً رتبه‌بندی رانندگان یا رستوران‌ها.

وقتی هیچ سیستم ارزیابی در پلتفرم خود نداشته باشیم ریسک دور خوردن پلتفرم افزایش پیدا می‌کند.

 

۳- مخفی کردن اطلاعات تماس دو طرف: می‌توانیم سیستمی تعیبه کنیم که شماره تلفن و آدرس تماس تامین‌کننده به کاربر (و بالعکس) نشان داده نشود. مثلاً یکبار که از طریق سایت ایسام (یک سایت مثل دیوار برای فروختن کالای دست دوم است) قصد داشتم لپ‌تاپ دست دومم را بفروشم سایت اجازه نمی‌داد به هیچ عنوان شماره من برای دیگران معلوم شود چون خود سایت یک پورسانت ۳۰ هزارتومانی از هر معامله برمی‌داشت و اگر من فروشنده و خریدار شماره همدیگر را می‌دانستیم بیرون از سایت معامله را انجام می‌دادیم و چیزی هم به سایت نمی‌دادیم.

 

۴- مکانیسم‌های بیمه و جبران خسارت: در بعضی صنایع کیفیت خدمات مهم است و اگر احیاناً تامین‌کننده آدم سالمی نباشد و کیفیت کارش بد باشد ممکن است به مشتری خسارت وارد کند. مثلاً در امریکا در پلتفرم Airbnb (که خدمات اجاره ویلا و منزل ارائه می‌کند) مشتری می‌تواند در چند روزی که خانه را اجاره کرده به ملک طرف خسارت وارد کند و اموال او را به سرقت ببرد ولی AirBnB به مشتری این اطمینان را داده که  منزل شما بیمه است و  در صورت هرگونه خسارت پول آن را توسط پلتفرم پرداخت می‌کند.

همین وضع در مورد یک پلتفرم اجاره خودرو هم هست شرکت می‌تواند خودروی شما را بیمه کند تا اگر کسی ماشین شما را اجاره   کرد و نابود کرد عین خسارت به شما پرداخت شود.

اگر در کارهای پرخطر پلتفرم مسئولیت بیمه را برعهده بگیرد مشتری می‌داند که اگر به طور مستقیم با تامین‌کننده وارد معامله شود هر بلایی که سر او بیاید یا خسارت به او وارد شود همه‌ی را باید از جیب خودش پرداخت کند به همین خاطر از ترس هم شده سعی می‌کند روی پلتفرم و با واسطه پلتفرم این کار را انجام دهد.

 

۵-تولید سرنخ Lead Generation: بعضی پلتفرم راهکاری جالبی پیش گرفته‌اند به جای اینکه منتظر بمانند کار تمام شود و  مشتری پول تامین‌کننده را بدهد و از آن درصدی بردارند اول کار برای دادن شماره تماس مشتری به تامین‌کننده از تامین‌کننده طلب پول می‌کنند.

مثلاً فرض کنیم من یک پلتفرم  دارم وقتی یک مشتری به من مراجعه می‌کند و درخواست خود را اعلام می‌کند چندین تامین‌کننده هستند که راضی هستند شماره این فرد را بدانند.

خوب برای نشان دادن شماره تلفن به تامین‌کنندگان از آن‌ها پول مطالبه می‌کنم. حالا اینکه مشتری کدام تامین‌کننده را انتخاب می‌کند به من ربطی ندارد من فقط مشتری راغب یا Lead ایجاد کردم. البته این حالت زمانی مفید است که پلتفرم شناخته شده و برند باشد و پیش تامین‌کنندگان اعتباری داشت باشد و بدانند که مشتریانی که پلتفرم معرفی می‌کند به پول تبدیل می‌شوند.

در آخر بهتر است از اول ماجرا و زمانی طراحی پلتفرم به فکر معضل دور زدن پلتفرم باشیم چون وسط کار حل کردن این مساله راحت نیست و تنها می‌بینیم که زحمت کشیده‌ایم و بهترین تامین‌کنندگان و مشتریان را دور خودمان جمع کردیم ولی پس از مدتی این دو گروه به ما خیانت کرده‌اند و زحمات ما از بین رفته است.

 

از منبع: The Guide to Marketplaces 

کلاس آشنایی با پلتفرم در دانشگاه علوم پزشکی ایران

به دعوت و زحمت دوست متممی‌ عزیزم، متین خسروی، قرار است در مرکز رشد دانشگاه علوم پزشکی ایران در مورد پلتفرم‌ صحبت کنیم.

البته من همه آنچیزی که از پلتفرم می‌دانستم را در این وبلاگ نوشتم ولی به خاطر اینکه فرصت‌های بین‌نظیر تجاری در کاربرد پلتفرم در صنعت پزشکی می‌بینم فوراً دعوت او را برای شرکت در مراسم قبول کردم.

چون اعتقاد دارم دانشجویان پزشکی یکی از بهترین گزینه‌ها برای کارآفرینی در زمینه پلتفرم‌های پزشکی و تولید محتوای تخصصی هستند.

این اتفاق روز سه شنبه این هفته ۱۵ اسفند از ساعت ۱۲.۳۰ تا ۱۴.۱۵ خواهد بود.

اگر قصد شرکت در این مراسم را دارید لطف کنید این فرم را پر کنید تا هماهنگی مورد نظر صورت گیرد. درب ورودی دانشگاه هم اعلام بفرمایید برای شرکت در نشست مرکز رشد حضور پیدا کردید.

این لینک هم لوکیشن محل برگزاری رویداد.

مسیر دسترسی با اتوبوس و مترو

چه صنایعی برای پلتفرم‌سازی مناسب هستند؟

همانطور که قبلاً در تعریف مدل کسب و کار پلتفرم ارائه شد وقتی به جای اینکه خودمان یک کالا یا خدمت را به مشتری ارائه کنیم بستری ایجاد کنیم که تامین‌کنندگان و  مصرف‌کنندگان خودشان با هم ارتباط برقرار کنند می‌توان گفت یک پلتفرم شکل گرفته است.

فرض کنید کسی قصد دارد یک فروشگاه اینترنتی تجهیزات صنعتی و کشاورزی راه‌اندازی کند. مثل فروش لوازم جوجه‌کشی و دستگاه‌های تخصصی پرورش طیور و ماکیان.

 

 

حالی قسمی از راه‌اندازی کسب و کار دیجیتال به این صورت است که خود او یک انبار اجاره کند و آن را با لوازم جوجه‌کشی پر کند و هر کس از طریق سایت سفارش داده محصول خود را به او ارسال کند.

در مقابل فرد دیگری همان سایت را به نحوی مدیریت و تولید محتوا می‌کند که به جای اینکه درگیر فروش و ارسال سفارشات خود شود با چند تامین‌کننده و واردکننده هماهنگ و صحبت کند که در سایت او حضور داشته باشند و مشتری با بررسی قیمت و مقایسه شرکت‌ها به خرید محصول اقدام کند.

ولی همه‌ ماجرا این نیست. توان هر صنعت برای ایجاد یک پلتفرم متفاوت است و ممکن است در بعضی صنایع بنیان‌‌گذاری و راه‌اندازی یک پلتفرم دیجیتال بسیار راحت‌تر و بدون دردسر باشد و در بعضی دیگر بسیار غامض و دشوار و حتی غیر ممکن باشد.

حال چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود یک صنعت مستعد تغییر و تحول و ظهور پلتفرم‌های دیجیتال در درون خودش باشد:

 

تعداد تامین‌کنندگان

در ارائه سمینار ۲۶ مرداد هم اشاره کردم که هر چه تعداد تامین‌کنندگان در یک صنعت زیاد باشد ایجاد یک پلتفرم آسانتر است. چون تعداد کم تامین‌کنندگان به انحصار منجر می‌شود و شما مجبور هستید با چند شرکت محدود به توافق برسید و اگر یکی از آن‌ها با شما به مشکل بخورد بیزینس پلتفرمی شما دچار مشکل خواهد شد. از طرفی وقتی در یک صنعت چند نفر بازیگر اصلی هستند هیچ وقت راضی نمی‌شوند روی پلتفرم‌ شما فعالیت کنند چون اینکار به شفافیت و رقابت روی قیمت‌ها منجر می‌شود که این کار به زیان تامین‌کنندگان است. مثلاً در همان مثال جوجه‌کشی شما به این پی ببرید که کل فروشگاه‌هایی که در ایران این محصول را ارائه می‌کنند تنها ۱۰ شرکت و تولید کننده هستند. حال اینکه بتوانید با همه‌ی این ۱۰ شرکت به توافق برسید و آن‌ها را راضی کنید که محصولات و قیمت‌های خود را روی سایت شما معرفی کنند مطمئناً کار دشوارتری است نسبت به زمانی که ده‌هزار شرکت تامین‌کننده وجود داشته باشد. در این حالت حق انتخاب و قدرت چانه‌زنی و پایداری پلتفرم افزایش پیدا می‌کند

 

قوانین دولتی و نهادهای نظارتی و صنایع باصاحب

بعضی صنایع به شدت زیر نظر دولت هستند و قوانین بسیاری در آن حوزه تعریف شده است و برای یک اقدام کوچک باید اجازه چندین نهاد و موسسه نظارتی بالادستی را گرفت. مثلاً حوزه مالی و بانکی را در نظر بگیرید با اینکه ایده‌ی پلتفرم‌های دیجیتالی زیادی می‌توان در آن تعریف کرد ولی این بخش به شدت زیر ذره‌بین دولت و بانک مرکزی است و قوانین بسیار سختی برای هر نوع فعالیت‌های جدید بانکی وجود دارد. پس منطقی است که کسی که علاقه‌مند به کسب و کار پلتفرمی است صنعت بانکی را در اولویت‌های اول خود قرار ندهد.

 

 

در مقابل حمل و نقل درون شهری را در نظر بگیرید که پلتفرم‌های مثل اسنپ و اوبر وارد آن شدند صنف بسیار ضعیف و بی‌قانون و به هم ریخته و بی‌صاحبی بود که با ورود تکنولوژی دیجیتال کیفیت خدمات و قوانین به صورت نجومی بهبود پیدا کرد. اگر در کشور خودمان نگاه کنیم بعضی اصناف به شدت زیر ذره‌بین هستند و قوانین و مجوزها و بورکراسی وحشتناکی برای ورود و فعالیت در آن شاخه وجود دارد ولی بعضی حوزه‌‌ها و اصناف فاقد یک ساختار و نظارت و کنترل از طرف دولت یا سایر نهادها هستند. پس پلتفرم‌سازی در این بخش‌ها بسیار راحتتر و بی‌دردسرتر است و کسی مزاحم کار شما نمی‌شود.

 

اطلاعات محور بودن و  صنایع با چگالی بالای اطلاعاتی

 اطلاعات و داده بخش مهمی از هر کسب و کار و صنعت است. ولی بعضی صنایع به شدت به داده و تراکنش اطلاعات وابسته هستند. باز حوزه مالی و بانکی را در نظر بگیرید همه چیز در عدد و رقم و صفر و یک خلاصه می‌شود و بانکداری آینده صرفاً درون بانک‌های اطلاعاتی و هارددیسک‌ها و کابل‌های مسی و امواج WiFi اتفاق خواهد افتاد. یا صنعت آموزش که معمولاً در آن تولید یا انبار و توزیع کالای فیزیکی اتفاق نمی‌افتد و صرفاً اطلاعات از یک نقطه مثل ذهن معلم یا منبع اطلاعاتی به ذهن دانشجو یا دانش آموز انتقال پیدا می‌کند. در مقابل بعضی صنایع وابستگی کمتری به اطلاعات دارند مثل صنایع سنگین و تولیدی که بخش زیادی از کار آن فیزیکی و شاید بدون رد و بدل اطلاعات اتفاق می‌افتد. هر چه قدر یک صنعت به داده متکی باشد امکان پلتفرم سازی در آن راحت‌تر و بهتر است. صنایع خدماتی و صنعت حمل و نقل یکی از بهترین حوزه ‌هایی هستند که شاید بیش از ۵۰ درصد فعالیت آن‌ها به اطلاعات وابسته است مثلاً‌ پلتفرمی مثل پونیشا که بازخورد مشتریان را برای اقشار برنامه‌نویس و گرافیست و تولید کننده محتوا جمع آوری و تحلیل می‌کند را در نظر بگیرید که به نحوی زیر مجموعه‌ی بخش خدمات فعالیت می‌کند و یک پلتفرم نیروی انسانی است. پلتفرم هایی مثل پونیشا نشان می‌دهند که چقدر کارهای خدماتی نیاز به داده و تحلیل داده دارند. چیزی که قبلاً به آن اهمیت داده نمی‌شد.

به طور خلاصه هر صنعتی که صرفاً‌ به دانستن خلاصه شود (در هر شکلی) می‌توان گفت یک صنعت اطلاعات محور و با چگالی اطلاعات بالا است.

 

ایده کسب و کار: موتور پیشنهاد قیمت

وقتی قراره ما یک چیزی دست دوم را بفروشیم مثل ماشین یا خونه یا موبایل معمولاً به این مشکل برمی‌خوریم که چقدر روی آن قیمت بگذاریم. مثلاً من چند وقت پیش می‌خواستم یک تبلت قدیمی را بفروشم مونده بودم چقدر قیمت بزارم. مجبور بودم سایت‌های آگهی را زیررو کنم تا حدود قیمت‌ها را بفهمم یا اینکه منتظر بمونم مشتری زنگ بزنه و قیمت پیشنهاد کنه.

به همین خاطر ما اگر یک سیستم کامپیوتری داشته باشیم که به ما قیمت حدودی پیشنهاد بده خیلی خوب میشه. مثلاً من مشخصات تبلت خودم را بهش بدم و اون به پایگاه داده‌اش مراجعه کنه و بگه که این تبلت بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ قیمت گذاری میشه.

 

خوب ورودی این سیستم چی‌ میتونه باشه؟

این روزها که پلتفرم‌های مثل دیوار یا شیپور یا ایسام رشد می‌کنن حجم بسیار زیادی از اطلاعات روی اون‌ها تولید می‌کنند که هیچ استفاده‌ی ازش نمیشه و بعد از مدتی هم از روی پلتفرم حذف میشه و میره.

اگر فرض کنیم که هر آگهی که در سایت‌های خرید و فروش عرضه می‌شه به صورت یک رکود باشه اگر همه‌ اطلاعات را با هم ادغام و تجمیع کنیم چه خروجی‌های خوبی ازشون استخراج میشه. حتی اخیراً دیوار مختصات جغرافیایی ملک را هم پشتیبانی می‌کنه که خیلی عالیه.

 

 

حالا فقط یک مشکلی که وجود داره برداشتن اطلاعات با scarping از روی سایت‌ است که یک کار قانونی نیست چون این اطلاعات دارایی‌های هر پلتفرم هستند و راضی نیستن که کس دیگری از اون‌ها استفاده کنه.

در اصل ما داریم از یک پلتفرم بزرگتر کولی (piggyback) می‌گیریم

ولی یک سوال اینکه که صاحبان و مدیران این جور شرکت‌ها آنچنان سرشون شلوغه که اصلاً به فکر این نیستند که از اینقدر اطلاعات که در پایگاه‌های دادشون ذخیره شده استفاده کنن. شاید هم به اندازه ما باهوش نباشن.

از طرفی ما نمی‌خواهیم که ایمیل و شماره تلفن مردم را جمع آوری کنیم که بهشون فردا ایمیل یا اس ام اس مزاحمت آمیز بفرستیم ما فقط می‌خواهیم یک میانگین از قیمت‌های محصولاتی پیدا کنیم که مردم روی پلتفرم قرار می‌دن.

ما می‌خواهیم از داده‌های رایگانی که روی این پلتفرم‌ها وجود داره برای هدفی غیر از خرید و فروش استفاده کنیم.

حال فرض کنیم این سیستم ایجاد شده و در قالب یک سایت یا اپلیکیشن طراحی شده. اولاً خوبی این نوع کسب و کارها اینه که کلود بیس (Cloud Based) هستند یعنی همه اطلاعات روی سروهای ما قرار نداره پس نرم افزار نیست که یک کسی بگیره و کرک کنه.

از طرفی می‌تونیم مدل کسب و کار اون را به صورت اشتراک (subscription) در نظر بگیریم یعنی اشتراک ماهانه یا سالانه به مشتریان بفروشیم. هر وقت هم وقتشون تمون شد خدمت رسانی ما به اون‌ها قطع میشه.

یک مزیت این کسب و کارها هم اینکه که با استفاده بیشتر کاربرها از اون سیستم بهبود پیدا می‌کنه. یعنی وقتی کسی از سیستم استعلام می‌کنه که یک مدل گوشی سونی ساخت ۲۰۱۶ با مشخصات فلان و بهمان چه قیمتی داره سیستم یک سری ورودی‌های جدید گرفته که می‌تونه برای محاسبات بعدی ازشون استفاده کنه.

یعنی خوبی این نوع کسب و کار اینه که فول آنلاین است و همه اطلاعات ورودی کاربر ذخیره میشه.

یک پلتفرم خرید و فروش املاک و مستغلات تو آمریکا هست به نام zillow که دقیقاً همین کاری می‌کنه. این پلتفرم که هر ماه ۲۰۰ میلیو ن بازدید داره اطلاعات ۱۱۰ میلیون ملک را در پایگاه اطلاعاتی خودش داره. zillow سرویسی داره به نام zestimate که باهاش می‌تونید قیمت خانه خودتان را هنگام فروش تخمین بزنید. اون‌ها از هوش مصنوعی و اطلاعات دولتی برای تخمین‌های دقیق استفاده می‌کنند.

در کلیپ دو دقیقه‌ی زیر سیستم قیمت گذاری ملک zestimate توضیح داده شده است (زبان انگلیسی)

 

دانلود ویدیو ۵ مگ

 

درس مرتبط در متمم: موتورهای پیشنهادکننده و توصیه‌گر (Recommendation Engines)

پلتفرم‌های نیروی انسانی

در قسمت های قبلی از استراتژی پلتفرم توضیح دادم پلتفرم در اصل یک واسطه و پیوند دهنده است. هدف از تاسیس پلتفرم ایجاد ارتباط بین خریدار و فروشنده است.

 

 

ممکن است این فروشنده یک راننده تاکسی باشد که بخواهد وقت و خدمت خود را بفروشد که در آن صورت پلتفرم ما اسنپ خواهد شد یا تولید کننده محتوا که قصد عرضه محتوا خود را دارد که گوگل اینجا نقش پلتفرم را بازی می‌کند.

ما هر روز نیاز به افرادی داریم که به ما خدمت ارائه کنند. از کسی که موبایل مان را برای تعمیر پیش او می‌بریم تا برقکاری که آیفون منزل ما را تعمیر می‌کند.

پلتفرم هایی که این افراد را به ما معرفی می‌کنند پلتفرم های نیروی انسانی یا Labor Platform نامیده می‌شوند در اصل پلتفرم های نیروی انسانی نوع خاصی از کسب و کار هستند که به جای کالا، آدم معرفی می‌کنند.

مثلا فکر کنید من به دنبال یک معلم خصوصی برای فرزندم هستم خوب شیوه سنتی این است که از آشنایان و اطرافیان آدرس یک معلم خوب را جستجو ‌کنم ولی فرض کنید وب‌سایت یا اپلیکیشنی باشد که در شهر محل زندگی من لیست ۱۰ معلم خصوصی را نشان دهد و من بتوانم از بین آن‌ها فردی که هزینه کمتری دریافت می‌کند را انتخاب کنم.

پلتفرم های نیروی انسانی زیادی در کشور ما و سطح جهان تاسیس شدند که عبارتند از:

 

پلتفرم های فریلنسری  (FP)

freelancer.com guru.com upwork.com toptal.com  ponisha.ir  peopleperhour.com  fiverr.com anjammidam.com  parscoders.com thumbtack.com crew.co

توجه: در ادامه هر جا FP آمده منظور تمام سایت‌های بالا هستند.

 

پزشکی سلامت زیبایی تغذیه ورزش

جراح زیبایی healthgrades.com   doctorondemand.com nobat.ir doctor-yab.ir

جراح چشم healthgrades.com doctor-yab.ir   doctorondemand.com nobat.ir

کاشت مو doctor-yab.ir healthgrades.com  doctorondemand.com nobat.ir

روانشناس doctorondemand.com  ۷cups.com

پزشک zocdoc.com   pager.com doctor-yab.ir

مربی شنا

مربی بدنسازی   classpass.com

مربی تنیس

مربی اسب سواری

آرایشگر: styleseat.com  beglammed.com  glamsquad.com

ماساژور FP  classpass.com

مشاور تغذیه FP

معلم خصوصی آشپزی FP

پرستار سالمند Care.com sittercity.com  urbansitter.com

`پرستار نابینا bemyeyes.com

`پرستار بیمار crowdmed.com  helparound.co  mymedzed.com

پزشک حیوانات خانگی

 

خانه و خانواده

معلم خصوصی skillshare.com

معلم خصوصی موسیقی

گل آرا و گل فروش bloomthat.com     ftd.com   bloomnation.com

معلم خصوصی مدرسه teacherspayteachers.com tutorvista.com

معلم خصوصی دانشگاه teacherspayteachers.com tutorvista.com chegg.com faranesh.com faradars.org

معلم خصوصی زبان byjus.com

نصاب پرده

جوشکار

سیم کش

تعمیرکار لوازم خانگی

تعمیرکار لباس

انبار دار وسایل خانه makecpace.com www.clutter.com

باربری shyp.com

دکوراتور pro.com  porch.com  buildzoom.com

تعمیرکار لوازم صوتی و تصویری

خیاط و اتوکار

تعمیرکار سیستم گرمایشی

تعمیرکار سیستم سرمایشی

نظافتچی منزل handy.com

پذیرایی کننده در خانه

کارگر اسباب کشی

اجاره دهنده تجهیزات صوتی

خواننده مراسم

تصویربردار مراسم

مشاور تحصیلی

پرستار بچه Care.com sittercity.com  urbansitter.com

نگهدار حیوانات خانگی rover.com  swifto.com Care.com

نصاب موکت

نقاش خانه handy.com

برف روب lawnlove.com

قالیشو

بنا FB

کارگر ساختمانی

باغبان FB

نصاب کابینت porch.com  buildzoom.com

کلید ساز

لوله کش porch.com  buildzoom.com

نصاب فنس و حصار FP

شیشه چی و تعمیرکار شیشه FP

مشاور ازدواج و خانوادهFP 7cups.com

 

فناوری اطلاعات و  کسب و کار

مترجم متون پزشکی FP   worldtranslators.net

مترجم متون حقوقی FP  worldtranslators.net

مترجم متون فنی FP worldtranslators.net

دارلترجمه رسمی worldtranslators.net

تاپیست typeiran.com

مشاور کسب و کار clarity.fm

محقق دانشگاهی scienceexchange.com

مدیر منابع انسانی recruitloop.com

حسابدار

طراح لوگو ۹۹designs.com

طراح کارت ویزیت ۹۹designs.com

طراح بنر ۹۹designs.com

گرافیست ۹۹designs.com

فروشنده دامنه و هاست

تعمیرکار موبایلicracked.com

تعمیرکار لپ تاپubreakifix.com

طراح وب سایت FP 99designs.com

وردپرس کار FP

طراح و مترجم قالب وردپرس themeforest.net codecanyon.net   FP

برنامه نویس FP

برنامه نویس وب FP

برنامه نویس موبایل FP

طراح گرافیک FP 99designs.com

طراح یو ایکس و یو‌آی   FP 99designs.com

طراح وب FP

طراح مدل های سه بعدی FP 99designs.com

تولیدکننده ویدیو و تیزر FP

طراح یو ایکس و یو آی موبایل FP 99designs.com

توسعه دهنده آ او اس  FP

توسعه دهنده اندروید FP

طراح ربات

توسعه دهنده Backend موبایل FP

توسعه دهنده بازی FP

توسعه دهنده نرم افزار دسکتاپ FP

ویراستار FP

کپی رایتر FP

تلفنچی FP

وارد کننده داده به بانک اطلاعاتی FP

مترجم parscoders.com  ponisha.ir  worldtranslators.net

تولید کننده محتوا ponisha.ir

سئوکار fiverr.com seoclerk.com

دیتا ساینتیست  kaggle.com experfy.com

هکر hackerone.com cobalt.io

وکیل upcounsel.com rocketlawyer.com

تعمیرکار تجهیزات اداری

 

حمل و نقل

تعمیرکار ماشین yourmechanic.com  repairpal.com

راننده آژانس carvanro.com hampasho.com blablacar.com snapp.ir

راننده وانت alopeyk.com

راننده کامیون  ubaar.ir baarco.ir

راننده موتور alopeyk.com hamloo.com snapp.ir postmates.com

راننده جرثقیل

تعمیرکار موتور سیکلت

 

منابع:  کانال تلگرام ECM

versionone

platformed

web strategist

 

مطلب مرتبط: ایده‌ای برای استارت آپ زدن در ایران

 

 

مارکت پلیس دیجی‌ کالا؟ تحلیل وضعیت دیجی‌کالا پس از پلتفرم شدن

دیجی کالا به مارکت پلیس تبدیل می‌شود. این خبری بود که چند ماه قبل از زبان مدیران دیجی‌کالا اعلام شد.

البته دیجی‌ کالا اولین Marketplace یا مارکت پلیس ایرانی نیست. بامیلو رقیب دیجی‌کالا از زمان تاسیس به صورت مارکت پلیس فعالیت می‌کرد.

 

مارکت پلیس دیجی کالا

 

اخیراً با قرائن موجود و راه اندازی آکادمی فروش به نظر می‌رسد دیجی‌کالا تصمیم گرفته به صورت جدی در این زمینه  قدم های عملی را بردارد.

حال سوال جدی اینکه پس از تغییر مدل کسب و کار دیجی‌کالا چه سرنوشتی برای بزرگترین فروشگاه اینترنتی خاورمیانه قابل پیش بینی است؟

تغییر مدل و کسب و کار یکی از حساسترین تصمیمات یک مدیر در طول حیات یک شرکت است که کوچکترین اشتباه در آن ممکن است ضربه‌های غیرقابل جبران به پیکره کسب و کار وارد آورد. مثل از دست دادن مشتریان وفادار یا مخدوش شدن نام و اعتبار برند.

در این نوشته قصد دارم نظرات شخصی و تحلیل‌های خودم را از مارکت پلیس شدن دیجی‌کالا ارائه کنم. از آن‌جایی که دیجی‌کالا و هر شرکت دیگری معمولاً اخبار داخلی و و آمار و استراتژی‌های خود را اعلام نمی‌کنند تمام نظرات بنده هم مبتنی بر حدس و گمان و شنیده‌ها و خوانده‌های پراکنده است و که ممکن است کاملاً اشتباه باشد.

به نظر من یکی از استراتژی دیجی‌کالا در گذشته و امروز تقلید کردن از شرکت آمازون است.  اینکه چه ایده ها و سیاست‌ها و استراتژی های توسط این شرکت آمریکایی دنبال می‌شود.

مثلاً خرید فیدبیو فروشگاه کتاب الکترونیک توسط دیجی‌کالا دقیقاً تقلید از شرکت آمازون است که بزرگترین کتاب فروشی جهان محسوب می‌شود.

مدیران دیجی‌کالا تصور می‌کردند که چون کتاب در سبد محصولات آمازون قرار دارد پس حتماً دیجی‌کالا هم به عنوان نسخه ایرانی آمازون باید بخشی از بازار کتاب کاغذی و الکترونیک ایران را در اختیار داشته باشد.

به نظر من این تقلید منجر به خرید فیدیبو از طرف دیجی‌کالا شد.

در حالی که اگر به تاریخچه شرکت آمازون نگاه کنیم علت اینکه آمازون فعالیت خود را با فروش کتاب شروع کرد نه به خاطر علاقه شخصی جف بزوس به کتاب یا اهداف خیرخواهانه آمازون برای گسترش کتاب خوانی در جامعه آمریکا نبود بلکه کاملاً یک استراتژی کار شده و یک تصمیم کاملاً‌ تجاری بود.

در آن زمان صنعت کتاب در آمریکا یک صنعت ورشکسته و رو به نابودی بود از طرفی کتاب چند ویژگی داشت که کمک می‌کرد آمازون فعالیت خود را به صورت کتاب فروشی آنلاین شروع کند. این مزیت ها (همانطور که در کتاب صفر تا یک آمده) این بود که اولاً کتاب به راحتی قابل ارسال و تحویل به مشتری بود دوم اینکه میلیونها کتاب وجود داشت که می‌شد آن‌ها را کاتالوگ و دسته بندی کرد سوم اینکه همه آن‌ها مشابه هم بودند و چهارم فروش هزاران کتاب نایاب و کم فروش بود که در هیچ کتاب فروشی فیزیکی قابل پیدا کردن نبود. این ویژگی‌ها باعث شد که جف بزوس بازار کتاب را به عنوان اولین بازاری که آمازون وارد آن می‌شود انتخاب کند وگرنه هدف اصلی و چشم انداز بلند مدت موسس آمازون فروش همه چیز و تبدیل شدن به بزرگترین خرده فروشی جهان بود. حتی انتخاب نام آمازون برای اشاره به جنگل آمازون بود که در آن “تمام” گونه های جانوری زندگی می‌کنند.

کتاب یکی از معروفترین محصولاتی است که توسط آمازون ارائه می‌شود ولی دلیل می‌شود هر فروشگاه دیگر اینترنتی در جهان که مدل کسب و کار آمازون را دارد کتاب را جزو محصولات خود قرار دهد؟ پاسخ این سوال منفی است.

پس به نظر می‌رسد ورود دیجی‌کالا به بازار کتاب یک استراتژی مقلدانه و پیروی بی‌چون چرا از سبد محصولات آمازون است.

احتمالاً می‌توان پیش بینی کرد که در آینده دیجی‌کالا خدمات میزبانی وب محاسبات و ذخیره سازی ابری  مشابه amazon web services (AWS) ارائه خواهد کرد.

همانطور که بعد از دیدیم بعد از اعلام خبر استفاده آمازون از پهباد، دیجی کالا هم تصمیم به برگزاری مسابقه پهباد ها برای حمل کالا گرفت.

در این راستای این روزها دیجی کالا  تصمیم گرفته همان مسیری که آمازون چند سال پیش با تبدیل شدن به یک مارکت پلیس طی کرده را دنبال کند.

البته امروز آمازون یک مارکت پلیس کامل نیست یعنی باز بخشی از محصولات توسط خود آمازون خریداری انبار و به مشتریان ارسال می‌شود در اصل حدود ۴۰ درصد محصولات موجود روی سایت آمازون توسط سایر فروشندگان عرضه می‌شود  در سال ۲۰۱۶ بیش از ۱۰ هزار فروشنده با آمازون همکاری داشته اند.

حال که دیجی کالا در حال تبدیل شدن به مارکت پلیس و پذیرفتن سایر فروشندگان است چه اتفاقاتی ممکن است روی دهد؟ اگر فرض کنیم کل دیجی‌کالا به یک مارکت پلیس عظیم تبدیل شود چه وضعیتی پیش خواهد آمد و چه رویدادهای منفی و مثبت ممکن است برای این شرکت روی دهد؟

همانطور که در مطلب قبلی اشاره کردم هر مارکت پلیس خود نوعی اکوسیستم است.

براساس تعریف سایت متمم اکوسیستم مجموعه المان‌های فیزیکی و المان‌های بیولوژیک که در کنار هم قرار می‌گیرند و در رابطه با یکدیگر یک سیستم را خلق می‌کنند.

فرق اکوسیستم با سیستم این است که اجزا آن گاه در رقابت و گاه در همکاری با یکدیگر هستند و در تنازع برای بقا به سر می‌برند،

اولین و مهمترین خطری که دیجی کالا به عنوان یک اکوسیستم را تهدید می‌کند بی کیفیت شدن است

این کیفیت از کیفیت محصول گرفته تا نحوه برخورد فروشنده را شامل می‌شود

همانطور که می دانیم دیجی کالا در گذشته زنجیره سازمانی خود را داشته و تمام مراحل خرید و فروش و انبار و ارسال کالا توسط خود دیجی کالا انجام می‌شود و نظارت کامل روی مراحل آن وجود داشت اینکه کیفیت محصول و تامین کننده باشد  خدمات پشتیانی که به مشتری ارائه می‌شود رضایت مشتریان را جلب کند بسته بندی و ارسال کالا به خریدار در زمان معقول اتفاق بیافتد

حال اتفاقی که قرار است بیافتد این است که بخشی از زنجیره تامین دیجی کالا بر دوش فروشندگان می‌افتد

اینکه چه کالایی ارائه می‌شود؟

 چگونه با مشتری برخورد می‌شود؟

زمان ارسال کالا چقدر خواهد بود؟

همه و همه از کنترل و نظارت مرکزی دیجی کالا خارج شده و خود فروشنده این مسئولیت را برعهده خواهد گرفت

اولین چیزی که می‌توان پیش بینی کرد اینکه افزایش شدید فروشندگان و گوناگونی سبک و مدل ذهنی فروشندگان برا فروش محصول باعث خواهد شد کیفیت محصولات و خدمات کاهش پیدا کند. البته این کاهش کیفیت نیست به خود دیجی کالا باید مقایسه شود وگرنه ممکن است باز سطح خدمات مارکت پلیس دیجی کالا از شرکت های مشابه بیشتر باقی بماند.

وقتی شما یک مارکت پلیس یا اکوسیستم ایجاد می‌کنید ده ها و صدها گونه مختلف درون آن فعالیت می‌کنند. هر یک از این جانوران خود هوشمند هستند و برای به چنگ آوردن طعمه یا مشتری شاید دست به انجام هر کاری بکنند.

همانطور که در گوگل به عنوان یک اکوسیستم تشکیل شده از ناشران محتوا شاهد هستیم هر جا که مشتری یا پول هست مدیران سایت یا مدیران محتوا دست به انجام هر کار کثیف و غیر اخلاقی و نابود کردن دستاوردهای رقیب می‌کنند.

همین فرهنگ نامناسب ممکن است به فروشندگان دیجی کالا سرایت کند و همانطور که سایت های ایرانی گوگل را به محیطی حال به هم زن تبدیل کردند دیجی کالا هم به یک پلتفرم آشفته تبدیل شود.

امروز که همه‌ی زنجیره خرید و فروش در اختیار شرکت دیجی‌کالا است کیفیت و رضایت مشتریان در این حد است وای به روزی که بخشی از کنترل سیستم از دست خود دیجی‌کالا خارج شود.

شاید راه حل مساله استفاده از امتیازدهی و ستاره دار کردن فروشندگان و محصولات باشد که طبیعتاً این امر زمان بر خواهد بود

در کل اگر دیجی کالا تصمیم بگیرد در یک بازه زمانی کوتاه مدت فروشندگان زیادی را روی پلتفرم خود قبول کند باید بپذیرد که کیفیت خدمات گذشته فدای این گسترش و تغییر مدل کسب وکار خواهد شد.

پلتفرم‌ های دیجیتال و شیوه نوین کسب درآمد

به نظرم تا چند سال پیش تو نوع کار کردن داشتیم

اینکه برای دیگران کار کنیم. مثل کارمندی برای یک شرکت کوچک یا بزرگ

یا برای خودمان کار کنیم که اکثراً با لفظ کارآفرینی از آن یاد می‌شد

مجبور بودیم خودمان را به زور در یکی از دسته‌ها بالا قرار دهیم و اگر شما یکی از عناوین کارآفرین یا کارمند را نداشتید احتمالاً فردی بیکار بودید.

چه قدر بحث در ممکلت بر سر کارآفرینی شد و می‌شود که گوش ما از آن پر است. من خودم اصلاً به این واژه حساسیت پیدا کردم. هر جا می‌شونم سعی می‌کنم فرار کنم و از آن‌جا دور شوم.

ولی واقعیت این است که به خاطر افزایش سرعت اینترنت و افزایش تعداد موبایل در دست مردم شکل جدیدی از کار کردن ایجاد شد. چیزی بین کارمندی و کارآفرینی.

یعنی از یک طرف شبیه یک کارآفرین و مغازه دار زمان ثابت کار کردن نداری و به نوعی هر وقت عشقت بکشه است و از طرفی مثل کارمندی برای یک سازمان بزرگ است که حداقل‌ قانون و ضابطه وجود دارد و مجبور هستی آن‌ها رعایت کنی و مینیمم تسهیلاتی هم شاید  به تو اختصاص داده شود

این شیوه جدید، کار کردن روی پلتفرم‌ هاست از اسنپ و الوپیک گرفته تا گوگل و اینستاگرام.

شاید این روزها از زبان خیلی‌ها شنیدید که می‌گویند از بیکاری نمی‌ترسیم و ادعا می‌کنند “اگر کاری هم نبود حداقل می‌رم تو اسنپ کار می‌کنم”

یا کسانی را دیده باشید که روی تلگرام یا اینستاگرام یک اکانت دارند یا با ایمیل مارکتینگ یا روش‌های دیگر کسب درآمد می‌کنند.

تفاوت این کسب و کارها با کارافرینی این است که اینجا بستر آماده است. امکانات فراهم است و فقط لازم است شما کار خودتان را از فردا شروع کنید دیگر نیاز نیست ماه ها درگیر راه‌اندازی صفر تا صد یک کسب و کار شوید.

کسی که امروز در یک پلتفرم پیک موتوری ثبت نام می‌کند غیر از داشتن یک موتور چند صد هزارتومانی زیرساخت دیگری نیاز ندارد یا کسی که یک سایت کوچک وردپرسی تاسیس می‌کند دیگر هزینه های سنگین مالی و زمانی به او تحمیل نمی‌شود.

پلتفرم ها از اسنپ گرفته تا گوگل بخشی از کار را انجام دادند و درصدی از کار را پیش می‌برند و مهم این است که ما به خوبی از این زیرساخت‌ها استفاده کنیم.

مثلاً کسی که یک سایت با سیستم تولید محتوا وردپرس راه اندازی می‌کند و سیستم آنالیز گوگل آنالیتیکس را روی آن نصب می‌کند دقیقاً بخشی از مسیر دشوار راه اندازی کسب و کار دیجیتال را طی کرده. چرا؟ چون در گذشته برای همین وردپرس و آنالیز سایت باید می‌نشستی و از صفر یک نرم‌افزار طراحی می‌کردی.

حال سوال اینجاست ایا ما از این بسترها استفاده می‌کنیم؟ آیا از بستری به نام متمم یا وبلاگ شخصی که با هزینه بسیار کم فراهم آمده بهره می‌بریم؟ آیا از یک تلگرام و کانال تلگرام می‌توانیم برای اهداف خود استفاده کنیم؟ آیا می‌توانیم در بین جنگل انبوه کاربران گوگل چندتایی دام پهن کنیم و مشتریان خود را جذب کنیم؟

چرا باید باز به همان تفکر کهنه و از صفر تا صد کارآفرینی و استارت‌آپ بپردازیم؟

چرا باید از پی ساختمان کسب و کارمان را شروع به ساختن کنیم؟ چرا از بسترها و پلتفرم ها و تکنولوژی و ابزارهایی که به رایگان در کف ما قرار گرفته استفاده نمی‌کنیم؟

آیا از یک سری نوجوان هندی کم هستیم که روی پلتفرمی مثل Fiverr از همه جهان مشتری دارند و درآمد کسب می‌کنند؟

مطلب مرتبط: FunnyGuys و روش ساده‌ی آنها برای کسب درآمد

تا کی دنبال ایده‌های میانمایه اپلیکیشین زدن و مغازه زدن؟

در این بل بشو و رقابت نفس‌گیر کی و کجا مردم ما را پیدا خواهند کرد؟

اصلاً کسی صدای ما را می‌شنود؟ بین این همه اپ و سایت و فروشگاه و فلان و فلان ما گمشده و رها شده ایم فکر می‌کنیم و توهم داریم که دیگران ما را می‌بینند و می‌شنوند.

زمان را از دست ندهیم یا خود پلتفرمی بنیان کنیم یا در پلتفرم دیگران فعالیت کنیم.

مطلب مرتبط: سری استراتژی پلتفرم در وبلاگ من