گوگل در خدمت نادانی

فکر می‌کنم با گسترش تکنولوژی و آمدن ابزارهای جدید مثل گوگل نوعی جدیدی از حماقت بین انسان‌ها رشد کرده:

اثبات باورها با کمک گوگل

دسترسی به حجم عظیمی از اطلاعات و تحقیقات و گزارش‌ها به جای اینکه دیدگاه‌های ما را نو کند در عمل باعث شده ما به گزینش اطلاعات بپردازیم. با جستجو در گوگل و آوردن چند تحقیق و پژوهش باورهای غلط خود را اثبات کنیم.

مثلاً من معتقدم  تبلیغات بنری ( banner ad) دیگر اثر ندارد و مرده است (در متمم در یک کامنت مفصل این مساله را توضیح دادم) خوب برای این ادعا در گوگل سرچ می‌کنم banner ad is dead و چندین مقاله از سایت‌های مرتبط و غیرمرتبط پیدا می‌کنم و می‌گویم: ببینید حرف من درست است این هم مستنداتش

 

 

حالا کس دیگری که اعتقاد دارد خیر تبلیغات بنری اثربخش است و تکنیک‌های قدیمی کار می‌کند تایپ می‌کند banner ad is not dead و باز هم مستندات ردیف می‌شوند

 

قبلاً این طور نبود من اگر ادعایی داشتم به راحتی نمی‌توانستم آن را تایید یا رد کنم. الان هر کس برای هر نظری که دارد می‌توانید بگردد و چندین مطلب و نمودار و گزارش پیدا کند که حرف‌های او را ثابت می‌کنند.

حتی الان می‌توان همراه با هر ادعا اسم آدم‌های مشهور را هم در گوگل جستجو کرد یا داخل سایت‌ شخصی آن‌ها را گشت تا حرف دلبخواه خودمان را پیدا کنیم.

به همین خاطر باید بسیار مواظب باشیم که مقاله هر سایت و گزارش هر موسسه‌ی قرار نیست درست باشد و به جز موسسات و افراد موثق نمی‌توان هر چیزی را پشتوانه‌ حرف‌های خود قرار دهیم. حتی تاریخی که آن حرف گفته شده هم بسیار مهم است.

 

عطش شرکت‌های تکنولوژی برای جمع آوری اطلاعات

در یکی از مطلب قبلی با عنوان گوکل چطور مکان شما را تشخیص می‌دهد؟ توضیح دادم گوگل چطور مکان جفرافیایی کاربران را تشخیص می‌دهد حتی بدون اینکه خود کاربران متوجه باشند.

در واقع گوگل برای به حرکت درآوردن و سرپا نگه داشتن ماشین بزرگ هوش مصنوعی خود نیازمند حجم بسیار زیادی از اطلاعات است.

یادم می‌آید چندسال پیش گوگل ماموریت خود را  سازمان دهی اطلاعات جهان نامگذاری کرده بود.

 

 

تمام تلاش گوگل و شرکت های دیگر تکنولوژیک در این است که بتوانند داده های بیشتری از کاربران جمع آوری کنند. مکان جغرافیای کاربران هم از پرطرفدارترین اطلاعاتی است که گوگل به دنبال جمع آوری آن است. در اصل مکان جغرافیایی “نقطه اتصال” دنیای دیجیتال با دنیای فیزیکی است.

اخیراً خبری منتشر شد که گوگل مختصات دکل‌های مخابراتی نزدیک دارندگان گوشی‌های اندروید را به صورت مخفیانه جمع آوری می‌کند. ممکن است بپرسید مکان دکل‌های مخابراتی یا همان که ما می‌گوییم BTS  چه ارزشی دارد؟

با داشتن مختصات تنها سه دکل مخابراتی نزدیک شما می‌توان مکان دقیق گوشی مشخص را تعیین کرد. این مساله اصطلاحاً Triangulation یا مثلث سازی نامیده می‌شود. با اپلیکیشن های مثل Network Signal Info و OpenSignal می‌توانید cell tower های اطراف خود را ببیند.

 

اگر مکان سه ایستگاه مشخص باشد فاصله شما با هر ایستگاه با داشتن زمان رفت و برگشت سیگنال قابل محاسبه است. این اطلاعات حتی زمانی که سیم کارت روی گوشی نصب نیست باز رد و بدل می‌شود

 

نکته جالب اینکه این اطلاعات حتی در حالتی که GPS گوشی خاموش است و حتی گوشی فاقد سیم کارت است قابل جمع آوری و ارسال است.

البته مشخص است که چرا گوگل از این اطلاعات استفاده می‌کند. بیش از ۹۰ درصد درآمد گوگل از تبلیغات اینترنتی است و هر چه قدر این تبلیغات دقیق و هدفمند باشند درآمد گوگل بیشتر می‌شود.  اگر گوگل اشتباهاً تبلیغات وکیلی که در نیویورک کار می‌کند را به کاربر فرانسوی نشان دهد یعنی گوگل به درآمد خودش آسیب زده است.

گوگل همچنین برای بالا بردن کیفیت نتایج جستجو اقدام به شخصی سازی (personalization) جستجو برای افراد می‌کند مثلاً اگر شما در شهر زاهدان باشید و به دنبال یک رستوران بگردید گوگل نزدیک ترین رستوران را به شما نشان می‌دهد. این نزدیکی در شعاع ۱۵ مایلی یاا ۲۵ کیلومتری مکانی است که شما در آن قرار دارید ولی گوگل از کجا می‌داند شما در زاهدان هستید؟ گوگل به نحوی مکان شما را پیدا می‌کند یا حدس می‌زند.

حتی اخیراً به حدی دقت گوگل زیاد شده است که اعلام کرده سرویس‌های محلی گوگل مثل google.nl  یا google.ca  یا google.com.af عملاً هیچ تاثیری روی نتایج جستجو ندارند و شما هر جا دنیا باشید گوگل به طور اتوماتیک مکان شما را تشخیص می‌دهد و نتایج را متناسب با مکان شما نشان می‌دهد.

اگر هدف‌ جمع آوری اطلاعات از کابران محدود به تبلیغات باشد قابل تحمل است ولی آیا امکان دارد اطلاعات شخصی ما در اختیار نهادهایی غیر از گوگل و ماکروسافت و فیس بوک قرار گیرد؟

اپراتورها و شرکت ارائه کننده اینترنت به تمام اطلاعاتی که ما ارسال می‌کنیم دسترسی دارند و از آن نگهداری می‌کنند. با اینکه اعلام می‌شود این کار غیرقانونی و غیرممکن است. مثال‌های زیادی می‌توان از بین اخبار رسانه‌ها پیدا کرد که نشان می‌دهد این کار اتفاق می‌افتد.

یک مثال بسیار دور و نامانوس بزنم. سال ۹۱ به آقای لاریجانی در قم حین سخنرانی حمله شد و سال بعد ۹۲  گزارشی از رسیدگی به این حادثه منتشر شد. گویا در این اتفاق معترضان با پیامک همدیگر را سازمان دهی می‌کردند. در بخشی از گزارش آمده کل اس ام اس هایی که در شهر قم و در همان ساعت ارسال شده توسط کارشناسان بررسی شد. حدود ۳۵ هزار پیامک. حتی عین پیام هم آمده است. اگر پیامک‌ها جایی ذخیره نمی‌شوند چطور ممکن است بعد از چند ماه آن‌ها را تجزیه و تحلیل کنند؟

 

اخیراً در حال جستجو در سایت TED بودم که به یک ویدیویی جالب رسیدم. در ارائه آقای Malte Spitz توضیح می‌دهد اتحادیه اروپا در سال های اخیر قانونی را تصویب کرده که اپراتورهای موبایل و شرکت های ارائه کنندگان خدمات اینترنت تمام اطلاعات کاربران را به مدت ۶ تا ۲ سال در سرورهای خود نگهداری کنند. او برای اینکه به اطلاعات شخصی خودش که توسط اپراتور بزرگ آلمانی جمع‌آوری کرده دست پیدا کند علیه شرکت شکواییه تنظیم می‌کند و پس از کش و قوس های فراوان نهایتاً سی دی تمام اطلاعات خود را برای ۶ ماه اخیر چنگ می‌اورد ولی با کمال تعجب می‌بیند که در واقع تمام زندگی او توسط اپراتور جمع اوری شده. از جمله جاهایی که رفته و پیام هایی که به دیگران فرستاده. خود ویدیوی که ۱۰ دقیقه است را می‌توانید در سایت TED ببینید ولی من ۳ دقیقه  از آن را اینجا قرار دادم.

 

لینک دانلود ویدیو – حجم ۱۸ مگ

همانطور که در ویدیو توضیح می‌دهد آقای Spitz و دوستانش همه اطلاعات را روی یک نقشه پیاده سازی می‌کنند و امروز می‌توانید از سایت zeit.de آنرا ببینید. اینکه دقیقاً کجا رفته و چه کارهایی کرده. با کلیک بروی دکمه play‌ می‌توانید شهرهایی که او رفته را ببینید.

 

او در ارائه خود به نکته‌ی جالبی اشاره می‌کند. اگر هر ارتباط بین دو نفر را به صورت یک خط نشان دهیم وقتی کسی یا فرد دیگری تماس می‌گیرد یک شبکه عظیم ارتباطات ایجاد می‌شود. هر چه قدر تماس شما یا یک نفر بیشتر باشد قطر خطوط بیشتر و بیشتر می‌شود.

حال چه استفاده‌هایی که نمی‌شود از این داده ها کرد. مثلاً اینکه نقاط پررنگ احتمالاً لیدرهای جامعه هستند و …

 

هر نقطه یک فرد است و تماس بین دو فرد با یک خط مشخص شده است. هر چه ارتباطات فرد بیشتر باشد چگالی خطوط افزایش پیدا می‌شود. نقاط پررنگ افراد پرطرفدار را نشان می‌دهد

 

نتیجه اینکه اگر موبایل به ظاهر دستگاهی مفید و ضروری به نظر می‌رسد شاید در نگاه بدبینانه دست بند و قلاده ی باشد بر گردن انسان که کنترل آن در اختیار شرکت ها و دولت ها است.

 

مطلب مرتبط: مروری بر یک ویدیو از TED

 

کاربرد کارکتر underscore در جستجو گوگل

اگر دوست دارید با مکانیسم جستجو در گوگل بیشتر آشنا شوید یا به بحث تحقیق کلمات کلیدی در سئو (Keyword Research) علاقه دارید شاید این نکته برای شما جالب باشد.

همیشه پس از تایپ یک جمله در گوگل به صورت اتوماتیک کلمات بیشتری نشان داده می‌شود به این ویژگی Autocomplete Google می‌گویند.

مثلاً وقتی من کلمه کلیدی “آموزش مدیریت” را تایپ می‌کنم به صورت اتوماتیک کلمات زیر نشان داده می‌شود:

 

 

همانطور که در مطلب قبلی اشاره کردم این نتایج صرفاً مربوط به ماه‌های اخیر است و بعضی از پیشنهادها نشان داده نمی‌شود.

برای داشتن کلمات کلیدی بیشتر و بلندتر می‌توانیم از کاراکتر underscore استفاده کنیم.

اگر کبیورد خود را در حال انگلیسی قرار دهید و   _ + shift را بفشارید این کاراکتر ظاهر می‌شود.

این کاراکتر در حکم X است یعنی اگر در ابتدا، انتها و مابین کلمات قرار گیرد ترکیب های بیشتر را نشان می‌دهد مجهول X حل می‌شود.

مثلاً با اضافه کردن چند underscore به انتهای آموزش مدیریت داریم:

 

یا ابتدای آن

 

 

برای کپی کردن  کافی است report inappropriate predictions را در انتهای لیست بزنید و از کادری که باز می‌شود کلمات را کپی کنید.

 

 

اگر قصد دارید برای سایت خود مقاله بنویسد چون این کلمات در حکم سوالات مردم هستند می‌تواند ایده نگارش مطلب برای سایت شما باشد.

منبع:

moz.com/rand/google-suggest-has-wildcards-kw-planner-hides-data

 

 

 

 

سه انتقاد به موتور جستجوی گوگل

بیش از یک دهه هست که گوگل به صورت جدی وارد زندگی دیجیتال ما شده. بعید می‌دانم روزی را به پایان برسانیم و حداقل یکبار از این موتور جستجو استفاده نکرده باشیم.

به نظرم گوگل از منظر پلتفرم چند نقطه ضعف دارد.

۱- گوگل یک موتور جستجو تخصصی نیست. اصلاً نمی‌دانم تعریف تخصصی یا غیرتخصصی چیست ولی گوگل یک موتور جستجوی عمومی و یوینورسال است. سایر پلتفرم ها را در نظر بگیرید عموماً یک کار مشخص می‌کنند مثلاً شما نمی‌توانید با اسنپ هاست  یا دامنه بخرید. اسنپ فعلاً خودش را محدود به حوزه حمل و نقل کرده است ولی گوگل بر تمام محتوای تولیدی جهان مدیریت می‌کند. شاید از فنی امکان نداشته باشد ولی بهتر بود موتور جستجوی مدیریت، موتور جستجوی روانشناسی، موتور جستجوی پزشکی داشتیم. حرفهای متین خسروی را بخوانید. شما اگر الان اسم یک دارو یا بیماری را در گوگل جستجو کنید یک سایت زرد بالا می‌آید. عجیب نیست؟

ما الان دیکشنری های تخصصی داریم برای مدیریت یا روانشناسی کاملاً هم مورد قبول همگان هستند ولی چرا نباید جستجوگر تخصصی داشته باشیم؟

۲- گوگل حمایتی از تولیدکنندگان محتوا نمی‌کند. شما می‌گوید گوگل چه کار باید بکند؟ حداقل می‌تواند فضایی ایجاد شود که تولید کننده محتوا کمتر دغدغه فنی و سئویی داشته باشد. نوشتن در شبکه های اجتماعی را در نظر بگیرید. تلگرام و اینستاگرام هم مثل گوگل پلتفرم هستند ولی تولید محتوا را سهل و آسان کردند. شما اگر بخواهید یک عکس از میزکارتان گرفته و با کپشن به دوستان ارسال کنید با تلگرام تنها در چند ثانیه امکان پذیر است ولی انتشار محتوا در وب چطور؟ آیا نمی‌شد شرکتی به عظمت گوگل چنان زیرساخت فنی ایجاد می‌کرد که تولید کننده فقط محتوا را درون آن کپی می‌کرد و با یک دکمه ارسال کنند؟ اگر چه سرویس بلاگر یا AMP برای این ایجاد شدند که مشکلات ناشران محتوا را کم تر کنند ولی برای شرکتی مثل گوگل مایه تاسف است که فقط به فکر پر کردن جیب خودش با این درآمد نجومی است و هیچ سرویسی به تولید کنندگان محتوا در وب نمی‌دهد و به قول پتیر ثیل هیچ نوآوری جدیدی هم در چنته ندارد که رو کند.

۳- گوگل قدرت تشخیص خوب از عالی را ندارد. به نظرم گوگل می‌تواند محتوای بد و خوب را از هم جدا کند ولی در تفکیک محتوای خوب و عالی ضعیف است. اگر شما در بعضی موضوعات پرطرفدار مثل حوزه تکنولوژی یا بازاریابی دیجیتال که محتوای زیادی برای آن تولید می‌شود نگاه کنید عملاً همه محتواها خوب هستند ولی شما نمی‌توانید محتوای بسیار خوب را پیدا کنید مجبور هستید همه آن‌‌ها را بخوانید یا اصلاً بی‌خیال شوید و دنبال جستجو کلمه دیگری بروید. همین که در استراتژی محتوا توصیه می‌شود لینک بسیار خوب و عالی در یک زمینه را گردآوری و منتشر کنید به همین خاطر باشد که گوگل از تشخیص محتواهای درخشان و منحصر به فرد عاجز است.

محمدرضا شعبانعلی در اکانت اینستاگرام خود اشاره کرده:

جستجو گوگل دو مشکل اصلی دارد. اول اینکه بعضاً محتوای سئو شده را دریافت می‌کنید نه محتوای با کیفیت را. دوم اینکه گوگل ممکن است نتایج جستجو را برای شما شخصی سازی کند و شما بعضی لینک ها را از دست بدهید.

ماجرای گوگل ادوردز در ایران

به نظر می‌رسد ما ایرانی‌ها در دنیای دیجیتال رفتار متفاوت و منحصر به فردی نسبت به سایر کاربران در دنیا داریم.

این تفاوت سلیقه و نحوه بهره‌برداری از ابزارهایی مثل موبایل یا شبکه‌های اجتماعی برای همه ما شناخته شده است. و بارها شاهد رفتارهایی عجیب و متفاوت ایرانی‌ها در استفاده از اینستاگرام یا تلگرام بودیم.

امروز می‌خواستم در مورد حضور متفاوت هم وطنانمان در فضای گوگل و نتایج جستجوی پولی یا Google Adwords صحبت کنم.

اگر با Google Adwords آشنا نیستید به طور خلاصه عرض کنم لینک‌هایی که حین جستجو گوگل با پسوند AD یا تبلیغ نشان داده می‌شوند تبلیغات سیستم Google Adwords گوگل هستند

یعنی افراد یا کسب و کارها به جای کسب رتبه به صورت طبیعی و ارگانیک تلاش می‌کنند با پرداخت پول به شرکت گوگل لینک سایت یا محصول خود را بالاتر از سایر صحفات نشان دهند.

حال اتفاق جالبی که در ایران افتاده عدم آگاهی مردم از تبلیغاتی بودن این نوع صفحات است

یعنی با اینکه کلمه Ad یا تبلیغ در کنار همه لینک ها قرار داده شده ولی باز مردم روی همان لینک اول که پولی است کلیک می‌کنند

اتفاقاً زمانی به یکی از  اهل فامیل که هیچ آشنایی با نحوه استفاده از گوگل نداشت گفته بودم همیشه سعی کن فقط روی لینک اول گوگل کلیک کنی و به صفحات دوم و سوم نرو.

وقتی چند روز پیش دیدم که تعریف یک شامپو را می‌کند به من نشان می‌دهد که وقتی اسم شامپو ضد ریزش را در گوگل جستجو می‌کنی لینک این سایت به عنوان اولین لینک ظاهر می‌شود.

من هم گفتم عزیزم همه ۴ چهار لینک اول همه تبلیغ هستند و تو باید روی لینک ۵ام کلیک کنی که همان لینک اول ارگانیک گوگل است

در کل خواستم بگم اگر قصد داریم به آمارهای رفتار کاربران در فضای وب یا موبایل براساس میانگین جهانی استناد کنیم بهتر است کمی احتیاط کنیم چون رفتار ما ایرانی‌ها متفاوت است.

مثلاً اگر در دنیا درصد کمی از افراد روی تبلیغات گوگل کلیک می‌کنند در ایران برعکس اکثراً مردم روی لینک پولی کلیک می‌کنند.

در مورد گوگل ادوردز چند روز پیش اسم علی بابا که سایت فروش بلیط های مسافرتی است را جستجو می‌کردم به صحنه جالبی رسیدم.

شرکت ها و پلتفرم های بزرگ ایرانی برای برندسازی خود در دنیای فیزیکی بسیار تلاش می‌کنند ولی این برندسازی در فضای گوگل شکل دیگری به خود می‌گیرد و ممکن است اثربخشی خود را از دست دهد.

وقتی شرکتی مثل علی بابا که برای جا افتادن نام خود در عرصه سفر هزینه سنگینی انجام می‌دهد وقتی می‌خواهد از این برندسازی در فضای رقابتی گوگل استفاده کند ممکن است با رقبای کوچک و ناشناخته گلاویز شود.

کسب و کارهایی که با استفاده از google adwords و استفاده از آدرس url شبیه برند اصلی سعی می‌کنند بخشی از کلیک مخاطبان را برای خود اختصاص بدهند.

در بارها دزدیدن ترافیک توسط رقیب قبلا هم ماجرای مشابه از زبان سجاد پورحسین در متمم شنیده بودم که می‌توانید به برای مطالعه آن به کامنت او مراجعه کنید.

مورد آخر که دیدم استفاده از سیستم گوگل ادورز توسط ایرانی ها برای تخریب یا تنبیه رقبا یا کارفرما قبلی  است.

مثلاً وقتی اسم کاسپید یک شرکت طراحی سایت متعلق با حمید سپیدنام را در گوگل جستجو می‌کنید یک آگهی پولی نشان داده می‌شود که در آن به مدیران آن فحش داده شده.

 

واقعاً معلوم نیست که این کار شرکت های رقیب است یا واقعاً حرفهای یک مشتری ناراضی.

ولی در کل اکوسیستم ایرانی گوگل مصداق ها و مثال‌های جالبی هست که بعضاً از دیدن آن تعجب می‌کنیم.

البته من پیشنهاد نمی‌کنم شما از این روش برای خالی کردن دق و دلی روی کارفرمای قبلی خودتان استفاده کنید. 🙂

 

چطور مشابه هر چیزی را با گوگل پیدا کنیم؟ کاربرد vs در جستجو

vs مخفف  versus در زبان انگلیسی است.

vs به معنای “مخالف” یا “در تضاد” یا “در مقابل” ترجمه شده است.

 یکی از کاربردهای این کلمه استفاده برای جستجو در گوگل است.

مثلاً فرض کنید نرم افزاری به اسم scrivener به شما  معرفی می‌شود. شما اصلاً نمی‌دانید این نرم افزار چیست و نام آن را قبلاً جایی نشنیده‌اید.

معمولاً اولین کار این است که نام آن را در گوگل جستجو و صفحات را مطالعه می‌کنیم. ولی کار سریعتر اضافه کردن یک vs به انتهای کلمه scrivener است. به محض اینکه vs را تایپ کنید نام های دیگری پدیدار می‌شوند.

 

 

این‌ها پیشنهادات گوگل یا google suggestion هستند. در مورد google suggestion در مطلب قبلی توضیحات مفصلی را ارائه دادم

همانطور که در تصویر بالا می‌بینیم در مقابل scrivener نام هایی مثل word‌ یا one note آمده. پس تقریباً می‌شود گفت که این نرم افزاری چیزی شبیه ورد و برای نوشتن و تهیه متون استفاده می‌شود.

این مثال را می‌توان برای بسیاری از نرم افزارها، اشیا، برندها و شرکت‌ها استفاده کرد. در ادامه چند مثال در این زمینه ذکر شده

اگر چه vs به معنای ضد و رقیب گزینه فعلی است ولی وقتی دو چیز با هم رقابت می‌کنند در اصل شبیه هم هستند و می‌توان یکی را جایگزین دیگری کرد. مثلاً‌ وقتی فرد الف با فرد ب یا برند الف با برند ب رقابت می‌کنند درست است که تضاد و دشمن هم هستند ولی این مساله را قبلاً پذیرفته‌اند که در یک سطح و تراز هستند. این هم سطحی یعنی مشابه بودن و قابل جایگزین بود. در اصل هر چیزی به رقیب آن شناخته می‌شود پس اگر رقیب چیزی را شناسایی کنید در واقع خود آن چیز را هم شناخته‌اید.

این ایده‌ی پشت سر مقایسه است

که در گوگل به صورت استفاده از vs‌ ظاهر می‌شود.

 

مقایسه فوتوشاپ یا نرم افزارهای مشابه

 

مقایسه برند Nivea با سایر محصولات 

 

مقایسه سیستم مدیریت محتوای wordpress

 

 

مقایسه زبان برنامه نویسی R 

اصلا R چیست و زبان‌های مشابه آن چیست؟

 

مقایسه و پیدا کردن مشابه matlab

 

پیدا کردم مشابه نرم افزار kmplayer 

 

شما چه مثال‌هایی به ذهنتان می‌رسد که با vs با هم مقایسه کنید؟

 

چطور با گوگل بهترین رستوران یک شهر را پیدا کنیم؟

احتمالاً تجربه وارد شدن به یک شهر غریبه و سرگردانی برای پیدا کردن یک جای خوب برای غذا خوردن را تجربه کردید.

همین امسال که من به اردبیل مسافرت کرده بودم با این وضعیت مواجه شدم.

حال باید چکار کرد؟ وقتی هیچ راهنمایی غیر از یک موبایل متصل به اینترنت وجود ندارد؟

یکی از راه‌های پیشنهادی استفاده از موتور جستجو گوگل است.

البته سرویس‌های مانند Foursquare و Google My Business و Google Maps وجود دارند که آدرس و رتبه‌بندی رستوران‌های یک شهر را نشان می‌دهند ولی همچنان که خودمان می‌دانیم بسیار از آن ناقص هستند و امتیازها و ستاره‌های قلابی توسط خود صاحبان کسب و کار به آن‌ها داده می‌شود.

سرویس گوگل مپ
رتبه بندی رستوران‌ها توسط گوگل – کاربران به کسب و کارها امتیاز می‌دهند

 

یکی از ایده‌هایی که به ذهنم من رسید استفاده از Related Keyword و Google Suggestion است.

Related Keyword هشت کلمه‌ی است که در انتهای صفحه نشان داده می‌شود:

 

کلمات کلیدی یا Related Keyword که گوگل برای واژه “کسب و کار” نشان می‌دهد

 

پیشنهادات گوگل یا Google Suggestions عباراتی است که پس از تایپ یک کلمه به ما نشان داده می‌شود:

 

کلمات پیشنهادی گوگل یا google suggestions برای “کسب و کار”

 

کلمات و عبارات مرتبط که توسط دو ویژگی بالا به ما نشان داده می‌شوند از چند پارامتر متاثر می‌شوند:

  تعداد جستجو یک عبارت

تازه بودن و جدید بودن جستجوها

سایر پارامتر‌های موثر را می‌توانید در مقاله زیر دنبال کنید:

 مطلب مرتبط: مقاله فارسی در مورد google suggestion

یعنی وقتی عبارت  “کسب و کار اینترنتی”  خیلی زیاد توسط کاربران جستجو شود و این حجم جستجو اتفاقاً در چند روز اخیر اتفاق افتاده باشد احتمال اینکه “کسب و کار اینترنتی”  در بخش related keyword یا google suggestion ظاهر شود زیاد است.

به همین خاطر می‌توانیم از این دو بخش برای پیدا کردن بهترین یا مشهورترین رستوران یک شهر استفاده کنیم.

ببینیم اسم چه رستورانی بیشتر توسط مردم سرچ شده است؟

مثلاً فرض کنید من دنبال یک رستوران در اردبیل هستم (که مینیم شرایط را داشته باشد و مطمئم باشم بعد از خوردن آن جان به جان آفرین تسلیم نمی‌کنم)

عبارت “رستوران اردبیل” را جستجو می‌کنم و اینتر را می‌زنم

سپس به انتهای صفحه رفته و به کلمات کلیدی نگاه می‌کنم

کلمات کلیدی مرتبط برای “رستوران اردبیل”

 

می‌ببینم اسم رستورانی به نام حاج قربان خیلی تکرار شده این را در ذهنم نگه می‌دارم سپس به کادر جستجو برمی‌گردم و روی کلمه کلیدی رستوران اردبیل دوباره کلیک می‌کنم:

 

کلمات پیشنهادی گوگل برای “رستوران اردبیل”

 

چهار پیشنهاد یا suggestion به من نشان داده می‌شود. یعنی اینها اخیراً زیاد جستجو شدند.

می‌بینم آنجا دوباره اسم حاج قربان تکرار شده پس احتمال می‌دهم رستوران حاج قربان جایی است که زیاد سرچ شده پس احتمال دارد جای خوبی باشد

البته من همین جا به شما اطمینان می‌دهم رستوران حاج قربان شرایط حداقلی را دارد. شاهد آن هم خودم که الان زنده هستم و دارم این نوشته‌ها را برای شما تایپ می‌کنم. 🙂

مثلاً من برای شهر خودمان را امتحان کردم که دقیقاً گوگل درست پیش بینی کرده بود و بهترین رستوران شهر را نشان داد:

 

 

نمی‌دانم ولی اگر دستتان خالی است می‌توانید برای شهر خودتان امتحان کنید و اگر جواب درست درآمد اینجا با ما به اشتراک بگذارید تا وقتی به شهر شما آمدیم و یادمان رفت کجا برویم دست به دامن گوگل شویم.

البته اگر گوگل اشتباهاً غذاخوری صفرقلی را برای شما نشان داد او را ببخشید و به پای جوانی‌اش و خامی‌اش بنویسید