آیا پای شرکت گیر است؟

همسایه ما در یکی از  فروشگاه‌های زنجیره‌ی دولتی قدیمی کار می‌کند. چند وقت پیش مادرم گفت یک سر آنجا بزنیم و وسایل و مایحتاج خانه را از آن‌جا تهیه کنیم. گفتم خوب شد چند صباحی از این‌جا خرید کنم تا حداقل تنوعی بشود و نوع جدیدی از خرید درمانی را تجربه کنم. ولی از همان ابتدا کهنه بودن بعضی اجناس به چشم می‌آمد ولی من نظرم عوض نشد.

ولی چند هفته بعد با صحنه‌ی جالبی برخورد کردم. برادر همسایه ما در حالی که از ماشین پیاده می‌شد چند کیسه‌ی پلاستیکی آرم دار در دست داشت که نشان می‌داد از فروشگاه رقیب خرید کرده. با خودم گفتم حتماً محصولات فروشگاه خودشان کیفیت مناسب را ندارد که برادر همان آدم که زیر یک سقف زندگی می‌کند از جای دیگری خرید می‌کند. من هم تصمیم گرفتم دیگر از آن‌جا خرید نکنم.

این داستان را نقل کردم از این بابت که خود ما آیا از خدمت و کالایی که عرضه می‌کنیم استفاده می‌کنیم؟ یاد یکی از توئیت‌های نسیم طالب افتادم که مصداق جالبی از skin in game یا “باید پای خودت گیر باشد!” است:

هرگز محصول شرکتی را نخرید که خود از آن استفاده نمی‌کند.

هنگام خوردن بعضی محصولات غذایی با خودم می‌گویم، واقعاً مدیر کارخانه‌ی که این را تولید کرده راضی می‌شود آن را سر سفره خودش قرار بدهد؟ یا تکه‌ی از آن را بخورد یا بنوشد؟

البته فکر کنم بحث محدود به  کالای فیزیکی نمی‌شود. هر چیزی که ما به دیگران ارائه می‌کنیم در حکم محصول است. حتی نوشته‌های این وبلاگ. آیا خود من از چیزهایی که این‌جا می‌نویسم استفاده می‌کنم؟ آیا به حرفهایی که می‌گویم عمل می‌کنم؟ می‌شود مثال‌های مختلفی زد:

– آیا از کتابی که برای دیگران ترجمه یا تالیف کرده‌ام استفاده می‌کنم؟

– آیا به توصیه‌ی که به دیگران می‌کنم خود هم ملتزم هستم؟

– آیا درسی که به دیگران ارائه می‌کنم برای خود من سودی دارد؟

– آیا نحله فکری که آنرا تبلیغ می‌کنم کاربردی برای  من تا امروز داشته است؟

به نظرم حق همه ماست که قبل از خرید هر کالا و خدمت و محتوا و ایده و فکر و نظر و توصیه و کتاب و نوشته و هر چیزی دیگری از خود بپرسیم:

آیا صاحبش از آن استفاده می‌کند؟

چطور تیترهای جذاب بنویسیم؟

فرض کنید می‌خواهید برای محصول یا کالای X محتوا تولید کنید. چه تیترها و ایده هایی می‌توان برای عنوان محتوا استفاده کرد؟

اگر روی سئو مطلب خیلی حساسیت ندارید و یا در حال نوشتن رپورتاژ آگهی هستید و دوست دارید مقاله‌ی که می‌نویسید بیشترین کلیک را از سوی بینندگان دریافت کنید. پیشنهاد می‌کنم از تیترهای زیر استفاده کنید. این نتیجه مطالعات من از تولید محتوا در استراتژی محتوا است که در مطلب قبلی به آن اشاره کردم. پیشنهاد می‌کنم هنگام نوشتن مطلب جدید این لیست در کنار شما باشد.

تیترهای جذاب و کلیک خور

▪️بهترین مارک X در بازار

▪️فرق مارک Y و Z از محصول X چیست؟

▪️کتاب راهنمای خرید X

▪️۵ ویژگی محصول X که نمی دانید

▪️مقایسه ده برند برتر X موجود در بازار

▪️بررسی و ریویو دقیق محصول X از شرکت Y

▪️تاریخچه محصول X

▪️تایم لاین محصول X (تغییرات ظاهری محصول X در ۲۰ سال اخیر)

▪️تعریف فلان اصطلاح Y در محصول X (هر محصول و صنعتی دارای اصطلاح تخصصی است که بهتر است تعریف بشوند. مثلا رزولیشن در مورد دوربین عکاسی)

▪️چک لیست خرید محصول X

▪️چک لیست نگهداری محصول X

▪️۵ لینک مقاله مفید برای خرید محصول X

▪️۱۰ اشتباه متدوال هنگام خرید محصول X

▪️۲۰ نکته که پس از خرید محصول X لازم است توجه کنیم

▪️فایل صوتی راهنمای خرید محصول X

▪️۱۰ برند مطرح تولید کننده محصول X

▪️متدوال ترین سوالاتی که هنگام خرید محصول X می کنند

▪️اینفوگرافی مراحل خرید و گارانتی محصول X

▪️چند اسلاید برای معرفی محصول X

▪️چند عادت کوچک برای نگهداری و استفاده بهتر از محصول X

▪️کلیپ خنده دار در مورد محصول X

▪️۱۳ واقعیت عجیب در مورد محصول X

▪️۸ واقعیت خنده دار در مورد محصول X

▪️عکس های قدیمی و نوستالژیک از محصول X

▪️داستان کوتاه در مورد محصول X

چه تیترهای جذاب دیگری به ذهن شما می‌رسد؟ خوشحال می‌شوم که اینجا به اشتراک بگذارید.

چرا توصیه‌ کردن را دوست ندارم

نمی‌دانم چرا وقتی ما هم دیگر را می‌بینیم حتماً حتماً باید به هم توصیه کنیم. یعنی اگر چند صباحی با هم باشیم امکان ندارد که بین‌مان توصیه‌ی رد و بدل نشود.

دوست دارم حین صحبت با آشنایان یا هنگام نگارش یک مطلب، خالی از توصیه و پند و نصیحت باشم. آخر  نصیحت از یک آدم ۶۰ ساله با ۳۰ سال سابقه پذیرفتنی است ولی انتقاد فردی که از من کوچکتر است و در خیلی از شاخص‌ها از من پایین‌تر است چه حکمی دارد؟

دوست عزیز من به انتقادات تو، در گوشه خانه و در کنج خلوت رسیده‌ام.

 دوست عزیز  خیلی از نقطه‌ ضعف‌های که تو بیان می‌کنی را می‌دانم و اولویت داده‌ام که سال‌های بعد آن را اصلاح کنم.

دوست عزیز من سوپرمن یا پیامبر نیستم که هیچ مشکلی نداشته باشم. اصلاً کسی که کامل باشد وجود ندارد. به جای اینکه از خودمان بپرسیم در چه زمینه‌ای قدرتمند هستیم باید این پرسش را مطرح کنیم که: در چه چیزی ناتوان هستیم؟. این نشان می‌دهد که ما در زندگی استراتژی داشته‌ایم و دنباله همه چیز را نگرفته‌ایم.

کسی که افتخار می‌کند من در همه جنبه‌های زندگی حرفی برای گفتن دارم یا قول ناصواب می‌زند یا اعتماد به نفس کاذب دارد. مگر می‌شود هم پول داشت، هم دانش داشت، هم مهارت داشت، هم رفیق زیاد داشت، هم تنهایی تجربه کرد، هم خانواده داشت، هم در پرواز به این ور و آن ور دنیا بود، هم بیزینس داشت و هم تفریح و آخر هفته؟ هم کارآفرین بود و هم درآمد ثابت؟

حداقل اگر هم کسی با این شرایط باشد من نوعی در ۳۲ سالگی نمی‌توانم به همه آن‌ها برسم.

۱۲۵ لینک در استراتژی محتوا

به درخواست یونس و نیلوفر کشاورز، تمام لینک‌هایی که در حوزه استراتژی محتوا جمع‌‌آوری و مطالعه کرده‌ام را در اینجا دسته بندی کردم. شاید برای کسانی که قصد راه‌اندازی سایت شخصی یا کاری دارند سودمند باشد. دوستانی که منابع مفید دیگری می‌شناسند خوشحال می‌شم کامنت بگذارد.

 

کار با WordPress

تجربه راه اندازی سایت با ۲۰ هزارتومان – وبلاگم خودم

از کجا شروع کنیم –  وبلاگ حمید طهماسبی

چرا WordPress – وبلاگ حمید طهماسبی

WordPress History: from a personal blog to a blogging platform – سایت webmindset

 

ساختار سایت و Cornerstone

پیج رنک گوگل: هفت راهکار برای حضور در صفحه اول – متمم

cornerstone چیست؟ – وبلاگ حمید طهماسبی

کتاب سئو محتوا بخش ساختار سایت – وبلاگ حمید طهماسبی

 

افزونه Yoast

سئو نوشته از صفر تا صد -سایت  وبسیما

 

Google console و  Google analytics

ساخت اکانت Google Analytics و Search console – وبلاگ حمید طهماسبی

Google Search console چیست؟ اهمیت استفاده از سرچ کنسول – وبلاگ سجاد پورحسین

Session چیست؟ چه مواقعی Session جدید ایجاد می‌شود؟ – وبلاگ سجاد پورحسین

UTM چیست؟ راهنمای کامل استفاده از UTM – وبلاگ سجاد پورحسین

 

ابزارهای سئو

extension های لازم برای تجارت آنلاین – وبلاگ حمید طهماسبی

الکسا چیست؟ آیا رتبه الکسا همیشه مهم است؟ متمم

کندی از کجاست؟ از سایت من یا اینترنت شما؟ gtmetrix  متمم

ابزاری برای مقایسه عملکرد سایتهای رقیب  simliarweb متمم

آموزش Woorank و Gtmetrix وبلاگ حمید طهماسبی

Open SEO Stats Extension وبلاگ حمید طهماسبی

SEO: A List of best free SEO and web analytics tools – سایت webmindset

بهترین ابزارهای سئو در سال ۲۰۱۶  وبلاگ حمید طهماسبی

DA چیست؟ چگونه DA‌ را اندازه‌گیری کنیم؟ – وبلاگ سجاد پورحسین

گوگل ترند: ابزاری برای استخراج آمار جستجوی کاربران – متمم

گوگل ترند و نحوه کار با آن – ‌ وبلاگ حمید طهماسبی

Similar Web Extension وبلاگ حمید طهماسبی

alexa و اطلاعات مفید آن – وبلاگ حمید طهماسبی

On-Page SEO وبلاگ حمید طهماسبی

 

تولید محتوا

کتاب آموزش سئو محتوا – سایت وبسیما

سری وبلاگ‌نویسی – وبلاگ شاهین کلانتری

SEO: The Semantic Structure – A new approach for webpage evaluation – سایت webmindset

چرخه عمر محتوا چیست و در استراتژی محتوا چه کاربردی دارد؟ متمم

انواع محتوا چیست؟ مستقل از استراتژی محتوا و بازاریابی محتوا – متمم

The most common content types in digital content marketing -سایت webmindset

Different types of contents used by content strategists -سایت webmindset

Different types of contents used by content strategists – Part II  -سایت webmindset

Different types of content used by content strategists – Part III  -سایت webmindset

اینفوگرافی و اسلاید (انواع محتوا ) –متمم

بهترین سایتهای اینفوگرافی (انتخاب متممی‌ها) – متمم

در سئو چه تعداد کلمه برای یک مقاله مناسب است؟ – وبلاگ سجاد پورحسین

کتاب سئو محتوا بخش نوشتن محتوا – وبلاگ حمید طهماسبی

Content Strategy and The Content Life Cycle  -سایت webmindset

Content Optimization -سایت webmindset

Why you should create long form content -سایت webmindset

What is evergreen content -سایت webmindset

Definition of Thin Content vs Lean Content – سایت webmindset

Definition of content farm and panda against the farmers – سایت webmindset

Designing for the better online reading experience – سایت webmindset

Longform Content, Definitions Examples, and Applications – سایت webmindset

Why you should create long form content – سایت webmindset

کتاب  Content Marketing Hacks معرفی شده در متمم

 

بک لینک و linkbuilding

برای بهروز ایمانی مهر: نکاتی درباره سئو متمم و سایر بحث‌های پراکنده دیگر – رونوشته‌ها

لینک، بک لینک و انواع آن– وبلاگ حمید طهماسبی

Inbound link چیست؟ inbound link چه فرقی با outbound link دارد؟ – وبلاگ سجاد پورحسین

بک لینک بخریم؟ نخریم؟ – وبلاگ حمید طهماسبی

 

شاخص‌های بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا موفقیت محتوا را چگونه اندازه گیری می‌کند – متمم

CTR ,page index و اهمیت آپدیت محتوا – وبلاگ حمید طهماسبی

Conversion Rate Optimization Web Roadmap سایت webmindset

شاخص‌ها در بازاریابی محتوا: نرخ کلیک خوردن یا CTR – متمم

Content Marketing KPIs: A List of best Key Performance Indicators  سایت webmindset

Content Marketing KPIs: What is Branded Keyword  سایت webmindset

Definition of conversion rate and classification of conversion rates سایت webmindset

(CTR (Click Through Rate چیست؟ – وبلاگ سجاد پورحسین

خیمه دم در سایت رقیب – وبلاگ حمید طهماسبی

رقیب کیست و چگونگی تحلیل آن – وبلاگ حمید طهماسبی

مشتری راغب: تولید Lead در بازاریابی و تبلیغات – سایت متمم

 

پرسونای مخاطب

پنج نوع مخاطب برای کسب و کار (خصوصاً‌ در شبکه های اجتماعی) –روزنوشته‌ها

Content marketing and the traditional buyer persona trap سایت webmindset

شخصیت خریدار یا Buyer Persona چیست؟ – وبلاگ سجاد پورحسین

تعریف پرسونای مخاطب در بازاریابی محتوا – متمم

 

مدل های درآمدی محتوا

کتاب The Automatic Customer  سایت webmindset

Freemium Business Model: A door to paradise or a road to hell Part I سایت webmindset

Freemium business model and the penny gap سایت webmindset

The all-you-can-eat revenue model for the content providers سایت webmindset

محتوا چگونه تبدیل به پول می‌شود؟ – متمم

Content Strategy: Content Revenue Models – Part II سایت webmindset

Content Strategy: Content Revenue Models – Part I سایت webmindset

 

تست A/B

تست A/B چیست و در بازاریابی محتوا چه کاربردی دارد؟ -متمم

کتاب تجربه کاربر و نرخ تبدیل وبلاگ حمید طهماسبی

 

Landing Page

What is a landing page سایت webmindset

Landing Page Experience: What is it? How to improve it سایت webmindset

A 46-point checklist for landing page design and optimization سایت webmindset

 

Content Curation

What is content curation سایت webmindset

The Smarter Screen سایت webmindset

 

نقشه سفر مشتری

نقشه سفر مشتری و کاربرد آن در بازاریابی محتوا قسمت اول -متمم

نقشه سفر مشتری و کاربرد آن در بازاریابی محتوا قسمت دوم -متمم

نمونه نقشه سفر مشتری در بازاریابی محتوا قسمت سوم -متمم

مطالعه موردی: نسیم برای فروشگاه مانا نقشه سفر مشتری ترسیم می‌کند -متمم

What is customer journey in content marketing? Part I سایت webmindset

Customer journey in content marketing: Why 5-stage model is a better fit سایت webmindset

 

سئو Off page

سری تبلیغات – متمم

Off-Page SEO وبلاگ حمید طهماسبی

رپورتاژ آگهی چیست؟  متمم

محتوای دارای حامی یا اسپانسر چیست؟  متمم

نابینایی در مواجهه با بنرهای تبلیغاتی (Banner Blindness) متمم

 

شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال

What does social mean? a vague yet insightful definition سایت webmindset

کتاب Connected  سایت webmindset

کتاب You are the product سایت webmindset

کتاب The Curve سایت webmindset

کتاب Hooked‌ سایت webmindset

کتاب Tribes سایت webmindset

Social networks are not communities and they’ve never been سایت webmindset

مردم در محتواهای شبکه های اجتماعی به دنبال چه می‌گردند؟ بخش اول –  متمم

مردم در محتواهای شبکه های اجتماعی به دنبال چه می‌گردند؟ بخش دوم – متمم

پلتفرم های اجتماعی و جایگاه آنها در استراتژی محتوای کسب و کارها– متمم

تاریخچه شبکه های اجتماعی و ابرواقعیت جدید –  روزنوشته‌ها

تاریخچه شبکه های اجتماعی –  روزنوشته‌ها

شبکه های اجتماعی: شکل جدید یک ساختار قدیمی-  روزنوشته‌ها

کارخانه داران سرمست، کارگران خواب، کارخانه‌های بیدار-  روزنوشته‌ها

تاریخچه شبکه های اجتماعی و نگاهی به نظافت اجتماعی–  روزنوشته‌ها

اجتماع های شبکه ای یا شبکه های اجتماعی؟-  روزنوشته‌ها

شبکه های اجتماعی و تفاوت آنها با گروه های اجتماعی–  روزنوشته‌ها

سری شبکه‌های اجتماعی – متمم

آینده‌ی سایت‌های خبری ایرانی چه خواهد بود؟–  روزنوشته‌ها

سری تیپ شناسی کاربران دنیای دیجیتال –  متمم

تحلیل شبکه های اجتماعی چیست؟– متمم

تعریف شبکه های اجتماعی چیست؟ – متمم

سری ترول – متمم

 

ایمیل مارکتینگ و خبرنامه

سری ایمیل مارکتینگ – متمم

انواع ایمیلها در ایمیل مارکتینگ – متمم

Rules and tips for writing an effective email newsletter  سایت webmindset

Tips for writing an effective newsletter – Part II سایت webmindset

Tips for writing an effective newsletter – Part III سایت webmindset

How to tweak your E-Newsletter for better conversion rates سایت webmindset

دانلود فایل سنجش و برنامه‌ریزی بازاریابی ایمیلی – وبلاگ سجاد پورحسین

Email Bounce Rate چیست؟ Soft Bounce چه فرقی با Hard Bounce دارد؟ – وبلاگ سجاد پورحسین

کتاب ۲۱ نکته در ایمیل مارکتینگ – سایت کارزار

رادیو مذاکره: حمید محمودزاده و تبلیغات اینترنتی و ایمیل مارکتینگ – روزنوشته‌ها

آمار عددی کمپین‌های ایمیلی در ۲۰۱۶ – نرخ کلیک ، نرخ باز شدن ایمیل و … – وبلاگ سجاد پورحسین

 

Google adwords

SEM چیست و فرق PPC و CPC – وبلاگ حمید طهماسبی

بازاریابی موتورهای جستجو (SEM) – معرفی مفاهیم – متمم

 

موبایل

What are micro-moments سایت webmindset

بازاریابی محتوا و چند نکته

نکاتی که در ادامه می‌خونید برداشت‌های من از کتاب آموزش فروشنده حرفه‌ای است که حمید محمود زاده نوشته. یک بخشی از اون به بازاریابی محتوا برمی‌گشت که برای من جالب بود و دوست داشتم با شما به اشتراک بگذارم: قسمت‌هایی که داخل کوتیشن آمده عیناً از کتاب نقل شده و بابت این بخش‌ها از ایشان اجازه گرفته شده.

برگشت سرمایه چیه؟

بارها اصطلاح برگشت سرمایه یا ROI را می‌شنویم ولی به چه معنی است: “نسبت درآمد به هزینه انجام شده. به طور مثال اگر شما بابت تبلیغاتتان ۱۰ هزارتومان هزینه کرده اید و از این روش ۲۰ هزارتومان سود کسب کرده اید ROI این روش تبلیغی برای شما ۲ است” به همین خاطر وقتی می‌گن تبلیغات بنری یا بیلبوردی اثربخشی خود را از دست داده یعنی ROI آن بسیار ناچیزه و شما به ازای میلیاردی که برای نصب بیلبورد می‌کنی ممکن است سود زیادی کسب نکنی. به نظرم اندازه گیری ROI خصوصاً در تبلیغات سنتی کار دشواری است و باید دقیقاً پی برد که آیا افزایش فروش ما مربوط به تبلیغات اخیر است یا نه؟

آیا بازاریابی برونگرا بازم فایده داره؟

بازاریابی برونگرا در سالهای اخیر کم اثر شده است “علت این امر به این برمی گردد که حجم تبلیغات به طور هولناکی افزایش پیدا کرده است وقتی در روز ۲۰۰۰ هزار تبلیغ به سمت مخاطب شما سرازیر می‌شود احتمال اینکه تبلیغ شما دیده شود بسیار پایین است” حجم زیاد تبلیغات باعث شده کاربران نسبت به بنر بی‌حس بشن. مسئله کور-بنزی یا banner blindness واقعیتی است که نمیشه نادیده‌اش گرفت.

“اما هنوز بخشی از افراد به شیوه سنتی رفتار می‌کنند و صرف نظر کردن از آن ها به معنی از دست دادن بخشی از جامعه است” باید قبول کرد که بخشی از جامعه هنوز از ابزارهای جدید آشنا نیستن. نمی دانم ولی بخشی از مدیران جامعه خصوصاً دولتی واقعاً با چه رسانه ی درگیر هستند؟ تلگرام، کنفرانس و همایش یا موتورهای جستجو؟ چه طور باید به مدیران و افراد موثر دسترسی داشته باشیم؟ آیا آن‌ها در گوگل به دنبال موضوعات جستجو کنند؟ اصلاً از ابتدا چه طور با یک حوزه آشنا می‌شوند؟ توسط مشاورانشان یا مطالعه کتاب یا دیدن برنامه تلویزیونی؟ اینکه صاحب یک کسب و کار بداند که برای افزایش فروش نیاز به موضوع جدیدی به نام بازاریابی محتوا دارد از کجا منشا می گیرد؟ باید کسی به او بگوید؟ یا خودش مطالعه کند؟

“تبلیغات چاپی (مثل روزنامه یا تراکت) را کنار بگذارید. فقط در صورتی از این شیوه استفاده کنید که کسب و کاری محلی همچون فست فود و اتوشویی داشته باشید”. به نظرم در شهرهای کوچک استفاده از پیامک فله ای برای شهروندان هم کارساز باشد چون در این شهرها هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد و هیجانی نیست با افتتاح یک رستوران و فست فود مردم علاقه مند می‌شوند که یک تستی انجام بدهند. یا مثلاً همین سخنرانی های کاندیدها در ایام تبلیغات با اس ام اس اطلاع رسانی میشد و چه جمعیت فراوانی هم حاضر می‌شدند.

“حضور در نمایشگاه‌های هنوز در ایران جواب می‌دهد. درنمایشگاه ها به عنوان شرکت کننده یا بازدید کننده حضور داشته باشید و سعی کنید از مشتریان بالقوه خود اطلااعت از قبیل نام آدرس ایمیل و شماره موبایل بگیرید”

در کل به نظرم اکثر کسب و کارها و سایت‌ها تلاش می‌کنند یک ایمیل یا شماره موبایل از شما بگیرند. حالا از هر طریق. یکی کتابی برای دانلود گذاشته و می‌گوید با ورود ایمیل آن را دانلود کنید. دیگری یک ویدیوی رایگان گذاشته و می‌گوید موبایل خود را وارد کنید تا لینک دانلود برای شما فرستاده شود. فقط می‌خواهند آدرس شما را داشته باشند که بعداً با ایمیل مارکتنیگ روی شما کار کنند و شما را به خریدار تبدیل کنند. من چون به این تکنیک آگاه هستم همیشه یک ایمیل الکی وارد می‌کنم و یا اگر واقعاً به تایید ایمیل نیاز باشد از ایمیل های موقت استفاده می‌کنم. حمید محمودزاده یک جایی از کتاب می‌گوید که ایمیل مارکتتیک بیشترین ROI را دارد حتی بیشتر از سئو.

“در سایت های نیازمندی رایگان آگهی دهید این سایت ها به شما کمک خواهند کرد که در نتایج جستجو گوگل دیده شوید”. به نظرم مفید است و من خیلی موارد دیدم که آگهی یک سایت بالاتر از خود وب سایت در نتایج جستجو نشان داده شده. آماری ندارم یعنی باید domain authority و page authority سایت های نیازمندی را مقایسه کرد ولی به نظرم سایت نیازمندی های همشهری rahnama.com  سئو خوبی داره و تو نتایج جستجو بهتر دیده می‌شه

کسب و کارها صفحه فرود ندارند

“زمانی که از شیوه تبلیغات اینترنتی کمک می‌گیرد صفحه فرود مناسب landing page برای سایتتان بسازید. هدف تمام بنرهای تبلیغاتی باید صفحه فرود محصول و نباید به جای دیگری لینک داده شود. به عبارت دیگر زمانی که محاطب از بنر لذت می‌برد و روی آن کلیک می‌کند باید به صفحه فرود سایت برود و در نظر داشته باشید که هدف اصلی صفحه فرود شما معرفی محصول و گرفتن اطلاعات بازدید کننده است”

من نمی‌دونم چرا بعضی شرکت ها هزینه زیادی می‌کنند و بنر تبلیغاتی تو سایت‌های مختلف می‌گذارند ولی وقتی روش کلیک می‌کنید به جای اینکه به صفحه خرید محصول بروی یه homepageش منتقل می شوی. بعد می بینی خود سایت هم هیچ محتوایی نداره بعد با خودت می‌گویی خوب اگر هیچ چیزی تو سایت ندارید که به درد مخاطب بخوره اصلاً چرا لینک دادید خوب میگذاشتید همون آگاهی از برند اتفاق بیافته و مردم هم سرگردان نشوند. اگر هم لینک می‌دی یک کاری کن که مشتری یک action انجام بده یا محصول را بخره یا اطلاعاتش را دریافت کنی”

“آمارها نشان می‌دهد که بازاریابی درون گرا بهترین و موثرین روش بازاریابی در دنیا است.

کسانی که در وب سایت خود وبلاگ دارند ۵۵ درصد بیشتر بازدید کننده دارند

هزینه این روش ۶۴ درصد کمتر از روش های بازاریابی برونگرا است

۵۷ درصد مشتریان از طریق محتوای خوب جذب می‌شوند.”

حمید محمود زاده خوب اشاره می‌کنه می‌گه بهترین میکرواکشن برای شرکت‌ها اینه که همین حالا یک وبلاگ درست کنن و وتوش مطلب بنویسند.

گذشته این مطالب یک سوال همیشه تو ذهن من مونده. اینکه بهتر است ما به عنوان کسب و کار دنبال مشتریان جدید باشیم یا روی مشتریان بالقوه کار کنیم. بگذارید یک مثال بزنم فرض کنید ما یک شرکت تولید کننده لوازم ورزشی هستیم. هم کانال های فروش سنتی و فیزیکی را داریم و هم یک وب سایت که می‌تونیم روش سرمایه گذاری کنیم و فروش اینترنتی راه بیاندازیم تمام بحث‌هایی که ما در مورد فروش و بازاریابی در گذشته می‌خواندیم  و توصیه‌هایی که به ما در مورد نحوه فروش و برخورد با مشتری و پشتیبانی محصول می‌شد برمی گشت به زمانی که دایره مشتریان ما محدود بود یا در یک منطقه جفرافیایی فعالیت می کردیم و به جاهای دیگر کشور دسترسی نداشتیم و یا اینکه می ترسیدیم که مشتریان فعلی مون برن و رقبا سهم ما را نگیرن یعنی در کل داخل یک دایره بسته بودیم که باید این دایره را بهینه می‌کردیم نه اینکه گسترش بدیم ولی وقتی فضای دیجیتال آمد بازی تغییر کرد ما الان به بازاری بزرگی دسترسی پیدا کردیم هزینه و دردسر فروش یک محصول از طریق اینترنت کمتر از سر و کله زدن با مشتری های فیزیکی است. نه دیگه لازم هست نازشون را بکشیم و سلام و احوال پرسی کنیم و الکی بخندیم که مشتری من بمونه و نه اینکه خدمات و پشتیانی بخواد آنقدر آدم کم توقع در اینرنت هست که اصلاً نخواد مشکلات محصولش را پیگیری کنه

این سوال برام باقی مانده:  رابطه مون را با مشتریان فعلی بیشتر کنیم یا دنبال مشتریان جدید باشیم و مشتریان سنتی را رها کنیم؟

خرده مهارت‌های استراتژی محتوا

احساس می‌کنم بعد از گوش دادن به بحث خرده‌مهارت‌ها در فایل حرفه‌گری به یکی از اشتباهاتی که در آموزش کشورمان اتفاق می‌افته پی بردم.

مثلاً آموزش رانندگی را در نظر بگیرید اولین روزی که فرد تو ماشین میشینه تا مهارت رانندگی یاد بگیره چطور شروع میشه؟ مربی ناگهان ۱۰ تا نکته را همزمان بهش یادآوری می‌کنه: کمربندت را ببند، آینه‌ها را چک کن،  چراغ راهنما بزن، برو دنده یک و الی آخر.

مهارت‌جو هم  گیج میشه که نمی‌تونه همه چیز را باهم رعایت کنه و معمولاً کلاس‌های آموزشی اثربخشی کافی را نداره و باید خودش بعداً با آزمون و خطای یاد بگیره. حالا چی میشد اگر هر جلسه‌ یک نکته و فقط یک نکته به او آموزش داده بشه؟ چند جلسه فقط با آینه‌ها کار کنه و چند جلسه فقط روی دنده و کلاچ.

منظورم از این مثال فقط یادآوری این نکته است که ما چون می‌خواهیم همه چیز را با هم یاد بگیریم دچار سردرگمی می‌شیم. مثلاً من خودم دوست دارم استراتژی محتوا یاد بگیریم. احساس می‌کنم باید این مهارت را به چند خرده مهارت تبدیل کنم:

خرده مهارت‌های استراتژی محتوا از دید من:

تولید محتوا و کپی رایتینگ

افزونه yoast

google console و  google analytics

بک لینک و linkbuilding

ساختار سایت و کرنر استون cornerstone

شاخص‌های بازاریابی محتوا

پرسونای مخاطب

ابزارهای سئو (alexa similarweb gtmetrix woorank)

تست A/B

landing page

content curation

مدل های درآمدی محتوا

    نقشه سفر مشتری

سئو off page

شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال

ایمیل مارکتینگ و خبرنامه

کار با ووردپرس

دوست دارم تک تک همه این‌ها را جلو برم و حداقل بدونم که تا آخر سال چند موضوع را تموم کردم. اگر به ذهن شما هم خرده‌ مهارت‌هایی برای استراتژی محتوا می‌رسه خوشحال می‌شم کامنت بگذارید.

 

من و حمیدِ شیراز

خرداد ماه ۹۶ فرصتی پیش آمد که از نزدیک مهمان رَفیق متممی‌ام حمید طهماسبی باشم. البته ارتباطات ما به صورت آنلاین برقرار بود و لازم دیدیم چند روزی را به واسطه کار به صورت حضوری در کنار هم باشیم.

چند روزی که پیشش بودم چیزهای زیادی یادگرفتم از جمله اینکه:

  • یاد گرفتم قرار نیست همه کارها را خودت انجام بدهم و می‌توانم تفویض اختیار کنم. حمید حرف قشنگی داره: من هر چی که با پول بشه انجامش داد را دنبالش نمی‌رم.
  • یادگرفتم مسیر پیشرفت را کمّی کنم و برای آن شاخص تعریف کنم
  • یاد گرفتم نسبت به آدم‌های موفق و معلمانم حالت شاگردی داشته باشم نه حالت مریدی.
  • یاد گرفتم به ظاهر و هیکلم بیشتر دقت کنم.
  • یاد گرفتم کپی محض دیگران نباشیم.
  • یاد گرفتم از دیگران کار بکشم 🙂

حمید انصافاً از آدم‌های باسواد در زمینه سئو و تجارت الکترونیک هست که به صورت عَمَلی و به قول خودش کف بازاری در این زمینه‌ها کار کرده و صرفاً دانسته‌هایش تئوری نیست.

مدیریت و مشاوره سایت مرکزش که در زمینه خرید انتی ویروس فعالیت می‌کند و سایت خدمت از ما و چند کسب و کار دیگر از جمله فعالیت‌های اوست و خلاصه اینکه، خودش دستش در آتش است و تجربیات به روزش را به رایگان در وبلاگش با ما به اشتراک می‌گذارد.

نکته بسیار جالب برای من این بود که همه پرسنلی که درشرکت او فعالیت می‌کردند دوستان متممی بودند که من افتخار ملاقات و هم‌صحبتی با آن‌ها را پیدا کردم. از جمله مجید پران که زحمت طراحی سایت را به عهده داشت، مریم غریبی عزیز که در مورد تولید محتوا به من کمک کرد و نازنین قاسم پور و هانیه طهماسبی و پوریا ظریف که از مصاحبت با آن‌ها خوشحال شدم.

در پایان چند عکس از محیط کاری شرکت برداشتم که برایم جالب بود:

دیوار اتاق حمید و جملات کوتاه آشنا

 

از بینشون من این را خیلی دوست داشتم

 

حمید میگه من تمام درس‌هایی که تو متمم خوندم را خلاصه کردم یا به قول خودش “خوردم” امیدوارم هر کس هر چی می‌خونه، بخوره 🙂

 

حمید زحمت ترجمه دو تا کتاب در زمینه سئو و UX کشیده که می‌تونید از وبلاگ شخصی‌ش دانلود کنید
من با ریش
خستگی زیاد بعد از تماشای سایت آپارات 🙂
مجید پران عزیز که در حال کار روی سایت من است
حمید خیلی زیاد روی نظم ظاهری محل کارش حساس است. 

 

من و حمید. سال ۹۴ و سال ۹۶
مخلص همه بچه‌های متمم.

پی‌نوشت نامناسب با این ماه: حمید جان اختصاصاً بابت دعوت به بهترین فلافلی شیراز محمد شیش‌تایی تشکر می‌کنم. 🙂

رسانه استیجاری یا رسانه ملکی؟

چند روز پیش مطلبی را به بخش لینک‌های مورد علاقه اضافه کردم که در مورد استراتژی محتوا بود. نوشته‌‌ی حسام‌الدین مطهری در مورد  شبکه‌های اجتماعی که به نقد تولید محتوا در تلگرام و اینستاگرام پرداخته. و توضیح داده که اثربخشی این کار محدود است.

 من به شخصه خیلی لذت بردم و چند بار خواندم. خواستم کامنت بگذارم دیدم بخش نظرات غیرفعال شده گفتم همین جا کامنتم را خطاب به او بنویسم:

سلام آقای مطهری، خواستم بابت مطلب “چرا توییتر، تلگرام و اینستاگرام گرداب محتوا هستند؟” تشکر کنم.
من یکی از کاربران متمم هستم و اتفاقاً آنجا  درسی هست با عنوان انتخاب رسانه مناسب (+) که به این پرداخته که ما رسانه استیجاری و رسانه ملکی داریم. اینکه فرمودید سوار بر اسبِ قرضی هستیم و هر لحظه ممکن است صاحب خانه ما را بیرون بندازد دقیقاً مصداق رسانه‌های استیجاری مثل اینستاگرام یا فیس‌بوک هست. که ممکن است بی‌دلیل یا بادلیل روزی بیدار شویم و ببینیم که اکانتمان پاک شده یا از دسترس خارج شده است.
استعاره سپاه بی‌اختیار و زندگی در گلخانه هم بسیار جالب بود. اینکه محتوایی که توسط گوگل شناسایی نشود در اصل ایجاد نشده و فعالیت در جاهایی مثل تلگرام دفن محتواست و هیچ کسی نمی‌تواند بعداً به محتوای ما دسترسی پیدا کند.

محتوای سبز از جنس خوردنی نیست که یک بار مصرف شود و تمام شود بلکه بیشتر شبیه مسافرخانه‌ی است که بارها و بارها مشتریان مراجعه می‌کنند و و شبیه محصولی است که بارها و بارها قابل استفاده است.

ممکن است مطلبی که ما ۵ سال پیش در وبلاگمان نوشته باشیم باز هم خوانده شود و کامنت بگیرد ولی شبکه‌های اجتماعی چطور؟ چه بر سر مطالبی که در Viber تولید شد آمد؟ همه آن‌ها از بین رفتند. شاید این اتفاق برای کسانی که امروز هم در اینستاگرام یا تلگرام فعالیت می‌کنند هم در آینده بیافتد. شاید این زحمت‌ها همه به باد می‌رود.

استراتژی محتوا وبلاگ

ولی کسی که امروز بر روی وب فعالیت می‌کند مطالبش به راحتی از بین نمی‌رود و توسط موتورهای جستجو بارها و بارها ترویج می‌شود. به نظرم باید به وقت و انرژی خودمان که روی تولید محتوا می‌گذاریم احترام بگذاریم و جایی آن را انتشار دهیم که براحتی پیدا شود و به راحتی از بین نرود.

یادگیری از منظر مدیریت منابع

در مورد یادگیری و ناتوانی در یادگیری خیلی مطالب در روزنوشته و متمم مطالعه کردیم. ولی امروز می‌خواستم از منظر مدیریت منابع به یادگیری نگاه کنم. البته شاید حرفم تکراری باشه و  تو درس‌های متمم بهش پرداخته شده باشه. به همین خاطر عذر می‌خوام اگر قبلاً جایی این مطلب را مطالعه کردید. البته  قبلاً  تو همین وبلاگ  یک مطلب در مورد استفاده حداکثری از منابع با عنوان ولع منابع بیشتر  نوشتم.

مدیریت منابع به ما میگه هر منبعی که در اختیار داری ازش به بهترین حالت ممکن و حداکثر قابل تصور  استفاده کن. حال این منبع می‌تونه زمان باشه یا پول یا روابط دوستی. مثلاً زمانو در نظر بگیریم. فرض کنید به من می‌گن امروز شما می‌تونی ۱۵ دقیقه با رئیس جمهور دیدار کنی و هر خواسته و هر حرفی را می‌خوای باهاش بزنی. حالا من چی بپرسم و چه بحثی کنم؟ آیا می‌تونم از این ۱۵ دقیقه طوری استفاده می‌کنم که وقتی از در بیرون رفتم احساس رضایت کنم. یا می‌گم خاک بر سرت چیزهای بهتری می‌تونستی بپرسی ولی هدرش دادی.

حالا مسئله یادگیری را نظر بگیریم که در قالب خواندن یک کتاب یا مقاله یا وبلاگ ظاهر می‌شه. مثل مثال قبلی ما یک زمانی محدودی را به این کار اختصاص می‌دیم. حالا سه جور نحوه برخورد وجود داره :

۱- متن را بدون توجه می‌خونیم و رد می‌شیم. طوری که فردا ازمون بپرسن یادمون نیست چی بود.

۲- دنبال ایراد تو متن یا نویسنده هستیم. کجا غلط املایی داشت؟ کجاها حرف متناقض زد؟ چک کنیم با چیزیهایی که قبلاً گفته بود یکی بود یانه؟ آخرم یک کامنت می‌گذاریم می‌گیم اشتباه می‌کنی، این اون نیست.

۳- از دید مدیریت منابع نگاه می‌کنیم. من نیم ساعت وقتم و عمرم را دارم می‌ذارم روی این نوشته. آخر متن چه چیزی می‌خواد دستم باشه؟ یا من چه طور بخونم که حداکثر بهره ببرم؟ حتی اگر در حد یاد گرفتن یک کلمه جدید باشه مثلاً بدونم انتلکت به روشنفکر می‌گن و اصطلاح “طرف پیشونیش بلنده” یعنی خوش‌شانسه.

دلم باید به حال عمرم بسوزه. من دارم وقت می‌گذارم باید یک چیزی کف دستم بیاد. از محمدرضا شعبانعلی مثال می‌زنم. یادمه تو یکی از برنامه تلویزیونی که شرکت کرده بود یک کسی را آورده بودند زالو پرورش می‌داد. محمدرضا وسط برنامه گفت که من رفتم تو ویکیپدیا سرچ کردم دیدم زالو تو آمریکا جزو تجهیزات پزشکی محسوب میشه (+). یادمه چند ماه بعد تو درس‌های متمم همون مثال زالو را دیدم. گفتم ببین به این میگن حداکثر استفاده از زمان. من با خود رفتار محمدرضا شعبانعلی یا برنامه تلویزیونیش یا زالو کاری ندارم من بیشتر می‌خوام یک مدل ذهنی موفق را توصیف کنم. یعنی اینکه از هر زمانی که داری یک چیزی یاد بگیر. یک توشه بردار. حتی اگر وسط یک برنامه تلویزیونی باشه اونهم در مورد زالو.

حرف اینکه که باید پدر منابع را در آورد باید شیره‌اش را کشید. یکم مثالم خوب نیست ولی وقتی به آبیموه ته پاک رحم نمی‌کنیم و می‌خواییم تا آخرین قطره را بالا بکشیم بیاییم به اطرافمون هم نگاه کنیم آیا این طوری برخورد می‌کنیم؟

یادگیری استفاده حداکثری از منابع

اگر زیاد روضه نخونم و نگید تو خودت چیکار کردی. یادمه حدود دو سال پیش وقتی مطلب گوسفند نگری تو روزنوشته‌ها را خوندم با خودم گفتم کجا می‌تونم این شیوه فکری را پیاده کنم؟ چی دم دسته؟ دیدم من دارم درس‌های استعداد یابی را می‌خونم. نشستم ۱۰۰ و خورده‌ی کامنت‌های درس توانمندی استقرا را خوندم و خلاصه کردم. شد این. یعنی قشنگ مطلب را خوردم و جویدم و گذاشتم اونجا که اتفاقاً ۶۸ امتیاز هم دوستان لطف کردند گذاشتند. خواستم بگم اگر الان به جایی رسیدم (که هیچ جا نیست) به خاطر همین استفاده حداکثری از منابع بوده. امیدوارم سرسری از کنار مطالب و نوشته‌ها نگذرم. یا چیزی را نخونم یا اگر می‌خونم خوب بخونم.

پی‌نوشت: هیچ وقت دوست ندارم از خودم تعریف کنم ولی پاراگراف آخر را از این جهت نوشتم که این روزها عزت نفس خوبی ندارم و خواستم به خودم یکم روحیه بدم. 🙂

 

مزیت مسن بودن

نمی‌دونم چرا این مطلب را می‌نویسم شاید به خاطر اینکه این روزها وقتی موفقیت‌های آدم‌های  کوچکتر از خودم را می‌بینم تعجب می‌کنم و همزمان وقتی نوشته‌های آدم‌های کم سن و سال‌تر از خودم را می‌خونم و  می‌بینم که چقدر پخته‌تر از من الان و ده سال پیش من هستند دردم می‌‌گیرد. می‌گم چند سال دیگه چه خاکی بر سرت باید بکنی؟ این‌ها که با این سرعت می‌آیند بدبخت باید چند سال‌ دیگه مثل پیرمردها پیش پاشون زانو بزنی و کسب فیض کنی. تو که کل زورتو زدی الان شدی این. این سوختی که هم داری معلوم نیست تا چند سال دیگه جوابت را می‌ده یا نه.

البته اعتقاد دارم سن واقعی ربطی به سن شناسنامه‌ی نداره و انسان‌ها به تناسب تجربه‌هایی که می‌کنه، آدم‌هایی که باهاشون نشست و برخاست می‌کنه و تعداد و  نوع کتاب‌هایی که مطالعه می‌کنه و ده‌ها پارامتر دیگر ممکنه خیلی جلوتر از سن و قیافه‌ ظاهریشون باشن. همون‌طور که در خارج از کشور  هم شنیدم جوان‌ها تو وزارت و پست سیاسی  انتخاب می‌شن. پس نشون می‌ده این بابا مسیر را یک جوری سریعتر و جهشی رفته وگرنه باید چند دهه صبر می‌کرد که وزیر خارجه یک کشوری بشه.

به نظرم تکنولوژی دیجیتال هم خیلی به رشد نسل جوان کمک کرده البته همون طور هم به بی سوادی‌شون. ولی این را در نظر بگیرید که الان افراد می‌تونن با کمترین هزینه به بهترین آموزش‌ دنیا دسترسی داشته باشه در حالی که پدر یا مادرشون همون آدم اصلا تو باغ نیستن و با همون تجربیات و دانسته‌های دوران جوانی خودش زندگی می‌کنه. چه اتفاقی افتاده؟ جوان ۲۰ ساله میاد و درس‌های مدیریت متمم را  می‌خونه و بعد میاد چنان نظرات کارشناسی‌هایی میده که اطرافیان با تجربه‌اش شاخ در‌میارن.

به نظرم الان با یک نسلی مواجه هستیم که خیلی از تجربیات را خارج از محیط کار و روی اینترنت یاد گرفته و سریع هم یاد گرفته ولی اصلاً کسب و کاری راه نیانداخته و یک روز هم کارمندی نکرده. اصلاً هیچ کاری نکرده فوقش یک دانشجوی ترم ۵ لیسانسه که تو خوابگاه زندگی می‌کنه و اگر یک روز دانشگاه غذا نده گشته می‌خوابه ولی پشت سنگر مجازی چنان حرف می‌زنه که همه آرزو می‌کنن این نخبه را ببینن و پای منبرش بشینن.

فکر می‌کردم یا شاید به خودم دلداری می‌دادم که آدمی که سنش بالاتره یک چیزی داره که کم‌سن و سال‌ها ندارن: تجربه شکسته

ممکنه موفقیت اون دوست  نوجوان و جوان خیلی بیشتر از افراد بزرگترش باشه ولی چقدر تو زندگی شکست خورده؟ چقدر راه اشتباه رفته؟ چقدر نه گفته؟ اصلاً سنش اجازه میده که  دوراهی‌ تو زندگی تجربه کرده باشه؟ به نظرم ملاک رسیدن به مقصد نیست ملاک بیابان‌گردی‌ است که رفتیم ولی چیزی پیدا نکردیم و برگشتیم. ملاک زمین خوردن‌‌هاست. ملاک باختن‌هاست نه جایزه گرفتن و امتیاز گرفتن و مدال گرفتن و تشویق شدن. ملاک لگد خوردن و کله پا شدنه.

مهم این است که تو ادامه زندگی به چنان قطعیت برسی که چه مسیرهایی را اصلاً نری. این‌ چیزی که به زمان نیاز داره و جوان‌ها برای رسیدن بهش باید صبر کنن.

جوان‌ترها می‌دونن چه راهی را باید برن ولی مسن‌تر می‌دونن چه راهی را باید نرن.