نقشه حرارتی قیمت مسکن در تهران

در یک جستجوی اینترنتی  به سایت کیلید رسیدم. یک بخش از آن، نقشه قیمت مسکن در تهران بود. برایم جالب و خلاقانه آمد.

برای دیدن نقشه کامل روی لینک کلیک کنید و نقشه حرارتی قیمت را فعال کنید. (روی موبایل نشان نمی‌دهد)

قیمت خرید و اجاره در تهران. رنگ قرمز نشان دهنده قیمت بالاتر است

سایت کیلید هم وب‌سایت آینده‌داری به نظر می‌رسد.

مطلب مرتبط: ایده کسب و کار: موتور پیشنهاد قیمت (مسکن)

.

یک نمونه محتوای تایم لاین: GDP کشورها

در دنیای محتوا انواع  و اقسام محتوا وجود دارد.

از جلمه‌ی محتوای تایم لاین. قبلاً در مورد محتوای تایم لاین صحبت کردیم و چند نمونه از آن ارائه شد.

از جذابترین انواع محتوا، محتوای تایم لاین است. احتمال ویروسی شدن این نوع محتوا هم بیشتر است. یعنی شانس اینکه یک کلیپ را ببینیم و به دوستمان بفرستیم در این حالت خیلی زیادتر است.

کافی است در صنعت خود جستجو کنید و ایده برای ساخت کلیپ‌هایی براساس گذر زمان و تکامل  پیدا کنید. مطمئناً کاربران آن را دوست خواهند داشت.

در ادامه به یک نمونه محتوای تایم لاین جذاب که در توئیتر Rand Fishkin دیدم، نگاه کنیم:

نمودار تغییر GPD کشورها بین سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۷ در دو دقیقه

دانلود: ۴ مگابایت
.

مناقشه بر سر پیام‌رسان‌ها بابت چیست؟

همچنان که شاهد هستیم دعوا بر سر پیام‌رسان‌های خارجی یا داخلی ادامه دارد. ولی اینقدر حساسیت و مناقشه برای چیست؟

از منظرهای مختلفی به مساله می‌توان نگاه کرد مثل فرهنگی یا سیاسی ولی من دوست داشتم از دید اقتصادی به مساله نگاه کنم.

همانطور که می‌دانیم بخشی از درآمد پیام‌رسان‌ها از محل مبلغی است که از اپراتورها بابت ترافیک دریافت می‌کنند.

یعنی می‌توان گفت از مثلاً ۳۰ هزارتومان فیش ماهانه که ما به اپراتورها پرداخت می‌کنیم بخشی مربوط به اینترنت موبایل است و از آن درصدی  به پیام‌رسان پرداخت می‌شود. یعنی ما تقریباً هزینه استفاده از پیام‌رسان‌ها را به صورت غیرمستقیم در پوشش ترافیک پرداخت می‌کنیم.

ولی پیام‌رسان‌ها استفاده دیگر اقتصادی دارند.

پیام‌رسان‌ها جزو معدود اپلکیشین‌هایی هستند که هرروز ما به آن‌ها سر می‌زنیم یعنی ما به آنها عادت و اعتماد کردیم. حالا یک پیام‌رسان می‌تواند در کنار خدمات دریافت و ارسال پیام سرویس‌هایی دیگری هم ارائه کند. مثل WeChat در چین که می‌توانید غذا سفارش دهید، تاکسی اینترنتی بگیرید، پرداخت الکترونیکی انجام دهید. یعنی به قول مهدی نایبی الوپیک سوپراپ ایجاد شود.

خدماتی که وی‌چت ارائه می کند

در این نوع اپلیکشن‌ها شما می‌توانید هر نوع خدمت را دریافت کنید و این برای آن شرکت مزیت فوق‌العاده دارد. روبیکا در ایران تلاش کرد که این جایگاه را به دست آورد.

مثلاً اپلیکشن گوجک (Go-Jek) در اندونزی بیش از ۱۰ خدمت را ارائه می‌کند.

اپلیکشین گوجک

 

خدماتی که توسط اپ گوجک ارائه می‌شود

 

الان در ایران سه گروه به دنبال سوپر اپ زدن هستند

۱- مجموعه اسنپ که با راه اندازی و تغییر نام اسنپ فود و اسنپ تریپ و اسنپ مارکت و اسنپ کیو و اسنپ هیت این کار را دنبال می‌کند (احتمال دارد  در آینده در یک اپلیکیشن واحد ادغام شوند)

۲- گروه سرآوا که با ادغام ریحون (و احتمالاً‌ سایر استارت‌آپ ها) با الوپیک به دنبال این قضیه است. رهبری این قضیه هم احتمالاً برعهده مهدی نایبی است.

۳- سرمایه‌گذاران دولتی و اپراتورها که قدرت، قوانین و سرمایه در اختیار دارند.

مدیرعامل اسنپ در حال معرفی سوپر اپلکیشن اسنپ (سال ۹۷)

اگر به هر صورت این اتفاق بیافتد و یک سوپر اپ ایجاد شود که همه مردم هر روز به آن سر بزند تهدید بزرگی برای همه کسب و کارهای دیجیتال و فیزیکی است. یعنی سایر کسب و کارها مجبور هستند در این سوپر اپ ثبت نام کنند و به قولی کارگر این پلتفرم بزرگ شوند.

مدل ذهنی اکثر فعالین و سرمایه‌گذاران این حوزه انحصار  هست.

در بعضی کشورها مانند چین این انحصار توسط دولت و به زور ایجاد شده و بعید هم نیست که در کشور ما این اتفاقات بیافتد

اگر دولت تصمیم به این مساله نداشته باشد افراد بازاری و بسیار باهوش و خارج دیده هستند که از غفلت و عقب افتادی مدیران دولتی از دنیا می‌توانند استفاده کنند و یک انحصار بر مردم و کسب و کارها تحمیل کنند.

آنطور که من می‌بینم ما در گسترس کسب و کارهای استارت‌آپی در بعضی موارد از آمریکا و سیلیون‌ولی هم جلوتر زدیم. مثل ریخت و پاش عظیم برای توسعه اپ‌های خدماتی و پلتفرم‌های ارائه خدمات آنلاین.

البته روی دادن این مساله چالش‌ها و موانع بسیاری دارد از جمله اینکه:

– برندهایی که تا امروز برای آن‌ها هزینه شده و معروف شده‌اند (مثل تپسی) از بین می‌روند و درون یک برند دیگر ادغام می‌شوند.

– با ادغام چند اپ در یک سوپر اپ یادآوری برند از بین می‌رود. مثلاً ما الان اسنپ را با حمل و نقل می‌شناسیم و وقتی در ذهنمان  جابجایی فکر می‌کنیم بلافاصله برند اسنپ به ذهنمان می‌آید ولی وقتی اسنپ دهها خدمت مثل  کارواش هم ارائه کند دیگر آن یادآوری برند از بین می‌رود.

– چون سوپراپ خدمات مختلفی ارائه می کند در صورت نارضایتی از یک خدمت، کل برند شرکت صدمه می‌بیند. مثلاً وقتی من از اسنپ خدمات کارواش می‌گیرم و ناراضی می‌شوم، کل برند اسنپ در ذهن من خراب می‌شود و ممکن است دیگر از خدمات دیگر آن استفاده نکنم و در بلند مدت این شرکت را کنار بگذارم.

– ممکن است بخشی از خدماتی که این سوپراپ ارائه می‌دهد فیزیکی و خارج از دنیای فیزیکی اتفاق بیافتد و این یعنی کنترل شرکت کم می‌شود و از طرفی چون کیفیت نیروی انسانی در ایران به شدت پایین است کل برند شرکت آسیب ببیند.

ولی در کل عرض کنم آرزوی هر شرکت و برندی این است که به استفاده روزانه و عادت روزانه برسد. هدفی که شرکت‌هایی مثل گوگل و فیس‌بوک رسیده‌اند.

اگر یک روز سوپراپی در ایران ایجاد شود که ما به اجبار یا اختیار هر روز به آن سربزنیم بسیار دشوار خواهد شد. نباید این طور انحصار ایجاد شود. این خطر برای کشورهای کمونیستی و شبه کمونیستی بیشتر است.

احتمالاً هدف روبیکا این بود که ما هر روز به آن سر بزنیم

آیا کسب و کار کوچکِ ما بهبود حاشیه‌یِ یک کسب و کار بزرگ‌تر است؟

کلیک تحویل یک اپلکیشین سفارش غذا در شهر ما است.

تعدادی از جوانهای شهر آن را طراحی کرده‌اند. من یکبار هم از آن غذا سفارش دادم.

ولی متاسفم.

این کسب و کار چند ماه دیگر وجود خارجی نخواهد داشت. چرا؟

چون احتمالاً اپلیکشین‌های مشابه مثل اسنپ فود وارد شهر خواهند شد و استارت‌آپ کوچک را کنار خواهند زد.

این واقعیت روزگار ما (سیستم سرمایه‌داری) و دنیای دیجیتال است.

گسترش اپلیکیشن به شهر جدید بعضاً نه تنها در حد عوض کردن چند کد برنامه نویسی هست بلکه شاید فقط اضافه کردن یک شهر به لیست اسامی باشد. همان بلایی که بر سر بسیاری از تاکسی‌های اینترنتی محلی مشهد یا تبریز و شهرهای بزرگ افتاد. وقتی که اسنپ یا تپسی وارد آن شهر شدند.

این وضعیت حتی برای فروشگاه‌های اینترنتی کالا هم مصداق دارد. به نظرم دیجی‌کالا در ایران یا آمازون در آمریکا در حال بلعیدن کسب و کارهای کوچک هستند.

من فکر می‌کنم (اگر تنها هستیم و منابع محدود داریم) هر نوع راه‌اندازی فروشگاه اینترنتی کالا اشتباه مطلق است.

دوره فروش کالا به صورت اینترنتی تمام شده. دوره، دوره پلتفرم‌ها است.

 چرا باید یک بلندگو و علم جدید برداریم؟

الان تقریباً هر کالایی را در گوگل سرچ کنید در اکثر موارد سایت دیجی‌کالا و فروشگاه‌های بزرگ در صفحه اول هستند. و چون مساله اعتماد در خرید کالا خیلی مهم است بیشتر مردم ترجیح می‌دهند از فروشگاه‌ها معروف خرید می‌کنند تا سایت‌های گمنام.

وقتی سایتی یا فروشگاه مثل دیجی‌کالا یا آمازون ده‌‌ها هزار یا صدهاهزار کالا روی پلتفرم خود می‌فروشد اضافه کردن یک کالا یا محصول زمان و انرژی کمی خواهد خواست. آمازون یا دیجی‌کالا زیرساخت نرم‌افزاری و حمل و نقلی دارند پس می‌توانند بلافاصله آن کالا را به پورتفولیو خودش اضافه کند.

حتی در گوگل و سئو و تولید محتوا هم این مساله مصداق دارد اگر سایت کوچک با یک سایت بزرگ در یک صنعت رقابت می‌کند آن شرکت بزرگتر می‌تواند در عرض چندماه محتوا تولید کند و با شما رقابت کند. از طرفی چون برند مشهوری هست شاید گوگل هم در نتایج آن را بالاتر نشان دهد.

منظورم از این حرفا این بود که اگر قصد راه‌اندازی یک کسب و کار جدید را داریم روی این مساله فکر کنیم که آیا کسب و کار ما بهبود حاشیه‌ای یک کسب و کار بزرگ است یا یک جهش در نوع خودش است؟

آیا ممکن است در آینده با آن بازیگر بزرگ  وارد رقابت شویم؟

اگر آن رقیب بخواهد همان محصول یا خدمتی که شما ارائه می‌دهید را ارائه دهد ما چه کار خواهیم کرد؟

زدن یک کسب و کار مثل رشد دادن یک بوته گل در جنگل است. موظب باشیم زیر لگدمال فیل‌ها و کرگدن‌ها له نشود.

مطلب مرتبط: قانون ۱۰ برابر برای کسب و کارها

.

چه کسی به من لینک داده؟ ۱۳ ابزار برای پیدا کردن بک‌لینک (آپدیت آذر ۹۷)

آپدیت آذر ۹۷: استفاده از گوگل کنسول جدید 

آپدیت مرداد ۹۷: آموزش کامل تصویری چهار سرویسِ Semrush و  Majestic و Monitor Backlinks  و Backlink Watch اضافه شد

 

دسترسی سریع:

مقدمه

۱- پیدا کردن بک‌لینک با گوگل کنسول نسخه‌یِ جدید

۲- پیدا کردن بک‌لینک با گوگل کنسول نسخه‌یِ قدیمی (در آینده نزدیک حذف می‌شود)

۳- پیدا کردن بک‌لینک یا  گوگل آنالیتیک

۴- سرویس  Seo Review Tools (بهترین سرویس از نظر من )

۵- سرویس Linkminer

۶- سایت Moz

۷- سرویس Alexa

۸- سرویس Rank Signals

۹- سرویس  Semrush

۱۰- سایت Majestic (فعلاً جواب نمی‌دهد)

۱۱- سایت Monitor Backlinks

۱۲- سایت backlinkwatch.com 

۱۳- پیدا کردن بک‌لینک با خود گوگل  (من درآوردی)

شروع بحث

به زبان ساده، بک‌لینک یا Backlink آدرسی است که به مطلب ما لینک داده است. مثلا چند ماه پیش مطلبی به آدرس زیر در وبلاگم نوشتم:

تجربه-راه-اندازی-سایت-با-۲۰-هزارتومان/cylog.ir

 

.

 

حالا می‌خواهم ببینم چه کسانی به مطلب من لینک داده‌اند. در یکی از سرویس‌ها جستجو می‌کنم و می‌بینم که حمید طهماسبی به آن لینک داده است. حمید در آدرس زیر به من لینک داده است. این لینک را اصطلاحاً بک‌لینک یا backlink می‌گوییم:

 

طراحی-سایت/dimaht.com

.

مثلاً شما یک وبلاگ‌نویس هستند و دوست دارید بدانید چه کسانی از شما تعریف کرده یا به مطلب شما استناد کرده‌اند. این راه جالبی است چون می‌توانید دوستان جدیدی پیدا کنید.

یا می‌تواند ابزار فضولی باشد. آدرس وبلاگ دوستان را در سرویس‌های بک‌لینک‌یابی قرار دهید و ببنید کجا کامنت گذاشته و چه درددلهایی کرده. این راه برای شناخت بهتر آدم‌های مناسبتر است چون انسان‌ها در محیط‌های عمومی مثل وبلاگ حرف‌ خیلی خصوصی نمی‌زنند.

این‌ها کاربردهای غیرتجاری از بک‌لینک بود توضیحات بیشتر را می‌توانید در مطلب زیر مطالعه کنید.

پست بعدی: بک‌لینک یا backlink چیست؟

حال که با مفهوم بک‌لینک آشنا شدیم چطور می‌توانیم بک‌لینک‌های سایت را پیدا کنیم؟

سرویس‌های زیادی برای این کار وجود دارد. ابزارهایی که در ادامه معرفی می‌شود شاید جزو بهترین موارد ممکن باشد. البته پیدا کردن این‌گونه ابزارها کار خارق‌العاده‌ای نیست فقط کافی است عبارتی مثل backlink checker را در گوگل سرچ کنید. من هم از این روش استفاده کردم. 🙂

 

پیدا کردن بک‌لینک با گوگل کنسولِ جدید

گوگل در سال ۲۰۱۸ نسخه جدیدی از گوگل کنسول یا (گوگل وب‌مسترتولز) ارائه داد. که تفاوت‌هایی با نسخه قبلی آن دارد. در کل آپشن‌‌ها کمتر شده، محیط ساده‌تر و موبایل پسندتری به خود گرفته. بخش Links هم از این قاعده مستثنی نبوده.

برای مشاهده سایت‌هایی که به سایت شما لینک داده‌اند به بخش Links در گوگل کنسول جدید بروید:

.

وقتی هم گوگل کنسول باز است، می‌توان بخش Links را پیدا کرد:

.

 

حالا در گوشه سمت چپ دکمه Export External Links را می‌زنیم. دو گزینه می‌آید:

 

.

 

Latest Link: که بک‌لینک‌ها را به ترتیب زمان نشان می‌دهد. جلوی هر لینک زمان پیدا شدن آن ذکر شده است:

More sample Links: که فرقی نمی‌کند و بک‌لینک‌ها به بدون ترتیب زمانی‌ نشان می‌دهد.

 لیستی که Latest Link وMore sample Links می‌دهد هیچ فرقی باهم ندارد. مگر زمانی که تعداد لینک‌های شما از ۱۰۰ هزار بیشتر باشد که در این حالت لینک‌هایی که More sample Links می‌دهد یک نمونه از کل بک‌لینک‌ها هستند.

حالا اگر کلیک کنید دو گزینه دیگر باز می‌شود که Download CSV خروجی اکسل می‌دهد.  و Google Sheets دیگر خروجی گوگل داک می‌دهد.

در فرمت CSV فارسی به هم می‌ریزد. بهتر این است که خروجی Google Sheets بگیرید و از آنجا خروجی اکسل را دانلود کنید:

.

در آخر این نکته را اضافه کنم که گوگل گفته نتایج بخش links در گوگل کنسول جدید با قدیم فرق دارد. یعنی حجم لینک‌ها کاهش پیدا کرده ولی دقت  لینک‌ها زیاد شده.  یعنی اگر یک لینک در نسخه قدیمی است و در نسخه جدید نیست، نشان‌دهنده دقت بیشتر  گزارش‌ها است و این لینک حذف شده است.

پیدا کردن بک‌لینک با گوگل کنسول (قدیمی)

اگر می‌خواهید بک‌لینک‌های سایت خودتان را استخراج کنید اولین راه استفاده از خود امکانات گوگل است. شما می‌توانید با مراجعه به گوگل کنسول خود بخشی از بک‌لینک‌های سایت را مشاهده کنید. برای این کار مطابق شکل زیر به بخش Search Traffic گوگل کنسول مراجعه کنید.

.

مرحله بعد:

.

مرحله بعد:

.

در اینجا بک‌لینک‌هایی قابل مشاهده است. می‌توانید لیست آن‌ها را در قالب فایل اکسل یا Google Doc دریافت کنید. پیشنهاد من استفاده از Google Doc است چون با آن زبان فارسی به هم نمی‌ریزد. برای دانلود سه گزینه وجود دارد:

 

Download latest links لینک‌ها به ترتیب زمان

.

 

Download more samples link لینک‌ها بدون ترتیب زمانی و به صورت دسته‌بندی شده

.

 

Download this table لینک براساس نام دامنه

.

مجموع لینک‌های به دست آمده از سه بخش Download latest links  و Download more samples link و Download this table  لیست بک‌لینک‌های شما هستند و نباید به یکی بسنده کنید.

البته براساس گفته‌های خود گوگل در راهنمای گوگل کنسول این‌ها تمام بک‌لینک‌های سایت شما نیستند. تنها یک نمونه‌ یا sample از بک‌لینک‌های سایت هستند. به خاطر مسائل فنی مثل حذف www در آدرس سایت ممکن است بخشی از بک‌لینک‌ها نشان داده نشود.

پست بعدی: سایت با www یا بدون www؟

برای پیدا کردن بک‌لینک‌های سایت بهتر است سایت خود با در چهار حالت (  با www، بدون www، با http‌ و با https) در گوگل کنسول نصب کنید.

 

پیدا کردن بک‌لینک با گوگل آنالیتیک

علاوه بر گوگل کنسول از ابزار دیگر گوگل یعنی گوگل آنالیتیک هم می‌توان برای پیدا کردن بک‌لینک استفاده کرد. با مراجعه به بخش  Referring Sites  در گوگل آنالیتیک می‌توانید بخشی از بک‌لینک‌های خود را مشاهده کنید

برای این کار ابتدا وارد گوگل آنالیتیک خود شوید. بعد طبق تصویر زیر ابتدا Account سپس Property و View مربوطه را انتخاب کنید.

پست بعدی: Account و Property و View در گوگل آنالیتیک چیست و چه فرقی با هم دارند؟

.

 

مرحله بعد:  Acquisition > All Traffic > Referrals

.

 

سرویس Ahrefs یا Seo Review Tools

از یک سئوکار شنیدم هر روز با سایت Ahrefs بک‌لینکهایی است خودش را چک می‌کرد و بک‌لینکهای بی‌کیفیت را از گوگل کنسول بخش Disavow غیرفعال می‌کرد.

پست بعدی: Disavow بک‌لینک‌ها در گوگل کنسول

به نظر قویترین ابزار پیدا کردن برای جمع آوری بک‌لینک به خصوص رقبا Ahrefs است. شرکت Ahrefs یک بات به نام AhrefsBot دارد که هر روز فضای سایتها را چک می‌کند و اطلاعات آن‌ها را در دیتابیس‌های عظیم خود ذخیره می‌کند. به ادعای این شرکت بات AhrefsBot فعال‌ترین بات تجاری در سطح وب است.  حتی از بات Bing و Yahoo هم فعال‌تر است.

هر روز ۶ میلیارد صفحه را بررسی می‌کند و  اطلاعات ۲۰۰ میلیون سایت را نزد خود ذخیره کرده است.

 

بات Ahrefs‌ بعد از بات گوگل، اندروید، فیس‌بوک و اپل فعال‌ترین بات‌ وب است.

منبع: incapsula

ولی مشکل بزرگ پولی بودن این سرویس است. اکانت بسیار گران است و حداقل باید ۸۹ دلار برای هر ماه پرداخت کنید. ولی اگر سئوکار حرفه‌ای هستید و پروژه‌های زیادی دارید حتماً در اولین زمان که وسع خرید این سرویس را داشته باشید آن را خریداری کنید.

برای حل این مساله می‌توانید از سرویس رایگان Seo Review Tools استفاده کنید. که حداکثر تا ۱۰۰ بک‌لینک‌های ahrefs را نشان می‌دهد.

به نظرم این بهترین سرویس بک‌لینک است چون نسخه‌ی ضعیف شده ahrefs است و من همیشه اول از این سرویس برای چک کردن  استفاده می‌کنم.

برای استفاده  آدرس سایت یا صفحه خود را همراه با http:// در ابتدای آن وارد کنید. مثلاً http://mysite.com/pageone

اگر بخواهید لینک‌هایی که به صفحه http://mysite.com/pageone اشاره کرده‌اند را استخراج کنید گزینه This page را انتخاب کنید و اگر بخواهید لینک‌هایی که تمام صفحات  موجود روی mysite.com اشاره می‌کنند را پیدا کنید گزینه All pages on this domain را انتخاب کنید.

.

پس از چند ثانیه انتظار گزارش آماده است. نکته جالب اینکه برای تهیه گزارش یک جمله کوتاه در حوزه بازاریابی دیجیتال نشان داده می‌شود که به نظرم ترفندی برای بالا بردن زمان‌ماندگاری در سایت یا Time on Site است.

پست بعدی: Time on Site‌ چیست؟

بعد گزارش ظاهر می‌شود:

.

Referring Domains: تعداد سایت‌هایی است که به من لینک من اشاره کرده‌اند.

Referring IP’s: تعداد آی‌پی‌هایی که به لینک من اشاره کرده‌اند. چون اکثراً هاست‌هایی که ما می‌خریم اشتراکی هستند ممکن است چند دامنه روی یک آی‌پی قرار بگیرند به همین خاطر همیشه Referring IP’s بیشتر از Referring Domains است. مثلاً ممکن است cylog.ir و barast.com‌ هر دو یک یک IP‌ داشته باشند ولی همان طور که می‌بینم دو دامنه مختلف هستند

Follow links: نشان می‌دهد چند درصد از لینک‌ها فالو یا Follow هستند. لینک های فالو در مقابل لینک نوفالو در نزد گوگل اعتبار بیشتری دارند.

در ادامه می‌توانید لیست حداکثر ۱۰۰ لینک را مشاهده کنید.

.

 

یا اینکه فایل اکسل آن را دانلود کنید.

.

 

سرویس Linkminer

Linkminer یکی از جدیدترین سرویس‌هایی است که توسط  شرکتی ارائه می‌شود که سرویس kwfinder را ساخته. راهنمای استفاده از آن در ویدیوی زیر قابل پیگیری است. (۲ دقیقه به زبان انگلیسی)

 

 

سایت Moz

بعد از وارد کردن آدرس سایت در Open Site Explorer بخشی از بک‌لینک نشان داده می‌شود. البته این سرویس محدویت دارد و در یک روز بیشتر از ۳ بار بدون ثبت‌نام نمی توانید گزارش بگیرید.

.

 

البته این سرویس به زودی از کار افتاده و جای خود را به Link Explorer‌ خواهد داد. برای استفاده از Link Explorer باید در سایت موز ثبت نام کنید و حداکثر در ماه ۱۰ گزارش قابل دریافت است.

 

سرویس Alexa

همانطور که در آموزش سایت الکسا   اشاره شد یکی از بخش‌های گزارش الکسا بخش بک‌لینک‌های سایت است. در نسخه رایگان الکسا می‌توانید نمونه‌ای از بک‌لینک‌ را مشاهده کنید. همچنین تعداد کل دامنه‌ یا root adress که به سایت شما اشاره می‌کند آمده است.

.

 

سرویس Rank Signals

سایت Rank Signals سرویس خوبی است ولی برای دیدن تمام بک‌لینک‌ها باید ثبت نام کنید. ثبت نام رایگان هست و نیاز نیست هزینه‌ی برای این سرویس پرداخت کنید

.

 

سرویس Semrush

برای استفاده از semrush باید ثبت نام کنید. البته برای برای سایتهای فارسی خیلی بک‌لینک نشان نمی‌دهد. semrush بیشتر برای خارج از ایران کاربرد دارد.

مرحله اول: به آدرس semrush.com بروید

 

مرحله دوم: عد روی backlink در سمت چپ کلیک کنید. از شما خواسته می‌شود که ثبت نام کنید یعنی ایمیل و پسورد خود را وارد کنید. بالافاصله وارد محیط سایت می‌شوید.

 

مرحله سوم:

 

مرحله چهارم: برای دیدن دامنه‌هایی که به شما لینک داده‌اند اینجا کلیک کنید.

 

 

سرویس Majestic

فرق این سرویس با موارد قبلی این است که باید در آن ثبت نام کنید. از این سرویس در روز  فقط یکبار می‌توانید گزارش بگیرید.

 

مرحله اول: به آدرس majestic.com بروید.

.

مرحله دوم: در سایت ثبت نام کنید.

.

 

مرحله سوم:

.

 

مرحله چهارم: ایمیل تایید به شما ارسال شد. باید آن روی آن کلیک کنید

.

مرحله پنجم: وارد سایت شوید:

.

مرحله ششم: سایت خود را وارد کرده و اینتر بزنید و به سپس به بخش بک‌لینک بروید. سپس برای verify کردن سایت روی دکمه سبز verify for free کلیک کنید.

.

مرحله هفتم: در این مرحله دو روش برای verify کردن سایت خود دارید یکی اینکه از طریق گوگل کنسول اینکار را انجام دهید (که آسان‌تر است)  یا از روش‌های دیگر. اگر نمی‌خواهید اطلاعات کنسول خود را در اختیار دیگران قرار دهید از طرق دوم اقدام کنید.

.

اگر تایید توسط گوگل کنسول را که راحتر است انتخاب کردید مراحل زیر را ادامه دهید:

مرحله هشتم:

.

..

مرحله نهم: باید وارد جیمیلی که با آن گوگل کنسول دارید بشوید.

مرحله دهم:

.

مرحله یازدهم: از بین لیست سایتهایی که هست سایت خود را در نظر بگیرید و روی آیکون چرخ‌دنده کلیک کنید:

.

مرحله دوازدهم: اینجا می‌توانید هم لیست کامل بک‌لینک‌ها را مشاهده کنید و هم لیست root یا ریشه سایتهایی که بک‌لینک به شما دادند. از روی یک سایت ممکن است ده‌ها بک‌‌لینک دریافت کنید ولی تنها یک ریشه یا روت برای همه‌‌ی آن بک‌لینک‌ها وجود دارد.

.

 

مرحله سیزدهم: دیدن ریشه بک‌لینک‌ها

.

 

مرحله چهاردهم: دیدن لیست همه‌ی بک‌لینک‌ها

.

سایت Monitor Backlinks

در این هم مانند قبلی باید ثبت نام کنید. بدی دیگر که دارد این است که احتمالاً برای دامنه ir کار نمی‌کند.

مرحله اول: ابتدا به آدرس monitorbacklinks.com/home رفته و روی free trial  کلیک کنید:

.

 

مرحله دوم: با وارد کردن آدرس ایمیل و پسورد در سایت وارد شوید:

.

 

مرحله سوم: اینباکس خود را چک کنید و روی لینک تایید کلیک کنید.

.

 

.

مرحله چهارم: روی add domain کلیک کنید

 

مرحله پنجم: چون هیچ چیز مفتی در جهان وجود ندارد اینجا هم مفت و در راه خدا قرار نیست سایت به شما خدمات بک‌لینک بدهد به همین خاطر از شما چیزی مطالبه می‌کند. اینجا اطلاعات گوگل آنالیتیک شما را می‌خواهد که باید با وارد کردن جیمیل متصل به آن وارد شوید.

 

.

مرحله ششم: گوگل از شما سوال امنیتی می‌کند که باید جواب بدهید.

 

مرحله هفتم: در این مرحله لیست سایت‌هایی که دارید نمایش داده می‌شود روی هر کدام که بک‌لینک نشان داده شود کلیک کنید. احتمالاً اگر دامنه ir‌ را انتخاب کنید به خطا مواجه شوید و سایت برای دامنه ایرانی خدمات ارائه نمی‌کند.

.

 

مرحله هشتم:

.

 

مرحله نهم:

.

 

مرحله دهم:

.

 

.

مرحله یازدهم: بک‌لینک‌ها ظاهر می‌شود. برای دیدن روی backlinks کلیک کنید.

 

مرحله دوازدهم:

.

 

سایت Backlink Watch

این سایت هم قیافه جالبی ندارد ولی ممکن است به کارمان بیاید.

 

مرحله اول: ابتدا به backlinkwatch.com بروید و  آدرس سایت را وارد می‌کنیم

.

 

مرحله دوم: باید صبر کنیم تا لیست بک‌لینک‌ها کامل شود. تعداد بک‌لینک‌هایی که سایت پیدا کرده نشان داده می‌شود البته امکان دیدن لیست دامنه‌ها وجود ندارد و یک لیست بلند بالا از هر آدرسی که به ما لینک داده نشان داده می‌شود.

.

 

مرحله سوم:  بعد از چند دقیقه لیست بک‌لینک‌ها ظاهر می‌شود:

.

 

البته من امکان برای گرفتن خروجی پیدا نکردم ولی شما می‌توانید به جای کپی کردن از افزونه‌های استخراج جدول مثل ٰTable Capture استفاده کنید.

 

پیدا کردن بک‌لینک با گوگل 

در این حالت می‌توانید با جستجوی نام دامنه در موتور جستجوی گوگل سایت‌هایی که به شما لینک داده‌اند را پیدا کنید. مثلاً من “cylog.ir” جستجو می‌کنم:

.

البته سایت‌هایی که نشان داده می‌شود همه حکم بک‌لینک را ندارد ولی می‌توانید از بین آن‌هایی که به شما لینک داده‌‌اند انتخاب کیند. می‌توانید لیست نتایج گوگل با آموزش موجود در مطلب زیر قابل استخراج است:

– چطور از نتایج گوگل، خروجیِ اکسل بگیریم؟

 

فقط به یاد داشته باشید که هیچ کدام از سرویس‌های بالا کامل نیستند و تنها بخشی از بک‌لینک‌ها را نشان می‌دهد. برای تهیه یک لیست کامل از بک‌لینک‌ها بهتر است هر یک از سایت‌های بالا را امتحان کنید و بک‌لینک‌های به دست آمده را با هم ادغام کنید. 

 

بالاخره اَپ بزنیم یا نه؟

هر کارآفرین اینترنتی و هر کس که کسب و کار دیجیتال را اداره می‌کند حتماً یکبار قلقلک شده که یک اپلیکیشن برای کسب و کار خودش بزند.

ولی سوال اصلی این است که اپلیکیشن به درد چه کسب و کاری می‌خورد؟ و چه وقت باید اپ زد و چه وقت نباید اپ زد؟

من در مطلب قبلی در این باره صحبت کردم ولی در آخر هم برای خودم مبهم بود که چه وقت باید این کار را انجام داد.

البته طبیعتاً هیچ قانونی برای اپلکیشن زدن یا نزدن وجود ندارد.

ولی چند روز پیش که داشتم کتاب Epic Content Marketing را می‌خواندم به جمله‌ی خوبی از جو پالیزی رسیدم. او App را یکی از انواع محتوا می‌داند مثل اینفوگرافیک یا پادکست.

این جمله را می‌نویسد:

Effective applications must have a regular (daily or weekly) reason for use .think utility

یعنی اپلیکیشن خوب باید مصرف روزانه یا هفتگی داشته باشد مثل یک ابزار.

یعنی منطقی نیست وقتی مردم در سال فقط یک بار از محصول یا خدمات ما استفاده می‌کنند ما برویم و اپلیکیشن بزنیم.

مثلاً در کسب و کار ما یعنی حمل اثاثیه منزل به شهرستان به طور متوسط یک فرد ممکن است چند سال یکبار کار اسباب کشی را انجام دهد پس اگر cost benefit کنیم شاید منطقی نباشد که این کار را انجام دهیم.

جو پولینزی می‌گوید اپ باید شبیه آچار یا پیچ گوشتی باشد که یک نجار و مکانیک مدام از آن استفاده می‌کند و روی میز کارش هست.

.

اگر دقت کنید بعضی شرکت‌ها سعی می‌کنند خدماتی که ارائه می‌کنند را آنچنان افزایش دهند که کاربر مجبور شود به صورت روزانه یا هفتگی از آن استفاده کند.

مثلاً شرکتهایی مثل آچاره یا استادکار یا سنجاق مثل ما حمل اثاثیه انجام می‌دهند ولی چون این نکته را می‌دانند که کاربری که چند سال یکبار می‌خواهد اسباب کشی کند قرار نیست بیاید و اپ آنها را نصب کند آنقدر تنوع خدماتشان را افزایش می‌دهند که کاربر مجبور شود آن را نصب کند.

یعنی توجیهی برای استفاده روزانه یا هفتگی یا ماهانه از این اپ داشته باشد.

مثلاً این شرکت‌ها بعضاً تا ۳۰۰ خدمت را ارائه می‌کنند چون در این صورت این اپ به یک ابزار یا Utility تبدیل می‌شود و نصب کردن آن منطقی می‌شود. مثل این چاقوهای چندکاره

.

البته چند نکته هم وجود دارد که اپلکیشن زدن را برای ما منطقی می‌کند:

نکته اول مربوط به عاشقان تکنولوژی و چیزهای نو هست.

اینها از هر چیزی که نو باشد استقبال می‌کنند. یعنی گروهی هستند در جامعه که علاقه‌مند ایده‌های جدید و چیزهای نو هستند. مثل اپ‌های جدید.

اگر شما یک اپ مزخرف هم تولید کنید باز این گروه علاقه دارند آن را امتحان کنند و از آن خوششان بیاید. من به اینها گروه خوره تکنولوژی می‌گویم . اگر این گروه را حساب کنیم زدن هر نوع اپلیکشین حتی مسخره منطقی و موجه می‌نماید.

نکته دوم اینکه بعد از آمدن اپلکشین‌های تاکسی اینترنتی و سفارش غذا خیلی از ماها به استفاده از اپ عادت کردیم. یعنی قبلاً عادت نداشتیم ولی امروز دوست داریم هر چیزی را یک دکمه سفارش بدهیم. یعنی به یک استانداردی و راحتی در استفاده از اپ رسیدیم. حتی با وب سایت شاید خیلی راحت نباشیم ولی با اپ راحتیم چون شاید محیطش جذابتر و خلوتر و بهتر از وب‌سایت باشد.

شاید این دلیل هم ما را قانع کند که در کنار سایت یک اپ هم داشته باشیم. البته اگر هزینه‌های آن زیاد نباشد.

نکته دیگر بعضاً درست کردن اپلیکیشن برای سمت مشتری توجیه‌پذیر نیست ولی برای سمت تامین‌کننده، منطقی و مورد نیاز است. مثلاً خدمت حمل اثاثیه منزل را در نظر بگیریم شاید کاربر عادی چند سال یک بار از این خدمت استفاده کند ولی تامین‌کننده که راننده هست مدام به او درخواست می‌آید و شاید منطقی باشد که اپلکیشن تامین‌کننده داشته باشیم.

به همین خاطر اگر در کار شما بازه زمانی استفاده کاربران طولانی باشد ممکن است به جای زدن اپلیکیشنِ سمت مشتری به سمت تولید اپلیکیشن تامین‌کنندگان برویم

معایب محتوای ویدیویی، عکس و فایل صوتی نسبت به متن

این روزها محتوای مالتی‌مدیا بسیار رونق دارد و بسیاری تولید کلیپ‌های ویدیویی، عکس‌ در اینستاگرام و پادکست و فایل صوتی را به شدت توصیه می‌کنند

به نظرم تاکید بیش از حد روی ویدیو و فایل صوتی و نادیده گرفتن متن شاید به دو دلیل است:

– اولاً احتمال دارد کسانی که این نوع محتوا را تبلیغ می‌کنند خودشان اصلاً نویسندگی بلد نباشند یا با دنیای کلمات بیگانه باشند. مثل یک بازیگر که به ممکن است هزاران ساعت فیلم و محتوای ویدیویی تولید کند ولی یک مقاله یا کتاب ننویسد.

–  شاید این افراد چون در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند است (و کلاً اینترنت و بازاریابی دیجیتال را مساوی شبکه‌های اجتماعی می‌دانند)ناچار به توصیه محتولی تصویری  و ویدویی هستند، چون انگار شبکه‌های اجتماعی بستر بسیار مناسبی برای محتوای غیرمتنی است.

خواستم معایب محتوای غیرمتنی (ویدیو و عکس و صوت) را نسبت به متن از دیدگاه خودم توضیح دهم. حتماً عکس این ماجرا هم ممکن است.

 

–  ویدیو و صوت غیرقابل ویرایش است یا سخت‌ ویرایش می‌شود

ویدیو، عکس و فایل صوتی بعد از تولید غیرقابل ویرایش یا به سختی قایل ویرایش است. مثلاً اگر کسی ویدیوی آموزشی برای ویندوز می‌سازد اگر ورژن جدید ویندوز بیاید باید بنشیند و از اول فیلم برداری کند

 

–  تولید محتوای ویدیوی زمان‌ زیاد می‌خواهد. پول زیاد می‌خواهد

تولید محتوای ویدویی و تصویری چندین برابر تولید محتوای متنی زمان و هزینه می‌خواهد. تازه تولید محتوای ویدیویی حرفه‌ای به آدم حرفه‌ای و نرم‌افزارهای خاص نیاز دارد و کار یک آدم آماتور نیست. مثلاً من خودم برای درست کردن یک تصویر بعضاً یک ساعت وقت می‌گذارم ولی شاید با همان وقت بتوانم چند صد کلمه بنویسم.

خروجی کار هم بسیار بی‌کیفیت درمی‌آید چون تولید عکس و محتوای ویدویی کار هر کسی نیست و آدم متخصص خودش را می‌خواهد. در کل می‌خواهم بگویم اگر به تنهایی و با منابع محدود تولید محتوا می‌کنیم بیشتر روی محتوای متنی وقت بگذاریم تا غیرمتنی

 

–  گوگل محتوای ویدویی و صوتی را خوب پیدا نمی‌کند

محتوای ویدویی و صوتی به سختی توسط موتورهای جستجو پیدا می‌شود. مگر اینه یک کپشن خوب و درست و حسابی برای آن بنویسیم یعنی باز متن به داد ویدیو می‌رسد. وگرنه اگر یک عکس یا ویدیو را بدون کپشن یا هشتگ در اینترنت آپلود کنیم خیلی بعید است محتوای ما توسط گوگل پیدا شود.

 فعلاً (شاید) گوگل نمی‌تواند ویدیو و صوت فارسی را پردازش کند (البته در آینده نزدیک ممکن است اتفاق بیافتد.) البته عکس را می‌فهمد ولی گوگل کاملاً متن و Text را می‌فهمد.

 

–  در چند ثانیه نمی‌توان ویدیو یا پادکست را ورانداز کرد

در استراتژی محتوا می‌گویند مخاطب باید در ۱۰ ثانیه محتوا شما را بفهمد. مثلاً در پست وبلاگی کاربر در ۱۰ ثانیه می‌تواند بفهمد حرف نویسنده چیست و در چه موردی است. ولی برای محتوای ویدیوی یا صوتی  این کار سخت است. مگر اینکه یک خلاصه یا کپشن داشته باشد

 

–  مخاطب ویدیویی و صوتی نسبت به مخاطبان متن (احتمالاً) بی‌کیفیت‌تر است.

من آماری ندارم ولی حدس می‌زنم کسانی که بیشتر ویدیو و فایل صوتی و عکس مصرف می‌کنند نسبت به کسانی که با متن سروکار دارند بی‌کیفیت‌تر هستند. یعنی منظورم این است که اگر بخواهیم چیزی به آنها بفروشیم احتمال خریدشان کمتر است

کسی که حوصله خواندن متن را ندارد و به تصاویر شما در شبکه‌های اجتماعی نگاه می‌کند را با کسی مقایسه کنید که پست‌های وبلاگ شما را تا آخر می‌خواند کدام احتمال دارد بیشتر مشتری شود؟

ادامه دارد.