ایده کسب و کار: موتور پیشنهاد قیمت

وقتی قراره ما یک چیزی دست دوم را بفروشیم مثل ماشین یا خونه یا موبایل معمولاً به این مشکل برمی‌خوریم که چقدر روی آن قیمت بگذاریم. مثلاً من چند وقت پیش می‌خواستم یک تبلت قدیمی را بفروشم مونده بودم چقدر قیمت بزارم. مجبور بودم سایت‌های آگهی را زیررو کنم تا حدود قیمت‌ها را بفهمم یا اینکه منتظر بمونم مشتری زنگ بزنه و قیمت پیشنهاد کنه.

به همین خاطر ما اگر یک سیستم کامپیوتری داشته باشیم که به ما قیمت حدودی پیشنهاد بده خیلی خوب میشه. مثلاً من مشخصات تبلت خودم را بهش بدم و اون به پایگاه داده‌اش مراجعه کنه و بگه که این تبلت بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ قیمت گذاری میشه.

 

خوب ورودی این سیستم چی‌ میتونه باشه؟

این روزها که پلتفرم‌های مثل دیوار یا شیپور یا ایسام رشد می‌کنن حجم بسیار زیادی از اطلاعات روی اون‌ها تولید می‌کنند که هیچ استفاده‌ی ازش نمیشه و بعد از مدتی هم از روی پلتفرم حذف میشه و میره.

اگر فرض کنیم که هر آگهی که در سایت‌های خرید و فروش عرضه می‌شه به صورت یک رکود باشه اگر همه‌ اطلاعات را با هم ادغام و تجمیع کنیم چه خروجی‌های خوبی ازشون استخراج میشه. حتی اخیراً دیوار مختصات جغرافیایی ملک را هم پشتیبانی می‌کنه که خیلی عالیه.

 

 

حالا فقط یک مشکلی که وجود داره برداشتن اطلاعات با scarping از روی سایت‌ است که یک کار قانونی نیست چون این اطلاعات دارایی‌های هر پلتفرم هستند و راضی نیستن که کس دیگری از اون‌ها استفاده کنه.

در اصل ما داریم از یک پلتفرم بزرگتر کولی (piggyback) می‌گیریم

ولی یک سوال اینکه که صاحبان و مدیران این جور شرکت‌ها آنچنان سرشون شلوغه که اصلاً به فکر این نیستند که از اینقدر اطلاعات که در پایگاه‌های دادشون ذخیره شده استفاده کنن. شاید هم به اندازه ما باهوش نباشن.

از طرفی ما نمی‌خواهیم که ایمیل و شماره تلفن مردم را جمع آوری کنیم که بهشون فردا ایمیل یا اس ام اس مزاحمت آمیز بفرستیم ما فقط می‌خواهیم یک میانگین از قیمت‌های محصولاتی پیدا کنیم که مردم روی پلتفرم قرار می‌دن.

ما می‌خواهیم از داده‌های رایگانی که روی این پلتفرم‌ها وجود داره برای هدفی غیر از خرید و فروش استفاده کنیم.

حال فرض کنیم این سیستم ایجاد شده و در قالب یک سایت یا اپلیکیشن طراحی شده. اولاً خوبی این نوع کسب و کارها اینه که کلود بیس (Cloud Based) هستند یعنی همه اطلاعات روی سروهای ما قرار نداره پس نرم افزار نیست که یک کسی بگیره و کرک کنه.

از طرفی می‌تونیم مدل کسب و کار اون را به صورت اشتراک (subscription) در نظر بگیریم یعنی اشتراک ماهانه یا سالانه به مشتریان بفروشیم. هر وقت هم وقتشون تمون شد خدمت رسانی ما به اون‌ها قطع میشه.

یک مزیت این کسب و کارها هم اینکه که با استفاده بیشتر کاربرها از اون سیستم بهبود پیدا می‌کنه. یعنی وقتی کسی از سیستم استعلام می‌کنه که یک مدل گوشی سونی ساخت ۲۰۱۶ با مشخصات فلان و بهمان چه قیمتی داره سیستم یک سری ورودی‌های جدید گرفته که می‌تونه برای محاسبات بعدی ازشون استفاده کنه.

یعنی خوبی این نوع کسب و کار اینه که فول آنلاین است و همه اطلاعات ورودی کاربر ذخیره میشه.

یک پلتفرم خرید و فروش املاک و مستغلات تو آمریکا هست به نام zillow که دقیقاً همین کاری می‌کنه. این پلتفرم که هر ماه ۲۰۰ میلیو ن بازدید داره اطلاعات ۱۱۰ میلیون ملک را در پایگاه اطلاعاتی خودش داره. zillow سرویسی داره به نام zestimate که باهاش می‌تونید قیمت خانه خودتان را هنگام فروش تخمین بزنید. اون‌ها از هوش مصنوعی و اطلاعات دولتی برای تخمین‌های دقیق استفاده می‌کنند.

در کلیپ دو دقیقه‌ی زیر سیستم قیمت گذاری ملک zestimate توضیح داده شده است (زبان انگلیسی)

 

دانلود ویدیو ۵ مگ

 

درس مرتبط در متمم: موتورهای پیشنهادکننده و توصیه‌گر (Recommendation Engines)

آیا همه باید اپلیکیشن بزنند؟ چالش داشتن یا نداشتن اپلیکیشن برای کسب و کارها

– تصمیم گرفتید برای کسب و کار خود اپلیکیشن طراحی کنید؟

– به نظرتان مشتریان به اپلیکیشن شما نیاز دارند؟

–  پول زیادی کنار گذاشتید و قرار است بهترین برنامه نویس را استخدام کنید؟

حرف شما قبول ولی اجازه بدهید کمی به سمت دیگر ماجرا یا واقعیت بازار نگاه کنیم. فرض کنیم بهترین اپلیکشین جهان را از نظر کارایی، زیبایی و سرعت طراحی کنیم ولی آیا کسی از آن استفاده خواهد کرد؟ به بیان دیگر آیا صفحه نمایش کوچک  ظرفیت این همه اپلیکیشن را دارد که هر روز در دنیا ارائه می‌شوند؟ شواهد نشان می‌دهد بیشتر اپلیکیشن‌هایی که توسط کسب کارها  و استارت آپ‌ها ساخته می‌شود توسط کاربران نادیده گرفته می‌شود.

اجازه بدهید نگاهی به آمار بیاندازیم.

مردم اپ جدید نصب نمی‌کنند

نمودار زیر نشان می‌دهد اکثریت مردم در ماه هیچ اپلیکیشن جدیدی نصب نمی‌کنند.

 

نمودار نشان می‌دهد حدود ۵۱ درصد از مردم  هیچ اپ جدیدی را در ماه نصب نمی‌کنند. تنها ۱۳ درصد یک اپ جدید و ۱۱ درصد ۲ اپ جدید در ماه نصب می‌کنند.

 

۶۴ درصد افراد در ماه “زیر یک اپلیکیشن” نصب می‌کنند. پس چون هر ماه حدود ۶۰ هزار اپ جدید به بازار معرفی می‌شود احتمال اینکه اپلیکشین جدید شما نصب شود بسیار بسیار ضعیف است

 

بیشتر  وقت مردم در اپلیکیشن های مشهور می‌گذرد

اگر فرض محال اپلیکشین شما به نحوی وارد گوشی کاربران شود تا زمانی که جزو ۱۰ اپ برتر نباشید احتمال وقت گذاشتن کاربران تقریباً صفر است. نمودار زیر نشان می‌دهد مجموع وقتی که کاربران روی اپلیکشین های ۱۱ تا ۹۹ ام می‌گذراند جمعاً ۴ درصد است. یعنی اگر شما جزو ۱۰ اپلیکیشن اول نباشید عملاً زیر نیم درصد کاربر روی آن وقت می گذراند.

 

مقدار وقتی که کاربران موبایل و تبلت روی اپلیکیشن های برتر می‌گذارند. زنگ قرمز مربوط به تبلت و رنگ آبی مربوط به موبایل است. کاربران نصف وقت خود را روی تنها روی اپلیکشین برتر #۱ می‌گذارند. این عدد برای تبلت حدود ۶۵ درصد است. اپلیکیشن های یازدهم به بعد جمعاً ۴ درصد وقت کاربران را به خود اختصاص می‌دهد. با فرض وجود ۲۵ اپ روی هر موبایل و ۱۰۰ دقیقه وقتی که هر روز کاربر به طور متوسط روی اپ ها صرف می‌کند عملاً به هر اپ بعد از رتبه ۱۱ “تنها ۱۵ ثانیه” می‌رسد.

همانطور که می‌بیند ۸۰ درصد وقت کاربران روی ۳ اپ برتر می‌گذرد. که مطمئنا در کنار غول‌های تکنولوژی شما جزو آن‌ها نخواهید بود.

 

قانون هشتاد بیست

شاید بتوان با قانون ۲۰ ۸۰ این مساله را تفسیر کرد. آمارها نشان می‌دهد که هر کاربر بطور متوسط در ماه از ۳۰ نرم افزار استفاده می‌کند و از طرفی قانون بیست هشتاد می‌گوید ۸۰ درصد وقت کاربران روی ۲۰ درصد این اپ ها خواهد بود. چون ۲۰ درصد ۳۰ اپ می‌شود ۶ اپ.

یعنی قانون بیست هشتاد می‌گوید ۸۰ درصد وقت کاربر تنها روی ۶ اپ خواهد بود.

 

۱۰ اپلیکیشن برتر 

حال که از ۱۰ اپلیکشین برتر صحبت رانده شد ببینم نام آن‌ها چیست.

۱۰ اپلیکیشنی که مردم آمریکا بیشتر از آن استفاده می‌کنند. همانطور که می‌بینید ۸۰ درصد آن‌ها متعلق به شرکت‌های فیسبوک و گوگل است.

 

همانطور که می‌بیند بیشتر اپ ها متعلق به شرکت های فیس بوک و گوگل هستند (البته در آمریکا) گفتیم تقریباً صد در صد وقت کاربران روی ۱۰ اپلیکشین برتر می‌گذرد. به همین خاطر یک استراتژی می‌تواند این باشد که به جای نوشتن یک اپلیکیشن مستقل bot درون برنامه‌ی طراحی کنیم مثل ربات برای فیس بوک مسنجر یا تلگرام.

 

گروه بندی اپلیکیشن‌ها

از طرفی ۶۰ درصد وقت کاربران روی شبکه های اجتماعی موسیقی ویدیو و بازی صرف می‌شود. اگر اپ شما خارج از این دسته بندی است پس باید بیشتر دقت کنید.

هر دسته‌بندی چقدر وقت کاربران را می‌گیرد. نمودار نشان می‌دهد مردم هفتاد درصد وقت خود را روی شبکه ‌های اجتماعی، موسیقی، ویدیو، بازی، عکس و پیام رسان هاصرف می‌کنند.

 

افزایش استفاده مردم از اپ های موبایل

ولی خبرها خوبی هم هست. آمارها نشان می‌دهد مصرف اپ های موبایل در سال ۲۰۱۷ نسبت به ۲۰۱۶ بیست و پنج درصد افزایش یافته است که و به رقم حیرت انگیز ۲۰۰ میلیارد ساعت در سه ماه اول ۲۰۱۷ رسیده است. (چه بازار خوبی!)

مصرف مردم از موبایل نسبت به سال قبل ۲۵ درصد افزایش پیدا کرده است

 

از طرفی مصرف روزانه کاربران از اپلکیشن های موبایل حدود ۲ الی ۳ ساعت است که این آمار هم در حال افزایش است.

 

مقدار مصرف “روزانه” مردم کشورهای مختلف از اپ های موبایل. (برای سالهای ۲۰۱۵ ۲۰۱۶ ۲۰۱۷) همانطور که مشاهده می‌کنیم مردم کره جنوبی هر روز بیش از ۳ ساعت از موبایل خود استفاده می‌کنند و این مقدار نسبت به سه سال گذشته افزایش پیدا کرده است.

 

نتیجه گیری

با توجه به آمار تلخ و شیرین بالا به نظر می‌رسد اپلیکیشن هایی که بازار گسترده و مصرف عمومی را هدف گرفته‌اند (مثل سوشال مدیا) احتمال شکست آن‌ها بسیار زیاد است.

اما از طرفی چون مصرف موبایل در حال افزایش است اگر کسب و کار ما قرار است یک نیاز خاص را مرتفع کند یا یک بازار گوشه‌ی یا نیش را هدف گرفتیم شاید بتوان به موفقیت آن همچنان امیدوار بود.

 

منابع:

گزارش appannie.com از مصرف موبایل در کشورهای مختلف به زبان انگلیسی

گزارش comscore.com از اپل موبایل در آمریکا سال ۲۰۱۷ به زبان انگلیسی

 

 

پلتفرم‌های نیروی انسانی

در قسمت های قبلی از استراتژی پلتفرم توضیح دادم پلتفرم در اصل یک واسطه و پیوند دهنده است. هدف از تاسیس پلتفرم ایجاد ارتباط بین خریدار و فروشنده است.

 

 

ممکن است این فروشنده یک راننده تاکسی باشد که بخواهد وقت و خدمت خود را بفروشد که در آن صورت پلتفرم ما اسنپ خواهد شد یا تولید کننده محتوا که قصد عرضه محتوا خود را دارد که گوگل اینجا نقش پلتفرم را بازی می‌کند.

ما هر روز نیاز به افرادی داریم که به ما خدمت ارائه کنند. از کسی که موبایل مان را برای تعمیر پیش او می‌بریم تا برقکاری که آیفون منزل ما را تعمیر می‌کند.

پلتفرم هایی که این افراد را به ما معرفی می‌کنند پلتفرم های نیروی انسانی یا Labor Platform نامیده می‌شوند در اصل پلتفرم های نیروی انسانی نوع خاصی از کسب و کار هستند که به جای کالا، آدم معرفی می‌کنند.

مثلا فکر کنید من به دنبال یک معلم خصوصی برای فرزندم هستم خوب شیوه سنتی این است که از آشنایان و اطرافیان آدرس یک معلم خوب را جستجو ‌کنم ولی فرض کنید وب‌سایت یا اپلیکیشنی باشد که در شهر محل زندگی من لیست ۱۰ معلم خصوصی را نشان دهد و من بتوانم از بین آن‌ها فردی که هزینه کمتری دریافت می‌کند را انتخاب کنم.

پلتفرم های نیروی انسانی زیادی در کشور ما و سطح جهان تاسیس شدند که عبارتند از:

 

پلتفرم های فریلنسری  (FP)

freelancer.com guru.com upwork.com toptal.com  ponisha.ir  peopleperhour.com  fiverr.com anjammidam.com  parscoders.com thumbtack.com crew.co

توجه: در ادامه هر جا FP آمده منظور تمام سایت‌های بالا هستند.

 

پزشکی سلامت زیبایی تغذیه ورزش

جراح زیبایی healthgrades.com   doctorondemand.com nobat.ir doctor-yab.ir

جراح چشم healthgrades.com doctor-yab.ir   doctorondemand.com nobat.ir

کاشت مو doctor-yab.ir healthgrades.com  doctorondemand.com nobat.ir

روانشناس doctorondemand.com  ۷cups.com

پزشک zocdoc.com   pager.com doctor-yab.ir

مربی شنا

مربی بدنسازی   classpass.com

مربی تنیس

مربی اسب سواری

آرایشگر: styleseat.com  beglammed.com  glamsquad.com

ماساژور FP  classpass.com

مشاور تغذیه FP

معلم خصوصی آشپزی FP

پرستار سالمند Care.com sittercity.com  urbansitter.com

`پرستار نابینا bemyeyes.com

`پرستار بیمار crowdmed.com  helparound.co  mymedzed.com

پزشک حیوانات خانگی

 

خانه و خانواده

معلم خصوصی skillshare.com

معلم خصوصی موسیقی

گل آرا و گل فروش bloomthat.com     ftd.com   bloomnation.com

معلم خصوصی مدرسه teacherspayteachers.com tutorvista.com

معلم خصوصی دانشگاه teacherspayteachers.com tutorvista.com chegg.com faranesh.com faradars.org

معلم خصوصی زبان byjus.com

نصاب پرده

جوشکار

سیم کش

تعمیرکار لوازم خانگی

تعمیرکار لباس

انبار دار وسایل خانه makecpace.com www.clutter.com

باربری shyp.com

دکوراتور pro.com  porch.com  buildzoom.com

تعمیرکار لوازم صوتی و تصویری

خیاط و اتوکار

تعمیرکار سیستم گرمایشی

تعمیرکار سیستم سرمایشی

نظافتچی منزل handy.com

پذیرایی کننده در خانه

کارگر اسباب کشی

اجاره دهنده تجهیزات صوتی

خواننده مراسم

تصویربردار مراسم

مشاور تحصیلی

پرستار بچه Care.com sittercity.com  urbansitter.com

نگهدار حیوانات خانگی rover.com  swifto.com Care.com

نصاب موکت

نقاش خانه handy.com

برف روب lawnlove.com

قالیشو

بنا FB

کارگر ساختمانی

باغبان FB

نصاب کابینت porch.com  buildzoom.com

کلید ساز

لوله کش porch.com  buildzoom.com

نصاب فنس و حصار FP

شیشه چی و تعمیرکار شیشه FP

مشاور ازدواج و خانوادهFP 7cups.com

 

فناوری اطلاعات و  کسب و کار

مترجم متون پزشکی FP   worldtranslators.net

مترجم متون حقوقی FP  worldtranslators.net

مترجم متون فنی FP worldtranslators.net

دارلترجمه رسمی worldtranslators.net

تاپیست typeiran.com

مشاور کسب و کار clarity.fm

محقق دانشگاهی scienceexchange.com

مدیر منابع انسانی recruitloop.com

حسابدار

طراح لوگو ۹۹designs.com

طراح کارت ویزیت ۹۹designs.com

طراح بنر ۹۹designs.com

گرافیست ۹۹designs.com

فروشنده دامنه و هاست

تعمیرکار موبایلicracked.com

تعمیرکار لپ تاپubreakifix.com

طراح وب سایت FP 99designs.com

وردپرس کار FP

طراح و مترجم قالب وردپرس themeforest.net codecanyon.net   FP

برنامه نویس FP

برنامه نویس وب FP

برنامه نویس موبایل FP

طراح گرافیک FP 99designs.com

طراح یو ایکس و یو‌آی   FP 99designs.com

طراح وب FP

طراح مدل های سه بعدی FP 99designs.com

تولیدکننده ویدیو و تیزر FP

طراح یو ایکس و یو آی موبایل FP 99designs.com

توسعه دهنده آ او اس  FP

توسعه دهنده اندروید FP

طراح ربات

توسعه دهنده Backend موبایل FP

توسعه دهنده بازی FP

توسعه دهنده نرم افزار دسکتاپ FP

ویراستار FP

کپی رایتر FP

تلفنچی FP

وارد کننده داده به بانک اطلاعاتی FP

مترجم parscoders.com  ponisha.ir  worldtranslators.net

تولید کننده محتوا ponisha.ir

سئوکار fiverr.com seoclerk.com

دیتا ساینتیست  kaggle.com experfy.com

هکر hackerone.com cobalt.io

وکیل upcounsel.com rocketlawyer.com

تعمیرکار تجهیزات اداری

 

حمل و نقل

تعمیرکار ماشین yourmechanic.com  repairpal.com

راننده آژانس carvanro.com hampasho.com blablacar.com snapp.ir

راننده وانت alopeyk.com

راننده کامیون  ubaar.ir baarco.ir

راننده موتور alopeyk.com hamloo.com snapp.ir postmates.com

راننده جرثقیل

تعمیرکار موتور سیکلت

 

منابع:  کانال تلگرام ECM

versionone

platformed

web strategist

 

مطلب مرتبط: ایده‌ای برای استارت آپ زدن در ایران

 

 

چند سوال قبل از راه اندازی کسب و کارهای محتوامحور

قصد دارید سایت راه اندازی کنید؟‌

یا فروشگاه اینترنتی برپا کنید؟

یا یک وبلاگ آموزشی راه بیاندازید؟

اگر تصمیم گرفتید در “فضای وب” فعالیت کنید به چه سوالاتی فکر می‌کنید؟

شاید سوالات زیر قابل طرح باشند:

۱-  آیا کسب و کار ما نیاز به تولید محتوای زیادی دارد؟ بعضی کسب و کارها نیاز به تولید محتوا انبوه دارند و اگر برای به طور منظم برای آنها محتوای تولید نشوند از رقبای خود عقب می‌افتند. مثلاً سایت های خبری را در نظر بگیرید که یک روز اگر محتوا تولید نکنند اعتبار خود را از دست می‌دهند. پشت اینها یک تیم بزرگ تولید محتوا وجود دارد که هر روز محتوای جدید به سایت اضافه می‌کنند.  ولی بعضی کسب و کارها نیازی به تولید محتوای زیاد ندارند مثل سایت فروش شارژ.

۲-  آیا نیاز به محتوای  سبز داریم؟ محتوای سبز یعنی محتوایی که تاریخ مصرف ندارد و برای ماه ها قابل استفاده است. مثلاً سایتی که اشعار فارسی  منتشر می‌کند (مثل گنجور یا شعرنو) ممکن مطالبش هیچ وقت کهنه نشود چون شعر همیشه خواندنی است. ولی یک سایت خبرهای تکنولوژی را در نظر بگیرید ممکن است این سایت یک سال دیگر مطالبش قابل استفاده نباشد چون آنقدر تغرییات تکنولوژی زیاد است که محتوای مرتبط با آن تغییر می‌کند و منقضی می‌شود.

۳-  آیا کسب و کار ما برندپذیر است؟ بعضی کسب و کارها هستند که برندسازی ارزشی برای آن ها ایجاد نمی‌کنند چون مردم هیچ وقت هنگام استفاده به برند آن‌ها اهمیت نمی‌دهند. مثلاً در دنیای فیزیکی کسی به برند آب معدنی توجه می‌کند؟ در فضای اینترنت هم همین طور است. بعضی سایت‌ها و کسب و کارها نوع خدماتشان جوری هست که اصلاً نمی‌شود برای آن برند ساخت و اگر هم برندسازی کنیم بی‌ارزش است. مثلاً فرض کنید شما کسب و کاری دارید که چرثقیل خودرو به صورت آنلاین کرایه می دهد چون یک مشتری ممکن حداکثر یک بار در سال از خدمات ما استفاده کند اصلاً برندسازی مقرون به صرفه نیست. اگر هم مشتری نام و برند ما ببیند تا مراجعه بعدی از خاطر خواهد رفت. منظورم این است که وقتی خدمات سایت با فاصله زمانی بسیار استفاده می‌شود دلیلی ندارد برندسازی کنیم. شاید فقط مشتری در آن لحظه ما را در گوگل جستجو می‌کند که یک خدمت بگیرید و برود. مثل کسی که دنبال بکسل کردن ماشین خودش هست برایش مهم نیست که از چه کسی و  چه سایتی خدمات دریافت کند همین که تنها یک جرثقیل کار او را راه بیاندازد کافی است.

۴-  آیا موبایل محور است یا دسکتاپ محور؟ واقعیت اینکه اگر کسب و کار ما بیشتر روی موبایل قابل دستیابی و قابل رجوع مردم هست با زمانی که مردم از روی دسکتاپ سایت ما را می‌بینند بسیار فرق می‌کنند. کاربران موبایل اصلاً حوصله خواندن چیزی را ندارند و عملاً تولید محتوا برای کسب و کارهایی که روی موبایل قابل استفاده هستند بسیار ضعیف و غیراثربخش می‌شود. اندازه صفحه نمایش موبایل و حواسپرتی هنگام استفاده از گوشی موبایل باعث می‌شود کاربر دقیقاً نتواند کل محتوای ما را بخواند به همین خاطر اگر قصد داریم محتوای ما کاملاً توسط مخاطب خوانده شود باید به سمت دسکتاپ حرکت کنیم. مثلاً فرض کنید شما یک سایت آموزشی مثل متمم دارید اصلاً این نوع کسب و کار روی موبایل جواب نمی‌دهد و باید استراتژی شما بیشتر برای دسکتاپ باشد. به همین خاطر اگر فکر می‌کنید برای موفقیت کسب و کار خودتان باید کاربر محتوای شما را کامل مطالعه کند سعی کنید طوری برنامه ریزی کنید که کاربران دسکتاپ بیشتر از کاربران موبایل باشد.  وقتی کاربر شما در کوه و بیابان و خیابان و داخل ماشین و با عجله از  سایت شما دیدن کند دیگر حوصله ندارد متن بخواند شاید فقط دنبال یک آدرس یا شماره تلفن است که پیدا کند و زنگ بزند. ولی وقتی شما یک سایت آموزشی دارید کاربر ممکن است شب ها در سکوت پشت لپ تاپ بشیند و آن را با دقت مطالعه کند. پس سبک این دو کسب و کار فرق می‌کند.

از یک جنبه دیگر هم می‌شود به این قضیه نگاه کرد که آیا کسب و کار شما نیاز به قدرت توجه زیاد دارد یا نه؟ اگر کارتان طوری هست که نیاز به تمرکز و توجه کاربر دارد نمی‌شود این هدف را روی موبایل تامین کرد.

۵-  آیا برای همه مردم است یا قشر خاصی از مردم؟: آیا محتوایی که تولید می‌کنیم برای همه اقشار جامعه است یا برای یک گروه خاص از جامعه. مثلاً سایت های زرد یا خبری را در نظر بگیرید. محتوای آن‌ها طوری طراحی می‌شود که برای همه قابل استفاده باشد و همه افراد جامعه به آن‌ها مراجعه کنند ولی ممکن سایت دیگری تنها روی قشر برنامه نویس یا طراح سایت تمرکز کند. به همین خاطر قبل از شروع کسب و کار فکر کنید که قرار است همه ۸۰ میلیون ایرانی کاربر سایت شما باشند یا نه یک بخش کوچک و خاص جامعه

۶- آیا سایت شما تجاری است یا آموزشی؟: این تفکیک از خودم است. من بسیاری از کسب و کارها را تجاری می دانم یعنی طوری طراحی شدند که کاربر چیزی از آن‌ها بخرد و کاربر با یک نیاز فوری به آن ها مراجعه می‌کند مثلا من وقتی به دیجی کالا مراجعه می‌کنم احتمالاً قصد خرید یک محصول را دارم نوع محتوای سایت هم طوری است که نیاز من را تامین کند. مثلاً اطلاعاتی در مورد محصول نوشته یا مشخصات سایر برندها را نمایش می‌دهد. ولی بعضی کسب و کارهای اینترنتی وجود دارد که مخاطب خیلی دنبال نیاز تجاری نیست. آمده که شاید چیزی یاد بگیرید. به همین خاطر نوع و کمیت محتوا در سایت های آموزشی بسیار متفاوت از سایت های تجاری است. البته همیشه گفته می‌شود در کنار فروش خدمات یا محصول مطالب آموزشی داشته باشید ولی حداقل من کمتر در ایران دیدم که این اتفاق بیافتد.

 

هزینه فرصت در استراتژی محتوا

چند ماه پیش یکی از دوستان از من پرسید ایده‌ی دارم و می‌خواهم کسب کاری حول محور آن راه اندازی کنم. من اولین سوالی که از او پرسیدم این بود که آیا بهترین ایده ممکن را انتخاب کردی؟ اگر روی ایده‌ی دیگر کار کنی بهتر نیست؟ چه چیزی تو را به اینجا رسانده که اصلاً سراغ کارآفرینی بروی؟ اگر همین الان بروی و جایی کارمند شوی بهتر نیست؟  اگر جواب این سوالات را دادی تازه بعد از آن می‌رویم سراغ نحوه پیاده سازی و گرنه ممکن است هر لحظه در مسیر کارآفرینی خسته شوی و آن را رها کنی.

همین سوالات در مورد تولید محتوا هم وجود دارد. در این نوشته قصد دارم در مورد هزینه فرصت تولید محتوا صحبت کنم.

فرض کنید تصمیم می‌گیرد در زمینه الف تولید محتوا کنیم.

این مورد می‌تواند از یک وبلاگ شخصی گرفته تا یک سایت بزرگ آموزشی را در بر بگیرید.

چه انتخاب خوبی؟ ایده‌یی از این بهتر؟ پس سریع سراغ تولید محتوا می‌رویم و مقدمات راه اندازی سایت را می‌چینیم.

ولی کمی صبر کنید. سوالات زیادی قبل از شروع کسب و کار محتوا محور وجود دارد که باید به پاسخ داده شود.

فرض کنید شما یک تیم تولید محتوا دارید. در کنار این هزینه‌های ریز و درشتی مثل اجاره دفتر و پهنای اینترنت و آب و برق هم به شما تحمیل خواهد شد.

حال سوال اصلی این است: آیا کسب و کار شما توجیه اقتصادی دارد؟

اجازه بدهید بیشتر توضیح دهم. این بخش برداشت من است از مطلب Lack of a feasible content plan در Webmindset.com

هر فعالیت تجاری (از جمله تولید محتوا) باید توجیه (Feasibility) داشته باشد.

توجیه یعنی چه؟ توجیه یعنی: سود خالص + هزینه فرصت

به عبارت دیگر اگر من روی تولید محتوا ده میلیون هزینه کردم و با آن ۲۰ میلیون تومان درآمد کسب کردم ایده من سود ده بود ولی لزوماً توجیه پذیر نیست.

باید هزینه فرصت را هم محاسبه کنیم. هزینه فرصت یعنی تمام درآمدهایی که می‌توانستم به دست بیاورم و نیاوردم و تمام فرصت هایی که می‌توانستم استفاده کنم و نکردم

به همین خاطر سوالات زیر باید قبل از شروع تولید محتوا پاسخ داده شود:

۱- چه ایده‌هایی دیگری غیر از تولید محتوا وجود دارد که شما می‌توانید روی آن سرمایه‌گذاری کنید؟ آن‌ها را می‌شناسید؟ بهتر نیست تولید محتوا را رها کنید و در صنعتی دیگری فعالیت کنید؟ چه چیزی باعث شده جذب صنعت محتوا شوید؟

۲- با همین تیم و همین ماشین محتوا چه نوع دیگری از محتوا می‌توانید تولید کنید؟ اگر این موضوع را که در موردش محتوا می‌نویسید عوض کنید سود بیشتری کسب نمی‌کنید؟ تولید محتوا در زمینه الف سود بیشتری دارد یا موضوع ب؟

۳- آیا جامعه هدفی که برای تولید محتوا انتخاب کردید مناسب است؟ چه افراد دیگری از جامعه وجود دارند که اگر برای آن‌ها تولید محتوا شود سودآوری بیشتری دارد؟ آیا بهتر نیست مخاطبان فعلی را رها کنید یا آن‌ها را تغییر دهید؟

به طور خلاصه آیا می‌توان سود بیشتری از همین تیم محتوا کسب کرد؟ اگر فرضا ۲ میلیون سود دارید آیا حاضر هستید تضمین دهید با همین ماشین محتوا نمی‌توان ۳ میلیون سود کسب کرد؟ آیا نهایت سودی که با همین منابع قابل برداشت است ۲ میلیون است؟

 

 

شاید طرز فکر “حال برویم ببینیم چه می‌شود” (که در میان ما ایرانی‌ها رایج است) برای کسب و کار سم باشد. نتیجه برنامه ریزی نکردن و نداشتن استراتژی محتوا نهایتاً به نارضایتی و شکست کسب و کار منجر می‌شود. زمانی که کسب و کار شکل گرفته ولی نه می‌توانیم آن‌ را رها کنیم و نه می‌توانیم ادامه دهیم.

آیا باید از به سرقت رفتن ایده‌ها و دانسته‌هایمان هراس داشته باشیم؟

چند سال پیش فکر ساختن یک سیستم کشت اکواپونیک به ذهنم رسیده بود. دستگاهی که با آن می‌توانستید در خانه ماهی و سبزی‌جات پرورش دهید. چند ماه تمام دغدغه‌ی من طراحی و ساخت این سیستم بود و بخشی از آن را در یکی از مطالب قبلی وبلاگ با عنوان دغدغه‌های آموخته شده توضیح و تشریح دادم.

این ایده به نظرم بسیار ناب و منحصر به فرد را از یک کتاب خارجی برداشت کرده بودم و بسیار خوشحال بودم که هیچ کس دیگری شاید در ایران از آن خبر ندارد.

صبح تا شب در عالم خیال با خودم می‌گفتم که بعد از اینکه این دستگاه را ساختم و خواستم آنرا بفروشم چه کار کنم که دیگران ایده آن را سرقت نکنند؟ یا اگر بخواهم از به صورت اینترنتی بفروشم چه تمهیداتی بیاندیشم که رقبا از کار من سر در نیاورند.

روزها با همین افکار می‌گذشت. چکار کنم که ایده‌ و دانشم به سرقت نرود؟

 

ایده‌ی که قرار بود ساخته شود

آن دستگاه اختراع هیچ وقت ساخته نشد و مسیر زندگی من بعد از آن به کل تغییر کرد ولی چیزی که امروز به آن تا حدود زیادی معتقدم این است که از به سرقت رفتن ایده‌ها و اهداف و دانسته‌های خود ترس به دل راه ندهیم.

آنقدر که در مورد اهمیت ایده و ایده پردازی صحبت شده شاید و از دید من آنقدرها هم ایده مهم نباشد.

شاید جمله‌ی “ایده روی زمین ریخته شده” به واقعیت نزدیک باشد و تنها به کننده و اجراگر نیازمندیم .

خدا را شکر دنیا اگر از نظر آب و هوای سالم دچار کمبود و محدودیت باشد از نظر ایده مشکلی ندارد و به اندازه کافی از این عنصر روی کره زمین پوشیده شده.

ما همیشه این هراس را داریم که نکند دانسته‌های یا ایده‌ها و ابتکارات ما توست دیگران به سرقت و یغما رود و آن‌ها به واسطه آن به پول و ثروت و موفقیت برسند ولی این بهتر است کمی احتیاط را کنار بگذاریم و دو سناریو فرضی زیر را بررسی کنیم.

 سناریو یک: ما ایده‌ها و دانسته‌های خود را با دیگران به اشتراک می‌گذاریم و آن‌ها از آن استفاده نمی‌کنند

 سناریو دو: ما ایده‌ها و دانسته‌های خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهیم و آن ها از بهره می‌برند و برای خود ثروت و پول و موفقیت کسب می‌کنند.

سناریو اول که مشخص است در اصل هیچ فرقی بین اینکه ایده‌های خود را به دیگران بگوییم و اینکه بگوییم ولی دیگران پی آن را نگیرند نمی‌کند. در هر دو حالت انکار آب از آب تکان نخورده.

یاد حرف‌های محمدرضا شعبانعلی افتادم که (به مضمون) می‌گفت بعضاً من بهترین مطالب و ایده‌ها را در اختیار دیگران قرار می‌دهم ولی نمی‌بینم کسی دنباله آن را بگیرد.

واقعاً بین خودمان به عنوان خوانندگان روزنوشته‌ها قضاوت کنیم واقعاً چند نفر پس از خواندن ایده‌های پست کسب و کار دیجیتال و رابطه آن با شناخت دنیای دیجیتال  دنبال اجرایی کردن آن رفتند؟

به خودم می گویم با اینکه همیشه  از همه چیز و همه جا شاکی هستم ولی وقتی لقمه آماده هم در مقابل ما قرار داده می‌شود باز حس و حال آن را ندارم که دستم را دراز کنم و آن را بردارم. حتی اگر آن لقمه آماده پول و اسکناس باشد.

ایده هست کسی حال ندارد اجرا کند

از این بحث‌ها بگذریم

فرض کنید در بدترین شرایط دیگران آنقدر باهوش و زرنگ و پیگیر باشند که حرف‌ها و ایده‌ها و دانسته‌ها ما را به یغما ببرند و اجرایی کنند و موفق هم شوند.

اگر بخواهیم مثبت به این قضیه نگاه کنیم در اینجا هم ما انگار به دیگران آموزش دادیم و نقش معلمی داشته‌ایم.

وقتی دیگران از حرفها و گفته‌های ما استفاده می‌کنند و نتیجه می‌گیرند بسیار بیشتر از زمانی به ما ارادت پیدا می‌کنند که بخواهیم به زور خودمان و سوادمان را به آن‌ها تحمیل کنیم.

در هر حالت به نظر می‌رسد با اشتراک گذاری ایده‌ها و دانسته‌های خود نه تنها زیان بلکه به سود و منافعی دیگری هم می‌رسیم که شاید با پنهان کردن آن هیچ وقت قابل دستیابی نباشد.‌

البته این حرف‌ها منکر بی‌اهمیت بودن ایده‌ نیست ولی به نظرم ارزش اجرایی کردن ایده نسبت به داشتن ایده وزن بسیار بیشتری دارد. معمولاً هم کسی حال ندارد که دنبال اجرا و پیاده سازی چیزی برود.

در تاریخ هم مثالهایی بوده که اجرا کننده ایده‌ها به قله‌های موفقیت رسیدند نه صاحبان ایده. مثل برادران رایت که با اینکه ایده ساخت اولین هواپیما به نام آن‌ها زده شده ولی هیچ وقت نتوانستند از اختراع خود کسب ثروت و درآمد کنند.

مطلب مرتبط: ایده‌ای برای استارت آپ زدن در ایران

مطلب مرتبط: ایده هایی برای کسب و کار آنلاین

مطلب مرتبط: ایده من ساخته شد!