چرا تولید محتوا در ایران درآمدی ندارد؟

چند سال پیش که بحث محتوا و بازاریابی محتوا داغ شد عده‌ی زیادی وارد این حوزه شدند. ولی بعضی از افراد که دستی در آتش تولید محتوا دارد بعضاً اظهار می‌کنند که از تولید محتوایِ صرف، آنچنان درآمدی حاصل نمی‌شود و بیشتر خرحمالی است.

من تجربه زیادی در تولید محتوا ندارم و این چیزهایی که می‌گویم در حد یکی دو سال فعالیت در فضای محتوا ایران است. پس اگر شما تجربه‌ی متفاوتی در اینباره دارید خوشحال می‌شوم در بخش کامنت‌ها اشاره کنید.

چرا تولید محتوا در ایران درآمد چندانی ندارد؟

اولین مساله به نیروی انسانی و رقابت بین تولید کنندگان محتوا برمی‌گردد. اساساً چون تولید محتوا یک فعالیت آنلاین و دورکاری هست بازار عرضه نویسنده و نیروی انسانی تولید کننده تمام ایران هست. یعنی اگر شما یک کسب وکار در تهران داشته باشید نویسنده شما می‌تواند در اهواز یا مشهد یا تبریز باشد. تولید محتوا مثل کارهای دیگری نیست که حتماً حضور فیزیکی لازم باشد. پس این مساله باعث می‌شود یک بازار عرضه بسیار بزرگ ایجاد شود که رقابت را افزایش و قیمت را کاهش می‌دهد. از طرفی چون هزینه زندگی در شهرستان نسبت به تهران و کلان‌شهرها پایین‌تر است دستمزدهایی که پیشنهاد می‌شود بسیار نازل است. همچنین چون فعالیت تولید محتوا از خانه هم قابل انجام هست برای تولید کننده محتوا هزینه زیادی ندارد و هزینه ایاب و ذهاب و غیره حذف می‌شود و نرخ‌های اعلامی برای تولید محتوا پایین می‌آید.

بخش زیادی از تولید کنندگان محتوا در ایران فارغ التحصیلان بی‌کار دانشگاهی هستند که متقاضی شغل تولیدکنندگی محتوا هستند و چون این افراد جمعیت زیادی را تشکیل می‌دهد پس رقابت برای تولید محتوا زیاد است

از طرفی چون دیوار تولیدکنندگی محتوا کوتاه هست و هرکس می‌تواند خود را نویسنده و تولیدکننده محتوا قلمداد کند باز باعث ورود افراد زیادی به این صنعت می‌شود که قیمت‌ها را کاهش می‌دهد.

همچنین معیار  کمی هم برای کیفیت محتوا نداریم و محتوای خوب از محتوای بد قابل تفکیک نیست همه چیز باهم حساب می‌شود و محتوای خوب هم در حد محتوای متوسط و ضعیف  قیمت‌گذاری می‌شود. یعنی تقریباً محتوا به کالا تبدیل شده مثل پفک یک قیمت ثابت دارد. مثلاً می‌بینید نوشته شده که یک مقاله‌ی ۳۰۰ کلمه‌ی: قیمت ۱۵ هزارتومان و مقاله‌ی ۵۰۰ کلمه‌ی ۲۵ تومان. مثل چی‌توز موتوری که ۳۰۰ گرم آن یک قیمت دارد و ۵۰۰ گرم آن یک قیمت دیگر.

ولی مساله دوم که بسیار مهتر از مشکل نیروی انسانی مازاد در این حوزه است نبود استراتژی محتوا برای کسب و کارهاست.

یعنی کسب و کارهای و سایت‌هایی که به تولید محتوا مشغول هستند تقریباً در ایران فاقد استراتژی محتوا و مدل درآمدی محتوا هستند و نداشتن استراتژی و مدل  یعنی نداشتن درآمد زیاد و این یعنی پولی نیست که تولیدکننده محتوا دریافت شود.

تولید محتوا تنها یکی از قطعات پازل کسب و کار است و  و به خودی خود ارزش خاصی ندارد. تولید محتوا بدون داشتن استراتژی محتوا چیزی جز تلف کردن منابع نیست.

به همین خاطر است که بعضی کسب وکارها به استراتژی تولید محتوای فله‌ی رو می‌آورند .تا شاید با تولید محتوای کیلویی و بسیار زیاد محتوا بتوانند درآمد ایجاد کند

فرق یک شرکت که استراتژی محتوا دارد با شرکتی که فاقد آن است در مساله ROI یا بازگشت سرمایه‌ است.

سایت الف را فرض کنید که استراتژی قوی و طرح کسب و کار کارشده دارد و شرکت ب که به صورت هردمبیل و جاهلانه فعالیت می‌کند. هر کلمه‌ی که در سایت الف محتوا تولید می‌کنید ۱۰۰ واحد درآمد برای شرکت الف ایجاد می‌کند و هر کلمه‌ی که در سایت ب تولید می‌شود تنها ۱ واحد درآمد برای شرکت ب فراهم می‌کند.

پس تولید‌کننده‌ی می‌تواند موفق و ثروتمند باشد که برای یک شرکت دارای استراتژی محتوا قوی فعالیت کند و در غیر این صورت جز اتلاف منابع و دریافت مبالغ بسیار نازل به چیزی خاصی نمی‌رسد.

توصیه من به عنوان کسی که تولیدکننده محتوا استخدام کردم به کسانی که قصد درآمدزایی از محتوا را دارند این است که قبل از درخواست دادن به آن شرکت و استراتژی شرکت توجه کنند و ببینند که یک مقاله که برای آن شرکت تولید می‌کنند چقدر روی درآمد آن‌ها تاثیر دارد؟ اگر واقعاً هیچ تاثیری ندارد و ارتباط بین تولید محتوا و افزایش فروش مشخص نیست اطلاع داشت باشند که دریافتی زیادی بابت تولید مطلب نخواهند داشت و سیستم شرکت تولید کیلویی محتوا خواهد بود.

افتخار می‌کنم تولید‌کنندگان محتوا برای سایت باراست با کمترین حجم محتوا تولید شده بیشترین درآمد را کسب می‌کنند و این نتیجه یک استراتژی محتوا فکر شده و قوی است که قبل از راه‌اندازی سایت روی آن کار شده است.

تعریف سئو در یک خط

من تجربه در سئو ندارم ولی براساس شواهد خودم یک تعریف شخصی از سئو دارم که واقعاً احساس می‌کنم جواب می‌دهد.

حقیقتاً چقدر باید وقت خودمان را در کلاس‌ها و سمینارها و سایت‌ها تلف کنیم و گوشمان را یک سری آدم شومن بدهیم که هر روز از فرق http و https و Url فارسی و Url انگلیسی و مزخرفات این‌چنینی برایمان ردیف کنند. خود گوگل هم سعی می‌کند مردم را با همین چرندیات مشغول کند تا کسی نفهمد که الگوریتم‌های گوگل عوض شده و کسی بویی نبرد و سرشان مشغول چند نکته مسخره فنی باشد.

تعریف من از سئو در یک جمله:

جواب دادن به سوال کاربر

البته این روش هیچ وقت در کوتاه مدت جواب نمی‌دهد و نتایج آن در بلند مدت خواهد بود.

جواب دادن به سوال کاربر یعنی بازاریابی محتوا و تولید محتوای عالی. یعنی باید از آن صنعت و حوزه سررشته داشته باشی باید بروی کف بازار آن صنعت تا جواب مخاطب را پیدا کنی. باید کتاب‌های آن حوزه را بخوانی تا بتوانی به سوال کاربر جواب بدهی. یعنی باید ۱۰ سال در آن زمینه متخصص باشی تا بتوانی جواب مخاطب را بدهی. یعنی باید چند آدم خبره و استخوان خرد کرده پیشش داشته باشی تا از آن‌ها کمک بگیری و جواب مردم را بدهی. یعنی باید ده‌ها پروژه در آن صنعت انجام داده باشی تا بتوانی سوالات خلق را پاسخ بدهی.

حالا این طور سئو کردن کار هر کسی نیست باید آستین بالا بزنی و کف بازار بروی. اگر سایت لوله کشی سئو می‌کنی باید بروی چند ماه لوله کشی کنی و کثافت سرتا پایت را بگیرید و بعداً بیایی و بروی مطلب تولید کنی. نه اینکه انتظار داشته باشی پشت میز  و با کت و شلواری سئوکار شوی.

من نمی‌گویم الان هر کس سایتی با سئوی بالا دارد حتما‌ً خودش کف بازار است ولی اگر شما این مسیر را بروید آنچنان سایتی بالا می‌آورید که هیچ کس سئوکار و بک‌لینک‌کاری نمی‌‌تواند آن را زمین بزند و سایتان ۱۰ سال هم بالا می‌ماند.

فقط و فقط وفقط به مخاطب جواب دهید. هر سوالی داشت پاسخ بدهید تا دست پر از سایتان بیرون برود.

به نظرم تمام این مطالبی که در سئو گفته می‌شود فقط شلوغ کردن و مبهم کردن ماجراست و اصل اساسی همان جواب دادن به مخاطب است.

هزینه‌های یک کسب‌و‌کارِ محتوامحور چیست؟ [در حال تکمیل]

البته منظورم از کسب و کار محتوامحور، همهِ نوع کسب و کاری نیست و نوع خاصی است که شرایط زیر را دارد:

–  هسته اصلی کسب و کار، وب سایت شرکت است و بیشتر مشتریان آن از گوگل می‌آیند و متکی به سئوست.

– مدل کسب و کار آن‌ها فیزیکی +  دیجیتال (Brick and Mortar) است و کاملاً دیجیتال نیست.

– کسب و کار به شدت اطلاعات محور با چگالیِ اطلاعاتِ بالا است و بیشتر فرایندهای کسب و کار روی بسترهای دیجیتال مثل تلفن، اینترنت اتفاق می‌‌افتد.

به طور نمونه سایت باراست به عنوان پلتفرم نیروی انسانی (که تامین ‌کنندگان آن‌ها رانندگان و باربری‌ها هستند) می‌تواند یک نمونه کسب و کار محتوامحور باشد.

البته هزینه‌های راه‌اندازی و اداره یک کسب و کار محتوا محور کمی با کسب و کارهای سنتی فرق می‌کند و به نظرم بخشی از آن پنهان و نامشهود است.

چون بیشتر کارهایی که در کسب و کارهای محتوامحور اتفاق می‌افتد از جنس فعالیت فکری است به همین دلیل خیلی از بیرون دیده نمی‌شود.

گفتم هزینه‌های یک کسب و کار محتوامحور پنهان است و به همین خاطر این پست را نوشتم که برای خودم و کسانی که قصد راه‌اندازی کسب و کار جدید را دارند این هزینه شفاف شوند و از پس پرده بیرون بیایند.

 

هزینه فرصت

 مهمترین و سنگین‌ترین و نامشهودترین هزینه‌ی که برای راه‌اندازی یک کسب و کار پرداخت می‌کنیم هزینه فرصت است.

هزینه فرصت چیست؟

اگر گزینه خوب X‌ مقدار ارزش داشته باشد و گزینه عالی ۱۰X. و ما حق انتخاب داشته باشیم  و به جای گزینه‌یِ عالی، گزینه بدتر (یعنی خوب) را انتخاب کنیم به اندازه‌ی اختلاف دو گزینه (یعنی ۹X) ضرر کردیم و هزینه کردیم. بدون اینکه بدانیم.

همان طور که در هزینه فرصت برای استراتژی محتوا هم اشاره کردم. وقتی شما گزینه خوب را انتخاب می‌کنید و گزینه عالی را کنار می‌گذارید شاید در ظاهر برنده شده باشید ولی در اصل ضرر کردید. مثلاً فرض کنید من سئوکار  هستم اگر برای دیگران کار کنم و ماهی ۳X  دریافت کنم ولی خودم وب‌سایت راه‌اندازی کنم و ۲X درآمد داشته باشم. درست است که من ۲X درآمد داشتم ولی در واقع نه تنها سود نداشتم بلکه X مقدار هم زیان کردم. به بیان دیگر شما نمی‌توانید با افتخار بگویید من یک سایت راه‌اندازی کردم و ۱۰۰ میلیون درآمد دارم بلکه باید این سوال‌ها را هم پاسخ بگویید؟

– آیا می‌توانستم به جای کسب و کار محتوا محور، کسب و کار سنتی راه‌اندازی کنم؟

– خوب الان که تصمیم گرفتم سایت قرار است راه‌اندازی کنم چه ایده‌ی استفاده کنم؟ آیا بهترین ایده ممکن را انتخاب کردم؟

– آیا با این همین نیروی انسانی که دارم می‌توانم ایده پولسازی دیگری راه بیاندازم؟

– هزینه فرصت پرسنل من چیست؟ آیا بهترین شرکتی که می‌توانند کار کنند شرکت ما است؟ آیا من از حداکثر توان و استعداد آن‌ها استفاده می‌کنم؟

 

هزینه تولید محتوا

 همچنان که قبلاً گفتم محتوا، بزرگترین سرمایه و هسته اصلی یک کسب و کار محتوا است

و از نظر من اگر بخواهیم کسب و کار موفقی داشته باشید، هزینه‌یِ تولید محتوا بیشترین هزینه باید باشد که می‌پردازیم

از طرفی تولید محتوا یک پروژه یا فعالیت موقت نیست که فقط یک بار هزینه کنیم و تمام شود.

بلکه باید به صورت مدام و پیوسته برای سایت خود محتوا تولید کنیم و بیشتر از جنس عملیات است.

حتی  گوگل هم به سایت‌هایی که پیوسته محتوا تولید می‌کنند جایگاه بهتری در نتایج  جستجو می‌دهد.

 

هزینه سئو (و سایر روش‌های بازاریابی)

البته اینجا به هزینه سئو فقط اشاره می‌کنم (چون از سایر روش‌های بازاریابی خوشم نمی‌آید و اصلاً به هیچ روش بازاریابی جز سئو اعتقاد ندارم)

درست است که در ایران بعضاً کسی که طراحی سایت را انجام می‌دهد و نیروی فنی است سئوکار هم هست یا کسی که تولید کننده محتوا است کار سئو را هم ممکن است انجام بدهد ولی سئو یک هزینه و ردیف کاملاً مجزا برای خودش دارد. باید هزینه و دستمزد سئوکار را در نظر بگیرید.

چون او کسی هست که برای شما مشتری می‌آورد و اگر یک خطای در تنظیمات گوگل کنسول و سئو تکنیکال انجام دهد سایت شما به فنا خواهد رفت و زحمات تولید کننده محتوا از بین خواهد رفت. باید قبول کرد که هزینه سئو بخشی از هزینه جذب مشتری است.

 

هزینه آموزش

هر چه هم نیروی انسانی که شما استخدام می‌کنید ورزیده و حرفه‌ای باشد باز نیاز است که شما او را آموزش بدهید. چون هر کسب و کاری محیط خاص خودش را دارد و الزامات خودش را دارد.

شما حتی بهترین متخصص هوش مصنوعی در گوگل را هم بردارید در آمازون استخدام کنید باز طول می‌کشد که آن فرد با فضای شرکت دیگر آشنا شود با اینکه شاید اصول هوش مصنوعی همه‌جا احتمالاً ثابت است ولی خوب جنس هر کسب و کاری فرق می‌کند.

برای تولید کننده محتوا هم مصداق دارد کسی که برای صنعت آی‌تی مطلب نوشته کمی طول می‌کشد که با صنعت حمل و نقل آشنا شود و مطالب مرتبط با حوزه حمل و نقل را بنویسد پس در اینجا باید به نیروی جدید آموزش بدهید و را با فضای جدید آشنا کنید.

اگر هم خودتان کار آموزش نیروی انسانی جدید را انجام می‌دهید و پولی بابت آموزش پرسنل نمی‌دهید بدانید این هزینه از نوع هزینه فرصت است و وقتی که قرار بوده جای دیگری بگذارید برای آموزش نیروی انسانی جدید گذاشتید و از آن عقب افتادید.

 

هزینه نیروی فنی و وردپرس‌کار

 اگر ساختن یک کسب و کار را مانند ساختن یک ساختمان بدانید اگر شما طرح و نقشه را خودتان طراحی کنید باید کسی باشد شالوده و پی و فوندانسیون این ساختمان را پی ریزی کند. این کار نیروی فنی است.

حتی نگهداری از ساختمان هم برعهده نیروی فنی است.

به همین خاطر این بخش اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و اگر یک صفر و یک جابجا شود یا هک شود ممکن است کل سایت شما از بین برود و کسب و کار شما نابود شود.

پس در کنار اینکه طراحی سایت و نگهداری از آن را به یک انسان قابل اطمینان بسپارید باید هزینه‌ی آن را هم متقبل شوید. که معمولاً هزینه کمی هم نیست و نیروی فنی هم پیدا نمی‌شود و کم است

(البته چون من خودم تاحالا کارهای فنی را انجام دادم فعلاً سرو کارم به گروه نیافته و صابونشان به تنم نخورده)

 

هزینه تجهیزات

 شامل میز و صندلی، لپ‌تاپ، دستگاه موبایل و تلفن رومیزی، مودم و روتر، بخاری و کولر، تجهیزات آشپزخانه

 

هزینه اجاره و ملک

 

هزینه آب و برق و گاز

 

هزینه تلفن و اینترنت

 چرا هزینه تلفن را به صورت جدا ذکر کردم. چون واقعیت در بعضی کسب و کارها همه چیز همان شماره تلفن است و تنها راه‌ ارتباطی شما با مشتری تلفن و زیرساخت مخابراتی است.

حتی ممکن است دفتر نداشته باشید ولی تلفن مهم است.

پس اگر این هزینه را حساب نکنید ممکن است بعدًا دچار مشکل شوید.

هزینه تلفن هم شامل شارژ ماهانه و هم هزینه خرید خط تلفن است.

ممکن است مجبور به خریدن یک تلفن روند یا چند تلفن روند و پشت سر هم شوید و چون باید از دلال بخرید این هزینه خیلی بیشتر از نرخ مصوب مخابرات است.

آبونمان ماهانه بعضی شماره‌های رند ۴ یا رقمی در ایران بعضاً به چند ده میلیون می‌رسد.

از طرفی اگر بخواهید یک شماره در سایتان استفاده کنید ولی در منطقه‌ی که شما دفتر دارید خط‌ها پر باشد یا قابل انتقال نباشد باید از دایورت استفاده کنید که در این حالت وقتی مشتری زنگ می‌زند هزینه مکالمه به شما تحمیل می‌شود.

هزینه اینترنت را هم حساب کنید  که ممکن است سر به فلک بکشد چون کارمند ممکن است با آن فیلم و سریال دانلود کند.

 

هزینه گرافیک و گرافیست

 البته من تا حالا هزینه‌ی برای گرافیک سایت پرداخت نکردم ولی در پروسه تولید محتوا واقعاً نیاز به یک گرافیست حرفه‌ای را احساس کردم.

خود گرافیکِ عکس و گرافیکِ سایت درست است روی سئو شاید خیلی تاثیر نداشته باشد ولی روی نرخ تبدیل بسیار تاثیر دارد و مخاطب وقتی یک سایت شکیل و زیبا را می‌بیند احتمال بیشتری هست که به ما زنگ بزند یا محصول ما را بخرد.

مخصوصاً برای کسانی که کالا از طریق اینترنت می‌فروشند خیلی خیلی خیلی نیاز است چون برخلاف کسب و کارهای محتوا محور مردم وقتی قرار است از اینترنت چیزی بخرند دوست دارند آن محصول را از ۱۰۰ زاویه و جهت مشاهده کنند و اگر واقعاً قصد راه‌اندازی کسب و کار فروشگاهی را دارید هزینه گرافیست را باید حتماً حساب کنید.

 

هزینه نرم افزار

 هزینه نرم افزارهای شامل موارد زیر است:

هزینه هاست، که به صورت سالانه پرداخت می‌شود..

هزینه دامنه

هزینه قالب و پلاگین وردپرسی. اگر به کپی رایت اعتقاد دارید باید برای بیشتر قالب‌ها و پلاگین‌هایی که استفاده می‌کنید پول پرداخت کنید. حتی همین پلاگین یوست Yoast که ۶.۵ میلیون نفر از آن استفاده می‌کنند هم نسخه پولی دارد اگرچه ما غیرقانونی دانلود می‌کنیم.

هزینه فونت

 

هزینه سوئیچ کردن همکار یا شریک

 اگر برای کسب و کار خودتان با کسی شریک هستید و تصمیم دارید وسط راه او را تغییر دهید یا یکی از پرسنل شما قرار است استعفا بدهد یا شما او را اخراج کنید توجه داشته باشید که این سوئیچ کردن از یک نفر به نفر جدید هزینه مادی و مالی به شما تحمیل خواهد کرد. تا اینکه فرد جدید بیاد و با شرایط شما تطبیق پیدا کند و آموزش بینید زمان و انرژی زیادی از شما می‌گیرد. البته بیشتر این هزینه از نوع هزینه فرصت و هزینه آموزش است و در کل این هزینه را هم جزو هزینه های اداره یک کسب و کار محتوا محور  بگنجانید.

 

هزینه آپدیت شدن و تحقیق و توسعه

 چون حوزه محتوا و بازاریابی محتوا و سئو به شدت در حال تغییر است و روش‌های بازاریابی دیجیتال هر سال تغییر می‌کند و اثر بخشی ابزار کم و زیاد می‌شود

نیاز است که کسی باشد که مدام اخبار سئو را دنبال کند و  کتاب‌ها و مقالات جدید در حوزه بازاریابی محتوا را مطالعه کند.

ممکن یک روز بلند شوید و ببینید که گوگل یک قانون جدید گذاشته و ترافیک سایت شما کم یا زیاد شده.

برخلاف شرکت‌های فیزیکی فرایندها و دستورالعمل‌ها در آن کمتر تغییر می‌کند کسب و کارهای اینترنتی بسیار متغیر هستند.

اصلاً اینترنت یعنی تغییر. هر چیزی که فضای دیجیتال فعالیت می‌کند به شدت مستعد افول و فرود است از جمله کسب و کارهای محتوا محور.

مواظب باشید فضای دیجیتال جای نشستن و چرت زدن و کارت زدن مثل ادارات دولتی نیست مدام باید مطالعه کنی و به روز باشی وگرنه یک حریف قدر از راه می رسد و تو را با اوردنگی بیرون می‌اندازد.

 

البته فهرست بالا به شدت ناقص است و درصدد هستم ریزِ هزینه‌های یک کسب  و کار را در بیاورم و با ذکر قیمت بیان کنم تا کسانی مثل خودم که قصد راه‌اندازی یک کسب و کار را دارند قبل از همه چیز حساب و کتاب هزینه را بکنند و وسط به خاطر تمام شدن پول دچار مشکل نشوند.

 

مصرف‌کننده‌یِ محتوا همان مشتری نهایی نیست

فکر کنید شما یک مشاور کسب و کار هستید و یک وبلاگ قوی در زمینهِ تحلیل کسب و کار دارید.

خوانندگان وفاداری هم شما را دنبال می‌کنند. برحسب اتفاق یک از خوانندگانِ شما کارمند استارت‌آپ X است.

مدیر این استارت‌آپ به دنبال مشاور کسب و کار می‌گردد. آن خوانندهِ وفادار، شما را به او معرفی می‌کند. و از شما پیش مدیر خود بسیار تعریف می‌کند.

مدیر اطلاعات تماس را می‌گیرد و به شما زنگ می‌زند.

چه جالب.

شاید اول فکر کنید یک سری خواننده وفادار ولی با بنیه‌یِ مالیِ کم یا متوسط دارید که مدام مطالب شما را دنبال می‌کنند و قرار نیست ظاهراً درآمدی در کوتاه مدت برای شما داشته باشند ولی ناگهان با یک موقعیت اینچینی مواجه می‌شوید؟

اصلاً فکر می‌کردید مشتری نهایی شما اصلاً وبلاگ شما را نخوانده‌ باشد؟

آیا حدس می‌زدید کسانی که محتوای شما را می‌خوانند و کامنت می‌گذارند اصلاً آن‌هایی نیستند که قرار است به شما پول بدهند؟

البته یک شرط وجود دارد.

هر وبلاگ نویسی نمی‌تواند به این سطح برسد. باید شما محتوای فوق‌العاده تحویل مردم بدهید و یک رابطه بسیار نزدیک با آن‌ها داشته باشید.

یعنی مثل یک دوست صمیمی و نزدیک فیزیکی باشید وگرنه اگر رابطه شما با خوانندگان سحطی باشد و محتوایی که شما در وبلاگ خود منتشر می کنید ضعیف و فوق ضعیف باشد کسی شما را به مدیر یا دوست خود معرفی نمی‌کند.

به قولی باید خودتان و هم محتوایان آنقدر جذاب و وایرال باشید که دیگران شما را معرفی کنند.

ضمناً فکر می‌کنم حجم تولید محتوا هم باید زیاد باشد. نمی‌توان با نوشتن یک مقاله در ماه به این جایگاه رسید و خوانندگان وفادار پیدا کرد. بهترین مثال هم برای پرکاری و پرنویسی اگر بخواهید پیدا کنید شاهین کلانتری است که هر روز می‌نویسد.

رضا شعبانعلی در وبلاگ خود حرف جالبی نقل می‌کند: یک مشتری باارزش ممکن است کسی باشد که اصلاً چیزی از ما نخرند. بلکه  شاید نقش ترویج کننده محصول و خدمات شما یا رزومه شما را به دیگران داشته باشد.

در جای دیگری هم اشاره می‌کند که بهینه ترین راه رساندن محتوا به دست مشتری نه حضور حماسی در تمام شبکه‌های اجتماعی است (که بسیار هزینه‌بر است با اینکه خودِ شبکه‌های اجتماعی رایگان هستند) بلکه تولید محتوای قوی و وایرال است که خوانندگان لایه اول شما آن را بگیرند و دست به دست به سایر کاربران برسانند. یعنی در نهایت برسد به دست کسی که این محتوا به دردش می‌خورد.

برای ما که وبلاگ نویس هستیم معمولاً یک پیش فرض وجود دارد و اینکه:

مصرف کنندگانِ مستقیمِ محتوایِ ما همان مشتری نهایی هستند.

پس اگر من ۱۰۰ مخاطب و بازدید کننده دائمی ولی فقیر برای وبلاگ خودم دارم و بخواهم یک محصول آموزشی با قیمت ۱۰۰ هزارتومان بخرم نهایتاً اگر همه خرید کنند می‌شود ده میلیون تومان.

در وبلاگ نویسی، ممکن است تعداد مخاطبان در لایه دوم بیشتر از لایه اول باشد

ولی احتمالاً همه‌یِ ۱۰۰ نفر محصول را نخرند

بلکه دوستان و نزدیکان این افراد محصول که وسع مالی دارند آن را خریداری کنند.

اگر هر خواننده با وسع مالی کم فقط دو دوست ثروتمند داشته باشد و آنها پکیچ مرا بخرند ۲۰ میلیون خواهد شد که دوبرابر مقدار قبلی است. یعنی شاید “احتمال خریده شدن محصول توسط لایه دوم کمی بیشتر باشد”

البته مشتری برای هر صنفی فرق دارد.

ممکن است کسی وبلاگ نویس باشد و  مشتریان هدفش کسانی باشند که در آینده محصولات آموزشی او را می‌خرند.

یا اگر مدیر و همزمان وبلاگ نویس باشد ممکن است مشتری را کسانی تعریف کند که قرار است در آینده استخدام کند و به مجموعه خود اضافه شوند.

یا اگر وبلاگ دلی می‌نویسید مشتری ممکن است دوست یا همسر آینده باشد

بالاخره هر کس از وبلاگ نویسی و تولید محتوا یک هدفی را دنبال می‌کند و دنبال یک مشتری خاص است.

یعنی منظورم از مشتری صرفاً کسی نیست که پول پرداخت می‌کند بلکه می‌تواند یک دوست یا شریک کاری یا کارمند یا هم‌نفس باشد.

ما همیشه به لایه اول دوستان و خوانندگان خود فکر می‌کنیم و لایه دوم دوستان خود را فراموش می‌کنیم.

حتی در دنیای فیزیکی هم این مساله صادق است.

رید هافمن هم در کتاب استارت آپ شما می‌گوید از لایه دوم دوستی یعنی دوستانِ دوستانتان غافل نشوید. این‌ها منبع بزرگ و باارزشی هستند که ما معمولاً از آن‌ها را نادیده می‌گیریم.

او می‌گوید به جای اینکه دنبال غریبه‌ها بیافتیم و سعی کنیم با کسانی که اصلاً نمی‌شناسیم ارتباط برقرار کنیم سراغ دوستانِ دوستانمان برویم. این افراد  بهترین گزینه برای ایجاد رابطه و دوستی هستند.

چون اولاً می‌توانید به آنها دسترسی داشته باشید یعنی از دوست خودتان بخواهید که اطلاعات تماس آنها را به شما بدهند

ثانیاً دوست شما می‌تواند نقش “جوش دهنده و چسب” را بازی کنید. هم از شما و ویژگی ها و توانمندی های شما شناخت دارد و هم از ویژگی های دوست شما. پس خیلی راحت می‌تواند بگوید که رابطه شما به دردتان می‌خورد یا نه

از طرفی حس اعتماد در این نوع رابطه‌ها بیشتر است چون دوست دوست شما به عنوان رابط و معتمد می‌تواند نفش بازی کند و حتی در موارد اختلاف به شما کمک کند.

بعضی موقع فکر می‌کنم فروختن مستقیم اصلاً روش خوبی نیست

و بهترین روش این است که دیگران ما و محصول ما را به دیگران معرفی کنند.

چون ما انسان‌ها معمولاً در خریدن یک چیز به حرف شخص ثالث بیشتر اهمیت می دهیم تا خود فروشنده چون احساس می‌کنیم که شخص ثالث هیچ منفعتی وسط ماجرا ندارد.

حتی فلسفه‌ی به وجود آمدن گوگل هم همین است. گوگل به عنوان شخص ثالث محتوای دیگران را به ما معرفی می‌کند. شما اگر مرا نشناسید و این مطلب را در نتایج جستجو پیدا کنید خیلی بیشتر اعتماد می‌کند و امکان بیشتری هست که این مطلب را بخوانید تا زمانی که من این مطلب را در بیلبورد یا تلویزیون تبلیغ کنم.

همان مثال مشاور (که در اول بحث مطرح کردم) را در نظر بگیرید. اگر من تلاش کنم با تمام  روش‌های بازاریابی مستقیم  مثل بنر و همایش و تراکت خودم را به آن مدیر معرفی کنم مطمئناً او حس خوبی نخواهد داشت ولی وقتی یک فرد ثالث یعنی دوست من  معرفی کند و بگوید این کارش درست است حتماً مدیر حس خوبی خواهد داشت چون به کارمند و همکار خودش اعتماد دارد. از طرفی می‌بیند او برای معرفی من منفعتی ندارد.

جو پالتزی در فصل ۱۰ کتاب Epic Content Marketing می‌گوید:

“بسیاری مواقع فکر می‌کنیم مخاطب محتوای همان خریدار است. مثلاً John Deere (شرکت تولید کنننده تجهیزات کشاوزی) مجله Furrow  را برای کشاورزان منتشر می‌کند.

این کشاورزان دقیقاً همان کسانی هستند که قرار است محصولات جان دیر را بعداً بخرند. ولی ممکن است در مورد شما، خریداران همان کسانی نباشند که محتوای شما را می‌خوانند یا می‌بینند.

مجله فورو برای آموزش کشاورزی علمی به کشاورزان آمریکایی. ۱۲۰ سال هست این نشریه در آمریکا توسط یک شرکت خصوصی منتشر می‌شود. 

مثلاً یک دانشگاه را در نظر بگیرید. (فرض کنید قرار است یک برنامه بازاریابی محتوا تدوین کند) انواع زیادی از مخاطب وجود دارد. بعضی از آن‌ها خریدار هستند. بعضی اینفلوئنسر و بخشی ذی‌نغع.

به احتمال زیاد اولین مخاطب شما دانشجوها هستند. ولی والدین هم مخاطب حساب می‌شوند. کسانی که به دانش آموزان کمک مالی و پشتیانی معنوی می‌کنند. همچنین اساتید و فارغ‌التخصیلان. مقامات محلی و ملی چطور؟

پس براساس هدف بازاریابی ممکن است مخاطبان مختلفی را برای تولید محتوا در نظر بگیرید”

یک شرکت تولید کننده اسباب بازی را در نظر بگیرید که قصد دارد بازاریابی محتوایی انجام دهد. آیا مخاطبِ محتواییِ که تولید می‌شود یا کسانی که قرار است پول پرداخت کنند یکی هست؟ احتمالاً نه. کسی که قرار است پول اسباب بازی را بدهد پدر یا مادر است.

مثلاً شرکت تصمیم می‌گیرد که یک کارتون یا برنامه عروسکی بسازند تا در آن محصولات خود را تبلیغ کند. مخاطب این محتوا کودکان و خردسالان هستند و اصلاً قرار نیست پولی پرداخت کنند. بلکه والدین کودک هستند که قیمت کالا را پرداخت می‌کنند. یعنی مصرف کننده محتوا با مشتری نهایی یکی نیست.

واژه نامه‌ی بازاریابی محتوا (حرف E)

 حرف A 

A/B Testing یا Split-Testing

شاید در نگاه اول تست A/B شبیه کارهایی به نظر می‌رسد که دانشمندان در آزمایشگاه فیزیک روی اتم ها و پروتون ها و نورون‌ها انجام می‌دهند ولی در واقع تست AB یک راه ساده و روش‌مند برای افزایش نرخ تبدیل در فضای آنلاین است.

مثلاً دو صفحه وب را فرض کنید. هر دو صفحه دقیقاً مشابه هم هستند جز در تیتر. مثلاً اولی تیتر الف و دومی تیتر ب را دارد. کاری که می‌کنیم صفحه اول را به پنجاه درصد بازدیدکنندگان نشان می‌دهیم و صفحه دوم را به ۵۰ درصد دیگر.  بعد بررسی می‌کنیم که از کدام صفحه استقبال بیشتری شده و نرخ تبدیل بیشتری دارد؟ آن را به عنوان صفحه برتر انتخاب می‌کنیم.

حال تست AB را روی همین صفحه ادامه می‌دهیم. مثلاً یک نسخه با ویدیو و یک نسخه بدون ویدیو آماده می‌کنیم. یا شاید دو نسخه یکی با دکمه‌های آبی و یک نسخه با دکمه‌های سبز تهیه کنیم و بسنجیم که بازدیدکنندگان کدام را بیشتر می‌پسندند.

در تست AB می‌توانید بی‌نهایت اجزای صفحه را تغییر دهید. این کار در کنار اینکه بسیار جذاب و اعتیادآور برای شما منافع مالی زیادی هم به ارمغان می‌آورد.

Above the Fold

Above the Fold بخشی از صفحه وب هست که بدون اسکرول کردن قابل مشاهده است. قسمت بالای صفحه که به محض باز کردن می‌بینیم.

Affiliate Marketing

تقسیم سود بین صاحب سایت و تبلیغ دهنده براساس شاخص‌های عملکردی. این شاخص‌های ممکن است تعداد فروش، تعداد کلیک یا تعداد ثبت نام‌های کاربران باشد.

Agile

کلمه Agile که در بازاریابی محتوا استفاده می‌شود در اصل از دنیای مهندسی کامپیوتر و توسعه نرم افزار آمده و به معنی توسعه تدریجی و پویا است. چابک می‌گوید شما از یک چیز کوچک شروع کنید. سپس از تعداد محدودی از کاربران فیدبک بگیرید. اینکه نظر آن‌ها چیست و چه بخش‌هایی باید بهبود پیدا کند.

بعد از بهبود‌ همین مراحل را باز تکرار می‌شود. فرق این روش با روش‌های سنتی این است که در فرایندهای قدیمی همه منتظر بودند تا محصول نهایی شود و در آخر کار، که یک محصول کامل ارائه می‌شود، مردم نظر خود را اعلام کنند.

Aggregate

فرایند یک‌کاسه کردن اطلاعات

Analytics

روشی برای کشف و جستجوی الگوهای معنی‌دار بین داده‌هاست. چند ابزار متدوال که در بازاریابی محتوا استفاده می‌شود عبارت‌اند از Google Analytics  و Google Webmaster Tools و Facebook Insights.  اطلاعات رفتاری کاربران، کانال‌های ورود کاربران و نرخ تبدیل از جمله‌ی داده‌های تحلیلی هستند.

Ann Handley

مدیریت ارشد محتوا Chief Content Officer در سایت MarketingPros  یکی مراجع مهم در زمینه بازاریابی. او همچنین از نویسندگان کتاب Content Rules است.

Autoblogging

به فرایند انتشار اتوماتیک محتوا روی وبلاگ یا سایت Autoblogging گفته می‌شود. محتوا توسط فید RSS منشر می‌شود و یا از سایر ابزارهای Aggregator استفاده می‌شود. اتوبلاگینگ اکثر مواقع با Content Curation اشتباه گرفته می‌شود. در اتوبلاگینگ کنترل کمتری روی اختصاصی بودن و شخصی‌سازی بودن محتوا وجود دارد.

Autoresponder

یک سری ایمیل در ایمیل مارکنیگ است که توسط شما و براساس ترتیب و فرکانسی که شما تعیین می‌کنید فرستاده می‌شود.

حرف B

B2B

کسب و کاری که خدمت یا کالای خود را به سایر کسب و کارها می‌فروشد. Adobe و جنرال الکتریک نمونه‌هایی از شرکت های b2b هستند

Backlinks

بک لینک صفحاتی وب را نشان می‌دهد که به نوشته شما اشاره می کنند. شما معمولاً بک لینک را در انتهای مقالات یا پست های وبلاگ می‌بینید.

Blogging

به انتشار محتوا روی وب گفته می‌شود. بلاگ جایی است که محتوا در آنجا منتشر می‌شود. Blog مخفف weblog است که آنهم ترکیب web  و log  است. در اوایل وبلاگ نویسی ده ۹۰ میلادی وبلاگ بیشتر خاطرات شخصی بودند. در دهه ۲۰۰۰ وبلاگ نویسی به روش غالب در انتشار محتوا تبدیل شد. طوری که الان بیشتر کسب و کارها وبلاگ دارند.

Bounce Rate

درصد کاربرانی که وارد سایت شما می‌شوند ولی بدون دیدن صفحات دیگر از آن خارج می‌شوند. البته نباید آن را با نرخ خروج اشتباه گرفت. نرخ خروج یک صفحه خاص درصد افرادی را نشان می‌دهد که از آن صفحه خاص به سایت‌های دیگر رفته‌اند (البته بعد از دیدن صفحاتی از سایت شما)

Buyer Persona

یگ گزارش ریز و با جزئیات در مورد ویژگی‌های مشتری ایده آل. اطلاعات در این گزارش شامل مواردی مثل آرزوها و ترس‌ها و انتخاب‌های شغلی و سرگرمی‌های فرد و حسشان نسبت به کالا یا محصول شما می‌شود.

Buying Cycle

مراحلی که یک مشتری طی می‌کند تا در نهایت از کسب و کار ما خرید کند. حداقل ۵ مرحله وجود دارد که مشتری از آن‌ها عبور می‌کند. آگاهی – در نظر گرفتن – قصد کردن- خرید و خرید مجدد.

B2B Marketing

بازاریابی یک کسب و کار برای جذب کسب و کارهای دیگر. بازاریابی محصول برای مشتریان سازمانی که جامعه هدف ما هستند.

B2C Marketing

بازاریابی سازمان از مردم. بازاریابی محصول برای مردم به عنوان مشتری نهایی.

Blog Marketing

یک شیوه بازاریابی یا بخشی از یک برنامه بازاریابی بزرگ که وبلاگ به عنوان محور اصلی focal point کار انتخاب شده است. اجزای تشکیل دهنده بازاریابی وبلاگی عبارتند از بازاریابی محتوا و سئو

Brand Awareness

یک شاخص که میزان آگاهی مصرف کنندگان یا جستجوکنندگان وب از برند را نشان می‌دهد. در یک برنامه بازاریابی آنلاین برندآگاهی یا Brand Awareness توسط شاخص‌هایی مثل ترافیک مستقیم وب‌سایت یا جستجوی‌ برند شده branded search یعنی جستجویی که کاربر با اسم خود شرکت را جستجو کرده و وارد سایت می‌شود.

Brand Building

یکی از هدف‌های برنامه‌های بازاریابی آنلاین ساخت برند است. استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایی که به کار گرفته می‌شوند تا آگاهی نسبت به نام برند ایجاد شود.

 اثربخشی فرایند برندسازی با شاخص‌هایی مثل ترافیک مستقیم سایت یا جستجوهای برند شده یعنی میزان جستجویی که کاربر با اسم شرکت  وارد سایت شده اندازه گیری می شود.

Brand Engagement

میزان وابستگی برند با کاربران را نشان می‌دهد. از شاخص‌های معمول که برای درگیری برند استفاده می‌شود به تعداد کامنت‌های وبلاگ و ایتنتراکشن در شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد.

Business Blogging

جنسی از وبلاگ نویسی که برای تامین اهداف یک شرکت استفاده می‌شود. مثلاً شرکت‌ها برای افزایش ترافیک سایت یا دیده شدن برند خود قصد راه اندازی  وبلاگ داشته باشند.

Business Blogging Software

 نرم افزاری که کار تولید و انتشار محتوا برای وبلاگ نویسان شرکت آسان می‌کند. هدف این است که محتوا به موتورهای جستجو شناسانده شود.

حرف C

Click-Through Rate   یا CTR

تعداد دفعاتی که کاربر روی یک لینک کلیک می‌کند تقسیم بر تعداد دفعاتی که آن لینک را دیده است. مثلاً اگر ۱۰۰ نفر  یک لینک را ببینند و تنها ۱۰ نفر روی آن کلیک کنند CTR آن لینک ۱۰ درصد خواهد بود. این واژه در ایمیل مارکتینگ خیلی استفاده می‌شود.

CC Chapman

یک کارآفرین، برنامه‌ساز و متخصص بازاریابی آنلاین که نویسنده همکار کتاب Content Rules  است. او بنیانگذار digitaldads.com هم می‌باشد.

Content Management System یا CMS

سیستمی که با آن محتوای یک سایت را مدیریت می‌کنند. مثلاً این سیستم می‌تواند پلتفرم وردپرس باشد. یک CMS کمک می‌کند که محتوای خود را مدیریت کرده و آن را به صورت آنلاین منتشر کنیم.

Content Marketing

بازاریابی محتوا به فرایند تولید و اشتراک‌گذاری محتوای رایگان و باارزش گفته می‌شود تا بدین وسیله بتوان کاربران بالالقوه را به مشتری و مشتریان را به یک خریدار دائمی تبدیل کنیم. نوع محتوایی که تولید می‌شود با محصولی که فروخته می‌شود ارتباط دارد. در بازاریابی محتوا قصد داریم مردم را طوری آموزش دهیم که از کسب و کار ما خبردار شوند،  آن را دوست داشته باشند و طوری به آن اعتماد کنند که خرید نهایی را انجام دهند.

Content Shock

هر چه قدر اقبال عمومی به بازاریابی محتوا بیشتر و بیشتر می‌شود. ما آرام آرام با پدیده‌ی به نام Content Cliff مواجه می‌شویم. یک دوره که آنچنان محتوا دچار فروپاشی می‌شود که ظرفیت مخاطبان برای مصرف این حجم محتوا به انتهای خود می‌رسد.

Copywriting

کپی‌رایتینگ یکی از اجزای مهم بازاریابی آنلاین است. علم  و هنر کپی‌رایتینگ یعنی چه کلماتی را به مشتری تحویل دهیم که باعث یک فعل یا عمل یا تصمیم در مشتری شود. تست کردن یک بخش مهم از کپی راتینگ محسوب می‌شود.

Cornerstone Content

محتوای کرنرستون اطلاعات ساده ولی کاملاً ضروری روی وب‌سایت شماست که به سوالات متدوال پاسخ می‌دهد، مشکلات را پاسخ می‌دهد. سرگرم می‌کند. آموزش می‌دهد. یا همزمان همه‌ی این موارد را انجام می‌دهد.

نکته اصلی اینجاست که محتوایی تولید کنیم که ارزش لینک دادن داشته باشد و دنبال راهی باشیم که آن را به دست دیگران برسانیم.

صفحه‌ی که محتوای کرنراستون ما محسوب می‌شود باید همه‌ی چیزهایی که در مورد یک موضوع خاص را یکجا جمع کرده و به خواننده ارائه کند.

معمولاً شما از سایر نوشته‌ها مثل پست‌های وبلاگ یا مقالات به کرنراستون لینک می‌دهید. چون محتواهای کرنراستون  موضوعاتی هستند که شما اغلب در مورد آن‌ها صحبت می‌کنید.

هر کرنراستون محلی برای جمع کردن محتواهای مرتبط است. تمام اطلاعات پایه‌ی و اساسی و ضروری یکجا و در کرنراستون جمع آوری می‌شود.

محتوای کرنراستون به شما کمک می‌کند بهترین محتواهایی که آرشیو شدند را آنجا نشان دهید. همچنین برای شما بک لینک جذب می کند. مشترک پدید می‌آورد و ترافیک شما را افزایش می‌دهد. این‌‌ها دراصل هدف سایتی است به دنبال سودآوریست.

Cost Per Action  یا CPA

هزینه تبدیل یک مخاطب به مشتری چقدر است؟ CPA آن را نشان می‌دهد.

Cost Per Click   یا CPC

یک نوع مدل پرداخت در صنعت تبلیغات که در آن صاحب بنر به ازای تعداد کلیک روی بنرها پول پرداخت می‌کند. برخلاف مدل سنتی که تعداد مشاهده‌ها یا impression ملاک نظر بود. در این روش به محض اینکه بودجه روزانه تمام شد تبلیغات متوقف می‌شود.

Cost Per 1,000 Impressions   یا CPM

یکی از شاخص‌های مورد استفاده در تبلیغات اینترنتی. CPM هزینه‌ی است که تبلیغ کننده برای نشان دادن تبلیغ به ۱۰۰۰ نفر پرداخت می‌کند. CPM را با شاخص قبلی CPC مقایسه می‌کنند.

Cost Per Sale  یا CPS

برای اینکه یک خرید اتفاق بیافتد چقدر هزینه کردیم؟ CPS‌ آن را اندازه گیری می‌کند.

Creative Commons Licenses

لایسنس‌های رایگان که به سازنده اجازه می‌دهد حق و حقوق اثر خود را به دیگران اعلام کند. اینکه چقدر از آن حق و حقوق را برای خود حفظ می‌کند و چقدر اجازه‌ی دسترسی به مخاطبان و سازندگان دیگر اعطا می‌کند. به طور مثال اگر شما یک عکاس هستید، می‌توانید به دیگران اجازه‌ی توزیع، ریمیکس، تویئک و تغییر عکس‌های خود را حتی برای مصارف تجاری بدهید ولی به شرط اینکه به نام شما به عنوان سازنده اصلی عکس اشاره کنند.

Crowdsourcing

به جمع آوری ایده، پول،  محتوا یا خدمت از طریق درخواست کمک از گروهی بزرگ از مردم گفته می‌شود. کرودسورسینگ معمولاً در فضای های آنلاین اتفاق می‌افتد.

Curation

هنر جمع آوری، سازماندهی و اشتراک محتوا است. این کار از طریق شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ و خبرنامه‌ی ایمیلی اتفاق می‌افتد.

حرف D

Digital Commerce

تجارت دیجیتال زمانی اتفاق می‌افتد که یک خریدار مبلغی را برای خرید کالای دیجیتال به فروشنده پرداخت می‌کند. فروشنده می‌تواند فرد یا یک شرکت باشد. ولی کالای دیجیتال چیست؟ به مثال‌های زیر توجه کنید:

نرم افزار

دوره‌های آنلاین آموزشی

کتاب اکترونیک یا Ebook

فایل‌های پخش زنده

فونت و فایل های گرافیکی

اپلکیشین

توکن‌های آنلاین کازینو

پس‌زمینه دسکتاپ

بازی کامپیوتری

فایل‌های موسیقی

به طور خلاصه کالای دیجیتال، کالای غیرفیزیکی است که تنها در حالت دیجیتال وجود دارند. به همین خاطر خرید و فروش این اجناس به تجارت دیجیتال معروف است.

نکته‌ی جالبی که در مورد کالای دیجیتا اینکه وقتی این نوع از کالا تولید شد و مشتری خود را پیدا کرد می‌تواند برای مدت طولانی منبع درآمد تولید کنندگان باشد.

Digital Sharecropping

مساقات دیجیتال واژه‌ای است که توسط نیکولاس کار ابداع شده و وضعیتی را توصیف می‌کند که Web 2.0 زمینه ساز آن بوده. تعریف آن چنین است: یکی از ویژگی‌های اصلی وب ۲ قرار گرفتن تولید (محتوا) در دستان اکثریت مردم و تمرکز سود در دستان عده معدود است. یعنی هر کس در شبکه اجتماعی فیس‌بوک می‌تواند تولید محتوا کند ولی پس از آن محتوا به فیس‌بوک تعلق دارد این یعنی ساختن کسب و کار در زمین دیگران.

Digital Marketing

فرایند استفاده از کانال‌های دسترسی الکترونیک از جمله اینترنت برای اطلاع‌رسانی فعالیت‌ها و برنامه‌ها

Direct Marketing

بازاریابی مستقیم: نوعی از بازاریابی که در آن مستقیماً به گروه خاص از مشتریان  ایمیل و کاتالوگ فرستاده می‌شود.

Direct Response

پروموشن‌ و تشویق‌هایی که به مشتری به ازای ارسال پاسخ در قالب ایمیل با تلفن یا سایر ابزارهای ارتباطی داده می‌شود.

Data Mining

آنالیز پایگاه داده برای استخراج داده‌هایی در مورد کاربران که can inform behavior. یکبار که شما user base خودتان را شناختید می‌توانید از این داده‌ها برای بهبود کمپین‌های بازاریابی آتی استفاده کنید. یا اینکه کاربران خاص یا رفتار های خاص را نشانه بروید و موارد بیشتر.

Deep Link

 لینکی که کاربر را به یک صفحه پایین‌تر هدایت می‌کند. منظور از پایین‌تر اینکه آن صفحه در ساختار سایت در رده پایین تری قرار می‌گیرد. مثلاً لینک‌هایی که به صفحات خارج از Homepage یا صفحه فرود می‌روند. آن‌ها ممکن است به یک ویژگی خاص یا موضوع خاص یا صفحه خواص مثل صفحه شرایط Terms and Condition اشاره کند.

Defamation

یک ادعای کذب (یا ادعایی که درستی آنرا نمی‌توانید ثابت کنید) که می‌تواند شهرت یک نفر را نابود کند. این مساله مهمی در قوانین رسانه است که بازاریابان محتوا باید آن را درک کنند.

Disavow Tool

بخشی از آپدیت Penguin که به مدیران سایت اجاره می‌دهد که بک لینک های ضعیف را از سایت خود حذف کنند. این مساله به سایت هایی که گرفتار تکنیک های سیاه سئو هستند  کمک می‌کند سایت خود را اصلاح کنند تا مورد جریمه الگوریتم پنگوئن گوگل قرار نگیرند. ابزار Disavow در بخش گوگل کنسول قرار دارد.

Domain Authority

اعتبار دامنه: سایت با اعتبار دامنه بیشتر رتبه‌ بهتری در نتایج جستجو پیدا می‌کنند. ابزارهای  مختلفی برای اندازه گیری اعتبار دامنه وجود دارد. همچنین شاخص‌های از جمله‌ اندازه سایت، سن، لینک داخلی inbound links، و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی social footprint روی اعتبار دامنه تاثیر دارد.

Domain Name Keywords

دامنه‌ی که شامل کلمه‌ی کلیدی می‌شود. کلمه‌ی کلیدی که قرار است رتبه در آن بیاورید. ContentMarketing.ir

Duplicate Content

محتوای واحد که روی بیش از یک آدرس url قرار می‌گیرد. این محتوا ممکن است توسط گوگل به عنوان محتوای تکراری در نظر گرفته شود. از زمان آپدیت پاندا، گوگل تلاش می‌کند محتوای تکراری را از پلتفرم خودش پاک کند.  محتوای منحصر به فرد و اورجینال (چه به صورت خبر یا یک پست وبلاگ یا صفحه فرود) یکی از عوامل موفقیت در سئو است.

Dynamic Content

محتوای پویا روشی است که در آن پیام‌های اختصاصی به کاربر نشان داده می‌شود. یعنی براساس اطلاعاتی از کاربر داریم محتوای متناسب با او را نشان می‌دهیم. به عنوان مثال شما می‌توانید از کال‌تواکشن‌های هوشمند (Smart CTAs) استفاده کنید که برای بازدیدکنندگان تازه وارد یک CTA و برای بازدیدکنندگان قدیمی هستند CTA متفاوتی نشان داده شود.یا مثلاً بازدیدکنندگانی که به صورت مداوم از یک سایت بازدید می‌کنند ممکن است محتوایی را ببیند که متناسب با محل زندگی یا تاریخچه خرید یا علایق شخصی‌شان تغییر کند.

Data-backed content

محتوای پشتیبانی شده توسط داده یعنی استفاده از داده برای پشتیبانی از ادعاهایی که درون محتوا مطرح می‌کنیم. این مساله به محتوا را قوی‌ می‌کند و هم اعتبار خود ما به عنوان نویسنده را افزایش می‌دهد. حتماً منبع آمار و نمودارهایی که در محتوا استفاده شد را باید ذکر کرد.

Data extraction

برداشتن اطلاعات از منابع مختلف مثل کتاب‌های اسکن شده یا ایمیل‌های قدیمی و آرشیو شده گفته می‌شود. این نوع اطلاعات معمولاً به پردازش و فرمت‌بندی مجدد نیاز دارد تا قابل استفاده باشند

Dead link

لینک‌ مرده لینک به صفحاتی است که وجود ندارند. این لینک‌ها باید حذف یا باید اصلاح شوند تا توسط گوگل جریمه نشود.

حرف E

Ebook

ای‌بوک یا کتاب دیجیتال یکی از انواع متدوال محتوا است.  Ebook معمولاً محتوای تبلیغاتی است که برای تولید لید یا مشتری راغب به کار می‌رود. Ebook از جنس محتوای طولانی یا Long-form‌ هستند .حجم آن‌ از پست‌های وبلاگی بیشتر است و عمیق‌تر و با جزئیات بیشتری به یک موضوع می‌پردازد. کتاب دیجیتال برای کتاب‌خوان الکترونیک Kindle و Nook  یا موبایل یا تبلت طراحی می‌شود . معمولاً به هر نوشته‌ای که بالای ۳۰۰۰ کلمه باشد ای‌بوک می‌گوییم.

Editorial Calendar

تقویم ویراستاری واژه شیک برای همان تقویم محتواست.  تقویم ویراستاری می‌تواند به صورت یک سند یا نرم‌افزار باشد. تقویم ویراستاری به بازاریابان محتوا و سازمان‌ها کمک می‌کند تصمیم بگیرند چه محتوایی برای چه کسی در چه زمانی و در چه مکانی منتشر شود. پست وبلاگی، پادکست، خبرنامه ایمیلی یا آپدیت شبکه‌های اجتماعی از جمله محتوایی است که در تقویم محتوا قرار می‌گیرد.

تقویم ویراستاری نقشه‌یِ راه تولید محتواست.  هر نوع کم و کاستی در تولید محتوا را نشان می‌دهد.

Email Marketing

از نظر بعضی‌ها ایمیل مارکتینگ از مد افتاده و در دنیای بازاریابی شبیه استفاده از درشکه به جای اتومبیل است. ولی اینطور نیست. در روش صحیح ایمیل مارکتینگ از مخاطب می‌خواهیم که با اجازه‌ی او محتوای جذاب و مرتبط به او ایمیل کنیم.

تقریباً همه ایمیلشان را چک می‌کنند ولی درصد کمی از مردم همه‌ی پیام‌های شبکه‌های اجتماعی را می‌خوانند.

ایمیل مارکتینگ ارتباط شما را کاربران را عمیق‌ می‌کند. هر ایمیلی که به کاربران ارسال می‌کنید: روزانه یا ماهانه، از طریق Autoresponder یا نه، صدای منحصر به فرد شما را به گوش مخاطب می رساند. در این بین محتوای با کیفیت و تخصصی در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد. ایمیل مارکتینگ خوب، اعتماد ایجاد می‌کند و اعتماد کسب و کار شما را تقویت می‌کند.

ایمیل مارکتینگ استفاده از ایمیل برای کمپین‌های بازاریابی است. معمولاً یک وب‌سایت برای پشتیبانی از ایمیل مارکتینگ وجود دارد. تحویل ایمیل به مخاطبان ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد.

ایمیل مارکتینگ تحویل محتوای مفید و مرتبط به مخاطبانی هست که قبلاً به ما برای ارسال ایمیل اجازه داده‌اند.

Engagement

فعالیتی که در آن کاربر به محتوا توجه می‌کند. اینکه چطور می‌توانیم توجه کاربران را نگهداریم و تشویق کنیم کاری که ما دوست داریم را انجام دهند. مثلاً کارهایی کنیم کاربران توئیت‌های ما را بازنشر کنند یا خوانندگان وبلاگ کامنت بگذارند یا به سوالات ما در فیس‌بوک جواب دهند.

Exit Rate

برخلاف بانس ریت که تنها یک بازدید (Session) دارد (کاربر صفحه  را باز می‌کند و بعد آنرا ترک می‌کند) Exit Rate تعداد کاربرانی را نشان می‌دهد که از یک صفحه خارج شدند با اینکه چند بازدید از صفحات دیگر هم داشتند.

EBook Marketing

بازاریابی ای‌بوک: تولید و ترویج محتوای حرفه‌ای و با جزئیات که معمولاً در قالب PDF است. ای‌بوک به یک حوزه خاص می‌پردازد. ای‌بوک برای برندسازی و جذب مشتری راغب یا Lead به کار می‌رود.

Editorial Brief

به خلاصه‌ی تحریریه، خلاصه‌یِ محتوایی (content brief) یا خلاصه‌ی خلاق (content brief)  هم می‌گویند. سندی که در آن قوانین و مسیر کلان بازاریابی محتوا شرکت آمده است. این سند سیال است و در طول زمان تغییر می‌کند.

این سند الزامات یک محتوا را تشریح می‌کند. معمولاً این خلاصه به نویسندگان محتوا داده می‌شود تا به تولید محتوا کمک کند. Brief‌ یا برای یک محتوا جزئی تدوین می‌شود یا اینکه به صورت کلان و یک بخش از استراتژی محتوای را تشکیل می‌دهد.

Engagement Metrics

شاخص‌های درگیری مخاطب با محتوا یا Engagement Metrics نشان می‌دهد کاربران چقدر با محتوای ما درگیر می‌شوند. مثلاً در گوگل آنالیتیک شاخص های زیر از جمله شاخص های درگیری مخاطب‌ هستند:

نرخ پرش bounce rate  (درصد کاربرانی که فقط یک بار از سایت بازدید می‌کنند و بدون برداشتن قدم بعدی سایت را ترک می‌کنند)

pages per session

average session duration

Evergreen Content

محتوای سبز: محتوایی که در طول زمان ارزش و کیفیت آن ثابت می‌ماند.  چون اطلاعات در آن وجود دارد که به مرور زمان کهنه نمی‌شود و تازه می‌ماند. فارغ از اینکه مخاطب کی محتوا سبز را می‌خواند همچنان این نوع محتوا برای کاربران ارزش دارد.

محتوای سبز بسیار مورد علاقه‌ی بازاریاب‌هاست چون سئو زیادی می‌گیرد.

Eye Tracking

تکنولوژی Eye Tracking نشان می‌دهد کاربران به کدام بخش‌‌های یک صفحه بیشتر نگاه کرده‌اند. استفاده از این ابزار برای بازاریاب محتوا بسیار مفید است چون می‌تواند نشان دهد کدام بخش از محتوا مفید و مورد توجه کاربران است.

Earned Media

رسانه‌ی اجاره‌ای: به آن رسانه‌ی رایگان یا free media  هم می‌گویند. رسانه‌‌ای‌ِ که بابت آن پول پرداخته نشده. مثل محتوایی که  مردم در شبکه‌های اجتماعی به همدیگر ارسال می‌کنند یا مطالبی که روزنامه‌نگاران در تعریف برند منتشر می‌کنند. هدف هر برنامه بازاریابی محتوایی این است بدون اینکه به رسانه‌ها پول پرداخت کند و از طریق محتوای باکیفیت مخاطبان را جذب کند.

eCommerce

هر نوع تراکنش آنلاین که در فروشگاه‌های اینترنتی صورت می‌گیرد.

eCommerce SEO

بهینه‌سازی موتورهای جستجو برای سایت‌های فروشگاهی

eCRM

مخفف ارتباط با مشتریان الکترونیک است. برعکس CRM سنتی eCRM ابزارهای ارتباط با مشتریان هستند که با پلتفرم‌های آنلاین مثل سایت تجمیع می‌شوند.

Editing

ویراستاری: یک مهارت مهم در تولید محتوا است. ویراستار کمک می‌کند صدا و استایل محتوا حفظ شود. هدفی که محتوا برای آن برنامه‌ریزی شده اتقاق بیافتد و محتوا جدید مکمل محتواهای قبلی باشد.

.

Embedding

قرار دادن یک تکه کد در صفحه وب است طوری که ویدیو و تصاویری که جای دیگر میزبانی می‌شوند در صفحه  نمایش داده شود. مثلاً کدهای یوتبوب که در صفحه Embed می‌شود ویدیوهایی را نمایش می‌دهند که روی بوتیوب (سرویس خارجی) قرار دارند.

Emotion

یک عنصر ضروری در تولید محتوا. محتوای خوب احساسات کاربران را برمی‌انگیزد.

End user

شخص یا ارگانی که از سرویس و محصول را به کار می‌گیرد.

Entry page

صفحه ورود: اولین صفحه‌ای که کاربر برای ورود به سایت آنرا بازدید می‌کند.

EPC

مخفف درآمد به ازای کلیک (earnings per click) است. یک شاخص در بازاریابی پورسانتی affiliate marketing  که مشخص می‌کند چقدر از کلیک‌هایی که صورت گرفته به درآمد تبدیل شده است. معمولاً به کلیک‌های روی  تبلیغ یا Advert می‌گویند.

Ethics

اخلافیات یک امر ضروری در هر فعالیت بازاریابی است. فعالیت غیراخلاقی نه تنها تبعات حقوقی دارد بلکه ممکن است موتورهای جستجو آنرا جریمه کنند یا شهرت و اعتبار برند از بین برود.

Evaluation

ارزیابی (Evaluation) یک بخش مهم از هر برنامه بازاریابی و استراتژی محتوا است. موفقیت یا شکست هر نوع برنامه بازاریابی باید ارزیابی شود–.

Exit page

صفحه‌ای که کاربر بعد از دیدن سایت از آن خارج می‌شوند. آخرین صفحه‌ی که کاربر می‌بیند.

Experimental Content

محتوای آزمایشی به محتوایی می‌گویند که استایل آن برخلاف نرم و عرف برند باشد یا فرمت آن جدید باشد. فرمتی که قبلاً تست نشده است. انتشار محتوای آزمایشی برای برند هم فرصت و هم تهدید دارد.

مثلاً Hubspot یکبار به جای ای‌بوک عکس‌های استوک منتشر کرد. که مورد استقبال قرار گرفت. در کنار اینکه شما محتوای معمول خود را منتشر کنید می‌توانید فرمت‌های دیگری را هم امتحان کنید. ممکن است به موفقیت بزرگی برسید.

External linking

لینک خارجی به لینک‌های بین سایتی می‌گویند. یعنی لینکی که از یک سایت به سایت دیگر می‌دهند. این نوع لینک دادن تاثیر مثبتی روی سئو دارد چون موتورهای جستجو آن را به عنوان یک نشانه برای رتبه‌بندی هر صفحه استفاده می‌کنند.

Ezine

مخفف مجله الکترونیکی: مجلاتی که به صورت آنلاین منتشر می‌شوند و از طریق ایمیل یا وب‌سایت در اختیار کاربران قرار می‌گیرند.

Editor-in-chief

 مسئول انتشار و تولید محتوای برند است و هر روز باید به این کار نظارت کند. وظایف او مدیریت پرسنل، تخصیص منابع و استراتژی ویراستاری است. او هر روز سرکار می‌آید به امید این که روزی به او آقا یا خانم مدیر بگویند.

Editorial

ویراستاری در غالب اسم به معنی داستانی است که عقاید یک ناشر یا نویسنده یا ویراستار را نشان می‌دهد. در قالب صفت به تمام چیزهایی گفته می‌شود که به نحوی به محتوای ربط دارد.

eNewsletter

خبرنامه الکترونیک یکی از ابزارهای ساده ولی قوی و موثر برای ارتباط با کاربران و مشتریان است. محتوای کاربردی، مرتبط در زمان مناسب به کاربر ارسال می‌گردد.

محتوای خبرنامه معمولا اخبار و اطلاعات است که پیام فروش هم در آن تعبیه شده است. از خبرنامه برای تهیه مشتری جدید یا حفظ رابطه و افزایش وفاداری کاربران استفاده کرد.

eBook Curation

گزینش و انتخاب ای‌بوک از بین سایر ای‌بوک‌ها است. مثل یک کتابخانه آنلاین که کتاب‌های یک حوزه خاص را دارد و علاقه‌مندان مخصوص به خود را دارد.

منابع مورد استفاده:

Content Marketing Glossary  Copyblogger

Castleford Content Marketing Glossary 

۲۵ Need-to-Know Terms for Content Marketers

The Ultimate Content Marketing Glossary

The ABCs of Content Marketing: A Glossary of Terms by Hubspot

Content Marketing Dictionary Contently

Content Marketing Glossary

حرف A و B‌ و C نیاز به آپدیت دارد.

 

تولید محتوا برای نیاز ضروری مردم

آیا اتفاق افتاده کالایی از سایت دیجی‌کالا انتخاب کنید ولی در مرحله نهایی از خرید منصرف شوید؟

آیا پیشنهاد یک تور ارزان قیمت یک روزانه در تلگرام را ببینید ولی در آن ثبت نام نکنید؟

قصد داشته باشید در یک دوره آموزشی بسیار باکیفیت شرکت کنید ولی در لحظه آخر منصرف شده‌اید؟

این موارد را مقایسه کنید با:

قصد خرید یک دستگاه خاص صنعتی را دارید در گوگل جستجو می‌کنید و به شرکت فروشنده زنگ می‌زنید. تا چند هفته بعد حتماً باید از یک فروشنده خرید کنید.

لوله خانه شما گرفته و نیاز به یک لوله بازکنی دارید. اینترنت را جستجو می‌کنید و اولین شماره که پیدا کردید را تماس می‌گیرید. تا چند ساعت آینده حتماً به یک لوله‌کش نیاز دارید.

قصد حمل بار خود به شهرستان را دارید. اینترنت را جستجو می‌کنید. یک شرکت پیدا می‌کنید. تا چند روز آینده باید یک شرکت باربری کار شما را انجام دهد.

فرق مثال‌های اخیر این است که شما باید آن خدمت یا سرویس را دریافت کنید.

ولی در حالت اول شما می‌توانید به کل از خرید محصول خودداری کنید.

نیاز به سفر و دوره‌ آموزشی و کتاب غیر‌درسی و کالای دیجیتال یک نیاز لوکس است. اکثر مردم می‌توانند بدون آن هم زندگی کنند ولی مواردی مثل ترکیدن لوله خانه و خریدن یک دستگاه برقی برای کارگاه صنعتی یا جابجایی بار از یک نقطه به نقطه دیگر یک نیاز ضروری و لازم است و دیر یا زود باید انجام شود.

حال افرادی که قصد تولید محتوا دارند بیشتر در زمینه های لوکس سرمایه‌گذاری می‌کنند. مثلاً مقوله سفر را در نظر بگیرید.

در جامعه‌ما که عمده‌ی مردم متوسط و زیر متوسط زندگی می‌کنند سفر به عنوان یک کالای لوکس تلقی می‌شود و اولین قربانی پایین آمدن درآمد در ایران مقوله سفر است. در این جاست که کسانی که قصد تولید محتوا در زمینه سفر را دارند باید دوبرابر بیشتر زحمت بکشند و چند برابر بیشتر محتوا تولید کنند. یک بخش اینکه اساساً مردم تنبل و بی‌پول را به سفر ترغیب کنند و دیگری اینکه آن‌ها را برای گردشگری انتخاب کنند.

یا کسی که در زمینه آموزش فعالیت می‌کند مخصوصاً دوره‌هایی که فاقد مدرکند و بازگشت مالی کوتاه مدت برای متقاضیان ندارد باید چند برابر بیشتر تلاش کند تا جامعه‌ی مدرک‌پرست و پول‌پرست را به شرکت در چنین دوره‌هایی ترغیب کند.

حرفم این است که اگر قصد کسب درآمد از محتوا در کوتاه مدت را داریم شاید بهتر باشد روی محصولات و کالای ضروری تمرکز کنیم. محصولاتی که مردم مجبور هستند آن را بخرند. دیر یا زود. از ما یا از رقیبان ما. مهم نیست. مهم این است که بالاخره خواهند خرید.

اینکه سایتی داشته باشیم که تجهیزات صنعتی می‌فروشد معمولاً سریعتر جواب می‌دهد تا سایتی که قرار است دوره آموزشی برگزار کند. چون مردم کارشان لنگ دوره آموزشی نیست و زندگی و کسب وکارشان بدون رفتن به دوره آموزشی هم می‌گذرد.

کسب و کار ما باید همانند توالت‌های عمومی بین راهی باشد که مردم مجبور باشند به هر نحو ممکن از آن استفاده کند و نتوانند بی‌خیال نیاز خود شوند. بهترین زمان پول گرفتن از مردم همان لحظه پر بودن مثانه است.

 

 

 

فرصت بی‌نظیر تولید محتوا برای موبایل

داشتم مصاحبه با محمد ابوالحسنی، تهیه‌کننده دیرین دیرین را گوش می‌دادم، اشاره کرد برای ساخت هر کلیپ دیرین دیرین ۲۵ میلیون تومان از شرکت‌ها دریافت می‌کند. یک مثال جالب از کسانی که در ایران از طریق محتوا درآمد کسب می‌کنند.

 

 

یک نکته جالب را تهیه کننده دیرین وسط حرفهایش گفت:

“علت موفقیت ما به خاطر بستری است که در چند سال اخیر ایجاد شده. اگر حساب کنیم حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان توسط خود مردم در چند سال اخیر سرمایه‌گذاری در حوزه دیجیتال شده است. اگر فرض کنیم حدود ۴۰ میلیون گوشی همراه در کشور وجود دارد و یک گوشی ۱ میلیون تومان قیمت داشته باشد می‌شود ۴۰ هزار میلیارد تومان”

شاید این جزو موارد محدودی است که مردم با پول خودشان این سرمایه‌گذاری عظیم را انجام داده‌اند.

 الان به زیرساخت آب و برق و جاده و راه فکر کنیم اکثراً با پول دولت ساخته شده‌اند ولی بسترهای دیجیتال با تلاش سه ضلع دولت مردم و شرکت‌های خصوصی به این جا رسیده است.

حال قرار است ما کجای این بازی باشیم؟ چطور می‌خواهیم از این بستر استفاده کنیم؟ سهم ما از این انقلاب بزرگ چیست؟

یاد حرفهای ست گادین در درس هنر دیدن دنیا متمم افتادم:

انقلاب‌ها و تحولات همین جا هستند.

دقیقاً همین الان در حال روی دادن هستند.

ما همیشه فکر می‌کنیم آنها قرار است در آینده روی دهند.

به جای اینکه بگوییم بعداً چه اتفاق مهمی روی خواهد داد.

باید بپرسیم الان چه اتفاق مهمی در حال روی دادن است؟

الان فرصت بی‌نظیری پیش آمده.

انگار یک تربیون به دست هر یک از ماها داده شده تا برای ۴۰ میلیون مخاطب ایرانی حرف بزنیم. حال اینکه ما چه کنیم و چه بگوییم به خودمان بستگی دارد.

من خودم یک کسب و کار کوچک دارم وقتی می‌بینم بیش از ۷۰ درصد کاربران ما  که از گوگل وارد سایت شده‌اند را  کاربران موبایل تشکیل می‌دهد

 

با خودم می‌گویم این‌ها افراد چند سال وجود نداشتند. چون مشتریان کسب و کار ما عموم مردم هستند و افراد عادی جامعه معمولاً از دسکتاپ یا لپ‌تاپ استفاده نمی‌کنند. این‌ها کسانی هستند که جدیداً به دنیای دیجیتال اضافه شده‌اند.

به نظرم ما در یک برهه خاص از تاریخ هستیم

 قریب به اتفاق مردم وارد اینترنت و فضای دیجیتال شده‌اند

به آمارهای کشور خودمان نگاه کنیم بنابر نظر کارشناسان تعداد گوشی های هوشمند در ایران بین سال های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ از ۲ میلیون دستگاه به ۱۰۰ میلیون دستگاه رسیده است و این یعنی اضافه شدنش ده‌ها میلیون‌ مشتری فقط در عرض سه سال.

 

 

یاد حرف جف بزوس افتادم که وقتی از او پرسیدند که چرا شغلش رها کرد و دنبال تاسیس آمازون رفت گفت:

“دیدم تو یک سایت نوشته اینترنت سالی ۲۳۰۰ درصد رشد می‌کنه گفتم خوب منم یک سهمی از این رشد داشته باشم.”

الان این فرصت بی‌نظیر وجود دارد که با کمترین هزینه هزاران مشتری داشته باشید. بدون اینکه هزینه زیادی را انجام داده باشید.

مثلا من برای سایت و وبلاگ خودم هیچ هزینه‌ مالی خاصی انجام نداده‌ام. تنها پولی که من برای آن‌ها خرج کرده‌ام این بوده که یک دامنه و هاست چندهزارتومانی خریداری کنم.

 

 در آخر سوال:

 قرار است ما چه سهمی از این انقلاب بزرگ دیجیتال داشته باشیم؟

 

مطلب مرتبط: با تکنولوژی‌ چه می‌کنیم؟ استفاده از فرصت‌های بی‌نظیر تکنولوژی