۳ اشتباه متدوال در تولید محتوا (در سطح وب)

از یک طرف به تولید محتوا علاقه دارم و از طرف دیگر احساس می‌کنم در فضای وب به حدی محتوا تولید کردم که مجاز باشم این  مطلب را با این تیتر بنویسم. چند اشتباه ممکن است در فرایند تولید محتوا اتفاق بیافتد که در ادامه توضیح و تشریح می‌کنم:

 

۱- تولید محتوا فقط بخاطر تولید محتوا (content creation for the sake of content creation ): بعضاً شاهد هستیم که مطالبی در سطح وب منتشر می‌کند که هیچ خاصیتی ندارد. نه کسی دنبال آن مطلب هست و نه بودن یا نبودن آن ترافیکی برای سایت ایجاد می‌کند. البته اگر جایی دلنوشته یا خاطرات شخصی را منتشر می‌کنیم این مساله مهم نیست ولی اگر به صورت جدی و برای مقاصد تجاری محتوا منتشر می‌کنیم دقت کنیم این مطلب قرار است چه نیازی از مشتری رفع کند؟ آیا سول مخاطب را پاسخ می‌دهد؟ آیا باعث می‌شود دست پر از وب سایت ما بیرون رود؟ آیا بعد از اینکه از وب‌سایت ما خارج شد به سایت‌های دیگر سرخواهد زد؟ یا ما آنچنان نیاز او را تامین کردیم که بلند شده و پی کار خود برود؟

شاید اصطلاح آموزش برای فقط آموزش را شنیده باشید بعضاً ما کارهایی انجام می‌دهیم که فقط انجام داده باشیم. مثل آموزش برای آموزش. تولید محتوا هم از این قاعده مستثنی نیست. بعضی صاحبان سایت فقط محتوا تولید می‌کنند که کرده باشند. این هیچ خاصیتی ندارد جز اتلاف منابع. خوب ببینم مخاطب چه می‌خواهد آن را تولید کنیم. نه اینکه به زور آن‌چیزی که تولید کردیم را بهخورد مخاطب بدهیم.

۲- تولید محتوا برای موضوعات رقابتی: به نظرم ده‌ها بار در مدیریت به انواع و اقسام مختلف توصیه شده که بهترین راه موفقیت در عرصه تجارت شروع از یک بازار گوشه‌ی (niche market) است. عبارت‌هایی مثل اقیانوس آبی، گاو بنفش و دم بلند همه و همه به این اشاره دارند که روی موضوعات کم طرفدار وقت و انرژی بگذاریم.

همین مساله در تولید محتوا هم صدق می‌کند. کسانی که برای اولین بار شروع به تولید محتوا می‌کنند علاقه زیادی دارند مقالاتی منتشر کنند که طرفدار زیادی دارد به امید اینکه موفقیت سریعتری را تجربه کنند ولی همه ما می‌دانیم که رقابت برای کلمات دم کوتاه یا short term خیلی سخت است. هزاران رقیب سال‌ها روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند، هزاران بک لینک و رپورتاژ آگهی برای آن  خریده‌اند، تعداد رقبا هم زیاد است. خوب چه علتی دارد ما وارد این فضا شویم؟

بیش از نیمی از جستجوهای گوگل مربوط به کلمات long tail‌ است که ناشران محتوا آن را نادیده می‌گیرند. اکثراً سراغ یک سری کلمات کوتاه، رقابتی و نامفهوم می‌روند. مثلاً وقتی می‌خواهیم در مورد بازاریابی دیجیتال مطلب بنویسیم خوب کار اشتباهی است که صرفاً روی کلمه “بازاریابی دیجیتال” سرمایه گذاری کنم در این زمینه ده‌ها رقیب وجود دارد ولی به کلمات زیر نگاه کنید در کنار رقابت کم منظور مخاطب هم بهتر فهمیده می‌شود:

تاریخچه بازاریابی دیجیتال

بازاریابی دیجیتال در صنعت بانکداری

رفتار مصرف کننده در بازاریابی دیجیتال

 

۳- عکس با کیفیت کم: شاید در نگاه اول مساله کیفیت تصاویری که استفاده می‌کنیم مهم به نظر نرسد ولی تصاویری که برای نوشته‌های خود استفاده می‌کنیم شبیه ویترین مغازه هست و چه بهتر که ظاهر مطلب هم مثل محتوای آن غنی و باکیفیت باشد. به همین خاطر سعی کنیم هنگام بهینه سازی تصویر برای وب سایت کیفیت تصاویر را خیلی زیاد پایین نیاوریم.

 

 

کهنه‌پرستی در استراتژی محتوا

همیشه رسم بر ان بوده  که هر وقت ابزار یا شبکه اجتماعی جدید وارد بازار می‌شود کسب و کارها دوست دارند زود و سریع در آن حضور داشته باشند. مثلاً اگر به برندها نگاه کنیم تصویر زیر برای ما آشنا است. برندی که تلاش کرده در همه‌ی کانال‌های ممکن حضور و فعالیت داشته باشد:

 

 

ولی سوال این است که آیا جدید بودن و نو بودن یک روش یا ابزار دیجیتال به معنی اثربخش بودن آن است؟ آیا اثربخشی شبکه‌های اجتماعی مثل تلگرام بیشتر است یا وبلاگ نویسی؟ آیا محتوای تصویری که در اینستاگرام منتشر می‌کنیم روی فروش تاثیر دارد یا کتابچه‌ Pdfی که در مورد مزایای محصول تهیه می‌کنیم؟

درست است که تکنولوژی سایت و کتاب خیلی قدیمی‌تر از اینستاگرام یا تلگرام است ولی نباید فکر کنیم ابزار کهنه به معنای اثرگذاری کمتر است. شاید وبلاگ نویسی از تمام فعالیت‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی می‌کنیم بهتر و اثربخش تر باشد.

شاید محتوایی که در سایت قرار می‌دهیم خیلی بیشتر مشتری از گوگل جذب کند تا انواع و اقسام محتوایی که در تلگرام یا اینستاگرام می‌گذاریم. در بازاریابی محتوا شاید کهنه‌پرستی و کهنه‌گرایی برخلاف جاهای دیگر تصمیمی منطقی و قابل دفاع باشد

بررسی تکنولوژی‌های سایت: چطور بفهمیم دیگران چه ابزارهایی روی سایت خود نصب کرد‌ه‌اند؟

به نظرم بخشی از تحلیل رقبا در بازاریابی دیجیتال و سئو این نکته است که سایت‌های رقیب چه تکنولوژی‌هایی روی وب سایت خود پیاده سازی کرده‌اند؟ از چه افزونه‌ها و ابزارهایی برای توسعه سایت خود استفاده می‌کنند؟ و به طور خلاصه چه چیزهایی روی وب سایت خود نصب کرده‌اند؟

امروز صبح که حسن کشاورز سوالی از من پرسید یادم افتاد که قرار بود یک چنین مطلبی در وبلاگ منتشر کنم به همین خاطر تلنگر حسن محرک من برای نوشتن این مطلب شد.

توجه کنیم که به صورت دستی و با بررسی کدهای صفحه می‌توانیم به قالب‌ها، ابزارها، پلتفرم‌ها و تکنولوژی‌هایی که سایت استفاده می‌کند پی ببریم. مثلاً می‌توانیم بفهمیم سیستم مدیریت محتوا آن چیست؟ یا گوگل آنالیتیک نصب کرده یا نه؟ ولی به عنوان بازاریاب نیازی نیست وارد جزئیات فنی شد و به بررسی خط به خط کدهای صفحه پرداخت بلکه برای این مورد افزونه‌هایی زیادی برای کروم و فایرفاکس نوشته شده است و می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم.

 

افزونه Whatruns

با افزونه Whatruns می‌توانید سیستم مدیریت محتوا (وردپرس بودن یا نه)، قالب و تم مورد استفاده توسط سایت (theme) ، افزونه‌ها (plugin)، فونت‌ و نام سیستم تحلیل محتوا (آنالیتیک دارد یا نه) و سایر تکنولوژی‌ها را بررسی کنید. این افزونه را می‌توانید از اینجا برای کروم و فایرفاکس نصب کنید. مثلا این خروجی افزونه برای وبلاگ من است که نشان می‌دهد من از چه قالب، افزونه و فونتی استفاده می‌کنم.

 

 

افزونه BuiltWith

با افزونه BuiltWith می‌توانید تکنولوژی‌های زیر را برای یک وب سایت بررسی کنید:

– افزونه و ویجت‌ها

– آنالیزورها (Google, Nielsen)

– فریم ورک ها (NET, Java)

– سیستم انتشار محتوا (WordPress, Blogger)

– پلتفرم های تبلیغاتی (DoubleClick, AdSense)

– CDNها (Amazon S3, Limelight)

-استانداردها (XHTML, RSS)

– نرم افزار هاست(Apache, IIS, CentOS, Debian)

مثلا برای سایت دیجی کالا افزونه، ترکرها و نرم افزارهای آنالیز زیر را نشان می‌دهد:

 

 

همچنان که می‌ببینم دیجی کالا از تکنولوژی های زیر استفاده می‌کند:

– Scarab Research برای سیستم ریکامندر و یادگیری ماشین

OmniConvert برای تست A/B  و تحلیل ترافیک

Emarsys نرم افزار بازاریابی

Snowplow آنالیزو مشابه گوگل آنالیتیک

– Convert برای تست A/B و شخصی سازی محتوا

 

در سایت builtwith.com می‌توانید اطلاعات بیشتری پیدا کنید. مثلا نمودار زیر نشان می‌دهد که به صورت میانگین ۵۰ درصد سایت ها از گوگل آنالتیک استفاده می‌کنند رتبه دوم مربوط به Facebook Domain Insights است (+)

 

 

و برای کشور ایران

 

البته این آمار دقیق نیست و فکر کنم فقط برای سایت ها با دامنه ir محاسبه شده است

البته به جز این دو، افزونه‌ها (extension) های دیگری هم در مخزن کروم هست که می‌توانید خودتان امتحان کنید:

۱- Wappalyzer

۲- SiteStacks 

۳- HG Focus

۴- SimilarTech

۵- Datanyze 

 

پیدا کردن پلاگین های سایت وردپرسی  به صورت دستی

برای پیدا کردن افزونه های یک سایت وردپرسی بدون نیاز به افزونه می‌توانید از روش زیر استفاده کرد. فرض کنید ما یک افزونه یا فیوچر در سایت وردپرسی می‌بینم و دوست داریم بدانیم این چه افزونه‌ی است. مثلا در وبلاگ من یک افزونه برای رتبه بندی کامنت گذاران وجود دارد می‌خواهیم از بیرون و به عنوان کاربر اسم این افزونه را پیدا کنیم و روی سایت خود نصب کنیم.

 

 

برای این کار روی قسمتی از افزونه رفته و روی آن کلیک راست می‌کنیم و inspect را بزنیم و کمی بالاتر از آن دنبال class بگردیم. کافی است نام class را در گوگل همراه با واژه wordpress جستجو کنیم تا افزونه مورد نظر پیدا شود. به صورت ویدیو زیر:

 

 

 

 

محتوای تایم لاین در استراتژی محتوا (همراه با ۱۳ مثال)

با محتوای Timeline برای اولین بار در وبمایندست آشنا شدم. برندها می‌توانند در استراتژی محتوای خود از محتوای Timeline استفاده کنند. شاید اگر به Timeline محتوای تکاملی هم بگوییم بی‌راه نباشد. به نظرم هر تصویر و ویدیو که این روزها می‌بینیم و در آن تغییر یک محصول یا برند یا پدیده طی چند سال نشان داده می‌شود به نحویی در دسته بندی محتوای تکاملی قرار می‌گیرند. مثلاً فرض کنید کسی تولید کننده دوچرخه است سعی می‌کند یک ویدیو از تاریخچه تکامل دوچرخه در ایران یا جهان تولید کند. شاید چیزی مثل ویدیو:

 

ویدیو تکامل دوچرخه دانلود

 

یا مثلاً من قبلاً در وبلاگ خودم تلاش کردم تغییر و تحول موبایل را به تصویر بکشم که نتیجه این شد:

 

وقتی به عنوان استراتژیست محتوا فعالیت می‌کنیم بهتر است از محتوای تکاملی در پورتفولیو محتوایی خودمان استفاده کنیم. چون از طرف دیگر این نوع محتوا پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به محتوای وایرال یا ویروسی دارد

من خودم بارها دیدم برندهای مشهور از این تکنیک برای تولید محتوا و ساخت کلیپ‌های تبلیغاتی استفاده می‌کنند. مثلاً چند سال پیش کلیپی دیدم از یک شرکت سازنده دوربین که سیر تحول دوربین‌های خود را به تصویر کشیده بود. خیلی جالب بود ولی الان هر چه گشتم پیدا نکردم. می‌توان با جستجوی کلمه “تکامل” در آپارات یا کلماتی مثل timeline  یا history of  یا evaluation of در یوتیوب به این دست از کلیپ های رسید. من خودم گشتم و چند مورد پیدا کردم شاید شما هم بخواهید به آن‌ها نگاهی بیندازید.

 

۷۵ سال تکامل برند جیپ JEEP – دو دقیقه

دانلود

 

 

سیر تکامل برند آزرا – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل فولکس واگن گلف – دو دقیقه (این ماشین چون خودم دوست دارم کلیپش گذاشتم 🙂 )

دانلود

 

 

سیر تکامل برند AEG تولیدکننده وسایل الکتریکی – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل ویندوز – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل سیستم عامل مکینتاش اپل – دو دقیقه

دانلود

 

تکامل پخش‌کننده های موسیقی – دو دقیقه

دانلود

 

 

سیر تکامل لپ تاپ های مک بوک شرکت اپل – یک دقیقه

دانلود

 

 

تکامل یوتیوب – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل فیس بوک ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۶ – چهار دقیقه

دانلود

 

تکامل یافتن تلفن در صد سال گذشته (۱۹۱۰-۲۰۱۰)

دانلود

 

 

تاریخچه نوکیا (۱۹۹۲-۲۰۱۷) – دو دقیقه

 

 

تکامل تلویزیون ۱۹۲۸ تا ۲۰۱۷ – یک دقیقه

دانلود

 

چرا بازاریاب‌های سنتی از بازاریابی دیجیتال خوششان نمی‌آید؟

همیشه سوالم این بود که با وجود آمدن اینترنت و فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی چرا باز تبلیغات سنتی و خیابانی وجود دارد؟

چرا با وجود هزینه‌های بسیار پایین تبلیغات اینترنتی همچنان شاهد تبلیغات بسیار گران تلویزیونی و بیلبوردی هستیم؟

آیا شرکت‌ها پول اضافی دارند؟

آیا روش‌های کهنه اثربخش هستند؟

چرا بازاریابی سنتی و آژانس‌های تبلیغاتی از دنیای دیجیتال فراری هستند؟

حتماً دلایل مختلفی وجود دارد ولی شاید یک دلیل این باشد:

“گریز از ارزیابی”

امروز که داشتم کتاب گاو بنفش ست گادین را می‌خوانم به نکته جالبی رسیدم.

“بازاریابان انبوه یا mass marketer ها از ارزیابی نتیجه‌ی کار نفرت دارند

بدون شک بازاریاب ها می‌دانند که ارزیابی، کلید موفقیت است.ارزیابی مشخص می‌کند که چه چیز موثر است و چه کاری را باید بیش تر انجام داد

بازاریابان انبوه همیشه در مقابل ارزیابی نتیجه‌ی کار مقاومت کرده‌اند. زمانی شرکت سابق من که یکی از بزرگترین ناشران مجله در دنیا بود تکنولوژی‌ای را ابداع کرد که این امکان را به سفارش دهندگان آگهی می‌داد که آگهی‌ها و واکنش‌های نسبت به آن را پیگیری نمایند. مدیر ما وحشت زده شد. او می‌دانست که چنین اطلاعاتی می‌تواند کسب و کارش را نابود سازد. او متوجه بود که بازاریان هم چنین اطلاعاتی را نمی‌خواهند، زیرا در آن صورت شغل‌ آن‌ها نیز با خطرات زیادی مواجه می‌شود.

ارزیابی، به معنای پذیرش اشتباه و اصلاح کار است. “

بله استفاده از ابزارهای دیجیتال این امکان را به افراد می‌دهد که اثربخشی تبلیغات را اندازه گیری کنند ولی در شیوه‌های سنتی این کار امکان پذیر نیست

آژانس‌های تبلیغاتی و بازاریان سنتی از بازاریابی دیجیتال می‌ترسند چون هراس دارند کارفرما بداند پول‌هایی که برای تبلیغات می‌پردازد کم اثر و بی‌اثر است.

دنیای فیزیکی دنیای ابهام و مخفی کردن واقعیت‌هاست به همین خاطر خیلی‌ها دل از آن نمی‌کنند.

دنیای دیجیتال یعنی دنیای اندازه‌گیری و برملا شدن نتیجه کارها و این یعنی آدم‌های سنتی از آن خوششان نمی‌آید.

با تکنولوژی‌ چه می‌کنیم؟ استفاده از فرصت‌های بی‌نظیر تکنولوژی

چند سال پیش حدود سال‌های ۱۳۸۸ یادم می‌آید برای دانلود کردن یک کلیپ ۲ مگابایتی ۱۵ دقیقه وقت می‌گذشتیم. همان موقع در خبرها می‌خواندیم در کره جنوبی مردم فیلم سینمایی را با استفاده از اینترنت پرسرعت روی تلویزیون خانه خود نگاه می‌کنند ما هم حسرت می‌خوردیم و مسببان این عقب افتادگی را نفرین می‌کردیم

حالا آن زمان رسیده. امروز تقریباً اکثراً مردم می‌توانند فیلم‌های HD را روی موبایل و کامپیوتر خود ببیند. حتی چوپانان سر تپه وقتی گوسفندان در حال چرا هستند در حال دادن لایو اینستاگرام است. آیا باز هم باید شکایت کنیم که از دنیا عقبیم؟

این رشد تکنولوژی همان چیزی است که روزی آرزوی آن را داشتیم. اینترنت ۴G، کامپیوترهای سبک، اینترنت اشیا، موبایل‌های قدرتمند و صفحه نمایش‌هایی که رزولشن آن‌ها از حد پذیرش چشمان ما هم بالاتر است همه و همه بستر بزرگی ایجاد کرده‌اند که روی آن نوآوری و کسب و کارهای خلاق ایجاد شوند.

 

 

وقتی دیدم سایت MOZ، که در زمینه بازاریابی دیجیتال فعال است شعار خود را قرار داده: هر روز ۵ میلیارد جستجو انجام می‌شود پیدا شوید برایم خیلی جالب آمد. این جمله پیام بزرگی دارد. هر جستجو یعنی یک درخواست و هر درخواست یعنی یک سایت و هر سایت یعنی یک کسب و کار و هر کسب و کار یعنی درآمد. حال چرا نشستیم ما هم می‌توانیم بخشی از این درخواست‌ها را پاسخ بدهیم و به نام و نانی برسیم.

 

وقتی به مریم، یکی از خوانندگان وبلاگ، گفتم سعی کن بازاریابی محتوا و سئو یادبگیری گفت این ها به چه در من می‌خورد؟ این ها به درد همه می‌خورد چون ابزارهای فروش هستند. ابزارهایی هستند که تو می‌توانی خودت، محصولت و برندت را بفروشی و چه چیزی بهتر از این. هر چه قدر هم مهندس خوبی باشی، هر چه قدر هم پزشک خوبی باشی، هر چه قدر موسیقی‌دان خوبی باشی تا نتوانی خودت و توانایی هایت را بفروشی کافی نیست و حس رضایت پیدا نخواهی کرد.

پس پیش به سوی استفاده از فرصت‌های جدید …

 

با انفعال کاربران در فضای دیجیتال چه کنیم؟

در حال مطالعه‌ی مطلبی  از وب مایندست بودم که به نکته جالبی رسیدم: انفعال کاربران در فضای دیجیتال.

به خاطر هجوم بسیار زیاد اطلاعات در دنیای دیجیتال عملاً بسیاری از کاربران منفعل شده و از هرگونه مشارکت فراری هستند. حتی اگر این مشارکت کلیک کردن روی یک دکمه باشد.

 

کاربر دیجیتال کلا خسته است

 

مثلاً وقتی  لینکی به آن‌ها نشان می‌دهی حال ندارد روی آن کلیک کنند.

بعد از انتشار مطلب حتی حوصله لایک کردن یا کامنت گذاشتن زیر آن را هم ندارند.

در همان مطلب محمدرضا مثال جالبی می‌زند. می‌گوید ما در خبرنامه‌ی که به کاربران ارسال می‌کردیم هر بار یک جمله متفاوت قرار می‌دادیم:

یک بار نوشتیم: این لینکِ یک مطلب خواندنی است

یک بار نوشتیم: این لینکِ یک مطلب خواندنی است، لطفا روی آن کلیک کنید

یک بار نوشتیم: این لینکِ یک مطلب بسیار خواندنی است، لطفا روی آن کلیک کنید و نظر خودتان را بنویسید

و در آمار نهایی دیدیم که چه تفاوت عظیمی بین سه گزینه بالا وجود دارد.

به نظرم برای انفعال کاربران باید راهکارهایی را بیاندیشیم. شاید بهتر است کاربر را مثل یک کودک در نظر بگیریم که وقتی وارد سایت می شود نمی‌داند چه کار کند. ما باید به او بگوییم چه کار انجام دهد.

باید کاری که از او می‌خواهیم را دقیقاً و موبه مو به او بگوییم.

اگر قرار است روی چیزی کلیک کند یا فرمی را پر کند یا دکمه‌ی را فشار دهد کاملاً این موضوع را به او توضیح دهیم.

مثلاً من بعد از تماشای ویدیوهای یوتیوب می‌دیدم که صاحبان کانال با تکان دادن دست و پا از کاربران می‌خواستند روی دکمه اشتراک subscribe کلیک کنند و همیشه این سوال در ذهنم بود که چرا اینقدر اصرار می‌کنند و مدام جای دکمه را نشان می‌دهد.

 

پس از پایان ویدیو جای یک دکمه نشان داده می‌شود و از کاربر می‌خواهد آنجا کلیک کند

 

الان احساس می‌کنم جواب آن تا حدی مشخص باشد. کاربران وقتی در جایی مثل یوتیوب فیلم تماشا می‌کنند بعد از تمام شدن آن منفعل است. با این کارها می‌توانیم به او بگوییم چه کار کند.

من سری به سایت‌های مشهور بازاریابی دیجیتال در ایران و جهان هم زدم تا نمونه‌های این قضیه را پیدا کنم.

 

برایان دین که برای بازاریابی دیجیتال مشهور است در سایت خود backlinko نشان داده که چکار کنید و کجا ایمیل خوذ را وارد کنید

 

در بعضی تبلیغات صراحتاً از کاربر خواسته می‌شود روی بنر کلیک کند. با استفاده از عناوینی مثل “کلیک کنید” یا “اینجا کلیک کنید”

 

 

در این مورد عملاً به کاربر دستور داده شده که کاری انجام دهد. کلاً به مخاطب دستور هم بدهیم بد نیست 🙂

 

شاید مثال های بالا نشان می‌دهد باید از کاربر خواست که چه کاری را چگونه انجام دهد.  وگرنه گوشه‌ی سایت چیزی قرار دهیم و فکر کنیم که کاربر حتماً آن را پیدا می‌کند و روی آن کلیک می‌کند چیزی دور از ذهنی به نظر می‌رسد.

در پایان می‌خواهم اگر شما هم مثالی به ذهنتان می‌رسد زیر همین مطلب  نام و ایمیل خودتان را وارد کنید و بعد کامنت بگذارید

ضمناً اگر به بازاریابی دیجیتال علاقه دارید روی این مطلب  هم کلیک کرده و بعد از مطالعه آن نظر خودتان را قید فرمایید.

روی این لینک کلیک کنید  معجزه عدد در بازاریابی محتوا (همراه با ۸ مثال کاربردی از سطح وب)

🙂 🙂