بالاخره اَپ بزنیم یا نه؟

هر کارآفرین اینترنتی و هر کس که کسب و کار دیجیتال را اداره می‌کند حتماً یکبار قلقلک شده که یک اپلیکیشن برای کسب و کار خودش بزند.

ولی سوال اصلی این است که اپلیکیشن به درد چه کسب و کاری می‌خورد؟ و چه وقت باید اپ زد و چه وقت نباید اپ زد؟

من در مطلب قبلی در این باره صحبت کردم ولی در آخر هم برای خودم مبهم بود که چه وقت باید این کار را انجام داد.

البته طبیعتاً هیچ قانونی برای اپلکیشن زدن یا نزدن وجود ندارد.

ولی چند روز پیش که داشتم کتاب Epic Content Marketing را می‌خواندم به جمله‌ی خوبی از جو پالیزی رسیدم. او App را یکی از انواع محتوا می‌داند مثل اینفوگرافیک یا پادکست.

این جمله را می‌نویسد:

Effective applications must have a regular (daily or weekly) reason for use .think utility

یعنی اپلیکیشن خوب باید مصرف روزانه یا هفتگی داشته باشد مثل یک ابزار.

یعنی منطقی نیست وقتی مردم در سال فقط یک بار از محصول یا خدمات ما استفاده می‌کنند ما برویم و اپلیکیشن بزنیم.

مثلاً در کسب و کار ما یعنی حمل اثاثیه منزل به شهرستان به طور متوسط یک فرد ممکن است چند سال یکبار کار اسباب کشی را انجام دهد پس اگر cost benefit کنیم شاید منطقی نباشد که این کار را انجام دهیم.

جو پولینزی می‌گوید اپ باید شبیه آچار یا پیچ گوشتی باشد که یک نجار و مکانیک مدام از آن استفاده می‌کند و روی میز کارش هست.

.

اگر دقت کنید بعضی شرکت‌ها سعی می‌کنند خدماتی که ارائه می‌کنند را آنچنان افزایش دهند که کاربر مجبور شود به صورت روزانه یا هفتگی از آن استفاده کند.

مثلاً شرکتهایی مثل آچاره یا استادکار یا سنجاق مثل ما حمل اثاثیه انجام می‌دهند ولی چون این نکته را می‌دانند که کاربری که چند سال یکبار می‌خواهد اسباب کشی کند قرار نیست بیاید و اپ آنها را نصب کند آنقدر تنوع خدماتشان را افزایش می‌دهند که کاربر مجبور شود آن را نصب کند.

یعنی توجیهی برای استفاده روزانه یا هفتگی یا ماهانه از این اپ داشته باشد.

مثلاً این شرکت‌ها بعضاً تا ۳۰۰ خدمت را ارائه می‌کنند چون در این صورت این اپ به یک ابزار یا Utility تبدیل می‌شود و نصب کردن آن منطقی می‌شود. مثل این چاقوهای چندکاره

.

البته چند نکته هم وجود دارد که اپلکیشن زدن را برای ما منطقی می‌کند:

نکته اول مربوط به عاشقان تکنولوژی و چیزهای نو هست.

اینها از هر چیزی که نو باشد استقبال می‌کنند. یعنی گروهی هستند در جامعه که علاقه‌مند ایده‌های جدید و چیزهای نو هستند. مثل اپ‌های جدید.

اگر شما یک اپ مزخرف هم تولید کنید باز این گروه علاقه دارند آن را امتحان کنند و از آن خوششان بیاید. من به اینها گروه خوره تکنولوژی می‌گویم . اگر این گروه را حساب کنیم زدن هر نوع اپلیکشین حتی مسخره منطقی و موجه می‌نماید.

نکته دوم اینکه بعد از آمدن اپلکشین‌های تاکسی اینترنتی و سفارش غذا خیلی از ماها به استفاده از اپ عادت کردیم. یعنی قبلاً عادت نداشتیم ولی امروز دوست داریم هر چیزی را یک دکمه سفارش بدهیم. یعنی به یک استانداردی و راحتی در استفاده از اپ رسیدیم. حتی با وب سایت شاید خیلی راحت نباشیم ولی با اپ راحتیم چون شاید محیطش جذابتر و خلوتر و بهتر از وب‌سایت باشد.

شاید این دلیل هم ما را قانع کند که در کنار سایت یک اپ هم داشته باشیم. البته اگر هزینه‌های آن زیاد نباشد.

نکته دیگر بعضاً درست کردن اپلیکیشن برای سمت مشتری توجیه‌پذیر نیست ولی برای سمت تامین‌کننده، منطقی و مورد نیاز است. مثلاً خدمت حمل اثاثیه منزل را در نظر بگیریم شاید کاربر عادی چند سال یک بار از این خدمت استفاده کند ولی تامین‌کننده که راننده هست مدام به او درخواست می‌آید و شاید منطقی باشد که اپلکیشن تامین‌کننده داشته باشیم.

به همین خاطر اگر در کار شما بازه زمانی استفاده کاربران طولانی باشد ممکن است به جای زدن اپلیکیشنِ سمت مشتری به سمت تولید اپلیکیشن تامین‌کنندگان برویم