انحصار، این بار در نتایج گوگل و سئو

چند ماه پیش با یکی از سایت‌های رقیب، تلفنی صحبت می‌کردم می‌گفت ۳۰ سایت اول گوگل (در یک کلمه کلیدی)  مال من است.

یعنی مثلاً وقتی سرچ می‌کنید “دانلود فیلم پدر خوانده ۲” احتمال دارد از ده  سایت دانلود فیلم که می‌آید ۵ تایش مال یک نفر باشد.

البته این مساله منطقی است. وقتی کسی راز و رمز اول شدن را بلد شد، دوم و سوم و … هم برای او آسان می‌شود.

به قولی معما چون حل شود آسان شود. (اگر حال داشته باشید) کافی است یک تیم جدید درست کنید و سایت‌های بعدی را به آن‌ها بسپارید. فقط مهم این است که شما راز قرار گرفتن در جایگاه اول را پیدا کنید و دیگر کار تمام است. Winner Takes All 

توی دانلود فیلم که این مساله خیلی به چشم می‌آید. نمی‌دانم شما هم احساس کردید خیلی‌ از سایت‌های دانلود فیلم شبیه هم هستند و طراحی و قالب مشابه هم دارند. من خودم حدس می‌زنم اکثر سایت‌های دانلود فیلم مال یک نفر است.

مثلاً  این سه سایت (یک و دو و سه) برای “دانلود فیلم پدرخوانده ۲” در صفحه اول گوگل ظاهر می‌شوند ولی اگر کمی بیشتر نگاه کنیم تیپ و قیافه آن‌ها شبیه هم است.

اگر دقت کنیم این دو قسمت دراکثر سایت‌های دانلود فیلم مشابه هم است

البته این کار را خیلی حرفه‌ای انجام می‌دهند که گوگل پی نبرد. یعنی گوگل حتی بداند دو دامنه توسط یک نفر ثبت شده است ممکن است به سایت نمره منفی بدهد. حتی ظاهر سایت را طوری عوض می‌کنند که شبیه هم نباشد و شاید بدهند دو نفر مختلف طراحی کند.

البته این کار غیرقانونی نیست و بعضاً ممکن است از این استراتژی استفاده کنیم و یک سایت دیگر را بخریم و بالا بیاوریم.

شرکتهای معروفی مثل Expedia و Booking و Zillow این کار را انجام می‌دهند. یعنی سایت‌های رقیب را می‌خرند و به پورتفولیو خود اضافه می‌کنند.

چند وقت پیش عبارت car rental (اجاره خودرو) را در گوگل جستجو کردم به سایت priceline و kayak و rentalcars برخوردم. که هر سه جزو صفحه اول گوگل بودند ولی همه متعلق به هولدینگ Booking.com هستند.

Booking.com یکی از سایت‌های مشهور جهان در زمینه رزرو هتل است.

۶ سایت هم متعلق به هولدینگ Expedia‌ بود. یعنی از ۱۳ سایت ۹ تای آن متعلق به دو شرکت بود. یعنی ۷۰ درصد. شبیه قانون ۲۰/۸۰.

برای بزرگ شدن تصویر، روی آن کلیک کنید.

۹ نتیجه از ۱۳ نتیجه جستجوی عبارت “اجاره خودرو” متعلق به تنها دو شرکت است.

 

هولدینگ booking.com‌ و زیر مجموعه‌های آن

 

expedia و زیرمجموعه‌های آن

اگر بخواهید اطلاعات بیشتری در معایب و مزایای این روش پیدا کنید می‌توانید در گوگل عبارت زیر را سرچ کنید

multiple domain seo strategy

سایت Moz هم یک ویدیو در این زمینه آماده کرده است.

نکته اینجاست که وقتی شما در گوگل در کلمات رقابتی و پولساز رقابت می‌کنید با ۱۰۰ سایت و ۱۰۰ نفر مختلف و ۱۰۰ مدل ذهنی  گوناگون رقابت نمی‌کنید بلکه احتمالاً این عدد خیلی کمتر از ۱۰۰ است.

یعنی هر نفر بیش از یک سایت دارد. پس اگر شما بتوانید از یک سایت جلو بزنید تقریباً از چند سایت دیگر هم جلو زدید.

۳ اشتباه متدوال در تولید محتوا (در سطح وب)

از یک طرف به تولید محتوا علاقه دارم و از طرف دیگر احساس می‌کنم در فضای وب به حدی محتوا تولید کردم که مجاز باشم این  مطلب را با این تیتر بنویسم. چند اشتباه ممکن است در فرایند تولید محتوا اتفاق بیافتد که در ادامه توضیح و تشریح می‌کنم:

 

۱- تولید محتوا فقط بخاطر تولید محتوا (content creation for the sake of content creation ): بعضاً شاهد هستیم که مطالبی در سطح وب منتشر می‌کند که هیچ خاصیتی ندارد. نه کسی دنبال آن مطلب هست و نه بودن یا نبودن آن ترافیکی برای سایت ایجاد می‌کند. البته اگر جایی دلنوشته یا خاطرات شخصی را منتشر می‌کنیم این مساله مهم نیست ولی اگر به صورت جدی و برای مقاصد تجاری محتوا منتشر می‌کنیم دقت کنیم این مطلب قرار است چه نیازی از مشتری رفع کند؟ آیا سول مخاطب را پاسخ می‌دهد؟ آیا باعث می‌شود دست پر از وب سایت ما بیرون رود؟ آیا بعد از اینکه از وب‌سایت ما خارج شد به سایت‌های دیگر سرخواهد زد؟ یا ما آنچنان نیاز او را تامین کردیم که بلند شده و پی کار خود برود؟

شاید اصطلاح آموزش برای فقط آموزش را شنیده باشید بعضاً ما کارهایی انجام می‌دهیم که فقط انجام داده باشیم. مثل آموزش برای آموزش. تولید محتوا هم از این قاعده مستثنی نیست. بعضی صاحبان سایت فقط محتوا تولید می‌کنند که کرده باشند. این هیچ خاصیتی ندارد جز اتلاف منابع. خوب ببینم مخاطب چه می‌خواهد آن را تولید کنیم. نه اینکه به زور آن‌چیزی که تولید کردیم را بهخورد مخاطب بدهیم.

۲- تولید محتوا برای موضوعات رقابتی: به نظرم ده‌ها بار در مدیریت به انواع و اقسام مختلف توصیه شده که بهترین راه موفقیت در عرصه تجارت شروع از یک بازار گوشه‌ی (niche market) است. عبارت‌هایی مثل اقیانوس آبی، گاو بنفش و دم بلند همه و همه به این اشاره دارند که روی موضوعات کم طرفدار وقت و انرژی بگذاریم.

همین مساله در تولید محتوا هم صدق می‌کند. کسانی که برای اولین بار شروع به تولید محتوا می‌کنند علاقه زیادی دارند مقالاتی منتشر کنند که طرفدار زیادی دارد به امید اینکه موفقیت سریعتری را تجربه کنند ولی همه ما می‌دانیم که رقابت برای کلمات دم کوتاه یا short term خیلی سخت است. هزاران رقیب سال‌ها روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند، هزاران بک لینک و رپورتاژ آگهی برای آن  خریده‌اند، تعداد رقبا هم زیاد است. خوب چه علتی دارد ما وارد این فضا شویم؟

بیش از نیمی از جستجوهای گوگل مربوط به کلمات long tail‌ است که ناشران محتوا آن را نادیده می‌گیرند. اکثراً سراغ یک سری کلمات کوتاه، رقابتی و نامفهوم می‌روند. مثلاً وقتی می‌خواهیم در مورد بازاریابی دیجیتال مطلب بنویسیم خوب کار اشتباهی است که صرفاً روی کلمه “بازاریابی دیجیتال” سرمایه گذاری کنم در این زمینه ده‌ها رقیب وجود دارد ولی به کلمات زیر نگاه کنید در کنار رقابت کم منظور مخاطب هم بهتر فهمیده می‌شود:

تاریخچه بازاریابی دیجیتال

بازاریابی دیجیتال در صنعت بانکداری

رفتار مصرف کننده در بازاریابی دیجیتال

 

۳- عکس با کیفیت کم: شاید در نگاه اول مساله کیفیت تصاویری که استفاده می‌کنیم مهم به نظر نرسد ولی تصاویری که برای نوشته‌های خود استفاده می‌کنیم شبیه ویترین مغازه هست و چه بهتر که ظاهر مطلب هم مثل محتوای آن غنی و باکیفیت باشد. به همین خاطر سعی کنیم هنگام بهینه سازی تصویر برای وب سایت کیفیت تصاویر را خیلی زیاد پایین نیاوریم.

 

 

راز موفقیت افراد موفق چیست؟

راز موفقیت چیست؟

با عرض معذرت به نظرم هیچ رازی برای موفقیت وجود ندارد. اجازه بدهید توضیح دهم.

واقعیت اینکه اکثراً ما فکر می‌کنیم تنها فاصله ما با آدم های موفق تنها چند رمز و تکنیک و ترفند است که آن‌ها می‌دانند ولی ما نمی‌دانیم.

همیشه هم در دل می‌گوییم: “فلانی را ببین واقعاً چیش با من فرق می‌کنه نمی‌دونم چرا باید من این‌جا باشم اون اونجا”

فکر می‌کنیم آن‌ها رازهایی نزد خود دارند که اگر ما می‌دانستیم یک شبه و فوری می‌توانسیتم جایگاه آن‌ها را پیدا کنیم.

البته تنها در مورد انسان‌ها صادق نیست بلکه در مورد کسب و کارهای موفق هم همین طور است. اگر مدیر یک شرکت هستیم فکر می‌کنیم شرکت‌هایی که از ما بسیار جلوتر هستند ترفندی یا ترفندهایی دارند که ما از آن ‌خبر نداریم و “تنها” علت عقب ماندن ما از رقبا همین است.

ولی واقعاً دانستن و باخبر بودن از رمز و راز شرکت‌ها و افراد موفق خود عامل موفقیت است؟

من خودم چنین نظر ندارم.

اصلاً فکر کنیم علت موفقیت همین دانستن رازهای موفقیت باشد. ولی واقعاً ترفند و تکنیک خالی برای “باقی” ماندن در مسیر موفقیت کافی است؟

فرض کنیم همین آقا با خانم موفق به این خاطر موفق است که یک سری اسرار و راز و رمزی در قلب خود پنهان کرده و حاضر نیست به کسی افشا کند.

آیا این آدم در آینده هم موفق باقی خواهد ماند؟

– با این شرایط او باید همیشه مواظب باشد که اسرارش لو نرود.

– از این بترسد که اطرافیان آنرا بدانند و رقیب جدیدی ظهور کند

– از طرفی چون با همین چند ترفند و تکنیک درآمد خوبی دارد دنبال یادگیری چیزهای جدید نمی‌روند و در بلند مدت از تخت موفقیت پایین کشیده می‌شود.

اگر هم واقعاً رازی برای موفقیت وجود داشته باشد (که ندارد) برای چند ماه چند سال آینده آدم مفید هستند نه تمام عمر. بالاخره دیر یا زود رقبا با اطرافیان از آن آگاه می‌شوند و روز و از نوع روزی از تو.

من هم با سایت متمم هم نظر هستم که آدم‌های موفق نه به خاطر رمز و راز بلکه به خاطر “عادات‌شان” موفق هستند.

عاداتی که ما هم می‌توانیم انجام دهیم و “حال انجام آن را نداریم”

 

درباره جنبه های مثبت و منفی رقابت

رقابت همه جای زندگی ما وجود دارد و نمی‌توان آن را انکار کرد. در محیط کار حس رقابت با همکارمان داریم یا در متمم به عنوان محیط آموزشی هر روز امتیازمان را رصد می‌کنیم تا جایگاهمان را نسبت به دیگران بسنجیم

رقابت جنبه های مثبتی فراوانی دارد از جمله اینکه:

– رقابت یک نوع انگیزش دهنده بیرونی است. برای افراد بی‌انگیزه می‌توان ابزار مناسبی باشد

– جلوی تنبلی را می‌گیرد. وقتی در رقابت با دیگران هستیم سعی می‌کنیم بیشتر و بهتر کار کنیم.

– ممکن است عزت نفس ما را بالا ببرد. وقتی می‌بینیم در جمع قدرتمندی رقابت می‌کنیم حس قدرت به ما ترزیق می‌شود.

– در رقابت مجبوریم دیگران را به دقت رصد کنیم. به همین خاطر چیزهایی زیادی از آن یاد می‌گیریم. دانسته‌ها و تجربیاتی که شاید آن هزاران ساعت برای آن وقت گذاشته اند را در زمان کمی به ارث می‌بریم

ولی رقابت از دیدگاه من جنبه های منفی هم دارد از جمله اینکه

– تک بعدی شدن: رقابت ممکن است ما را تک بعدی کند. یادم هست وقتی درس می‌خواندم و برای کنکور ارشد و دکتری که یک مسابقه رقابتی آماده می‌شدم مجبور بودم خودم را از خیلی چیزها محروم کنم و حتی زمانی که در دانشگاه هم تدریس می‌کردم به خاطر حجم زیاد مدرسان باز مجبور بودم فقط به کار درس و دانشگاه و دادن مقالات بیشتر فکر کنم این یعنی من “فقط” برای استانداردهای دانشگاهی آدم مناسبی می‌شدم. درگیر شدن در رقابت های درسی و دانشگاهی باعث شد نتوانم تجربه محیط کار، ارتباط با خانواده، یادگرفتن مهارت های ارتباطی و فردی را در اولویت قرار دهم و به سمت تبدیل شدن به یک آدم تک بعدی حرکت کنم. البته در یک مقطع ترمز این حرکت را کشیدم ولی احساس می‌کنم درگیر شدن و غرق شدن در هر رقابتی انسان را فرد موفق ولی تنها در آن زمینه تبدیل می‌کند و این یکی از آفات رقابت و رقابت گری است. قوی شدن یک وجه از توانمندی های انسان و ضعیف شدن ده ها زمینه و حوزه دیگر از ابعاد انسانی.

– محدود شدن یادگیری: وقتی در رقابت هستیم یادگیری ما تنها محدود به رقبا و اطرافیان خواهد شد. من هر روز در تلاش هستم که بدانم رقبا و الگوهای من چه کار کردند؟ چه استراتژی‌هایی تعریف کردند؟ چه چیزهایی را پیاده سازی کردند؟ روی چه چیزی کار می‌کنند؟ و من سعی می‌کنم همه داشته‌ها و دانسته‌های رقبا را مو به مو یاد بگیریم ولی محدود بودن وقت و انرژی ما از یک طرف و درگیر شدن ما در حلقه رقبا باعث می‌شود یادگیری ما تنها به رقبا ما خلاصه شود. وقتی در رقابت سنگین هستیم دیگر نمی‌توانیم از افرادی و منابعی که رقیب ما نیستند چیزی یاد نگیریم و در نهایت ما دچار یک حلقه معیوب در یادگیری خواهیم شد

– غافل شدن از آینده: وقتی در رقابت سنگین هستیم از برنامه ریزی و آماده شدن محروم می‌شویم. هر چیزی که ما در آن زمینه رقابت می‌کنیم مربوط به زمان حال است. مجموعه ما و رقبای ما کمتر به فکر آینده هستند. همه چیزی بر حول این می‌چرخد که امروز و این هفته را چکار کنیم تا از رقابت عقب نمانیم. دیگری زمان و انرژی و وقتی برای برنامه ریزی و یادگیری توانمندی های آینده نداریم. مثلاً کتابی که می‌خوانیم صرفاً باید وضعیت رقابتی ما را در امروز بهبود دهد اگر من کتابی را بخوانم که در مورد آینده و توانمندی های و نگرش های ۲۰ سال بعد جهان بحث می‌کند سریعاً از لیست مطالعاتی من خارج خواهد شد چون مسئله مهم حال است اینکه چطور یک قدم از رقبا جلوتر بیافتیم

هر دانش و هر مهارتی باید تنها به این خلاصه شود که آیا “ما را کمی از رقبا جلوتر قرار می‌دهد یا نه”

سایر دغدغه ها و مهارت هایی که امروز ارزشمند و مهم تلقی نمی‌شوند ولی برعکس در آینده مهم خواهند شد به خاطر قرار گرفتن ما در فضای سنگین رقابتی خود به خود   رنگ می‌بازند و کم ارزش می‌شوند.