یک نکته از کتاب ساخت ژاپن

داشتم خاطرات مدیرعامل سونی را می‌خواندم به یک پاراگراف رسیدم:

آکیو موریتا می‌گوید اوایل کار سونی وقتی به عنوان مدیر اجرایی از ژاپن به آمریکا رفتم در هتل‌های ارزان قیمت اقامت می‌کردم و دررستوران‌های ساده غذا می‌خوردم

با اینکه هتل ارزانی را انتخاب می‌کردم ولی اتاقم گرانترین اتاق هتل بود. از طرفی وقتی از رستوران های ساده استفاده می‌کردم سعی می‌کردم گرانترین غذای آنجا سفارش می‌دادم.

وقتی با یکی از مشاوران شرکت در این زمینه صحبت می‌کردیم به من گفت شان خودت و شرکتت را حفظ کن و به جای هتل های ارزان قیمت هتل های مجلل را انتخاب کن با این تفاوت که ارزانترین اتاق آن را رزرو کن. در مورد غذا هم همین طور. به جای اینکه گرانترین غذای یک رستوران معمولی را سفارش بدهی ارزانترین غذای یک رستوران خیلی خوب را انتخاب کن.

به نظرم نکته جالبی بود. می‌توان آن را به سایر حوزه ها هم بسط دارد:

به جای زندگی در یک شهر یا کشور فقیر ولی داشتن زندگی مرفه، به کشور یا شهری مهاجرت کنم که ثروتمند و سطح بالا باشد. حتی اگر به بهای از بین رفتن رفاه من تمام شود.

به جای فعالیت مدیر بودن در یک شرکت درب و داغون و ناشناخته به استخدام شرکتی خوب و معروف‌ در بیایم. حتی اگر عنوان شغلی من بسیار سطح پایین باشد. حتی پست آبدارچی 🙂

به جای شناخته شدن و معروف بودن بین آدم‌های معمولی به دسته‌ آدم‌های الیت و فرهیخته ملحق شوم حتی اگر به بهای گمنامی من در آن جمع تمام شود.

در کل به جای

بزرگ بودن در یک جای کوچک

کوچک بودن در یک جای بزرگ

را انتخاب کنم.