عطش شرکت‌های تکنولوژی برای جمع آوری اطلاعات

در یکی از مطلب قبلی با عنوان گوکل چطور مکان شما را تشخیص می‌دهد؟ توضیح دادم گوگل چطور مکان جفرافیایی کاربران را تشخیص می‌دهد حتی بدون اینکه خود کاربران متوجه باشند.

در واقع گوگل برای به حرکت درآوردن و سرپا نگه داشتن ماشین بزرگ هوش مصنوعی خود نیازمند حجم بسیار زیادی از اطلاعات است.

یادم می‌آید چندسال پیش گوگل ماموریت خود را  سازمان دهی اطلاعات جهان نامگذاری کرده بود.

 

 

تمام تلاش گوگل و شرکت های دیگر تکنولوژیک در این است که بتوانند داده های بیشتری از کاربران جمع آوری کنند. مکان جغرافیای کاربران هم از پرطرفدارترین اطلاعاتی است که گوگل به دنبال جمع آوری آن است. در اصل مکان جغرافیایی “نقطه اتصال” دنیای دیجیتال با دنیای فیزیکی است.

اخیراً خبری منتشر شد که گوگل مختصات دکل‌های مخابراتی نزدیک دارندگان گوشی‌های اندروید را به صورت مخفیانه جمع آوری می‌کند. ممکن است بپرسید مکان دکل‌های مخابراتی یا همان که ما می‌گوییم BTS  چه ارزشی دارد؟

با داشتن مختصات تنها سه دکل مخابراتی نزدیک شما می‌توان مکان دقیق گوشی مشخص را تعیین کرد. این مساله اصطلاحاً Triangulation یا مثلث سازی نامیده می‌شود. با اپلیکیشن های مثل Network Signal Info و OpenSignal می‌توانید cell tower های اطراف خود را ببیند.

 

اگر مکان سه ایستگاه مشخص باشد فاصله شما با هر ایستگاه با داشتن زمان رفت و برگشت سیگنال قابل محاسبه است. این اطلاعات حتی زمانی که سیم کارت روی گوشی نصب نیست باز رد و بدل می‌شود

 

نکته جالب اینکه این اطلاعات حتی در حالتی که GPS گوشی خاموش است و حتی گوشی فاقد سیم کارت است قابل جمع آوری و ارسال است.

البته مشخص است که چرا گوگل از این اطلاعات استفاده می‌کند. بیش از ۹۰ درصد درآمد گوگل از تبلیغات اینترنتی است و هر چه قدر این تبلیغات دقیق و هدفمند باشند درآمد گوگل بیشتر می‌شود.  اگر گوگل اشتباهاً تبلیغات وکیلی که در نیویورک کار می‌کند را به کاربر فرانسوی نشان دهد یعنی گوگل به درآمد خودش آسیب زده است.

گوگل همچنین برای بالا بردن کیفیت نتایج جستجو اقدام به شخصی سازی (personalization) جستجو برای افراد می‌کند مثلاً اگر شما در شهر زاهدان باشید و به دنبال یک رستوران بگردید گوگل نزدیک ترین رستوران را به شما نشان می‌دهد. این نزدیکی در شعاع ۱۵ مایلی یاا ۲۵ کیلومتری مکانی است که شما در آن قرار دارید ولی گوگل از کجا می‌داند شما در زاهدان هستید؟ گوگل به نحوی مکان شما را پیدا می‌کند یا حدس می‌زند.

حتی اخیراً به حدی دقت گوگل زیاد شده است که اعلام کرده سرویس‌های محلی گوگل مثل google.nl  یا google.ca  یا google.com.af عملاً هیچ تاثیری روی نتایج جستجو ندارند و شما هر جا دنیا باشید گوگل به طور اتوماتیک مکان شما را تشخیص می‌دهد و نتایج را متناسب با مکان شما نشان می‌دهد.

اگر هدف‌ جمع آوری اطلاعات از کابران محدود به تبلیغات باشد قابل تحمل است ولی آیا امکان دارد اطلاعات شخصی ما در اختیار نهادهایی غیر از گوگل و ماکروسافت و فیس بوک قرار گیرد؟

اپراتورها و شرکت ارائه کننده اینترنت به تمام اطلاعاتی که ما ارسال می‌کنیم دسترسی دارند و از آن نگهداری می‌کنند. با اینکه اعلام می‌شود این کار غیرقانونی و غیرممکن است. مثال‌های زیادی می‌توان از بین اخبار رسانه‌ها پیدا کرد که نشان می‌دهد این کار اتفاق می‌افتد.

یک مثال بسیار دور و نامانوس بزنم. سال ۹۱ به آقای لاریجانی در قم حین سخنرانی حمله شد و سال بعد ۹۲  گزارشی از رسیدگی به این حادثه منتشر شد. گویا در این اتفاق معترضان با پیامک همدیگر را سازمان دهی می‌کردند. در بخشی از گزارش آمده کل اس ام اس هایی که در شهر قم و در همان ساعت ارسال شده توسط کارشناسان بررسی شد. حدود ۳۵ هزار پیامک. حتی عین پیام هم آمده است. اگر پیامک‌ها جایی ذخیره نمی‌شوند چطور ممکن است بعد از چند ماه آن‌ها را تجزیه و تحلیل کنند؟

 

اخیراً در حال جستجو در سایت TED بودم که به یک ویدیویی جالب رسیدم. در ارائه آقای Malte Spitz توضیح می‌دهد اتحادیه اروپا در سال های اخیر قانونی را تصویب کرده که اپراتورهای موبایل و شرکت های ارائه کنندگان خدمات اینترنت تمام اطلاعات کاربران را به مدت ۶ تا ۲ سال در سرورهای خود نگهداری کنند. او برای اینکه به اطلاعات شخصی خودش که توسط اپراتور بزرگ آلمانی جمع‌آوری کرده دست پیدا کند علیه شرکت شکواییه تنظیم می‌کند و پس از کش و قوس های فراوان نهایتاً سی دی تمام اطلاعات خود را برای ۶ ماه اخیر چنگ می‌اورد ولی با کمال تعجب می‌بیند که در واقع تمام زندگی او توسط اپراتور جمع اوری شده. از جمله جاهایی که رفته و پیام هایی که به دیگران فرستاده. خود ویدیوی که ۱۰ دقیقه است را می‌توانید در سایت TED ببینید ولی من ۳ دقیقه  از آن را اینجا قرار دادم.

 

لینک دانلود ویدیو – حجم ۱۸ مگ

همانطور که در ویدیو توضیح می‌دهد آقای Spitz و دوستانش همه اطلاعات را روی یک نقشه پیاده سازی می‌کنند و امروز می‌توانید از سایت zeit.de آنرا ببینید. اینکه دقیقاً کجا رفته و چه کارهایی کرده. با کلیک بروی دکمه play‌ می‌توانید شهرهایی که او رفته را ببینید.

 

او در ارائه خود به نکته‌ی جالبی اشاره می‌کند. اگر هر ارتباط بین دو نفر را به صورت یک خط نشان دهیم وقتی کسی یا فرد دیگری تماس می‌گیرد یک شبکه عظیم ارتباطات ایجاد می‌شود. هر چه قدر تماس شما یا یک نفر بیشتر باشد قطر خطوط بیشتر و بیشتر می‌شود.

حال چه استفاده‌هایی که نمی‌شود از این داده ها کرد. مثلاً اینکه نقاط پررنگ احتمالاً لیدرهای جامعه هستند و …

 

هر نقطه یک فرد است و تماس بین دو فرد با یک خط مشخص شده است. هر چه ارتباطات فرد بیشتر باشد چگالی خطوط افزایش پیدا می‌شود. نقاط پررنگ افراد پرطرفدار را نشان می‌دهد

 

نتیجه اینکه اگر موبایل به ظاهر دستگاهی مفید و ضروری به نظر می‌رسد شاید در نگاه بدبینانه دست بند و قلاده ی باشد بر گردن انسان که کنترل آن در اختیار شرکت ها و دولت ها است.

 

مطلب مرتبط: مروری بر یک ویدیو از TED

 

کاسبان سیستم‌های پیچیده

هر جا سیستم پیچیده می‌شود کاسبان از راه می‌رسند

مثلاً مسیر موفقیت یک مسیر پیچیده است. هزاران عامل وجود دارد که در موفقیت یک فرد تاثیر می‌گذارد. از طرفی رابطه هر عامل با موفقیت از  نوع همبستگی است نه علت و معلولی.

چون مسیر موفقیت یک مسیر مبهم و غبار آلود هست افرادی در نقش کاسب و کلاهبردار ظهور می‌کنند. چرا؟ چون موفقیت یک سیستم پیچیده است. شما نمی‌توانید برای موفقیت فرمول بدهید. از طرفی همه دنبال فرمول هستند. همه دنبال این است که “تنها علت” یا علت‌های موفقیت را پیدا کنند

حال کسانی ظهور می‌کنند که وعده موفقیت به انسان می‌دهند یا بهتر بگویم راه‌های موفقیت را به ما می‌فروشند. ما هم چون سیستم پیچیده است آن‌ها را می‌خریم.

فردا حتی اگر هم شکست بخوریم و به جایی نرسیم باز شاکی نیستیم. چون خودمان هم می‌دانیم سیستم پیچیده است و از طرفی کاسبان موفقیت هم مسئولیت ناکامی را بر عهده تو می‌اندازند و می‌گویند:

– کاری که به تو گفتیم را به خوبی انجام ندادی

– اتفاقات دیگری افتاده که موفقیت تو را خراب کرده. به ما ربطی ندارد. ما که نمی‌توانستیم آنها را کنترل کنیم.

اگر یک مثال خیلی بی‌ربط بزنم تعمیر خودرو را در نظر بگیرید. بارها دیدیم که یک تعمیرکار برای یک خودرو خراب نسخه‌یی پیچیده که به کل با اصل ماجرا فرق دارد.

خودرو شما خراب شده. شما مستاصل هستید و نمی‌دانید کدام قطعه یا کدام قسمت از خودرو دچار مشکل شده. چرا؟ چون سیستم کمی پیچیده است و هزاران قطعه وجود دارند که نمی‌توان تاثیر هر یک از آن‌ها را روی حرکت کردن نهایی ماشین اندازه گیری کرد.

به همین خاطر هر کس می‌تواند یک ایراد بگیرد و هر کس می‌تواند یک نسخه متفاوت بپیچد. مسیر درست شدن یک خودرو بعضاً یک مسیر مبهم و راز آلود هست.

در خیلی از زمینه های دیگر هم می‌توان از این قبیل مثال‌ها زد.

وقتی رابطه عاطفی شما خراب است و نمی‌دانید علت آن چیست؟

وقتی فقیر هستید و نمی‌دانید چطور پولدار شوید؟

وقتی فروش شرکت شما پایین است  و نمی‌دانید علت آن چیست؟

وقتی وب سایت شما ببینده ندارد و در گوگل رتبه ندارید؟

وقتی حالتان خوب نیست و نمی‌دانید مشکل از کجاست؟

وقتی نمی‌توانید دانسته‌های خود را به عمل تبدیل کنید و دچار سرگردانی هستید؟

وقتی یکی از نزدیکان شما دچار بیماری است که غیرقابل درمان تشخیص داده شده و نمی‌دانید چکار کنید؟

این ها زمان‌هایی است که کاسبان ظاهر می‌شوند. تا راه یا راه هایی در آمدن از مشکل را به ما بفروشند.

کسانی هستند که می‌توانند بگویند چرا رابطه عاطفی ما خراب است.

نویسندگانی هستند که راه های ثروتمند شدن را به ما یاد می‌دهند.

مشاورانی هستند که ادعا می‌کنند فروش شرکت شما را بیشتر می‌کنند

متخصصان سئو به شما تضمین می‌دهند که رتبه یک را در در گوگل کسب خواهید کرد.

روانشناسانی هستند که مطب خود را به روی آدم‌های بدحال باز کردند و وعده حال توپ را می‌دهند.

پزشکانی هستند که با وعده بهبود کامل بیماری به شما جراحی های گرانقیمت پیشنهاد می‌کنند

همه این‌ آدم‌ها درآمد خود را مدیون پیچیدگی سیستم می‌دانند. همیشه هم کسب و کارشان رونق داشته. چرا؟ چون همانطور که گفتم هیچ وقت نمی‌توانیم بگویم ادعای آن‌ها به موفقیت منجر می‌شود یا منجر نمی‌شود.

اگر به حرفشان گوش نکنیم: > در آینده افسوس خواهیم خورد

اگر به حرفهایشان گوش کنیم و موفق نشویم: > نمی دانیم مشکل از کجاست. توصیه‌های آن‌ها را ناقص انجام دادیم یا عوامل غیر منتظره قضیه را خراب کرده؟

اگر موفق شویم: > نمی‌دانیم علت موفقیتمان حرف و توصیه آن‌ها بوده یا نه

در کل در ابهام هستیم. هیچ کاری هم نمی‌توان کرد. از کسی هم نمی‌توان شکایت کرد. باید پول و زمان و انرژی خود را به کاسبان سیستم های پیچیده بدهیم تا شاید طعم موفقیت و رشد را بچشیم وگرنه چه راه دیگری داریم؟

 

مطلب مرتبط: کاسبان ابهام