منبعِ درآمدی شرکت‌هایِ بزرگ تکنولوژی

“گوگل یک موتور جستجو نیست. گوگل یک شرکت تبلیغاتی است”

این جمله‌ از پیتر ثیل نقل شده است. ولی این حرف بیراه هم نیست. بسیاری از شرکت‌های تکنولوژی مثل گوگل و فیسبوک که شعارهای زیبا می‌دهند و ماموریت‌های خیرانه برای خود تعریف می‌کنند عملاً شرکت‌ تبلیغاتی‌ند.

یکی از ترفندها در حوزه‌ی تکنولوژی این است که شرکت خود را در یک دسته‌بندی دیگر جای می‌زند تا کمتر مورد انتقاد قرار بگیرید. مثلاً گوگل نام خود را به آلفابت تغییر داد تا دیگران فکر کنند که این شرکت فقط یک موتوریِ جستجویِ انحصاری نیست و جستجو تنها بخشی این فعالیت‌های این غول فناوری است.

اگر می‌بینیم شرکت‌هایی مثل گوگل محصولات رایگان تولید می‌کند و فعالیت‌های انسان‌دوستانه، تحقیقات علمی و پروژه‌های تحقیق و توسعه مثل کالیکو انجام می‌دهد از همین پول تبلیغاتی است که در قالب گوگل ادوردز یا از ما می‌گیرد. وگرنه گوگل از سرراه پول نیاورده که روی پروژه‌های بلند پروازانه خودش هزینه کند. درآمد گوگل فقط از تبلیغات در ایران سالانه  ۴۰۰ میلیارد  است. جالب اینکه گوگل، کشور ایران را تحریم کرده ولی این مقدار پول در دوران ممنوعیت به جیب گوگل می‌رود.

 اینفوگرافی زیر منبع درآمد شرکت‌های بزرگ تکنولوژی جهان یعنی فیس‌بوک، آمازون، میکروسافت، گوگل و اپل که اصطلاحاً FAMGA مخفف  (Facebook, Apple, Microsoft, Google and Amazon) نامیده می‌شوند را نشان می‌دهد.

 

منبع درآمدی شرکت‌های بزرگ تکنولوژی. سهم تبلیغات در شرکت‌هایی که بخش فیزیکی کوچکتری دارند بیشتر است. برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید.

 

منبع: business insider

همانطور که می‌ببینیم

بیشترین درآمد گوگل از تبلیغات است (۸۸ درصد)

بیشترین اپل از فروش آیفون است (۶۳ درصد)

بیشترین درآمد ماکروسافت از آفیس است (۲۸ درصد)

بیشترین درآمد آمازون از فروش محصول است (۷۲ درصد)

بیشترین درآمد فیس‌بوک از تبلیغات است (۹۷ درصد)

.

مطالب مرتبط با مدل درآمدی:

در آینده هر شرکتی یک شرکت تبلیغاتی خواهد بود

روش های کسب درآمد از محتوای دیجیتال (بخش اول)

روش های کسب درآمد از محتوای دیجیتال (بخش دوم)

.

مطالب مرتبط با اقتصاد دیجیتال:

نامه گذار به ترامپ و نکاتی در مورد تکنولوژی

پول تو IT است

پلتفرم‌ های دیجیتال شهرها را ناپدید می‌کند

.

چرا شرکت‌های نرم‌افزاری دکمه خروج را پنهان می‌کنند؟

عادت دارم بعد از استفاده از اینستاگرام از Sign out کنم ولی برای خارج شدن باید چند کلیک کنم.

سوال: چرا دکمه خروج در صفحه اصلی برنامه قرار ندارد؟

اگر به بعضی نرم‌افزارها دقت کنیم طوری طراحی شده‌اند که ورود آسان ولی خروج از آن بسیار سخت باشد.

همان اینستاگرام را در نظر داشته باشیم. من الان در صفحه اصلی آن در نسخه تحت وب هستم. قصد دارم از آن خارج شوم.

  ۵ بار باید کلیک کنم و به ۳ صفحه جدید منتقل بروم تا در نهایت از نرم افزار بیرون بیایم.

ولی برعکس برای ورود ۲ کلیک کافی است و به هیچ صفحه‌ای جدیدی وارد نمی‌شوم

 

 

یا نرم افزار Dropbox را در نظر بگیریم. اگر روی آیکن Dropbox کلیک کنیم دکمه خروج یا Exit وجود ندارد. باید دو بار کلیک کنید تا دکمه Exit ظاهر شود و با سه کلیک از نرم افزار خارج می‌شوید.

 

 

یا  تلگرام، اگر آن را ببندید همچنان روی کامپیوتر در حال اجراست و آیکن آن تسک بار فعال است.

در تلگرام نسخه موبایل به طور متوسط باید ۵ بار کلیک کنید تا از نرم افزار خارج شوید.

 

 

یاد نرخ پرش در سایت افتادم. همانطور که هر بازاریابی دوست دارند وقتی کاربران به صفحه اصلی می‌رسند کلیک‌های بیشتر انجام دهند و صفحات عمیق‌تری را مشاهده کنند طراحان نرم‌افزارها هم علاقه‌مندند کاربران قبل از رسیدن به دکمه خروج چند صفحه و کلیک اضافی انجام دهند.

 

تعداد مراحل برای خروج از نرم‌افزارهای مختلف

تعداد کلیک (یا اسکرول) برای خارج شدن کامل از نرم افزارتعداد صفحات جدیدی که ظاهر می‌شود تا خارج شوید. (غیر از صفحه اصلی)
تلگرام نسخه ویندوز۵۳
تلگرام نسخه موبایل۵۴
دراب باکس نسخه ویندوز۳۱
اینستاگرام نسخه  وب۳۲
اینستاگرام نسخه موبایل۴۳
گوگل پلیامکان خروج نیست
توئیتر نسخه وب۲۲
یوتیوب نسخه وب۲۱

 

آنقدر از کتاب قلاب یادم هست یکی از ترفندهای طراحی نرم افزار و طراحی سایتٰ، سهل و آسان کردن ورود کاربر است.

مثلاً استفاده از دکمه ثبت نام با گوگل یا ثبت نام با فیس‌بوک که در صفحه ورود بسیاری از سایت‌ها نمایش داده می‌شود. تا کاربر با یک یا دو کلیک وارد سایت شود.

 

 

شاید به نظر برسد که آسان کردن مراحل ورود برای راحتی کاربران است ولی اگر واقعاً نیت خیر وجود دارد چرا خروج آسان نیست؟ این مساله نشان می‌دهد شرکت‌های مثل فیس‌بوک تمام تلاش خود را می‌کنند که کاربر از محیط آن‌ها خارج نشوند.

 

مطالب مرتبط با نقد شبکه‌های اجتماعی:

شبکه‌های اجتماعی بهشتی با دیوارهای بلند

shadow work و فلافلی‌های دره سیلیکون ولی

زاکربرگ‌ها  سیستروم‌ها و لری پیج‌ها  فرعونان عصر جدید

عطش شرکت‌های تکنولوژی برای جمع آوری اطلاعات

 

مطالب مرتبط با طراحی رفتار:

از دو پنجره به دنیای اینترنت نگاه کنیم

اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی؟ چند راه حل من درآوردی برای مقابله با آن

 

کارخانه‌‌ی فالوورسازی

روزنامه نیویورک تایمز اخیراً در یک نوشته‌ی جالب و افشاگرانه The Follower Factory به خرید فالوور و لایک توسط افراد مشهور مثل بازیگران، سیاستمداران، مدیران و ورزشکاران پرداخته است.

 

 

از آنجا که خودم به موضوعات این چینی علاقه دارم و قبلاً هم به مورد مشابه بازیگران ایرانی اشاره کرده بودم وقت گذاشتم و مقاله را خواندم. در استراتژی محتوا این نوع نوشته‌ها را محتوای بلند یا LongForm Content نام‌گذاری می‌کنند.

از خود محتوای مقاله بگذریم طراحی و ظاهر محتوا و اینتراکتیو بودن برای بازاریابان محتوا آموزنده است. نشان می‌دهد چقدر فضای وب ظرفیت دارد و نباید نوشته‌های سایت یا وبلاگ را در قالب قدیمی کتابی سیاه و سفید محدود بدانیم. حتماٌ اگر مطلب را هم نخواندید یکبار شده تا آخر اسکرول کنید خلاقیت جالبی دارد.

چند نکته:

نوشته توضیح می‌دهد که سایتی با نام Devumi بالغ بر ۲۰۰ میلیون فالوو در ۶ سال به ۳۹ هزار مشتری از جمله‌ سلبریتی‌ها فروخته و گرداننده آن به نام Calas مبلغ حدود ۶ میلیون دلار از طریق آن فروش داشته.

به راه‌های تقلب در شبکه‌های اجتماعی اشاره کرده که ربات‌ها با کپی کردن پروفایل افراد واقعی و ساختن پروفایل جعلی از روی آن ده‌ هزار پروفایل قلابی ایجاد کرده‌اند.

 

 

جالب  اینکه شبکه‌های اجتماعی مثل تویئتر خیلی هم از مساله پروفایل‌ و فالوورهای جعلی ناخشنود نیستند از این جهت که باعث می‌شود تعداد کل اعضای  شبکه‌ها بیشتر به نظر برسد و این برای تویئتر که در رقابت با فیسبوک و اسنپ‌چت عقب افتاده مفید  است.

نویسندگان  مقاله با بررسی الگوی افزایش فالوو برای پروفایل افراد پی بردند که آیا خرید فالوور اتفاق افتاده یا نه

 

 

محتوای تایم لاین در استراتژی محتوا (همراه با ۱۳ مثال)

با محتوای Timeline برای اولین بار در وبمایندست آشنا شدم. برندها می‌توانند در استراتژی محتوای خود از محتوای Timeline استفاده کنند. شاید اگر به Timeline محتوای تکاملی هم بگوییم بی‌راه نباشد. به نظرم هر تصویر و ویدیو که این روزها می‌بینیم و در آن تغییر یک محصول یا برند یا پدیده طی چند سال نشان داده می‌شود به نحویی در دسته بندی محتوای تکاملی قرار می‌گیرند. مثلاً فرض کنید کسی تولید کننده دوچرخه است سعی می‌کند یک ویدیو از تاریخچه تکامل دوچرخه در ایران یا جهان تولید کند. شاید چیزی مثل ویدیو:

 

ویدیو تکامل دوچرخه دانلود

 

یا مثلاً من قبلاً در وبلاگ خودم تلاش کردم تغییر و تحول موبایل را به تصویر بکشم که نتیجه این شد:

 

وقتی به عنوان استراتژیست محتوا فعالیت می‌کنیم بهتر است از محتوای تکاملی در پورتفولیو محتوایی خودمان استفاده کنیم. چون از طرف دیگر این نوع محتوا پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به محتوای وایرال یا ویروسی دارد

من خودم بارها دیدم برندهای مشهور از این تکنیک برای تولید محتوا و ساخت کلیپ‌های تبلیغاتی استفاده می‌کنند. مثلاً چند سال پیش کلیپی دیدم از یک شرکت سازنده دوربین که سیر تحول دوربین‌های خود را به تصویر کشیده بود. خیلی جالب بود ولی الان هر چه گشتم پیدا نکردم. می‌توان با جستجوی کلمه “تکامل” در آپارات یا کلماتی مثل timeline  یا history of  یا evaluation of در یوتیوب به این دست از کلیپ های رسید. من خودم گشتم و چند مورد پیدا کردم شاید شما هم بخواهید به آن‌ها نگاهی بیندازید.

 

۷۵ سال تکامل برند جیپ JEEP – دو دقیقه

دانلود

 

 

سیر تکامل برند آزرا – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل فولکس واگن گلف – دو دقیقه (این ماشین چون خودم دوست دارم کلیپش گذاشتم 🙂 )

دانلود

 

 

سیر تکامل برند AEG تولیدکننده وسایل الکتریکی – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل ویندوز – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل سیستم عامل مکینتاش اپل – دو دقیقه

دانلود

 

تکامل پخش‌کننده های موسیقی – دو دقیقه

دانلود

 

 

سیر تکامل لپ تاپ های مک بوک شرکت اپل – یک دقیقه

دانلود

 

 

تکامل یوتیوب – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل فیس بوک ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۶ – چهار دقیقه

دانلود

 

تکامل یافتن تلفن در صد سال گذشته (۱۹۱۰-۲۰۱۰)

دانلود

 

 

تاریخچه نوکیا (۱۹۹۲-۲۰۱۷) – دو دقیقه

 

 

تکامل تلویزیون ۱۹۲۸ تا ۲۰۱۷ – یک دقیقه

دانلود

 

آیا همه باید اپلیکیشن بزنند؟ چالش داشتن یا نداشتن اپلیکیشن برای کسب و کارها

– تصمیم گرفتید برای کسب و کار خود اپلیکیشن طراحی کنید؟

– به نظرتان مشتریان به اپلیکیشن شما نیاز دارند؟

–  پول زیادی کنار گذاشتید و قرار است بهترین برنامه نویس را استخدام کنید؟

حرف شما قبول ولی اجازه بدهید کمی به سمت دیگر ماجرا یا واقعیت بازار نگاه کنیم. فرض کنیم بهترین اپلیکشین جهان را از نظر کارایی، زیبایی و سرعت طراحی کنیم ولی آیا کسی از آن استفاده خواهد کرد؟ به بیان دیگر آیا صفحه نمایش کوچک  ظرفیت این همه اپلیکیشن را دارد که هر روز در دنیا ارائه می‌شوند؟ شواهد نشان می‌دهد بیشتر اپلیکیشن‌هایی که توسط کسب کارها  و استارت آپ‌ها ساخته می‌شود توسط کاربران نادیده گرفته می‌شود.

اجازه بدهید نگاهی به آمار بیاندازیم.

مردم اپ جدید نصب نمی‌کنند

نمودار زیر نشان می‌دهد اکثریت مردم در ماه هیچ اپلیکیشن جدیدی نصب نمی‌کنند.

 

نمودار نشان می‌دهد حدود ۵۱ درصد از مردم  هیچ اپ جدیدی را در ماه نصب نمی‌کنند. تنها ۱۳ درصد یک اپ جدید و ۱۱ درصد ۲ اپ جدید در ماه نصب می‌کنند.

 

۶۴ درصد افراد در ماه “زیر یک اپلیکیشن” نصب می‌کنند. پس چون هر ماه حدود ۶۰ هزار اپ جدید به بازار معرفی می‌شود احتمال اینکه اپلیکشین جدید شما نصب شود بسیار بسیار ضعیف است

 

بیشتر  وقت مردم در اپلیکیشن های مشهور می‌گذرد

اگر فرض محال اپلیکشین شما به نحوی وارد گوشی کاربران شود تا زمانی که جزو ۱۰ اپ برتر نباشید احتمال وقت گذاشتن کاربران تقریباً صفر است. نمودار زیر نشان می‌دهد مجموع وقتی که کاربران روی اپلیکشین های ۱۱ تا ۹۹ ام می‌گذراند جمعاً ۴ درصد است. یعنی اگر شما جزو ۱۰ اپلیکیشن اول نباشید عملاً زیر نیم درصد کاربر روی آن وقت می گذراند.

 

مقدار وقتی که کاربران موبایل و تبلت روی اپلیکیشن های برتر می‌گذارند. زنگ قرمز مربوط به تبلت و رنگ آبی مربوط به موبایل است. کاربران نصف وقت خود را روی تنها روی اپلیکشین برتر #۱ می‌گذارند. این عدد برای تبلت حدود ۶۵ درصد است. اپلیکیشن های یازدهم به بعد جمعاً ۴ درصد وقت کاربران را به خود اختصاص می‌دهد. با فرض وجود ۲۵ اپ روی هر موبایل و ۱۰۰ دقیقه وقتی که هر روز کاربر به طور متوسط روی اپ ها صرف می‌کند عملاً به هر اپ بعد از رتبه ۱۱ “تنها ۱۵ ثانیه” می‌رسد.

همانطور که می‌بیند ۸۰ درصد وقت کاربران روی ۳ اپ برتر می‌گذرد. که مطمئنا در کنار غول‌های تکنولوژی شما جزو آن‌ها نخواهید بود.

 

قانون هشتاد بیست

شاید بتوان با قانون ۲۰ ۸۰ این مساله را تفسیر کرد. آمارها نشان می‌دهد که هر کاربر بطور متوسط در ماه از ۳۰ نرم افزار استفاده می‌کند و از طرفی قانون بیست هشتاد می‌گوید ۸۰ درصد وقت کاربران روی ۲۰ درصد این اپ ها خواهد بود. چون ۲۰ درصد ۳۰ اپ می‌شود ۶ اپ.

یعنی قانون بیست هشتاد می‌گوید ۸۰ درصد وقت کاربر تنها روی ۶ اپ خواهد بود.

 

۱۰ اپلیکیشن برتر 

حال که از ۱۰ اپلیکشین برتر صحبت رانده شد ببینم نام آن‌ها چیست.

۱۰ اپلیکیشنی که مردم آمریکا بیشتر از آن استفاده می‌کنند. همانطور که می‌بینید ۸۰ درصد آن‌ها متعلق به شرکت‌های فیسبوک و گوگل است.

 

همانطور که می‌بیند بیشتر اپ ها متعلق به شرکت های فیس بوک و گوگل هستند (البته در آمریکا) گفتیم تقریباً صد در صد وقت کاربران روی ۱۰ اپلیکشین برتر می‌گذرد. به همین خاطر یک استراتژی می‌تواند این باشد که به جای نوشتن یک اپلیکیشن مستقل bot درون برنامه‌ی طراحی کنیم مثل ربات برای فیس بوک مسنجر یا تلگرام.

 

گروه بندی اپلیکیشن‌ها

از طرفی ۶۰ درصد وقت کاربران روی شبکه های اجتماعی موسیقی ویدیو و بازی صرف می‌شود. اگر اپ شما خارج از این دسته بندی است پس باید بیشتر دقت کنید.

هر دسته‌بندی چقدر وقت کاربران را می‌گیرد. نمودار نشان می‌دهد مردم هفتاد درصد وقت خود را روی شبکه ‌های اجتماعی، موسیقی، ویدیو، بازی، عکس و پیام رسان هاصرف می‌کنند.

 

افزایش استفاده مردم از اپ های موبایل

ولی خبرها خوبی هم هست. آمارها نشان می‌دهد مصرف اپ های موبایل در سال ۲۰۱۷ نسبت به ۲۰۱۶ بیست و پنج درصد افزایش یافته است که و به رقم حیرت انگیز ۲۰۰ میلیارد ساعت در سه ماه اول ۲۰۱۷ رسیده است. (چه بازار خوبی!)

مصرف مردم از موبایل نسبت به سال قبل ۲۵ درصد افزایش پیدا کرده است

 

از طرفی مصرف روزانه کاربران از اپلکیشن های موبایل حدود ۲ الی ۳ ساعت است که این آمار هم در حال افزایش است.

 

مقدار مصرف “روزانه” مردم کشورهای مختلف از اپ های موبایل. (برای سالهای ۲۰۱۵ ۲۰۱۶ ۲۰۱۷) همانطور که مشاهده می‌کنیم مردم کره جنوبی هر روز بیش از ۳ ساعت از موبایل خود استفاده می‌کنند و این مقدار نسبت به سه سال گذشته افزایش پیدا کرده است.

 

نتیجه گیری

با توجه به آمار تلخ و شیرین بالا به نظر می‌رسد اپلیکیشن هایی که بازار گسترده و مصرف عمومی را هدف گرفته‌اند (مثل سوشال مدیا) احتمال شکست آن‌ها بسیار زیاد است.

اما از طرفی چون مصرف موبایل در حال افزایش است اگر کسب و کار ما قرار است یک نیاز خاص را مرتفع کند یا یک بازار گوشه‌ی یا نیش را هدف گرفتیم شاید بتوان به موفقیت آن همچنان امیدوار بود.

 

منابع:

گزارش appannie.com از مصرف موبایل در کشورهای مختلف به زبان انگلیسی

گزارش comscore.com از اپل موبایل در آمریکا سال ۲۰۱۷ به زبان انگلیسی