آیا کسب و کار کوچکِ ما بهبود حاشیه‌یِ یک کسب و کار بزرگ‌تر است؟

کلیک تحویل یک اپلکیشین سفارش غذا در شهر ما است.

تعدادی از جوانهای شهر آن را طراحی کرده‌اند. من یکبار هم از آن غذا سفارش دادم.

ولی متاسفم.

این کسب و کار چند ماه دیگر وجود خارجی نخواهد داشت. چرا؟

چون احتمالاً اپلیکشین‌های مشابه مثل اسنپ فود وارد شهر خواهند شد و استارت‌آپ کوچک را کنار خواهند زد.

این واقعیت روزگار ما (سیستم سرمایه‌داری) و دنیای دیجیتال است.

گسترش اپلیکیشن به شهر جدید بعضاً نه تنها در حد عوض کردن چند کد برنامه نویسی هست بلکه شاید فقط اضافه کردن یک شهر به لیست اسامی باشد. همان بلایی که بر سر بسیاری از تاکسی‌های اینترنتی محلی مشهد یا تبریز و شهرهای بزرگ افتاد. وقتی که اسنپ یا تپسی وارد آن شهر شدند.

این وضعیت حتی برای فروشگاه‌های اینترنتی کالا هم مصداق دارد. به نظرم دیجی‌کالا در ایران یا آمازون در آمریکا در حال بلعیدن کسب و کارهای کوچک هستند.

من فکر می‌کنم (اگر تنها هستیم و منابع محدود داریم) هر نوع راه‌اندازی فروشگاه اینترنتی کالا اشتباه مطلق است.

دوره فروش کالا به صورت اینترنتی تمام شده. دوره، دوره پلتفرم‌ها است.

 چرا باید یک بلندگو و علم جدید برداریم؟

الان تقریباً هر کالایی را در گوگل سرچ کنید در اکثر موارد سایت دیجی‌کالا و فروشگاه‌های بزرگ در صفحه اول هستند. و چون مساله اعتماد در خرید کالا خیلی مهم است بیشتر مردم ترجیح می‌دهند از فروشگاه‌ها معروف خرید می‌کنند تا سایت‌های گمنام.

وقتی سایتی یا فروشگاه مثل دیجی‌کالا یا آمازون ده‌‌ها هزار یا صدهاهزار کالا روی پلتفرم خود می‌فروشد اضافه کردن یک کالا یا محصول زمان و انرژی کمی خواهد خواست. آمازون یا دیجی‌کالا زیرساخت نرم‌افزاری و حمل و نقلی دارند پس می‌توانند بلافاصله آن کالا را به پورتفولیو خودش اضافه کند.

حتی در گوگل و سئو و تولید محتوا هم این مساله مصداق دارد اگر سایت کوچک با یک سایت بزرگ در یک صنعت رقابت می‌کند آن شرکت بزرگتر می‌تواند در عرض چندماه محتوا تولید کند و با شما رقابت کند. از طرفی چون برند مشهوری هست شاید گوگل هم در نتایج آن را بالاتر نشان دهد.

منظورم از این حرفا این بود که اگر قصد راه‌اندازی یک کسب و کار جدید را داریم روی این مساله فکر کنیم که آیا کسب و کار ما بهبود حاشیه‌ای یک کسب و کار بزرگ است یا یک جهش در نوع خودش است؟

آیا ممکن است در آینده با آن بازیگر بزرگ  وارد رقابت شویم؟

اگر آن رقیب بخواهد همان محصول یا خدمتی که شما ارائه می‌دهید را ارائه دهد ما چه کار خواهیم کرد؟

زدن یک کسب و کار مثل رشد دادن یک بوته گل در جنگل است. موظب باشیم زیر لگدمال فیل‌ها و کرگدن‌ها له نشود.

مطلب مرتبط: قانون ۱۰ برابر برای کسب و کارها

.

چطور تاریخ انتشار یک مطلب در وب را پیدا کنیم؟

در حال گشت و گذار در اینترنت هستید به مطلبی برمی‌خورید دوست دارید بدانید چه زمانی منتشر شده است؟

با استفاده از اپراتور site نوشته‌های ایندکس شده سایت رقیب را بررسی می‌کنید ولی زمان انتشار آن درج نشده است.

روش اول استفاده از سورس کد صفحه:  بهترین روش نگاه کردن به سورس کد صفحه است. اگر سیستم مدیریت محتوا سایت از نوع وردپرس و افزونه Yoast روی آن نصب باشد می‌شود دقیقاً‌ زمان انتشار مطلب را پیدا کرد.

پست بعدی: سورس کد چیست؟

کافی است روی صفحه کلید راست کنید و روی view page source کلیک کنید.

.

 

در صفحه جدید Ctrl + F بگیرید و دنبال time بگردید:

.

افزونه Yoast نشان می‌دهد این مطلب در سال ۹۴ منتشر شده و در مرداد ۹۷ ویرایش شده است.

ترفند ساده دیگر هم وجود دارد و آن استفاده از خود گوگل (یا کش گوگل) است.

استفاده از گوگل: کافی است عیناً تیتر نوشته را در گوگل جستجو کنید و زمان جستجو را محدود کنید.

مثلاً من مقاله معرفی چند سایت برای جملات کوتاه انگلیسی را پیدا کردم. می‌خواهم بدانم کی منتشر شده است. البته به میلادی.

 

 


 

همانطور که می‌بینیم مطلب در ۱۳  آگوست ۲۰۱۸ یا ۲۲ مرداد ۹۷ منتشر یا (بازمنتشر) شده است.

استفاده از کش گوگل: کافی است روی دکمه cache کنار نتایج جستجو کلیک کنیم.

منبع:  Search Engine Land

منبعِ درآمدی شرکت‌هایِ بزرگ تکنولوژی

“گوگل یک موتور جستجو نیست. گوگل یک شرکت تبلیغاتی است”

این جمله‌ از پیتر ثیل نقل شده است. ولی این حرف بیراه هم نیست. بسیاری از شرکت‌های تکنولوژی مثل گوگل و فیسبوک که شعارهای زیبا می‌دهند و ماموریت‌های خیرانه برای خود تعریف می‌کنند عملاً شرکت‌ تبلیغاتی‌ند.

یکی از ترفندها در حوزه‌ی تکنولوژی این است که شرکت خود را در یک دسته‌بندی دیگر جای می‌زند تا کمتر مورد انتقاد قرار بگیرید. مثلاً گوگل نام خود را به آلفابت تغییر داد تا دیگران فکر کنند که این شرکت فقط یک موتوریِ جستجویِ انحصاری نیست و جستجو تنها بخشی این فعالیت‌های این غول فناوری است.

اگر می‌بینیم شرکت‌هایی مثل گوگل محصولات رایگان تولید می‌کند و فعالیت‌های انسان‌دوستانه، تحقیقات علمی و پروژه‌های تحقیق و توسعه مثل کالیکو انجام می‌دهد از همین پول تبلیغاتی است که در قالب گوگل ادوردز یا از ما می‌گیرد. وگرنه گوگل از سرراه پول نیاورده که روی پروژه‌های بلند پروازانه خودش هزینه کند. درآمد گوگل فقط از تبلیغات در ایران سالانه  ۴۰۰ میلیارد  است. جالب اینکه گوگل، کشور ایران را تحریم کرده ولی این مقدار پول در دوران ممنوعیت به جیب گوگل می‌رود.

 اینفوگرافی زیر منبع درآمد شرکت‌های بزرگ تکنولوژی جهان یعنی فیس‌بوک، آمازون، میکروسافت، گوگل و اپل که اصطلاحاً FAMGA مخفف  (Facebook, Apple, Microsoft, Google and Amazon) نامیده می‌شوند را نشان می‌دهد.

 

منبع درآمدی شرکت‌های بزرگ تکنولوژی. سهم تبلیغات در شرکت‌هایی که بخش فیزیکی کوچکتری دارند بیشتر است. برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید.

 

منبع: business insider

همانطور که می‌ببینیم

بیشترین درآمد گوگل از تبلیغات است (۸۸ درصد)

بیشترین اپل از فروش آیفون است (۶۳ درصد)

بیشترین درآمد ماکروسافت از آفیس است (۲۸ درصد)

بیشترین درآمد آمازون از فروش محصول است (۷۲ درصد)

بیشترین درآمد فیس‌بوک از تبلیغات است (۹۷ درصد)

.

مطالب مرتبط با مدل درآمدی:

در آینده هر شرکتی یک شرکت تبلیغاتی خواهد بود

روش های کسب درآمد از محتوای دیجیتال (بخش اول)

روش های کسب درآمد از محتوای دیجیتال (بخش دوم)

.

مطالب مرتبط با اقتصاد دیجیتال:

نامه گذار به ترامپ و نکاتی در مورد تکنولوژی

پول تو IT است

پلتفرم‌ های دیجیتال شهرها را ناپدید می‌کند

.

افزونه‌یِ برای تغییر دادن محل جستجو در گوگل

همانطور که می‌دانیم  نتایج گوگل براساس سلیقه و محل زندگی کاربران تغییر می‌کند.

مثلاً عبارت News را جستجو کنید. اگر در ایران باشید ممکن است گوگل،  پرس‌تی‌وی (presstv.com) و ایسنای انگلیسی (en.isna.ir) را نشان دهد و اگر در آمریکا باشید سایت‌های ABC یا فاکس نیوز.

 

عبارت یکسان ولی نتایج متفاوت (منبع عکس)

 

یا به دنبال یک شرکت حمل بار باشید. با جستجو کردن عبارت باربری، شرکت‌هایی که در شهر شما و نزدیک محل زندگی شما هستند نشان داده می‌شود.

مثلاً مطلبی نوشته شده با عنوان وانت بار زنجان.

وقتی کاربر در شهر زنجان عبارت “وانت بار” را جستجو می‌کند به صورت اتوماتیک گوگل این صفحه را اول به کاربر نشان می‌دهد.

اینجا در کوئری، کاربر به شهر اشاره نکرده ولی گوگل با روش‌های مختلف می‌داند کاربر از چه شهری جستجو کرده و تشخیص می‌دهد این مطلبی به درد او می‌خورد.

اگرچه این مساله موجب راحتی کاربران هست ولی برای سئوکارها دردسر است. چون شهری که مشتریان زندگی می‌کند با شهری که مدیرسایت زندگی می‌کند متفاوت است. الان سایت‌هایی هستند که برای تهران مطلب تولید می‌کنند ولی خودشان در شهرستان هستند.

نتایجی که گوگل به کاربر تهرانی نشان می‌دهد بعضاً متفاوت با کاربری است که در کرج زندگی می‌کند.

این ممکن است خطا ایجاد کند.

برای حل این مشکل من از افزونه Manual Geolocation  کروم استفاده می‌کنم. برای فایرفاکس افزونه Location Guard موجود است. البته من امتحان نکردم.

در این افزونه‌ها به صورت فیک و قلابی به مرورگر مختصات داده می‌شود و گوگل براساس آن شهر نتایج جستجو را اختصاصی می‌کند.

چون خدمات سایت ما برای شهر تهران است من مختصات مرکز تهران یعنی یوسف آباد را به افزونه دادم.

 

 

بعد از جستجو کردن می‌توانم با زدن دکمه Use Precise Location محل جستجوی را به یو‌سف‌آباد تهران تغییر یافت.

 

 

شهری که بازار هدف در آن قرار دارد مهم است. اگر روی سایت انگلیسی زبان کار می‌کنید این نقطه حتی می‌تواند خارج از ایران باشد.

برای جستجوی موبایل فعلاً من راه‌حل یا افزونه‌ای پیدا نکردم. اگر شما پیشنهادی دارید خوشحال می‌شوم در بخش کامنت‌ها اشاره کنید.

حداقل کار، مسدود کردن دسترسی مروگر کروم به Location گوشی است. ویدیو زیر به مدت یک دقیقه نشان می‌دهد:

 

مطالب مرتبط با Location

گوکل چطور مکان شما را تشخیص می‌دهد؟

گوگل چطور ترافیک تهران را نشان می‌دهد؟

 

کهنه‌پرستی در استراتژی محتوا

همیشه رسم بر ان بوده  که هر وقت ابزار یا شبکه اجتماعی جدید وارد بازار می‌شود کسب و کارها دوست دارند زود و سریع در آن حضور داشته باشند. مثلاً اگر به برندها نگاه کنیم تصویر زیر برای ما آشنا است. برندی که تلاش کرده در همه‌ی کانال‌های ممکن حضور و فعالیت داشته باشد:

 

 

ولی سوال این است که آیا جدید بودن و نو بودن یک روش یا ابزار دیجیتال به معنی اثربخش بودن آن است؟ آیا اثربخشی شبکه‌های اجتماعی مثل تلگرام بیشتر است یا وبلاگ نویسی؟ آیا محتوای تصویری که در اینستاگرام منتشر می‌کنیم روی فروش تاثیر دارد یا کتابچه‌ Pdfی که در مورد مزایای محصول تهیه می‌کنیم؟

درست است که تکنولوژی سایت و کتاب خیلی قدیمی‌تر از اینستاگرام یا تلگرام است ولی نباید فکر کنیم ابزار کهنه به معنای اثرگذاری کمتر است. شاید وبلاگ نویسی از تمام فعالیت‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی می‌کنیم بهتر و اثربخش تر باشد.

شاید محتوایی که در سایت قرار می‌دهیم خیلی بیشتر مشتری از گوگل جذب کند تا انواع و اقسام محتوایی که در تلگرام یا اینستاگرام می‌گذاریم. در بازاریابی محتوا شاید کهنه‌پرستی و کهنه‌گرایی برخلاف جاهای دیگر تصمیمی منطقی و قابل دفاع باشد

محتوای تایم لاین در استراتژی محتوا (همراه با ۱۳ مثال)

با محتوای Timeline برای اولین بار در وبمایندست آشنا شدم. برندها می‌توانند در استراتژی محتوای خود از محتوای Timeline استفاده کنند. شاید اگر به Timeline محتوای تکاملی هم بگوییم بی‌راه نباشد. به نظرم هر تصویر و ویدیو که این روزها می‌بینیم و در آن تغییر یک محصول یا برند یا پدیده طی چند سال نشان داده می‌شود به نحویی در دسته بندی محتوای تکاملی قرار می‌گیرند. مثلاً فرض کنید کسی تولید کننده دوچرخه است سعی می‌کند یک ویدیو از تاریخچه تکامل دوچرخه در ایران یا جهان تولید کند. شاید چیزی مثل ویدیو:

 

ویدیو تکامل دوچرخه دانلود

 

یا مثلاً من قبلاً در وبلاگ خودم تلاش کردم تغییر و تحول موبایل را به تصویر بکشم که نتیجه این شد:

 

وقتی به عنوان استراتژیست محتوا فعالیت می‌کنیم بهتر است از محتوای تکاملی در پورتفولیو محتوایی خودمان استفاده کنیم. چون از طرف دیگر این نوع محتوا پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به محتوای وایرال یا ویروسی دارد

من خودم بارها دیدم برندهای مشهور از این تکنیک برای تولید محتوا و ساخت کلیپ‌های تبلیغاتی استفاده می‌کنند. مثلاً چند سال پیش کلیپی دیدم از یک شرکت سازنده دوربین که سیر تحول دوربین‌های خود را به تصویر کشیده بود. خیلی جالب بود ولی الان هر چه گشتم پیدا نکردم. می‌توان با جستجوی کلمه “تکامل” در آپارات یا کلماتی مثل timeline  یا history of  یا evaluation of در یوتیوب به این دست از کلیپ های رسید. من خودم گشتم و چند مورد پیدا کردم شاید شما هم بخواهید به آن‌ها نگاهی بیندازید.

 

۷۵ سال تکامل برند جیپ JEEP – دو دقیقه

دانلود

 

 

سیر تکامل برند آزرا – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل فولکس واگن گلف – دو دقیقه (این ماشین چون خودم دوست دارم کلیپش گذاشتم 🙂 )

دانلود

 

 

سیر تکامل برند AEG تولیدکننده وسایل الکتریکی – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل ویندوز – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل سیستم عامل مکینتاش اپل – دو دقیقه

دانلود

 

تکامل پخش‌کننده های موسیقی – دو دقیقه

دانلود

 

 

سیر تکامل لپ تاپ های مک بوک شرکت اپل – یک دقیقه

دانلود

 

 

تکامل یوتیوب – دو دقیقه

دانلود

 

 

تکامل فیس بوک ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۶ – چهار دقیقه

دانلود

 

تکامل یافتن تلفن در صد سال گذشته (۱۹۱۰-۲۰۱۰)

دانلود

 

 

تاریخچه نوکیا (۱۹۹۲-۲۰۱۷) – دو دقیقه

 

 

تکامل تلویزیون ۱۹۲۸ تا ۲۰۱۷ – یک دقیقه

دانلود

 

به جای آموزش یک مهارت از خود مهارت درآمد کسب کنیم

وقتی به مواردی مانند تصویر زیر می‌رسم با خودم می‌پرسم:

– کسی که از مهارت خود می‌تواند کسب درآمد کند، آموزش آن مهارت را به دیگران می‌فروشد؟

– وقتی می‌توانم دانش خود را به پول تبدیل کنم چرا باید با آموزش دادن آن به دیگران پول به دست بیاورم؟

– اگر من چیزی بلد باشم باید آنقدر سرم پروژه ریخته باشد که اصلاً وقت نکنم سر کلاس فیزیکی بروم

– اگر من به مهارتی بسیار تسلط داشته باشم به جای گذراندن ۶ ساعت وقت برای رفت و برگشت به کلاس درس همان را برای انجام یک پروژه پولساز خرج می‌کنم.

– اگر من راز و رمز ثروت را می‌دانم چه مرضی دارم آن را جار بزنم که همه مردم بدانند؟ اصلاً اگر من ثروتمند هستم چرا باید به مردم التماس کنم که “در دوره من شرکت کنید و چندر غاز پول بدهید”؟

– اگر من رمز اول شدن در گوگل را کشف کردم چرا باید آن‌را طوری اعلام کنم که همه رقبایم بدانند؟

پس یک جای کار می‌لنگد، شاید چیزی که آموزش می‌دهم فقط به درد گوش دادن می‌خورد و بس

 

 

مطلب مرتبط: کسی که هیج کاری بلد نیست میشه معلم